چنین داد پاسخ به کاووس کیکه گر آب دریا بود نیز میبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
چنین داد پاسخ به کاووس کیکه گر آب دریا بود نیز میمرا بارگه زان تو برترستهزاران هزارم فزون لشکرستبه هر سو که بنهند بر جنگ روینماند به سنگ اندرون رنگ و بویبیارم کنون لشکری شیرفشبرآرم شما را سر از خواب خوشز پیلان جنگی هزار و دویستکه در بارگاه تو یک پیل نیستاز ایران برآرم یکی تیره خاکبلندی ندانند باز از مغاکچو بشنید فرهاد ازو داوریبلندی و تندی و کندآوریبکوشید تا پاسخ نامه یافتعنان سوی سالار ایران شتافتبیامد بگفت آنچ دید و شنیدهمه پردهٔ رازها بردریدچنین گفت کاو ز آسمان برترستنه رای بلندش به زیر اندرستز گفتار من سر بپیچید نیزجهان پیش چشمش نیرزد به چیزجهاندار مر پهلوان را بخواندهمه گفت فرهاد با او براندچنین گفت کاووس با پیلتنکزین ننگ بگذارم این انجمنچو بشنید رستم چنین گفت بازبه پیش شهنشاه کهتر نوازمرا برد باید بر او پیامسخن برگشایم چو تیغ از نیامیکی نامه باید چو برنده تیغپیامی به کردار غرنده میغشوم چون فرستادهای نزد اویبه گفتار خون اندر آرم به جویبه پاسخ چنین گفت کاووس شاهکه از تو فروزد نگین و کلاهپیمبر تویی هم تو پیل دلیربه هر کینه گه بر سرافراز شیربفرمود تا رفت پیشش دبیرسر خامه را کرد پیکان تیرچنین گفت کاین گفتن نابکارنه خوب آید از مردم هوشیاراگر سرکنی زین فزونی تهیبه فرمان گرایی بسان رهیوگرنه به جنگ تو لشگر کشمز دریا به دریا سپه برکشمروان بداندیش دیو سپیددهد کرگسان را به مغزت نویدپایان بخش ۱۳ ـ پاسخ شاه مازندران و پیام تازهٔ کاووس
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.