Home آثار باستانی و ارزش های تاریخی تات ها چه کسانی بودند؟

تات ها چه کسانی بودند؟

تاتها

انسانها در طول تاریخ گاه بی آب و خوراک و بی سر پناه زیسته اند ولی هیچ انسان بافرهنگی هرگز حتی یکروز بدون ادبیات زندگی نکرده است منظور از ادبیات به معنی گسترده آن است. یعنی همه آنچه که در حوزه علوم انسانی قرار می گیرد اعم از آنچه کتبی و شفاهی است می باشد و فرهنگ مقدم بر آن، اما منظور از انسان با فرهنگ به معنی متعارف آن یعنی باســوادان و تحصیل کـرده ها نمی باشند، زیرا نخستین انسانهایی که گرد هم آمدند و سخن را آغازکردند و به تامل و تفکر درباره اشیاء و پدیده های پیرامون خود پرداختنـد برخـوردار از فرهنگ بوده اند و نطفه ادبیـات نیز از واکنش های فکری و ذوقی بسیار ساده و ابتدائی آنها، از همان زمان بسته شد و به صورت رشته روابط ، و آینه درک خویشتن مادی آنان ،با جهان گسترده مه آلود زندگی گردید. از این رو هیچ قومی یا طایفــه ای را نمی توان یافـت که نشود برایشان ادبیات و یا تاریخچه ای خاص ادبیات قایل شد، ممکن است ادبیـــــــات یک قوم مکتوب و درمرحله ای از پیشرفت باشد و ادبیات قومی دیگر ساده و شفاهی و یا در آغاز مرحله ورود به حوزه خاص و کتابت باشد.

تاتها نیز اقوامی ایرانی هستند که با وجود داشتن تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله ادبیات شفاهی و بسیار غنی برخوردارند ولی تاریخچـــه ادبیات مکتوبشان بسیار جوان و ادبیات منظوم خاص آنهامدت نسبتاً کوتاهی است که به منصه ظهور رسیده است.

حوزه ادبیات تات با در نظر گرفتن اشعار پراکنده، صده هشتم هجری قمری می باشد که بر جای مانده است و دارای سابقه طولانی است . اما تاریخ آغاز جدید آن به دوره پس از وقوع انقلاب ۱۹۱۷ روسیه میرسد . که اشعار و نمایشنامه های م. بخشی اف متولد۱۹۱۰ و اشعار و داستانهای ده آنتی لوف متولد ۱۹۱۳ گواه این موضوع است تا جایی که نگارنده ادعا دارد به جز قوم کرد که از این بابت وضعیت خاصی دارد دیگر اقوام گوشه و کنارمیهن ما نیز وضعیتی همانند تاتها دارند ازجمله علل آن نیز این است که از صـده پنجـم تا اواسـط صده چهاردهم هجری قمری به مدت یکـــهزار سـال سلالــه های تـرک و یـا ایرانیـــــانترک شده ای مانند صفویان در ایران فرمانروایی کرده اند و همه اینها چه آندسته که درباره آنها تکیه گاه فرهنگ و مدنیت ایرانی شده و چه آن دسته که به این مقوله عنایتی ننموده و به نشر زبان خود به طرق مختلف همت گماشته اند، همگی در کوثر ایران و ایرانیت تحلیل رفته اند و آنچه مانده و در جامعه ایرانی ریشه دوانده و سایه گسترده زبان ترکی است.

ورود سلاله های ترک به ایران و حکومت آنها در این کشور، همیشه همراه با مهاجرت گروه انبوهی از تیره ها و طوایف ترک زبان بوده، این گروه ها که اغلب در نیمه شمالی ایران اسکان می یافتند. به لحــاظ برخــورداری از برتـری سیاســی و حقوق اجتماعی ویژه و همچنین داشتــــن تعصب قومی مردمـــان بومی، به زبــان آنـان سخن نمی گفتند این امر بطور کلی یک تقابل و رویارویی زبانی بین ملت ایــران با ملتی بیگانه بود در این رویارویـی، زبان فارسی به لحاظ بهره مندی از یک پشتـوانه سترگ و تاثیر گذار علمی و ادبی به هیچ وجه میدان را برای رقیب خالی نمی کرد . ولی زبانها و گویش های هم خانواده آن که از چنان پشتــوانه و غنای علمی و ادبـــی بی بهـــره بودند و همانند تاتی دایم در تماس و جوشش با ترک زبانان بودند به شدت آسیب دیده و در مقابل زبان بیگانه تدریجاً خانه به خانه از شهری به شهر دیگر، پیوسته گام به عقب برداشتند.

در دوره اسلامی از زمانی که نخستین سنگ بنای ادبیات فارسی گذاشته شد تا امروز، زبان فارسی زبان اکثریت مردم این کشور شاید نبود، ولی زبان رسمی و مظهر ملیت و وحدت ایرانیان بوده و تنها ما با این زبان، اقوام و طوایف پراکنده در ایران بزرگ توانسته ایم با هم تفهیم و تفاهم نماییم.

در حال حاضر در ایران سه زبان وجود دارد که به عنوان زبان شناخته شده اند فارسی، ترکی و عربی است . زیرا بر اثر بروز ظهور لهجه های گوناگون و شاخه شاخه شدنهاست که از پارسی کهن گویش های مختلفی همچون لری، بلوچی، کردی، گیلکی ، تاتی، تالشی و …. زاییده شده و مجدداً از هر یک از آنها لهجه های گوناگون دیگری پدید آمده و می آید که در دراز مدت بطور کلی از اصل خود فاصله گرفته و تاثیر پذیر شده اند و خود تبدیل شده اند به معجــونـی از کلمــات عربـی، ترکـی، انگلیسی و … که بـه مـرور زمـــان بـــه نابودی می گرایند، که عواملی همچون مرور زمان، نبود زبان ادبی، شرایط جغرافیا، روابط با متکلمان زبانهای دیگر ، نیازهای جدید لغوی رسانه های جمعی از جمله تاثیر گذارانی هستند که بر ساختار و کیفیت زبان اثر گذاشته و در آن موجب تغییرات می شوند این تغییرات تدریجاً منجر به تعدد لهجه می شود .

لهجه ها همانند گسیختگی ها در یک سطح شناور از هم فاصله گرفته و به لکه ها و یا جزایر کوچک که با هم همگونی ماهوی دارند تبدیل می شوند و سپس به تدریج تحلیل می روند یا جای خود را به زبان نیرومند دیگری می دهند.

تات نامی است که به بخش گسترده ای ازجامعه ایران بزرگ اطلاق شده است تاتها نه یک قومند و نه یک طایفه و نه یک ایل، بلکه جماعات مختلفی از ایرانی اند که اطلس پراکندگی آنها از داغستان تا شیروان و آذربایجان، قزوین، زنجان، سمنان، خراسان، بجنورد و برخی از روستاهای خط مرزی ترکمنستان را در بر گرفته است .

زبانی که جماعات موسوم به تات به آن سخن می گویند آنچنــان متنوع و متفاوت از هم اســـت که با وجود ایرانی بودن و وجود اشتراک فراوانی که با هم پیدا می کنند بعنوان لهجه های مرتبط بهــم در یک زبـان واحـد قرار نمی گیرند. بطورمثال لهجه ای که تاتهای بخش جرگلان از توابع بجنورد و برخی روستاهای مرزی ترکمنستان به آن سخــن می گویند با لهجــه های تات های تاکستـان و بلوک زهـرا و رامند از یک طرف و یا تاتی اطراف مرند و خلخال و زنجان از طرف دیگر و همه اینها با تاتی قفقاز همانقدر متفاوت است که هر یک از این ها، آن تفاوت را با فارسی و گیلکی و کردی دارند از این رو نام تات با منشاء قومی و زبانی این بخش یا جامعه ایرانی ارتباط ندارد و بی تردید در گذشته های دور، در تمام ایران باستـان نامهای دیگری داشته و از ترکیب قومی و زبانی مختلف قرار داشته اند .

لذا اینکه بررسی تاریخی واژه تات به چند جهت دارای اهمیت است :

۱- بیـانگـر معنای متفاوت تات در ادوار تاریخی گوناگون است .

۲- سیر تاریخی پیشرفت زبان ترکی از غرب به شرق ،بویژه در زمان صفویه و بعد از آن نشان می دهد .

۳- مشخص می کند که زبان تاتی کنونی با لهجه های متفاوت ،زبان مشترک ایالت آذربایجان و ایران بوده است .

۴- بیانگر زیر بنای مشترک زبانهای ایرانی در قلمرو ایران بزرگ است که بقـایـای جزیــره های زبان تاتی آذربایجان و زنجان و مناطق غرب ،گواه آن است .

۵- به معرفــی تاریخـی یکی از اصیل ترین زبانهای ایران می پردازد و علاوه بر معرفی زبان تاتی ،به معرفی مردمی می پردازد که به این زبان سخن می گویند .

لذا اینکـه واژه « تات» از دو منشاء زبانی به مــا رسیده است : یکی زبـــــــان فارســی باستـان ودیگر زبان ترکی . تات در زبان باستان به صورت پسوند استفاده می شده است ،اما تات در زبات ترکی به معنی خارجی یا بیگانه می باشد . پس از حضــور ترکـان در سرزمین های شرق ایران ، به ایرانیان تحت سلطه ترک ها تات گفتند اگر چه با تسلط بیشتر ترک ها تات معنی وسعیتری به خود گرفت .تـا اینکـه در دوره اقتدار تـرک ها در ایران ، معادل ایرانیان شد . اما مردم ایران با استعداد فرهنگی و پیشینه تاریخی ای که داشتنــد معنــی تات را از مفهوم بیگانــه و خارجی به معنی ایرانی و اهل قلم تغییر دادند بطوریکه در دوره صفویه ،جامعه ایران به دو گروه اهل شمشیر (ترک ها ) و اهل قلم (تاتها وتاجیک )تقسیم شده بود.

اگر چه تات و تاجیک و هیئت های متفاوت آن در مورد ایرانیان بکار می رفت ،ولی نمی توان گفت که معنی تات و تاجیک کاملا برابر بوده است . زیرا معنایی که فرهنگ و لغت های ترکی و مفاهیمی که سفرنامه نویسان اروپایی از این دو واژه داده اند و همچنین سکوت فارسی نویسان ایرانی ،در مورد استفاده از واژه تات جملگی شواهد و دلایلی هستند که اندکی تفاوت درمعنی و مفهوم این دو واژه را نشان می دهند و احتمالا واژه تات نسبت به تاجیک از نظر معنی و مفهوم منفی تر بوده است و به همین جهت است که در متـون گذشتـه فارسـی، فقط در پنج مورد از واژه تات استفاده نموده اند . و بطور یقین دو مــورد آن نیــز بخاطـر ضــرورت شعـری بوده است . ولـی واژه تاجیک را بطـور متعـدد و در متــون گوناگون فارسی می توان دید .

به هر حال با سقوط صفویه و به مرور زمان ،این مرزبندی جامعه ایران – تات ها (تاجیک ها) و ترک ها – از بیــن رفت و زبان مـردم هرمنطقه را نیز بنام همان ایالت یا منطقه نامیدند مانند : لری ،گیلکی ،تالشی ،مازندرانی ،کردی ،مشهدی و…. در حالی که زبان شهرهای بزرگ شمال غرب ایران به ترکی تغییر یافته بود ( البته این تغییر زبان بصورت تدریجی و از زمان سلجوقیان تاپایان حکومت صفویه انجام گرفته است ) اما نیم زبانهای شمال غرب ایران که در روستاها و آبادی های پراکنده متداول بود ،به نام زبان تاتی در بعضی مناطق به نام همان روستاها – مثل هرزنی و… خوانده شدند – نویسنده تاریخ ماد در مورد این زبان چنین می نویسد : تاتی مانند تالشی و مازندرانی وگیلکی از بقایای زبان هنداروپایی است که در ابتدا ، زبان ماد شرقی بوده است وبا اینکه در لهجه های مزبور از لحاظ منشاء لغوی سهم فارسی فوق العاده زیاد است . ولی این زبان کاملا مبنا و مایه مادی خود را حفظ کرده است . در این شصت سال اخیر در ایران نیز پژوهش هایی برای شناساندن این زبانهای ایرانی انجام گرفته است و احمد کسروی اولین کسی بود که در این زمینه اقدام نمود . او این نیم زبانهای پراکنده شمال غربی ایران را « آذری » خـوانــد و دیگــران نیــز بنام های تاتــی ، هرزنی ،مادی ، تالشی ، کردی و….. از آن یاد کرده اند.

بنابر این « تات » واژه ای است ترکی ، که در ابتدا به مردم غیر ترک درمناطــق ترک نشین گفته می شد ، سپس به تمام ایرانیـــان اطـــلاق شد . اکنــون نیز به بقایای نیم زبان های غربی ایران عمدتا « تاتی » و به مــردمی که به این زبـــان سخــن می گویند « تات » می نامند .

درجای دیگر پیترودلاواله ، قشون شاه عباس را چنین توصیف می کند:

قشون ایران مرکب از چهار دسته است که به ترتیب اهمیت از پایین ترین آنها یعنی تفنگچیان که شاه چندی پیش به توصیه آنتونی شرلی انگلیسی به تشکیل آن همت گماشت ، شروع می کنم .

تفنگچیان از نژاد اصیل ایرانی هستند که مسکن و ماوای آنها در شهــرها و دهات است ،و چون در تمام سـال حقــوق می گیرند مجبورند هروقت به وجود آنها احتیاج باشد فورا به خدمت حاضر شوند . نجیب زادگان یعنی قزلباش ها وارد این دسته نمی شوند. درحقیقت افراد آن را فقط رعیت ها تشکیل می دهند .به رعیــت لفظ « تات » نیــز اطـلاق می شـود. در فارسی وقتی تات می گویند منظور این است که طرف از طبقه نجبا (قزلباش) نیست . ولی در حقیقت آنان اصیل تر از قزلباشها هستند ، زیرا دسته اخیرالذکر فقط از زمان شاه اسماعیل صوفی به بعد خود را به زور اسلحه تحمیل کرده اند و درحالی که تات ها ایرانـــی الاصل هستنــد و ساکنیــن واقعـــی این سرزمین را تشکیـل می دهند ، و خیلی از بزرگان و ثروتمندان و بعضی میرزاهاو بطــور کلی کسانی که به دلایلی جزء سپاهیان منظم نیستند ویا مشـاغل دباری و دولتی ندارند در طبقه بندی از « تات ها» محسوب می شوند . تفنگچیان نیز جزو همین طبقه « تات » هستند ومعمولا از آبادیها ودهات آمده اند.

درمیان تفنگچیان ،مازندرانی ها خود را ممتاز و مشخص ساخته اند و آنان بودند که دوسال پیش در ارمنستان برخلاف میل شاه از قلعه ایروان دفاع کردند و محمد پاشا سردار ترک را که با دویست و حتی سیصد هزار نفر حمله کرده بود بعد از چند روز جنگ وستیز شکست دادند . عده تفنگچیان قوای ایران فعلا قریب بیست هزار نفر است و چون آنان از « تاتها » هستند تاج قزلباش بر سر ندارند و عمامه ای ساده می بندند .

پیترودلاواله درجای دیگر می نویسد :

امروز اتکای او (شاه عباس ) به تفنگچیان تات ومخصوصا غلامانی است که روز به روز بر قدرتشان اضافه می شود و به مقام های بلند گماشته می شوند …شاه تقریبا تمام وزراء ومنشیان وسایر صاحب منصبان را ازمیان «تات ها» انتخاب می کند و مشاغل نظامی را در دست غلامان یا فرزندان آنها متمرکز کرده است (ص ۳۵۰).

و دیگر اینکه انگلبرت کمپفر هم در فصل یازدهم سفرنامه خود نوشته است :« زبان رایج دربار ایران ترکی است که زبان مادری سلسله صفویه است واین زبان با زبان مردم عادی مملکت تفاوت دارد .»

درمبحث «قشون ایران وفرمانده آن » چنین می نگارد:

… این کلاه خاص صوفیان صفوی باعث شد که آنها از طرف ترک ها « قزلباش» نامیده شوند ،یعنی کسانی که سر سرخ دارند . درست است که ترک ها با بکاربردن این لفظ دشنامی رادر نظر داشتند اما قزلباش ها این نام را مایه افتخــار دانستند . بدین ترتیـب قزلباش ها سخت برخود می بالند و به مردم بومی این سرزمین کــه آنهــا را تاجیک یا تازیک و یا بطـور کلی « تات » می نامند به دیده تحقیر می نگرند .

تفنگچیان ،تنفگچی لر آقاسی (فرمانده تفنگچیان ) که ب قــوایی مـرکب از دهقانــان و پیشه وران ایران فرماندهی دارد ،در قشون ایران دارای رتبه سوم است .

و اما در روایتــی دیگر از سفرنامه سانسون چنین آمده است :

این کلاه (تاج) بسیــار مـورد احتـرام همـه می باشد زیرا می گویند که این کلاه به دوازده امام اختصاص دارد . تمام خانها و قزلباش ها در روز های سلام و تشریفات این کلاه را بر سر می گذارند .

ولی « تاتها » که کشوری هستند نمی توانند این کلاه را بر سر بگذارند. همچنین اعتمادالدوله فعلی نیز که از خوانین لشگری نیست این کلاه را برسر نمی گذارند.

تات ها بومی های محلی ایران هستند و قزلباشها که به معنی « طلا سران » یا سرخ کلاهان سرخ سران می باشند لشگــری هستند . قـزلباش ها از سلسلـه غلامان می باشند

یعنی در اصل غلام بوده اند یا از ملت هایی هستند که به ایران پناهنده شده اند .بسیاری از قزلباشها از دمشق وهنگری به ایران آمده اند. قابل ذکر است که شاهسونها وسایر ایلات ترک زبان آذربایجان ، شهرنشینان و روستاییان را « تات » می نامند .

غلامحسین ساعدی می نویسد :

…شهرنشین هــا یا به قــول شاهســون ها « تات ها »‌ که جز خــوردن وخوابیــدن و اندوختــن کاری نداشتنــد …(خیاو- ص۷۷)…شعر بسیار معروفی که یک شاعر گمنام اهل قره درویش به اسم غفار سالها پیش سروده ، مناظره ای است بین شاهسون وتات ،که تات شاهسون را به اسکان و آسایش در شهر وخانه دعوت می کند و شاهســون از نعمت وبرکت و لذت چادرنشینی دفاع می کند و شهرنشینی را نمی پسندد . تات ددی ای شاهسون گل بو کوچماقدان اوتان – استراحت اوتور میندار سوایچماقدان اوتان(یعنی تات گفت ای شاهسون بیا واز کوچ بگذر – بیاو ساکن شو و از خوردن آب آلوده راحت باش .

در این مناظـره تات و شاهســون ، دونکته بنیــــادی جلب نظر می کند ، نخست تات نام کردن شهری وروستایی ، از جانب شاهسون است . این اصطلاح همان معنی ومفهوم هفتصد سال پیش را به یاد می آورد که ابوحیان اندلسی درکتاب « الادراک للسان الاتراک »‌و مولف « تحفه الزکیه فی اللغه الترکیه » واژه «طیت» و«طاط» را شهرنشین و کشاورز معنی کرده اند . دوم ،پرهیز چادر نشینان به ویژه ترکان از شهرنشینی است که این خود از اختلافات لهجه ترک و تات و ناهماهنگــی شهــری و روستایــی خبـر می دهد ،و ضرب المثل معروف ترکی رابه یاد می آورد که می گوید : « تورکه شهرایچی زندان گلیر» یعنی داخل شهر برای ترک به زندان می ماند.

از مثل و مناظره که بگذریم و به ابزار آلات کشاورزان آذربایجانی امروزی به دقت نظر افکنیم ،می بینیم که در همـــه این ابزارآلات ، آنان از واژه ها و اسامـی گذشته یعنی « تات = فارسی زبانان » هستند همانند :کدخدا ،وریار، رشبر(رنجبر) ،باغبان ، میرآو،چوپان، چودار،پادار،رمی، شخم ، تخم،گاوآهن ، جوت (جفت) ،خرمن، خرمنگاه، شنه (شانه) ،‌جرجر ،جوال ،باغ ، باغچه ، میشه (بیشه ) بستان ، بیل ، بیلچه ، دن آو،خاک آو ، شورآو، کوشن ، ورزن ،چمن ،سنبل و…

جلال آل احمد هم می نویسد: گرچه دهات دیگر بلوک زهرا (که اغلب در آنها بوده ام و مطالعات کلی کرده ام ) مـردم به ترکـی حـرف می زنند ولی مثلا در « خوتان » و « ماشگین » و « چیسگین » ادوات زراعت و کشاورزی و اصلاحات خاص آن هنوز به زبان « تاتی » است .(ص۱۹).

بهرحال تات ها یک تیره ایرانی هستند که عمدتاً در کنــاره های غــربی دریای خزر و آذربایجان شرقی زندگی می کنند، زبانی و گویشی که تات ها بدان سخن می گویند در زمانهای دیرین گسترش بسیاری داشته است، شواهد عینی و پژوهش هایی که انجام گرفته است نشان می دهد زمانی همــه مــردم آذربایجان، قزوین و طارمات را در بر می گرفته، همانطور که گفته شد بعدها با اشاعه زبان ترکی، تاتی کم کم از میان برداشته شد و تنها ساکنین چندین آبادی در جای جای این سرزمین کهن و کشور پهناور این زبان را نگهداری و تا به امروز حفظ نموده اند .

از شمار تات های کنونـــــی آمار دقیقــــی در دســـــت نیست ولی امروزه بصورت جزیره های کوچک در جاهای مختلف کشور بزرگ ایران سکونت دارند از جمله در استان زنجان و شاهرودخلخال چندین آبادی در رودبار گیلان ، شال ، اسفرورین وآبادی های دیگری در قزوین و تاکستان ، هرزند وکرینگان و گلین قیه درمرند و زنور و حسنو در قره داغ و چند روستا در بجنورد و توده های زیادی به شکل پراکنده در کرج، شهرقدس، اسلامشهر و دیگر شهرهای ایران و همچنین بخشی از ساکنان شبه جزیره آبشوران، سوراخانی، بالاخانی، باکو، نواحی شماخی و کربا و قوناخ کند و دیوچی و خزی و دیگر بخش های آذربایجان شوروی سابق و همچنین ناحیه دربند و برخی دیگر از نواحی داغستان و کایتاکو و طبسران در شوروی سابق نیز تات نشین هستند.

بنابه آمار مندرج به سال۱۳۶۲ هجری شمسی در شوروی سابق عده تات ها در آن کشور قریب به یازده هزار نفر بوده است . و این درحالی است که در ایران به مراتب بیشتر بوده اند زیرا تنها در آبادیهای اسبو، اسکستان، درو، کلـور، شال، دیز، لــرد ، کـرن ، و گیلـــــوان و شاهـــرود خلخال بدون در نظر گرفتن سایر نقاط تات نشین ها قریب به چهل هزار نفر به زبان تاتی در سال ۱۳۵۳ هجری شمسی سخن می گفتند.

شایان ذکر است پژوهشگران ایرانی تاکنون فرصت انــدکی را صرف پرداختن به زبان و فرهنگ مردم تات نموده اند. احمد کسروی ضمن پژوهشی مفصل درباره آذری، زبان آذربایجانی ها در روزگار پیش از استیلای اقوام ترک، تاتی امروزی را بعنوان واپسین یادگار آن زبان بروشنی شناسانده و می نویسد:

« آذری به یک باره از آذربایجان ناپدید نگشته است و هنوز درچندین نقطه میان خود بومیان به آن زبان سخن گفته می شود و آنچه ما می دانیم یکی از آن جاها هرزند و گلین قیه از پیرامون مرند و دیگری زنور و حسنو در قره داغ وخلخال است… چنانکه شنیده ایم در لیقوان و آن پیرامون تا شصت – هفتاد سال پیش آن را می شناخته اند ودرباره خاندانها گفتگو می شده ، ولی سپس ناپدید گردیده».

از نظر آثار مرجع، دست و بال ما چندان باز نمی باشد ولی کتاب هایی همچون آذری ها یا زبان باستان آذربایجان تالیف احمــد کسـروی، گویــش آذری تالیـــــف انارجانی، هرزند و کرینگان خلخال یک لهجه ی آذری، تالیف عبدالعلی کارنگ، زبان دیرین آذربایجان تالیف منوچهر مرتضوی و چند مقاله کوتاه از احسان یار شاطر ، وآثاری از یحیی ذکاء و رحیم ملک زاده می باشد که جهت آشنایی با تات ها و زبان تاتی می شود به آنها مراجعه نمود، ولی در کشور شوروی کارهای چشمگیری درباره زبان و فرهنگ تاتی انجام پذیرفته، چنانکه حتی تاتی زبانهای آن کشور برای خود خط و کتابت و یژه ای داشته و دارند در ظرف چهل پنجاه سال اخیر کتب و تالیفات بالنسبه فراوانی به زبان تاتی منتشر شده، من باب مثال می توان به اشعار و نمایشنامه های م- بخشی اف متولد۱۹۱۰، اشعار و داستانهای د-آنتی لوف متولد ۱۹۱۳ و افسانه های خ- داداش اف را نام برد . در سال۱۹۴۰ مجموعه ای از فرهنگ عامه تاتی چاپ و منتشر شده است. از پیشینه تاریخی و سیر تکوینی تاتی هنوز آگهی چندانی در دست نیست. احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان ، زبان مردم آن دیار را تا پیش از ورود ترکان به آن نقاط، و اشاعه زبان و فــرهنگ مسلط ترکــی، آذری نامیــده است و تاتی کنـونـی را ادامه و بازمانده آذری معرفی نموده است، و این بیانگر آن است که اکثر آذری های ترک کنونی، تاتهای ترک شده هستند.

پژوهشگران روسی معتقدند که کلمه تات در آغاز بر نژاد و قبیله ای اطلاق نمی شده ،بلکه قبایل صحرانشین که اکثرا ترک بودند مردم زراعت پیشه و تخته قاپوی ایرانی زبان را که در زیر انقیاد خویش در آورده بودند تات می خواندند.

تاتی در واقع همان زبان پهلوی است که در اثر گذر زمان و حوادث روزگار تاتی نامیده شد .لکن تاتی امروز هم مثل اکثر زبانهای دیگر معجونی است که از زبانهای گوناگون تشکیل شده است

ابن نوشتار برگرفته شده از پایگاه تات پژوهی

مشاهده محتوا بیشتر
ادامه مطلب شمشاد امیری خراسانی
بارگذاری بیشتر در آثار باستانی و ارزش های تاریخی
اشتراک در
اطلاع از
guest
31 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
kourosh

باسلام . لطفا به سوال (کوروش کبیر و تعریفی جدید از مورخان غربی) که در بخش پرسش و پاسخ مطرح شد . جواب دهید

amin....777

سلام . من انقد خوشحال شدم دیدم این پست رو . من خودم تاتم شهر سگزآباد . بویین زهرا .قزوین.

تورو خدا اگه میشه از شهر ما ی پست بزار . مثل این

سروش

من هم تات هستم
از شهر سنخواست استان خراسان شمالی
لطفا در مورد تات های خراسان مطالب بیشتری بزارید

امیر رضا

سلام من از خلخال پست می زارم مامانم جزو تات های خانگاه گیلوان خلخاله بابامم ترکه که جد مادریش به شاه سون ها می رسه؟

منم تیم ملی ام ! والا!!!!

مرتضی

درود بر شما
خیلی دنبال ریشه تاتی میگشتم
من از تاتهای روستای چرزه در شهرستان طارم زنجان هستم

اشکان(کوروش پدر ایران)

دروداگر میشه به(سوال های تاریخی)در بخش پرسش و پاسخ پارسیان دژ پاسخ دهید

علی

سلام به همه ی دوستان و به خصوص تات زبانان
امیدوارم که بتونیم فرهنگ اصیل ایرانی رو که تات ها در آزمنه ی تاریخی به دوش کشیدن حفظ کنیم و با بچه های خودمون تاتی صحبت کنیم و این فرهنگ اصیل رو به اون ها منتقل کنیم تا مثل خیلی از کشور ها دچار “بحران هویت” نشیم.
درضمن ما تات زبانان با تمام تفاوت هایی که داریم یادمون باشه که یک نقطه اشتراک بزرگ باهم داریم و همگی “تات” هستیم و ایضا ایرانی.
روستای اردبیلک-۸ کیلومتری شهر قزوین
تشکر

تات اصیل تر از آریایی

چرا شماها این همه تلاش می کنید تات ها را به آریایی ها نسبت دهید
با اینکه همین تاکستان ۷ هزار سال قدمت دارد
ولی آریایی هاحدود ۳ یا ۴ هزار سال پیش به ایران آمده اند
و مطمنا به نوعی مهاجم بوده اند
آیا تمدن اصیل سیستان و کرمان را هم به آریایی نسبت می دهید
و پراکندگی تات در سراسر کشور که نشان از قدمت بالای ما را دارد به یک گروه نسبت ندهید
در آخر
نشانه های پیشرفت و تمدن علمی ایران قبل از آریایی ها خیلی بیشتر از دوران حضور آنها وجود دارد

علیزاد

جناب پانترکیست گرامی
اول برو یه تحقیق درباره‌ی آریاییان بکن تا بفهمی آریایی به هندو اروپا مهاجرت کرد نه به زادگاه خودش که ۳-۴ هزار ساله بشه
من بهت پیشنهاد میکنم کتابهای مرحوم دکتر جهانشاه درخشانی رو بخونی

ثانیا آنچه مسلم است تاتها وارث مادها هستند که یکی از ۳ قوم آریایی معروفند که امپراطوری تشکیل دادند پس فاصله انداختن میان اعضای یک خانواده به این معروفی آب در هاون کوبیدن است.

ثالثا تمدن اصیل سیستان و کرمان نیز چیزی جز آریایی نیست و ارجاعت میدم به همون تحقیقات ۲۰ ساله دکتر درخشانی

طبق نص اوستا، آریاییان زمانی وارد این سرزمین شدند که دیوها در آن ساکن بودند. یعنی انسانی در این آب و خاک نبود بلکه بقول امروزیها سرزمین اجنه و ارواح بود. حالا چطور تشخیص دادی که تمدن و پیشرفت علمی اجنه بیشتر از دوران حضور انسان بود؟!

در پایان اینکه شما اینقدر نسبت به قبایل آلتایی خود شرمنده‌اید که همیشه به نام این و آن پیام می‌گذارید؟

Əlı Ümid

با سلام
دروغ هایی که از حقیقت عمیق تری پرده برداشتند!!!!!!
می دونی مشکل آدمایی مثل تو اینه که میرید از ویکی پدیای فارسی دو سه تا مطلب می خونید بعد شروع می کنید به خیالپردازی …منم میتونم برات کتاب هایی درباره ترکها و هم عقیده با خودم معرفی کنم اما مسله اینه که هرکس جهان رو از پنجره ی دید خودش می بینه حتی علمی مثل تاریخ در اکثر مواقع خصوصا ۲۵۰۰ سال پیش بسیار نسبیه پس به جای معرفی کردن کتاب های به اصطلاح تاریخییه هم عقیده با خودت که نویسنده هاشم مثل خودت هستند و گذشته تحریف شده وخیالی رو به عنوان آینده به انسان ها وعده میدن یه ذزه مغزتو بکار بنداز:
۱- ترکا کم تر از ۱۰۰۰ سال تو ایران کنونی حکومت کردن وحتی یک سلسله هم زبان ترکی رو زبان رسمی کشور نکرد پس چطور یه دفعه ای (به اصطلاح تو) آذری ها یا تات ها یا هر اسم دیگه ای که کشف میکنید ترک شدن؟
۲- جالب اینجاست تو همه این سال ها تقریباهمه ی ایران کنونی زیر سیطره حکومت های ترک تبار بود پس چرا فقط مردم آذربایجان ترکیزه شدن.
۳-همچنین باتوجه حرف تو و دوستات که تغیر زبان رو خیلی راحت وآسان برای هرکسی که دلتون بخوادمی چسبونید والبته ناشی از عقده های ملی گرایانه تونه وشاید یه روزی بگید سرخپوست هاهم ایرانی زبان بودند. زیر ۱۵۰ سال حکومت نژادپرست وفاشیست پهلوی الان باید نه عرب زبانی ونه ترک زبانی (به اصطلاح تو) در ایران می ماند.
من زیاد اهل بحث باآدمایی مثل تو نیستم بیشتردلم به حالت می سوزه فقط به خاطر جمله آخرت اینا رو نوشتم ودر جواب جمله آخرت:
نه داداش همون طوری که خودتم میدونی و شاید خودتو زدی به اون راه اگه فقط یه ملت تو ایران به خاطر تاریخشون مفتخرباشن اون ملت ترکان بزار بهت بگم چرا؟بااینکه میدونم می دونی: (از چی بگم؟ از زمان بگم؟ تو همه ی اعصار تاریخ حتی لحظه ای نبوده که یک امپراطوری ترک در جهان نباشه ازکسان بگم؟نادرشاه افشاریاآلپ ارسلان سلجوقی ویا سلطان محمد فاتح و……..از وسعت بگم؟ که اینو خودت از من بهتر می دونی )
به نظرم بجای توهین کردن به هویت و زبان اقوام بری به خودت رجوع کنی وببینی زمانی که با زبانی که شصت تاپنجاه درصدش از یک زبان دیگه ست قالب هاش واسم زمانهاش وحتی آرایه های ادبیش از یه زبان دیگه ست هویت وزبان مارو زیرسوال می بری از دید ما ترکا چقد خنده داروبیچاره بنظرمیای….

Aassadi

ترکی وجود خارجی نداشت تا ۴ هزار سال پیش شما همین تاکستان نگاه کنی ۷ هزار قدمت داره،فارس ها مثل شما قدمت کهنی نصبت به شما ندارن،قل از ورود پارت ها و پارس ها ما اینجا بودیم دوست عزیز

یاس

برو گم شو یهودیان برات یه داستان نوشتن شمام باور کردین فقط بشینین نگاه کنین این یهودیان چه بلایی سرتون میارن

آرمین

با سلام و احترام اولا این نظریه که هندواروپاییان یا هندو ایرانیان یا هر چی که اسمش رو میخواید بزارید از استپ های اوراسیا شاخه ای شون وارد فلات ایران شدند مدتی میشه که زیر سوال رفته.در واقع پژوهش های ژنتیکی ای که در شمال غربی ایران و قفقاز جنوبی صورت گرفته قواه بر این است که این مهاجرت ها بلعکس بوده و درواقع از ایران کوچ ها صورت گرفته و قفقاز مثل پل مورد استفاده قرار گرفته.وثانیا آذربایگان در درجه نخست (در مقایسه با ترکان و ایرانیان با قوم های دیگری که ممکن قبل این دو قوم بوده باشند کار ندارم)دارای مردم ایرانی تبار بوده که به زبان آذری باستان تکلم میکردند که یک سرچ کوچیک بزنی درباره ی زبان اذری باستان خودت میفهمی یا اگر اینترنت برای شما ملاک نیست به شما مطالعه ی کتاب احمد کسروی در باره ی اذری ها را پیشنهاد میکنم. که هنوز این زبان در برخی جا های آذربایگان با کمی تفاوت تکلم میشود و در راستای انقراض پیش میرود و ثالثا ترک زبان شدن اذربایگانی ها به تدریج صورت گرفته و عوامل متعددی در این ترک زبان شدن دخالت دارند. و اگر به زبان اذری ها دقت کنید مشاهده میکنید که دارای کلمات فارسی و همچنین دارای کلماتی است که اصلا در فارسی امروزی وجود ندارد که این به نوبه ی خود نشان دهنده ی ورود زبان آذری باستان به زبان کنونی ان ها است . معمولا زبانی که منقرض میشود از خود کلماتی نیز بجا میگذارد.و اینکه ترکان ممکنه تا قبل فروپاشی سامانیان به صورت دسته های کوچک وارد ایران شده باشند با هر دلیلی حالا اون دلیل بخواد تبعید بوده باشه بزار باشه ولیکن شواهدی نیست که بیانگر این باشد ولی به طور کل پس از فروپاشی سامانیان و بدست گیری حکومت توسط ترکتباران کوچ گسترده ترکان به اسیای غربی از جمله اسیای صغیر سوریه عراق ایران اغاز گردید و تا دوره ی مغولان کم و بیش ادامه داشتو..ولی ترک زبانان کنونی ایران نه همشون مثل ترکمن های ساکن استان گلستان چرا که وصلت های درون قومی را دارا اند داران ژنتیک ایرانی اند یا حداقل بگیم که ژنتیکی شبیه به سایر ایرانیان دارند من با نژاد کاری ندارم چون که نژاد تمام مردم کنونی روی زمین از نژاد همو ساپین ساپین هستند ولی تبارن ترکزبانان ایران ایرانی حساب میشوند ان هم به دلبل ژنتیکشون اینم من نمیگم آزمایش DNA صورت گرفته و اینکه بیشتر مناقشه بر سر آذری ها صورت میگره ازمایش دی ان ای شان به ایرانی ها شبیه است تا ترکان چه بسا می توان گفت که تست دی ان ای شان با کرد ها در یک خط هستند.و اینکه گویید ترکان کمتر از هزار سال در ایران حکومت کردند بله درسته تقریبا ولی چطور با کمک ایرانیان همین سلجوقیان اگر نظام الملک وزیر نبود سلجوقیان به قدرتی که در دوره ی خود داشتند نمیرسیدند. و غیر ان همین ترکان بودند که در عصر انان فرهنگ و ادبیات ایران رونق چشمگیری پیدا کرد زیرا اصولا فاقد فرهنگی بودند که بر ایرانیان تحمیل کنند بلکه همین فرهنگ را پذیرفتند. گرچه ترکان ان زمان اصیل ترکتبار بودند ولی ترکزبانان کنونی ما در جامعه در طول زمان تا به امروز حل شدند و ایرانی محسوب میشوند همان طور که تمدن انشان در ایرانیان حل شد.و همین ترکان اناتولی هم با توجه به ازمایش دی ان ای ای که ازشون گرفته شد از لحاظ ژنتیکی تنها ۱۵%به ترکان اسیای میانه شباهت دارند و گرنه قرابت ژنتیکیشون غالب به بومی های آناتولی و سپس قفقازی ها و تعداد بسیاری شون هم شبیه به ایرانیان هستند در واقه ترکیه ای های کنونی ملتی چند قومیتی هستند حالا بر اساس اون سیاستی که دارند و باور بر این که از بازماندگان سلجو قی و… و افتخار به پادشاهان ترک تبار پیشین میگویند ما ترکیم. و به عنوان جمله ی اخرتات ها ایرانی تبار اند و زبان ان ها زیر شاخه ای از زبان های ایرانی است. پدر بنده .خود تات هست. و اینکه مطالب به صورت خیلی فشرده نوشته شد چرا که انقدر حجم مطالب بسیار است که نمیشود همه را گفت.پاینده باشید.

آخرین ویرایش 8 ماه قبل توسط آرمین
خسرو

با درود بر شما
لازم ب ذکر است که در استان گلستان بخصوص شهر مینودشت اقوام تات زندگی میکنند که به اشتباه نسب اونا رو به هندیا نسبت میدن

اردشیر

هند بخاطر دوری و دسترسی اش از منظر تاریخ نویسان اولیه که الگوی پیروی آینده ها بوده اند به منطقه گسترده اطلاق شده است. مرزهای زبانهای اصلی مشخص اند خراسان امروزی و لهجه مشهدی، سیستان کناره های خلیج فارس تا خوزستان و لری بختیاری، به اعتقاد من مسیر طی شده ی سفر زبان فارسی این منطقه است. منظور از هند خراسان است.

علی

سلام من علی هستم و از تات های سگزاباد بوئین زهرا هستم، البته ساکن تهران هستم ولی خیلی خوشحال شدم مطالب ارزنده شما رو خوندم . خواهشمندم در مورد تات نشین های بلوک زهرا هم مطلب بگذارید. ممنون از مطالب مفید شما. البته همه ما ایرانی هستیم و به ایران خود افتخار میکنیم.

منتقد

افرادی مانند دهخدا و معین و مینوی و پورداوود و دیگران، روزها و ماهها صرف یافتن نوشته کوتاهی و شرح مبحثی و مدخلی، نموده اند و مطالبشان در چند دقیقه، به هم می چسبد تا بشود مقاله ای. و این تکه چسبانی ها خصوصا در میدان انقلاب در دستان تحقیق و پایان نامه نویس ها، بیداد می کند. هیچگاه معتقد نشدم که روس ها و روش های روسی کمکی به تاریخ و ادبیات جهان گذاشته باشند. جز سردرگمی برایت بیارند.

آوا

خودم تهران به دنیا امدم باعث تاسف با ۳۳ سال عمر با دسترسی به اینترنت با این گوشی های اندروید تازه متوجه شدم زبان مادر پدرم تاتی هست، که مربوط به مادها هستن، ما که در شهرها به دنیا میام حتی پدرومادرهامون در مورد زبانشون آگاهی ندارن و این که باید اون رو به بچه هاشون یاد بدن و اتفاقی باید به اهمیت این زبان پی ببریم، مادر پدرم از تات های رودبار و الموت هستن

آوا قربانی

من خودم با استفاده از گوشی اندرویدم تازه متوجه شدم پدر مادرم از تات های مهاجر به شهر، الموت رودبارن، زبانشون چه قدمت تاریخی داره و متعلق به مادها هستن، به ارزش این زبان پی بردم به امید روزی که تات ها در ایران مدرسه داشته باشن و صدا سیمای داشته باشن، و خود تات ها به ارزش زبانشون پی ببرن

آوا قربانی

مادر پدرم از تات های روستا دستجرد سفلا و نوده فاراب هست، من که در تهران به دنیا امدم اسم زبان تات رو هم نشنیده بودو در این سایت ها به تازگی دارم به ارزش و قدمت این زبان پی میبرم، خود تات ها مخصوصا اونایی که در شهر به دنیا میان نمیدونن زبانشون مربوط میشه به مادها و چه ارزش داره

ندارم

مقاله جامعی بود. تشکر.

علی سهرابی

سلام آزم تاتیم آردویله تات

علیزاد

نکاتی رو متن دیدم که بد ندیدم گوشزد کنم:
۱- در ایران نزدیک به ۱۰ زبان داریم نه ۳ زبان (آشوری، ارمنی، مندایی، گرجی، رومنی، براهویی، جدگالی را فراموش کردید هرچند زبانهای عبری و اوستایی هم بعنوان زبان دینی کاربرد دارند) مگر اینکه بگویید از ۳ خانواده سامی، آلتایی و آریایی زبان داریم

۲- لهجه یک نشانه است نه چیزی که بتوان ارادی صحبت کرد که اگر ارادی باشد قطعا تصنعی خواهد بود. مثلا یک فارسی زبان می‌تواند لهجه اصفهانی، یزدی، شیرازی، قمی و … داشته باشد. یا یک انگلیسی زبان وقتی فارسی حرف بزند می‌گویند لهجه انگلیسی دارد. که در هر صورت می‌بینید تفاوتها در آهنگ و تلفظ است و حداکثر چند واژه.
اینکه کردی و گیلکی و بلوچی را بخواهیم لهجه بدانیم مثل این است که زبانهای اروپایی را لهجه‌های زبان انگلیسی بدانیم. چراکه برخی همانند خود انگلیسی گویی ساده شده‌ی آلمانی هستند. برخی حتی مثل سوئدی و نروژی یا اسپانیایی و پرتغالی برای طرفین قابل فهم هم هستند!
چیزی که باعث می‌شود این لفظ را بکار ببرید همخانوادگی این زبانها هستند که همگی آریایی(هندواروپایی) هستند و البته واژه‌های مشترک که بخاطر همجواری هزاران‌ساله ایجاد شده

حسین

سلام به همه من هم تاتم از شهرستان تاکستان زبان شیرین تاتی رو بهش عشق می ورزم
خوشحال شدم که دیدم اینقدر جاها تات هستندقربون شما گردم انشاالله سلامت گردا

من یک تاتم ، به زبانم افتخار میکنم

سلام دوست عزیز
کی میگه به ترک های صحرا نشین تات میگفتن؟
تقریبا تا وسظ استان آذربایجان شرقی همه تالش و تات بودن که با هجوم ترک ها تات ها از اونجا منقرض شدن

زبان تاتی با ترکی زمین تا آسمان فرق میکنه ۱ گویش تاتی فقط کمی به ترکی شباهت داره
لطفا دقت کنید

سلام خویشِم
کی بِگوتَ بِ صَئرایی تِرکان تات مِگون
تا نِصفان آذِربایجانَ قَدیمان تاتان تالیشان بیَن وَلی خو این تِرکان بیامین اونج رَ بِگیتَن اونجَ ای تاتان از بین بِشّیَن
تاتی با ترکی خیلی فرخ منه ینَ تاتانی گویش هرزنی مگون اونم دی کم کمک به ترکی شباهت دره میانش
حواستان بو

به گویش تاتی طالقانی

Ikjgvpifdhj.png
مهدی قاضی

سلام من امروزفهمیدم ازنژادتات هستم خوشحالم پدربزرگم اهل امره اراک بوده پدرش ملاعلی ماستی ..که درتهران درابن باب وی دفن شده وپدربزرگم به اصفهان نقل مکان میکنه.

علیرضاصفوی

هدف نویسنده شرح مستندات تاریخی است
وشناخت پیشینه ایران، من با اینکه پدر و مادربزرگم قفقازی بودن‌ ولی این نباید موجب تعصب زبانی باشد واینکه در تاریخ هزار سال قبل بسیار بسیار شعرای درجه یک پارسی گوی قفقازی وآذربایجانی بوده اند خاقانی که به قولی یکی از پنج سخندان تاریخ ادبیات ایران است نشانه ای بی چون چرا از ان است که مردم ان خطه به پارسی سخن میگفتن،دوستان به شرح زندگی و اسامی شعرای آذربایجان رجوع فرمایند
واینگه چرا فقط این مناطق زبانشان تغییرکرد علل مختلف دارد اول اینکه اکثر قزلباشها و صفویه در آذربایجان مستقر شدندو دیگر اینکه بارها این مناطق را عثمانی تصرف میکرد که این خود باعث رواح زبان ترکی و تضعیف زبانهای پارسی و تاتی شد

مهربون

من پدرم تات اسفرورین تاکستانهست مادرم ترک زنجان افتخار میکنم خون هردو تو رگامه

وحید

لطفا تات رو به ترک نسبت ندین چرا سعی داری ترک روبرو جلوه بدی در تاریخ ایران تات ها با قوم ماد همنشین بودن چرا سعی می کند اونا را به ترک ها ربط بدین

همچنین ببینید

شکل صحیح نگارش نام آذربایجان یا آزربایجان

شکل صحیح نگارش نام آذربایجان بر اساس اسناد معتبر تاریخی در این جستار برآنیم تا با استفاده …