بخش ۲ ـ واپسین اندرزهای اورمزد به بهرام
چو روز تو آمد جهاندار باشخردمند باش و بیآزار باشخواندن این بیت ←روانت خرد باد و دستور شرمسخن گفتن خوب و آواز نرمخواندن این بیت ←خرد را مه و خشم را بندهدارمشو تیز با مرد پرهیزگارخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
چو روز تو آمد جهاندار باشخردمند باش و بیآزار باشخواندن این بیت ←روانت خرد باد و دستور شرمسخن گفتن خوب و آواز نرمخواندن این بیت ←خرد را مه و خشم را بندهدارمشو تیز با مرد پرهیزگارخواندن این بیت ←ازان پس چنین گفت کای بخردانجهاندیده و پاکدل موبدانخواندن این بیت ←به فرهنگ یازد کسی کش خردبود روشن و مردمی پروردخواندن این بیت ←چو شادی بکاهی بکاهد روانخرد گردد اندر میان ناتوانخواندن این بیت ←چنین گفت کز دادگر یک خدایخرد بادمان بهره و داد و رایخواندن این بیت ←که ما را فزونی خرد داد و شرمجوانمردی و داد و آواز نرمخواندن این بیت ←خردمند مرد ار ترا دوست گشتچنان دان که با تو ز یک پوست گشتخواندن این بیت ←تو کردار خوب از توانا شناسخرد نیز نزدیک دانا شناسخواندن این بیت ←به بی چیزی و بدخویی یازد اویندارد خرد گردن افرازد اویخواندن این بیت ←تو گفتی همی فره ایزدیستبرو سایهٔ رایت بخردیستخواندن این بیت ←چو آن خرد را سیر دادند شیرنوشتند پس در میان حریرخواندن این بیت ←یکی موبدی بود شهرو به نامخردمند و شایسته و شادکامخواندن این بیت ←چنین تا برآمد برین پنج سالبرافراخت آن کودک خرد یالخواندن این بیت ←نشسته شبی شاه در طیسفونخردمند موبد به پیش اندرونخواندن این بیت ←به مردی و دانش نیابی گذرخردمند گر مرد پرخاشخرخواندن این بیت ←پس از من بسی سالیان بگذردبگوید همی هرک دارد خردخواندن این بیت ←به اندیشه دل را به جای آوریدخرد را بران رهنمای آوریدخواندن این بیت ←کسی کو می آرد نخست او خوردچو بیشش بود سالیان و خردخواندن این بیت ←نباشد خرد هیچ نزدیک اوینیاز آورد بخت تاریک اویخواندن این بیت ←یکی ماه با وی چو سرو سهیخردمند و با زیب و با فرهیخواندن این بیت ←به زاری همی بند ساید کنونچو جان را نبودش خرد رهنمونخواندن این بیت ←ز من بخت شاها خرد دور کردروانم بر دیو مزدور کردخواندن این بیت ←سوی لشکر رومیان حمله بردبزرگش یکی بود با مرد خردخواندن این بیت ←برانوش نام و خردمند بودزبان و روانش پر از بند بودخواندن این بیت ←دبیری بزرگ و جهاندیدهایخردمند و دانا پسندیدهایخواندن این بیت ←بیامد خردمند و نامه بدادز قیصر به شاپور فرخ نژادخواندن این بیت ←یکی را همه زفتی و ابلهیستیکی با خردمندی و فرهیستخواندن این بیت ←جوانی که کهتر برادرش بودبه داد و خرد بر سر افسرش بودخواندن این بیت ←پسر بد یکی خرد شاپور نامهنوز از جهان نارسیده به کامخواندن این بیت ←هرانکس که او این هنرها بجستخرد باید و حزم و رای درستخواندن این بیت ←