آثار باستانی و ارزش های تاریخیایران باستان

سلسله های باستان ایران

ایران باستان
ایران باستان

در عکس بالا:نبرد فریدون و ضحاک

ایران باستان

در تاریخ ایران باستان علاوه بر اینکه سلسله هایی مانند هخامنشیان ، اشکانیان و ساسانیان وجود داشتند و آثار باستانی فراوانی از آنها بدست آمده و به وجود داشتن آنها اطمینان داریم ، نام سلسله هایی مانند( پیشدادیان و کیانیان) به چشم می خورد . بزرگانی مانند جمشید و فریدون و گشتاسب متعلق به این سلسله ها هستند .

پهلوانان اسطوره ای هم مانند کاوه و آرش هم متعلق به این دوران ها هستند .

جالب آنکه نیاکان ما در دوران اشکانیان و ساسانیان به این پهلوانان اعتقاد داشتند .

اشکانیان خود را از نسل آرش می دانستند و ساسانیان درفش رسمی کشور را درفش کاویانی انتخاب کردند .

اما به راستی قبول کردن تمام وقایعی که به پیشدادیان و کیانیان نسبت می دهند سخت می آید زیرا با افسانه ها ادغام شده است .تا جایی که برخی به وجود آنها شک دارند و آنها را داستان هایی بیش نمی دانند . اما در نظر نگرفتن آنها هم با توجه به تعدد روایات سخت می آید .

بسیاری هم معتقدند کیانیان همان هخامنشیان هستند .

در هر صورت روایت هایی که از این سلسله ها نقل می شود شباهت هایی به هخامنشیان و پادشاهان آن دارد .

برخی می گویند کوروش همان فریدون است .

برخی می گویند کوروش همان کیخسرو است .

برخی هم معتقدند که کوروش همان داراب است که البته با توجه به فضایی که داراب ترسیم می شود حقایقی درباره ی کوروش می توان یافت.

یکی از بزرگ ترین پادشاهان سلسله کیانیان ، داراب است . جالب آنکه وقتی از داراب سخن می گوییم نام شخصی به اسم اسکندر به چشم می خورد . حال جای بحث دارد که این اسکندر همان الکساندر مقدونی است یا نه؟ داراب همان کوروش است یا نه؟

هر چند پذیرفتن تمام روایاتی که به سلسله های باستان نسبت می دهند دشوار است اما باید قبول کرد که از افسانه ها بسیاری از حقایق بیرون می آید . شاید مهم ترین موضوعی که می توان به آن اشاره کرد ، مردم دوستی پادشاهان و رضایت مردم از آنان باشد که به صورت اغراق شده در افسانه ها به چشم می خورد .

از این ها گذشته باید توجه کنیم که افسانه های یک ملت شاید از تاریخ یک ملت مهم تر باشند . افسانه ها حاوی اندیشه ها و بینش های یک ملت می باشند و می توان گفت افسانه ها تاریخ زنده ی یک ملت هستند .

در یک کلام یک ملت را از افسانه های آنها می توان شناخت

شمشاد امیری خراسانی

شناخت تاریخ و فرهنگ ایران به نمونه ورود به دنیایی است که جز عشق و افتخار و گاهی اندوه چیزی انتظار ما را نمی کشد ، شاید تاریخ ما در حافظه ژن های ما ذخیره شده است تا بتوانیم با آن آگاهی به خود و فرا خود را گسترش دهیم .

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از
guest

10 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
سامیار شکرپور

این عکسی که گذاشتید مال دراکولا شاه منطقه ترانسیلوانیاس نه ایران
پرچم ایران رو با فتوشاپ بهش اضافه کردید

shokofe

درود ببخشید من میخوام عضوبشم اماهمش errorمیده لطفا راهنمایی فرمایید

mani

درود.آدرس ایمیلتان را وارد کنید سپس کد خواست شده را بزنید.

hossein

من با این نظریه که افسانه ها تاریخ حقیقی رو بیان میکنن اما به شکلی حماسی و اسطوره ای کاملا موافقم و شاهنامه رو به عنوان یک کتاب تاریخی هم حساب میارم. نمونش رو هم میتونم مثال بزنم مثل جی.ار.ار تالکین (زنده کننده ادبیات حماسی در عصر حاضر) که تمام نوشته هاش از جمله سرزمین میانه و ارباب حلقه ها و هابیت رو بر اساس زندگی خودش و اتفاقاتی که در جنگ جهانی میوفته و همینطور کمی استفاده از داستان بیوولف در هابیت نشانگر این موضوع هست که تالکین با ذهن خلاقش تونسته کتابهایی به چه زیبایی و عظمت رو پدید بیاره که در بطنش وقایع زندگی خود تالکین از کودکی تا جنگ جهانی رو دربر داره در واقع تالکین رو برای اروپاییها میشه فردوسی ما ایرانی ها به حساب اورد.
شاید هم فردوسی به همین شکلی که تالکین دورانش رو به تصویر کشیده فردوسی هم همین کار رو کرده باشه و زندگیش رو در اون دوران با استفاده از داستان هایی که از پدارنش سینه به سینه تقل شده شاهکاری به اسم شاهنامه رو پدید اورده.

کورش

بادرود و احترام … عکس بالا توسط من طراحی شده است مربوط به گروه نمایش گیومرث و اجرای نمایششان بانام گردش دوران در سال هشتادوشش است و مربوط به نبرد فریدون و ضحاک . مقصود از این فرد نیز فریدون است و افرادی که به بند کشیده شده اند نیز جوانان ایرانن که توسط ضحا ک کشته شده اند … باسپاس

مسعود

شما که طراح این طرحی کاشکی یکم بیشتر به پرچم ایران که او پشته می پرداختی به نظر من خیلی ضعیفه

دکمه بازگشت به بالا