فلسفه‌ی ایرانی و فلسفه‌ی تطبیقی - دکتر جواد طباطبایی

چکیده پژوهش

تا زمانی که کُربن با به‌کار‌گرفتن اسلوب پدیدارشناسی معنای مجدد بودن شیخ مقتول را و جایگاه او در تاریخ تداوم فلسفه در ایران را توضیح داد، اهل فلسفه توجهی به نوآوری‌های سهروردی نداشتند. البته این نکته را نباید ناگفته گذاشت که کُربن را به مسامحه ایران‌شناس می‌توان خواند، زیرا او ایران‌شناس در معنای ظاهری کلمه نبود، بلکه اهل فلسفه ای بود که در یک جا‌به‌جایی بنیادین، مُقام از نظام سنت فلسفه‌ی اروپایی به درون نظام سنت فلسفی در ایران انتقال داده بود. وآنگهی او جز به اعتبار تولد ظاهری و جسمانی فرانسوی ن

تا زمانی که کُربن با به‌کار‌گرفتن اسلوب پدیدارشناسی معنای مجدد بودن شیخ مقتول را و جایگاه او در تاریخ تداوم فلسفه در ایران را توضیح داد، اهل فلسفه توجهی به نوآوری‌های سهروردی نداشتند.

البته این نکته را نباید ناگفته گذاشت که کُربن را به مسامحه ایران‌شناس می‌توان خواند، زیرا او ایران‌شناس در معنای ظاهری کلمه نبود، بلکه اهل فلسفه ای بود که در یک جا‌به‌جایی بنیادین، مُقام از نظام سنت فلسفه‌ی اروپایی به درون نظام سنت فلسفی در ایران انتقال داده بود.

وآنگهی او جز به اعتبار تولد ظاهری و جسمانی فرانسوی نبود. ولادت روحانی او نخست در آلمان و آنگاه در ایران اتفاق افتاد، دو سرزمینی که او آن‌ها را «وطن فلاسفه و شاعران» می‌نامید!

فلسفه‌ی ایرانی و فلسفه‌ی تطبیقی
صص۱۱،۱۲
دکتر جواد طباطبایی

ردیابی‌پذیری پژوهش

منابع و ارجاع‌ها

۰ منبع منتخب (لینک به مرجع دیگر)

بدون منابع و ارجاعات

گفت‌وگوی مستند

دیدگاه‌های پژوهشگران

۰ دیدگاه ثبت‌شده
کمترین رأی بر اساس تعداد رأی‌های منفی مرتب می‌شود.

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ نخستین گفت‌وگوی مستند را آغاز کنید.

پیش‌نمایش بزرگ تصویر شاخص