کاوش در دانش تاریخی

نتایج جست‌وجو برای «-»

مقاله‌ها، پرسش‌های علمی و پژوهشگران را در یک نمای یکپارچه پیدا کنید.

نتایج ترکیبی

یافته‌های مرتبط با «-»

۲۴۱ نتیجه

دکتر سید‌جواد طباطبایی شمشاد امیری خراسانی · 1 دقیقه مطالعه

فردوسی توسی خرد ایرانشهری - دکتر جواد طباطبایی

از دیدگاه تأمل فلسفی و خردگرایی در تقدیر تاریخی ایران، در عصر زرین فرهنگ ایران، همزمان با نخستین دوره‎ی شعر فارسی، یک شاعر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. فردوسی توسی، سراینده‎ی حماسه‎ی «ملّی» را که تجدید کننده‌ی جاویدانِ خرد ایرانشهری در ادب فارسی بود و با زبان شیوا و بیان خلاق، پلی میان دوره‎ی باستانی و دوره‎ی اسلامی ایران پی‌افکند، باید شاعر دوره‎ی تولد دوباره‎ی ایران‎زمین یا به دیگر سخن، شاعرِ وحدت و تداوم تاریخی به شمار آورد. هم‎او به چنان تأملی فلسفی در تقدیر ایران‎زمین پرداخته است که حماسه

مشاهده و مطالعه
دکتر سید‌جواد طباطبایی شمشاد امیری خراسانی · 1 دقیقه مطالعه

هر تاریخی، تاریخِ معاصر است - دکتر جواد طباطبایی

بِنِدتو کروچه، فیلسوف تاریخ ایتالیایی گفته بود: «هر تاریخی، تاریخِ معاصر است»، یعنی این‌که تاریخ‌نویس، پیوسته تاریخ را از دیدگاه زمان خود می‌نویسد. البته این امر به معنی آن نیست که تاریخ‌نویس مواد تاریخ گذشته را با مضمون مفاهیم دوران جدید توضیح می‌دهد، بلکه مراد آن است که معنای بسیاری از وقایع تاریخی و به‌ویژه پدیدار شدن صورت‌های نوی آگاهی را جز در جریان دگرگونی‌های تاریخی نمی‌توان فهمید و توضیح داد. خاستگاه تاریخ‌نویسی جدید ایرانی و البته شرط امکان ایضاح مبانی نظری آن، پدیدار شدن آگاهی جدید انس

مشاهده و مطالعه
دکتر سید‌جواد طباطبایی شمشاد امیری خراسانی · 2 دقیقه مطالعه

سکولاریزاسیون و مشروطه - سید جواد طباطبایی

اگر بخواهیم در ایران معادلی برای اتفاق «سکولاریزاسیون» داشته باشیم، همان اتفاق «مشروطه» است. اتفاقاً جالب توجه این است که روشنفکران دینی روی این تجربه مهم بحث نمی‌کنند. ما مدام درباره سکولاریزاسیون صحبت می‌کنیم، اما اتفاقاً مهم برای ما باید مشروطه باشد و در خصوص آن باید صحبت کنیم نه سکولاریزاسیون. وقتی شما مدام از مفاهیم مسیحیت صحبت کنید و آن مباحث را وارد کنید، بدان معنی است که نمی‌خواهید از تجربه مشخص اسلام صحبت کنید. تجربه تدوین قوانین جدید بر مبنای حقوق شرع در ایران، چیزی است که مشابه با آن

مشاهده و مطالعه
دکتر سید‌جواد طباطبایی شمشاد امیری خراسانی · 1 دقیقه مطالعه

دولت و حاکمیت در اندیشه‌ی سیاسی هابز - دکتر جواد طباطبایی

هابز می‌نویسد: «این نظر که برابر آن قدرت پادشاه از قرارداد ناشی می‌شود، یا به عبارت دیگر، این قدرت تحت شرایطی به او تفویض می‌شود، از نفهمیدن این حقیقت ساده برخاسته است که چون قراردادها واژه‌ها و بازدَمی بیش نیستند، برای ایجاد تکلیف، اجبار و ممانعت، هیچ نیروی دیگری جز نیروی کسی نیست که شمشیرِ عمومی (Public Sword) در دست دارد، یعنی بسطِ یدِ شخص یا انجمنی که حاکمیت در دست اوست، و همگان نیز که در حاکم وحدت (in him united) پیدا کرده اند، اَعمال او‌را تصویب می‌کنند و آن‌ها را به نیروی خود به مورد اجرا

مشاهده و مطالعه
دکتر سید‌جواد طباطبایی شمشاد امیری خراسانی · 2 دقیقه مطالعه

تحول زبان فارسی - دکتر جواد طباطبایی

اگرچه زبان فارسی در دوره ی اسلامی، بسیار زود توانست به تعبیری که هگل درباره ی زبان آلمانی گفته است: «فلسفی سخن گفتن بیآموزد»‌، و فیلسوفی مانند ابن سینا توانست همه ی نظام فلسفه ی مشائی را به زبان فارسی کمابیش استواری شرح دهد، اما به تدریج از بیان مفاهیم دور و به زبان تصویرهای شاعرانه تبدیل شد. وانگهی زبان فارسی در تحول بعدی، در دوره ی شکوفایی شعر توانست برخی مفاهیم فلسفی را در زبان شاعرانه بیان کند، اما اهل فلسفه نتوانستند تصویرهای شاعرانه را در نظامی فلسفی توضیح دهند. به خلاف یونان که فیلسوفان آ

مشاهده و مطالعه
دکتر سید‌جواد طباطبایی شمشاد امیری خراسانی · 1 دقیقه مطالعه

مفهومِ «حاکمیت» نظام‌های نوآیین در اندیشه‌ی سیاسی - دکتر جواد طباطبایی

مفهومِ «حاکمیت» به گونه‌ای که نخست بُدَن در کتاب مفصّلی با عنوان شش‌دفتر‌درباره‌ی‌کشور تدوین کرد و بسط داد، از دیدگاه تاریخِ اندیشه‌یِ سیاسی دارای اهمیت ویژه‌ای است. بُدَن مفهوم انتزاعی «حاکمیت» را به عنوان جانشین مقفهوم «ولایت‌مطلقه»ی پاپ و کلیسا مطرح و بحث درباره‌ی مفهوم شرعی سیاست را از حوزه‌ی بحث فلسفه‌ی سیاسی خارج کرد. شاید یادآوری این نکته خالی از لطف نباشد که در شش‌دفتردرباره‌ی‌کشور، هیچ اشاره‌ای به نصوصی از انجیل، که هواداران و نیز مخالفان سیاست شرعی به آن‌ها استناد می‌کردند نیامده است،

مشاهده و مطالعه
دکتر سید‌جواد طباطبایی شمشاد امیری خراسانی · 4 دقیقه مطالعه

چگونه می‌توان در این شهر زندگی کرد؟ - دکتر جواد طباطبایی

چگونه می‌توان در این شهر زندگی کرد؟ ما در حال ویران کردنِ چیزی هستیم که بازگشت آن و تجدید آن امکان پذیر نخواهد شد. اینکه ما بتوانیم ایده‌آلی همچون اندیشه ایران‌شهری را نجات دهیم، احتمالش امروز اندک است. از بسیاری جهات ضربه‌های کاری بر پیکر آن چیزی که به عنوان تفکر ایران‌شهری بیان شده وارد شده و هدف من هم در این سی سال گذشته نوعی توجه دادن به همین موضوع بوده است! ایران کشوری بوده است با تکثر بسیار و وحدتی در این کثرت‌ها. نه فقط در شهر ما که فکر و فرهنگ ما و موسیقی ما هم اینطور بوده است. ما مدت مد

مشاهده و مطالعه
دکتر سید‌جواد طباطبایی شمشاد امیری خراسانی · 1 دقیقه مطالعه

فلسفه‌ی ایرانی و فلسفه‌ی تطبیقی - دکتر جواد طباطبایی

تا زمانی که کُربن با به‌کار‌گرفتن اسلوب پدیدارشناسی معنای مجدد بودن شیخ مقتول را و جایگاه او در تاریخ تداوم فلسفه در ایران را توضیح داد، اهل فلسفه توجهی به نوآوری‌های سهروردی نداشتند. البته این نکته را نباید ناگفته گذاشت که کُربن را به مسامحه ایران‌شناس می‌توان خواند، زیرا او ایران‌شناس در معنای ظاهری کلمه نبود، بلکه اهل فلسفه ای بود که در یک جا‌به‌جایی بنیادین، مُقام از نظام سنت فلسفه‌ی اروپایی به درون نظام سنت فلسفی در ایران انتقال داده بود. وآنگهی او جز به اعتبار تولد ظاهری و جسمانی فرانسوی ن

مشاهده و مطالعه
دکتر سید‌جواد طباطبایی شمشاد امیری خراسانی · 2 دقیقه مطالعه

روشنفکران و متولیان دفاع از تعهد - دکتر جواد طباطبایی

در ایران، امثال آل احمد و دیگر روشنفکران، که متولیان دفاع از تعهد به جای تخصص بودند، نشان عقب ماندگی از دو سو داشتند: از سویی، آنان به درجات مختلف بر مرده‌ریگ جنگ سرد تکیه کرده بودند، اما از سوی دیگر، ریزه خواران خوان روشنفکری چپ زده‌ی («زده» را این‌جا به همان معنایی به کار می‌برم که آل احمد در غربزدگی اصطلاح کرده است) فرانسه نیز بودند. در فرانسه، سردمدار «دفاع از تعهد» به‌ویژه ژان‌پل‌سارتر بود، اما در همان فرانسه در برابر سارتر کسانی مانند رمون‌ارون از آن بیدهایی نبودند که با بادهای سارتری بلرز

مشاهده و مطالعه
دکتر سید‌جواد طباطبایی شمشاد امیری خراسانی · 3 دقیقه مطالعه

بازگشت به خویشتن ناآگاهانه - دکتر جواد طباطبایی

بسیاری از نویسندگان سدۀ گذشتۀ ایران یا بهتر بگوییم، ارباب ایدئولوژی‌های جامعه‌‌شناسانه، که بازسازی اندیشۀ سنتی و بازگشت به آن را به عنوان واکنشی رهایی بخش در برابر کژراهه و بیراهۀ تجدد وجهۀ همت خویش قرار دادند، از آن‌ جا که این بازسازی بر مبنای اندیشۀ تجدد و درک ماهیت دوران جدید انجام نشد، نسبت به بسیاری از جنبه‌های سنت آگاهی درستی پیدا نکردند. این نویسندگان بویژه نسبت به سرشت نابودکنندۀ سنت در دوران جدید و به دنبال از میان ‌رفتن حضور زنده و زایندۀ سنت که از ویژگی‌های «عصر ایدئولوژی» بود، غافل ب

مشاهده و مطالعه