چو بشناخت آهنگری پیشه کرداز آهنگری ارّه و تیشه کردبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
چو بشناخت آهنگری پیشه کرداز آهنگری ارّه و تیشه کردچو این کرده شد چارهٔ آب ساختز دریایها رودها را بتاختبه جوی و به رود آبها راه کردبه فرخندگی رنج کوتاه کردچراگاه مردم بدان برفزودپراگند پس تخم و کشت و درودبرنجید پس هر کسی نان خویشبورزید و بشناخت سامان خویشبدان ایزدی جاه و فرّ کیانز نخچیر گور و گوزن ژیانجدا کرد گاو و خر و گوسفندبه ورز آورید آنچه بُد سودمندز پویندگان هر چه مویش نکوستبکشت و به سرشان برآهیخت پوستچو روباه و قاقم چو سنجاب نرمچهارم سمور است کش موی گرمبر این گونه از چرم پویندگانبپوشید بالای گویندگانبرنجید و گسترد و خورد و سپردبرفت و به جز نام نیکی نبردبسی رنج برد اندر آن روزگاربه افسون و اندیشهٔ بیشمارچو پیش آمدش روزگار بهیاز او مردری ماند تخت مهیزمانه ندادش زمانی درنگشد آن هوش هوشنگ با فرّ و سنگنه پیوست خواهد جهان با تو مهرنه نیز آشکارا نمایدت چهرپایان بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعتهای دیگر به دست هوشنگ
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.