پادشاهی بهرام گور
۴۶ بخش برای خواندن
بخش ۱ ـ تاجگذاری بهرام و نامه به شهریاران
بهرام گور پس از نشستن بر تخت سلطنت، به خداوند پیروزی و برتری آفرین میگوید و از او به خاطر برکت و بخت خوبش سپاسگزار است.
بخش ۲ ـ بخشش بهرام و سامان دادن پادشاهی
در داستان آمده است که پس از طلوع آفتاب، گروهی به نزد پادشاه بهرام آمدند تا از او درخواست بخشش کنند.
بخش ۳ ـ مهماننوازی لنبک آبکش از بهرام
داستان درباره بهرامشاه است که به همراه عدهای برای شکار به دشت میرود.
بخش ۴ ـ مهمانی بهرام در خانهٔ براهام تنگچشم
متن درباره بهرام و به راهام است که در راه با هم برخورد میکنند.
بخش ۵ ـ پاداش جوانمردی لنبک و کیفر براهام
شخصی به خانهاش برگشته و در شب به فکر درمان دردهایش بوده است.
بخش ۶ ـ شکار شیر و مهمانی نزد مهربنداد
این متن داستانی درباره شخصیت بهرام و رویارویی او با شیر است.
بخش ۷ ـ مرگ کبروی و فرمان منع بادهنوشی
در این متن، داستانی درباره یک مرد به نام کبروی و جشن میهنی روایت میشود.
بخش ۸ ـ شیرسواری کفشگر و برداشتن منع باده
در این داستان، سالی گذشت و در مجلسی که شاه برپا کرده بود، هرکس مینوشید.
بخش ۹ ـ ویرانی و آبادانی ده به تدبیر روزبه
شخصیتی به نام بهرام شاه با سپاه خود به دشت نخچیر میرود و در میانه راه با موبدی به نام روزبه و هرمز کدخدا همراه است.
بخش ۱۰ ـ بهرام و چهار دختر آسیابان
در این هفته، شاه به همراه موبدان و سربازانش به شکار میرود و در حین مسیر شب را میبیند و لشکر خود را به یاد قصههای شاهان پیشین سرگرم میکند.
بخش ۱۱ ـ یافتن گنج گاوان جمشید و بخشیدن آن
در این متن، بهرامشاه در حال شکار است که یک سردار به او خبر میدهد که در منطقهای که در حال عبور از آن هستند، گنجی پنهان وجود دارد.
بخش ۱۲ ـ مهمانی بهرام نزد برزین و خواستگاری دخترانش
این بخش از شعر درباره روزی است که شاه بهرام گور به همراه لشکری برای شکار به دشت میرود.
بخش ۱۳ ـ شکار دو گور با یک تیر
در این شعر، بهرام و روزبه به دشت شکار میروند.
بخش ۱۴ ـ بهرام و آرزو دختر ماهیار گوهرفروش
این متن از شاهنامه فردوسی خلاصهای از داستان بهرام_gور و ماجرای او با دو شیر در جنگل و ملاقاتش با دختر گوهرفروش است.
بخش ۱۵ ـ آشکار شدن گنج پنهان فرشیدورد
در این داستان، یک لشکر به دشت نخچیرگاه میآید و به مدت یک ماه در آنجا میماند.
بخش ۱۶ ـ بزم بهاری و شکار شیران به دست بهرام
در این متن، به روایت داستانی از شاه بهرام گور و روزگار خوش او پرداخته شده است.
بخش ۱۷ ـ هنرنمایی بهرام در شکار و دستگیری از نیازمندان
در این متن، داستانی از یک شاه دلاور و پهلوانان همراه او روایت میشود که به شکار گور (نوعی پستاندار) میروند.
بخش ۱۸ ـ بازرگان تنگچشم و شاگرد مهماننواز
داستانی است از هفته ای از زندگی بهرام گور، به روایت شاهنامه: روزی بهرام در صبحدمی به تنهایی و به قصد شکار به دشت می تازد و در مسیر بازگشت، به سرای مردی ثروتمند…
بخش ۱۹ ـ بهرام و زن دهقان و خشکیدن شیر گاو
در این داستان، شاه بهرام گور به شکار میرود و در جنگ با اژدهایی پیروز میشود.
بخش ۲۰ ـ لشکرکشی خاقان و تدبیر پنهانی بهرام
در این متن، به تصویری از وضعیت بهرامشاه و لشکرهای او پرداخته میشود.
بخش ۲۱ ـ شبیخون بهرام و شکست خاقان چین
در این داستان، بهرام شاه در حال آمادهسازی و نظارت بر سپاهش است تا از دشمنان دفاع کند.
بخش ۲۲ ـ دادخواهی ترکان و سامان دادن توران
داستان درباره بهرام گور، شاه ایران است که پس از پیروزی در جنگی، دلش به رزم بخارا میتپد.
بخش ۲۳ ـ نامهٔ پیروزی بهرام به نرسی
در این شعر، پادشاه توران تصمیم میگیرد تا به رزمگاه بفرستد و دبیر خود را با نامهای به نزد برادرش در ایران میفرستد.
بخش ۲۴ ـ بازگشت بهرام و پیشکش به آتشکده
پس از ساخت آتشکده، مردم به جشن نوروز و سده آمدند.
بخش ۲۵ ـ نامهٔ بهرام دربارهٔ داد و یاری نیازمندان
در این متن، نویسنده به توصیف یک بزم و میهمانی میپردازد که در آن زبان از شادی و نیکی میزند.
بخش ۲۶ ـ سپردن خراسان به نرسی و خبر روم
شاه به نرسی گفت که خراسان را آباد کند و دل زیردستان را شاد نماید.
بخش ۲۷ ـ پرسشهای فرستادهٔ قیصر و پاسخ موبد
در این متن، فرستادهای از قیصر به پیشگاه شاه بهرام میرود و با او سخن میگوید.
بخش ۲۸ ـ گفتوگوی موبد با فرستادهٔ روم
خورشید بر چرخ نمایان شد و شاه بر تخت زرین نشست.
بخش ۲۹ ـ آیین دادگری بهرام و رسیدگی به سپاهیان
شاه پس از پایان کار رومیان، نگران اوضاع سپاه شد و به موبدان دستور داد تا راجع به مسائل مهم مشورت کنند.
بخش ۳۰ ـ نامهٔ بهرام به شنگل پادشاه هند
در این متن، وزیر خردمند نگران وضعیت کشور است و به شاه میگوید که مردم از بداندیشان و دزدان رنج میبرند.
بخش ۳۱ ـ ورود ناشناس بهرام به دربار شنگل
در این متن، بهرام گور به دربار شاه شنگل در هندوستان میآید و با دقت به اوضاع و احوال بارگاه توجه میکند.
بخش ۳۲ ـ پاسخ تند شنگل و سخنان فرستادهٔ ایران
در این متن، گفتگویی میان دو مرد بزرگ وجود دارد.
بخش ۳۳ ـ کشتی و تیراندازی بهرام در دربار هند
در این بخش از داستان، شنگل به بهرام میگوید که نظر او با اصول انسانی سازگار نیست و به او توصیه میکند که برای مدتی آرام بگیرد.
بخش ۳۴ ـ بدگمانی شنگل به هویت فرستادهٔ ایران
در این داستان، بهرام به شنگل میگوید که هیچوقت فرستاده را ناپسند نگیرد، زیرا او نه از تیره یزدگرد است و نه شاهزاده.
بخش ۳۵ ـ نبرد بهرام با کرگدن هند
در داستان، شاهزادهای به نام بهرام با یک کرگ (کرگدن) در هندوستان مواجه میشود.
بخش ۳۶ ـ کشتن اژدهای هند به دست بهرام
در این متن، داستانی از نبرد شجاعانه یک شیرمرد به نام بهرام و اژدها روایت میشود.
بخش ۳۷ ـ پیوند بهرام با سپینود دختر شنگل
در این متن، شاه شنگل که دلی پر از درد دارد، به فکر بهرامشاه میافتد و سخت نگران است که سپاهش در مبارزات شکست بخورد.
بخش ۳۸ ـ نامهٔ فغفور چین و پاسخ بهرام
با اطلاع فغفور چین از شجاعت و نیکنامی بهرام گور، او دختری از خویش به بهرام هدیه میدهد و نامهای به او مینویسد تا درباره احترام و بزرگیاش سخن بگوید.
بخش ۳۹ ـ گریختن بهرام و سپینود از هند
داستان در مورد بهرام و شنگل است.
بخش ۴۰ ـ دیدار شنگل با بهرام در کنار دریا
در این بخش داستان، سواری از قنوج به سوی شاه تفت میرود تا خبر دهد که برزوی و ایرانیان دختر شاه را ربودهاند.
بخش ۴۱ ـ بازگشت بهرام و سپینود به ایران
در این داستان، آگاهی به ایران میرسد که شاه از قنوج با سپاه خود به شهر آمده است.
بخش ۴۲ ـ آمدن شنگل به مهمانی بهرام
شنگل متوجه شد که شاه ایران در آرزوی دیدار دخترش است.
بخش ۴۳ ـ پیمان شنگل و بازگشت او به هند
در این قطعه شعری، فردی به میدان میآید و به سمت دخترش میرود.
بخش ۴۴ ـ اندیشهٔ مرگ و بخشش گنجهای بهرام
داستان درباره بهرامشاه است که پس از بازگشت به پایتخت، به اندیشه مرگ و روزهای بد میافتد.
بخش ۴۵ ـ آوردن رامشگران لوری از هندوستان
در این متن، شخصی به جستجوی درویش بیخانمان و بیگنجی میرود و از دیگران میپرسد که در این دنیا چه کسی بیزحمت و رنج زندگی میکند.
بخش ۴۶ ـ مرگ بهرام گور و سوگواری یزدگرد
متن به زندگی یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، اشاره دارد.