Home آثار باستانی و ارزش های تاریخی پیام اسکندر نامه و قضاوت نسل های بعد از اسكندر راجع به او

پیام اسکندر نامه و قضاوت نسل های بعد از اسكندر راجع به او

سیمای اسکندر
سیمای اسکندر

 

جالب ترین درس اسكندرنامه ها كه در عین حال قضاوت نسل های بعد از اسكندر را راجع به او نشان می دهد آنجاست كه اسكندر وصیت می كند تا در مراسم تشییع، دست های او را از تابوت بیرون بگذارند. به موجب این روایات اسكندرنامه، فاتح مقدونی می خواست نشان دهد كه در پایان آن همه جستجوها و دوندگی ها وقتی دنیا را ترك می كند دست هایش بكلی خالی است.

در این صورت جای تعجب نیست كه سازندگان این قصه ها او را با دو گوش دراز و یا دو شاخ تصویر كنند كه خودش بیهوده می خواهد آنها را مخفی بدارد. شاید دنیای رواقی و اپیكوری عهد بطالسه و سلوكیان كه این قصه ها را می ساخت، پیش خود می اندیشید كه وقتی انسان باید با دست خالی صحنه را ترك كند اگر عمر كوتاه خویش را هم یكسره در یك سلسله تلاش پایان ناپذیر بی سرانجام در جستجوی امپراتوری جهانی و خصوصآ در طلب حیات جاودانی ضایع كند، باید یك جفت شاخ و دو گوش دراز را به گاو و خر مدیون باشد.

برگرفته از كتاب تاریخ مردم ایران نوشته دكتر عبدالحسین زرینكوب

مشاهده محتوا بیشتر
ادامه مطلب شمشاد امیری خراسانی
بارگذاری بیشتر در آثار باستانی و ارزش های تاریخی
اشتراک در
اطلاع از
guest
6 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
کیوان

این همون اسکندر فاتحیست که با ۴۶ هزار سرباز ۳۰۰ هزار سرباز ایرانی و شاهشان را که فکر میکرده شکست ناپذیره با استراتژی قوی خود به سختی شکست داد،باید هم درباره کسی که آبروی تاریخ شمارو برده ایطور مطلبی بزارید.

پارسا ایرانی

چقدر تاسف داره که یک ایرانی اینطوری نظر میده . ابروی تاریخ مارو…
شرمتون باد فقط همین.

سعید

من حتی به ایرانی بودن کیوان شک دارم،احتمال افغانی یا عراقی بودنش هست.

kourosh

این امار و ارقام واقعا مسخرس . یعنی هر سرباز رومی ۶ سرباز ایرانی رو از پای در می اورده!!!!!!!!!!
این واقعا خنده دار هست حتما کلاشینکف داشته!!!!!!!!
قبلا هم امار وارقام جالب و بحث انگیز افسانه ای و اغراق شده از مورخین مخصوصا هرودوت شنیده بودیم. و باید در نظر داشت باید گفته های مورخین به دقت مطالعه شود.
از سویی به گفته افلاطون (اگه اسم مورخ را اشتباه نکنم) اسکندر ریشه ی ایرانی داشته چراکه حدود ۵-۶ نسل پیش اون زنی رومی با شاهزاده ای پارسی ازدواج میکنه.
شاید علت انکه اسکندر خود را در نامه هایی که به داریوش سوم مینوشته وارث بر حق ایران معرفی میکنه و خود را نه پادشاه فاتح بلکه پادشاه بعدی ایران معرفی میکند همین باشد.
از سویی شاید علت علاقه شدید اسکندر به سبک حکومت هخامنشیان همین باشد و به همین دلیل بعد از پیروزی بر ایرانیان به اصلاح به هخامنشی گری میپردازد.(اما این فقط یک تقلید بود چراکه اسکندر با به اتش کشیدن تخت جمشید نشان داد که بویی از سبک و مرام شاهان هخامنشی نبرده است.
http://www.aparat.com/v/hV7Xo

همچنین ببینید

ناسیونالیسم (ملی گرایی) ایرانی : تبارگرا یا دموکراتیک

 ناسیونالیسم ایرانی: تبارگرا یا دموکراتیک بخشی از سرمقاله فصلنامه پویه، شماره ۳ و ۴، بهار …