خانه ایران باستان حروف عربی یا حروف ایرانی؟

حروف عربی یا حروف ایرانی؟

در این نوشته به ریشه حروف فارسی می پردازیم وقصد بر این داریم تا ثابت کنیم که  حروف فارسی (پارسی) که هم اکنون ما استفاده می کنیم نه تنها ریشه در تاریخ عرب ندارد بلکه ، حتی خود حروف عربی هم برگرفته شده از حروف ایرانی هستند

در هنگام خواندن مطلب این نکته در پس زمینه ذهنتان داشته باشید(اصلا حروف عربی که که محققان ادعا بر مالکیت آن دارند ، مگر می شود که در عرض یک دوره زمانی کوتاه شکل بگیرد ؟ اصلا ریشه اش از چه دوره ای است؟ پس دلیل شباهتش به حروف اوستایی و پهلوی به چه معناست ؟ در صورتی که حروف پهلوی و اوستایی بسیار کهنتر هستند؟)

به درخواست کاربران پارسیان دژ تحقیقی جامع انجام دادیم

...

تاریخچه الفبای فارسی

دبيره و خط آريايي که بر پایه گفته داريوش در کتیبة بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبيره‌اي بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونیهایی پدید آوردند و به یاری آن دبيره‌هاي پارتی اشكاني ، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبه‌ای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی(دين دبيره) و بسیاري دبيره‌ها و خط‌هاي دیگر را پدیدآوردند. دبيره فارسی كه امروزه با آن سرگرم نوشتن هستيم و از روي ناآگاهي آن را خط عربي ميخوانيم نيز، در راستاي همین روند فَرگَشت و تكامل دبيره در ایران. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبيره و الفبای زمان خود مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشته‌اند، می‌توانستند بهتر از هر کس دبيره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آيين‌مند ساخته باشند. خطي كه ما امروز به آن مينويسيم، دنباله خطهاي پهلوي و اوستايي و مانوي و … است كه آنها نيز خود دنباله خط آريايي هستند كه در زمان هخامنشيان و پيش از آن، در زمان مادها و شايد حتي در زمان زرتشت مورد استفاده قرار ميگرفت.

[بهمن انصاری؛ دبيره امروز ما، الفباي عربي يا الفباي آريايي؟]

میزان وام‌گیری الفبای فارسی امروز ما از دبیره‌های باستانی ایرانی چنین است:

پنجاه درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره مانوي است. مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و… .
سي درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره اوستايي است. مانند حروف ب، ر، ز، غ، و … .
هشت درصد از حروف الفباي فارسي برگرفته شده از دبيره پهلويست مانند حرف ل.
همچنن دوازده درصد از حروف الفباي فارسي بدون ارتباط با سه الفباي مانوي،اوستايي و پهلوي هستند و پس از اسلام به دست دبيره نويسان ايراني دربار خلفاي عباسي ساخته شده اند مانند حروف ط، ظ، ي، و… .

[بهمن انصاری؛ تاريخچه و پيشينه حروف الفباي فارسي]

در الفبای زبان عربی چهار واج «گ چ پ ژ» وجود ندارد. عرب‌زبان‌ها به جای این ۴ واج، بیشتر واج‌های «ف ک ز ج، تش ،ق» را به‌کار می‌برند. و همچنین واژه “ک” از زبان فارسی را نیز گاهی با واژه “گ” بصورت یکسان معرب می سازند.و در مورد “و” فارسی نیز عموما آنرا به ف تبدیل می کنند به‌کار نبردن این واج‌ها به‌خودی خود در یک زبان ایراد به‌شمار نمی‌رود، اما پس از ورود اسلام به ایران الفبای عربی برای نوشتن خط پارسی به‌کار گرفته شد. نپذیرفتن و بکار نبردن چهار واج، گ چ پ ژ، توسط اعراب سبب گردید که آن‌ها به‌جای تغییر و به‌سازی زبان خود، به دستکاری در دیگر زبان‌ها بپردازند و بسیاری از واژه‌های ایرانی و پارسی را به سوی نابودی پیش ببرند. هجوم زبان عربی، آسیب‌هایی بر زبان پارسی وارد نموده و سبب فراموشی و گاهی نابودی برخی از واژه‌های ایرانی شده‌است. این دگرگونی به زبان پارسی تا آن اندازه گسترش یافته که حتی نام زبان پارسی به فارسی تغییر یافته‌است. دگرگونی‌های زبان پارسی، از برای مشکلات خویش نبوده و بار مشکلات زبانی دیگر را بر دوش می‌کشد.[۴] [۵]

واژه‌های آسیب دیده در زبان پارسی، به دلیل نبود گ چ پ ژ در زبان عربی:

واژه‌های با واج «گ» (مانند گرگانی = جرجانی، بزرگمهر = بوذرجمهر)
واژه‌های با واج «چ» (مانند چمکران = جمکران، چاچ‌رود = جاجرود)
واژه‌های با واج «پ» (مانند پارس = فارس، پردیس = فردوس، پیل = فیل)
واژه‌های با واج «ژ» (کژ = کج، لاژورد= لاجورد)
همچنین بسیاری از واژه‌های پارسی که دارای واج‌های گ چ پ ژ، بوده‌اند، بجای دگرگونی در یک واج، بصورت یکپارچه با واژه عربی دیگری جایگزین شده‌اند. (مانند کژدم>> عقرب، ژرفا>> عمق، آرامگاه>> مقبره، واژه>> کلمه، سرچشمه>> منبع)

منبع

 تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هند، حوزه هنری، محمد عجم
اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی محمد عجم – همشهري آنلاين (بازنشر در دیلمستان)

الفبای اردو

الفبای زبان اردو نیز بر پایه الفبای فارسی بنیان نهاده شده که با افزودن چهار حرف دیگر به الفبای فارسی تشکیل شده‌است. این چهار حرف عبارت‌اند از: ٹ، ڈ، ڑ، ے. هـی دوچشم نیز در اردو با حرفی دیگر نمایش داده می‌شود به‌صورت: ھ. این چهار حروف خود گویای مشتق شدن الفبای فارسی از الفبیا پهلوی و اوستایی است.

حال به کاربران پارسیان دژ توصیه میکنیم که مقاله دکتر آیدین پورمسلمی که در پایین میایید را دنبال کنند تا بتوانند جواب این پرسش را دریابند (حروف عربی یا حروف ایرانی؟)

بسیاری خط و الفبای زبان پارسی را عربی می دانند و معتقدند پس از سقوط سلسله ساسانی و تسلط اعراب بر ایران این خط از اعراب و رسم الخط قرآن کریم توسط ایرانیان به عاریت گرفته شده و جایگزین الفبا و خط پهلوی گشته است. این باور تا آن حد رسمی و رواج یافته است که نه تنها بسیاری از ما ایرانیان نیز آن را پذیرفته و الفبا و خط مکتوب خود را عربی می دانیم بلکه این نظریه در بسیاری سایتهای مرجع و حتی دانشنامه مجازی ویکیپدیا به همین صورت ثبت شده است و کافی است شکل گیری خط عربی و خط فارسی را در این دانشنامه و یا دانشنامه های مشابه مورد مطالعه قرار دهیم تا بازتکرار این ادعا که خط پارسی ریشه ای عربی دارد را به وضوح ببینیم.


بسیاری برای دفاع از هویت ایرانی این خط به چند تفاوت چون چهار حرف “پ،ژ،گ،چ” و یا سرکش حرف “ک” در فارسی که در عربی نیست وشکل نگارش “ه” و”ی” پارسی اشاره کرده اند و می گویند :” ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند” آنها می پذیرند که این خط عربی است ولی ایرانیان با توجه به زبان خود آن را بومی ساخته اند. گروهی نیز به این روند تاریخی اشاره می کنند که اصولا قرآن توسط حافظان مهاجر و انصار که معروفترین آنان حضرت علی(ع)، طلحه، زبیر، ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص و زیدبن ثابت ، سعد بن عبید و انس بن مالک و همینطور عایشه و ام سلمه از زنان پیامبر(ص) بوده اند از بر می شده وحدود بیست سال پس از درگذشت پیامبر اسلام توسط عثمان خلیفه سوم و شورای چهار نفره زيد بن ثابت و عبدالله بن زبير و سعيد بن عاص و عبدالرحمان بن حارث به شکل مکتوب در می آید که این تاریخ به زمانی پس از فتح ایران توسط عمر بازمی گردد و می تواند شاهدی بر فقدان رسم الخط در میان اعراب است که البته این نظریه دوم مخالفانی دارد که نگارش قرآن را در سه مرحله می دانند که از زمان پیامبر(ص) شروع شده و در زمان ابوبکر و عثمان کامل می شود و معتقدند که قرآن مکتوب از سالهای نخستین صدر اسلام وجود داشته است.


در این مکتوب من بر آن نیستم که پایگاه استدلال و بحث را این دو نظریه قرار دهم و بیشتر بر آنم که با فرض پذیرش نظر آنان که معتقدند این رسم الخط در عربستان از پیش وجود داشته سوال بسیار مهمی مطرح سازم و آن این است که ریشه این خط عربی که مفروض پیش از اسلام است در خود عربستان چیست؟ و اگر معتقدید اعراب این خط را پیش از اسلام داشته اند به این پاسخ دهید که اعراب این رسم الخط را از کجا آورده اند؟


از لحاظ یافته های باستان شناسی تقریبا شکی در این رابطه وجود ندارد که اعراب منطقه حجاز نوشتن نمی دانسته اند زیرا هیچ نمونه خطی حتی یک مورد از این منطقه یافت نشده است و هیچ نشانه ای تا امروز از وجود خط و سواد از اعراب حجاز به دست نیامده است ولی از اعراب شمال عربستان که در مجاورت تمدنهای بین انهرین بوده اند دو نوشته با قدمت 2000 ساله یافت شده است. این دو سند در شمال شبه جزیره عربستان و درنزدیک تمدن بین النهرین تنها سند وجود خط پیش از اسلام نزد اعراب شمال شبه جزیره است اگرچه نظیری برای این دو نمونه خط از مرکز و جنوب شبه جزیره به دست نیامده است. طرفداران ریشه عربی رسم الخطی که ما امروز به کار می بریم عالی ترین استدلال خود را بر تکامل این خط از الفبا و خط نبطی در تمدن همسایه بین النهرین می دانند که این خط نبطی خود به ادعای آنان ریشه آرامی باستانی دارد.


واژه نبطی اشاره به قوم نبط دارد که از حدود 150 سال پیش از میلاد در نبطیه می زیسته اند و عرب نژاد بوده اند و آرامی ها نیز قومی از اعراب شمال عربستان بوده اند که به خاورمیانه مهاجرت کرده اند و در بین النهرین ساکن شده اند. آنها در هزاره اول پیش از میلاد برای خود حکومتی برپا کردند ولی خیلی زود خراج گزار آشور شدند. زبان آنها آرامی بود و نظریه دیگری نیز وجود دارد که خط آنان یعنی خط آرامی که آن را مادر خط عربی و خطی که ما امروزه به آن خط می نگاریم می دانند، خود از الفبای فنیقی گرفته شده است.


البته این داستان مدعیان دیگری هم دارد که می کوشند به این خط ریشه ای یهودی دهند . آنها می گویند که آرامیها فرزندان آرام ،فرزند سام بودند و کلدانیان از آنان این خط را آموختند و سپس خط عبری را از آن مشتق ساختند و در نهایت ادعا این است که این خط نیز میراث قوم یهود است.
در این جستار همان گونه که پیشتر تاکید کرده ام این پیش فرض را پذیرفته ام که این خط پیش از اسلام وجود داشته است و یک سوال مطرح ساخته ام که منشاء این خط پیش از اسلام خود از کجا آمده است؟ پاسخ آن مطابق آنچه ذکر گردید و بر اساس نظریه ای که حتی در دانشنامه ها منعکس شده است تمدن بین النهرین، قوم نبط و در نهایت تمدن آرامی است که آنها را عرب تبار می دانند و همچنین گروهی نیز ریشه اولیه را فنیقیها و یهودیان قوم یهود می دانند. می بینیم که حتی در این استدلال نیز منشا این خط به شمال عربستان و خارج از حجاز و به تمدن بین النهرین ارجاع می شود و مستقیما ارتباطی به اعراب شبه جزیره ندارد. عمده ترین و محبوب ترین نظر این است که آرامیان که خود خراجگزار آشور بوده اند احتمالا این خط را از فنیقیها آموختند و تغییر دادند.


شکی نیست ما ایرانیان از سایر ملل بسیار آموخته ایم و این روحیه یادگیری در تمام تاریخ ما تداوم داشته است. پانصد سال پیش از میلاد مسیح هرودت سربازان پارس را ارتشی ترسیم می کند که اگرچه لباس شناخته شده ای دارند ولی هر قطعه ان را از یک ملت الهام گرفته اند که خود نشان از عدم تعصب، پذیرایی و یادگیرندگی و در عین حال قدرت ترکیب و نوزایی و برون گرایی یک تمدن است و قرنها بعد شاردن در سفرنامه خود می نویسد که ایرانیان اگرچه در اختراع در عصر حاضر پیشگام نیستند (که دلایل تاریخی بسیار دارد) ولی خیلی زود همه چیزرا یاد می گیرند و به کار می بندند. بدیهی است که مقاله حاضر از جایگاه قطعیت و دانستگی حتمی علمی نگاشته نشده و مهمترین هدف آن گذاشتن علامت سوالی مهم پیش روی مراجع، کتب درسی و دانشنامه هایی است که با قطعیت این خط را عربی می دانند. مبنای این جستار نه قطعیت است و نه استریوتایپ سازی دوسویه “هنر نزد ایرانیان است و بس” و عرب ستیز بلکه هدف اصلی طرح استدلالی است که شاید ارزش بررسی و تحقیق بیشتر را داشته باشد.
امروزه می دانیم که ادعا می شود نخستین خط شناخته شده ایرانیان صورتی اصلاح شده از خط میخی بوده است که به دستور داریوش شاه ایجاد شد. نخستین نسخه این خط در زمان داریوش و آخرین آن در زمان اردشیر سوم یافت شده است که نشان می دهد این خط میخی اصلاح شده با 36 حرف که در نوع خود ساده ترین خط میخی در مقایسه با سایر ویرایشهای خط میخی در تمدنهای همسایه بود اگرچه زمانی طولانی دوام نیاورد. همچنین این را نیز می دانیم که هخامنشیان مکتوبات خود را در ارسال به هر ملت با زبان و خط آن قوم می نگاشتند که این حتی در تورات نیز ذکر گردیده که در بخش “استر” جایی که از خشایارشاه سخن به میان میاید تاکید می گردد که وی مکتوبات خود را به هر کشور با خط آن کشور می نگاشته است.


در این میان الواح یافت شده به زبان آرامی که مکتوب شده به خطی هستند که امروزه آن را خط آرامی و مادر الفبای عربی می خوانند به دلیل گستردگی وسیع جغرافیایی اقوامی که به این زبان در امپراتوری ایران تکلم می کردند جایگاهی به سزا داشته است. ولی دو سوال اینجا مطرح است. نخست آنکه بر طبق کدامین سند این خط ”آرامی ” خوانده می شود؟ صرفا به این دلیل که نوشته هایی به زبان آرامی به این خط مکتوب شده است؟ پس چه کنیم با سایر کتیبه هایی که به این خط ولی به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی و حتی یونانی به دست آمده است؟ و سوال دوم این که آیا در تاریخی پیش از این و در عصر ظهور زرتشت و پس از آن آیا خطی در میان اقوام ایرانی وجود داشته است ؟


برای پاسخ به این سوال نگاهی به بند 20 کتیبه بیستون داشته باشیم که سندی بسیار با ارزش از لحاظ تاریخی است. داریوش بزرگ در کتیبه بغستان یا همان بیستون فرمان داده تا نگاشته گردد: “داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این خط من است که من کردم. به جز این، به زبان و خط آریایی هم روی لوح و هم روی چرم نوشته شده. جز آن، پیکر خود را هم بساختم و جز آن، تبارنامۀ خود را نوشتم. در پیش من این نوشته خوانده شد. پس از آن، من این نوشته ها را همه جا در میان کشورها فرستادم.”
King Darius says: By the grace of Ahuramazda this is the inscription which I have made. Besides, it was in Aryan script, and it was composed on clay tablets and on parchment. Besides, a sculptured figure of myself I made. Besides, I made my lineage. And it was inscribed and was read off before me. Afterwards this inscription I sent off everywhere among the provinces. The people unitedly worked upon it
علاوه بر این مکتوب تاریخی و ارزشمند که بدان اشاره شد، سند دوم دیگری نیز در دست است که راه را بر ادعای جعلی بودن و یا معاصر بودن این سند ( این روزها بعضی از این حیله برای تهاجم به تاریخ ایران و هویت زدایی از ایرانیان بهره می گیرند) و هرگونه انکار و مغلطه دیگری می بندد. این سند دوم رونوشتی از کتیبه بیستون است که در جزیره الفیل مصر یافت شده است که اصالت تاریخی سنگ نوشته نخست را عملا مورد تایید قرار می دهد.

این کتیبه و رونوشت آن از این رو می توانند ارزشمند باشند که در آن داریوش شاه به صراحت خطی را که به طور رایج و شاید عامدانه “آرامی” نامیده شده است آریایی می خواند و خود بر این تاکید می ورزد که به دستور او الواح به این خط در ممالک متحد امپراتوری پارس گسترش یافت و این می تواند آغاز به چالش کشیدن این نظریه از لحاظ علمی نامستدل ولی رواج یافته باشد که هخامنشیان این خط را از آرامیان به عاریت گرفته و خط رسمی خود ساخته اند.

اگر بخواهیم در مورد این خط بیشتر گفتگو کنیم باید به این اشاره کنیم که ماجرا به امکان وجود خطی بر می گردد که حتی پیش از امپراتوری پارس و تولد کورش کبیر در میان آریاییان و به صورت مشخص قوم ماد که یکی از دو قوم مادر ایرانیان است رواج داشته است. این خط می تواند پس از تسلط مادها بر قوم ویرانگر “آشور” که تمدن غالب بین النهرین بوده است توسط آنها در این منطقه رواج یافته باشد. دیائوکو که او را نخستین پادشاه ایران می دانند در حدود 750 سال پیش از میلاد به عنوان خردمندترین مرد قوم ماد توسط شورایی از قبایل ماد به پادشاهی ماد رسید. او دولتی قدرتمند را پایه گزاری کرد که به بزرگترین پادشاهی آن زمان بدل گردید. فرزند او “فرورتیش” در 670 قبل از میلاد توانست امپراتوری آشور را شکست دهد و هم او بود که پس از اتحاد با سکاها و پارسها که دیگر اقوام آریایی اتحادیه ایران بودند پادشاهی پارس را به کمبوجیه پدر کورش سپرد.


بعضی ممکن است این نقد را داشته باشند که پیش از آنکه مادها موفق به شکست آشور شوند برای مدتی خود خراج گزار آشور بودند و چه بسا که در این مدت این خط را خود از آشوریان آموخته باشند. نکته بسیار خوبی است ولی پاسخ آن این است که در آن زمان خط اشوریان میخی آشوری بوده و دقیقا نکته اینجاست که کتیبه های موسوم به خط موسوم به آرامی مربوط به این عصر در آشور وجود ندارند و در واقع زمانی که آشور و سارگون دوم بر ماد در 713 پیش از میلاد چیره شد خط آشوریان میخی بود و هیچ کتیبه ای از این خط آرامی از آشور در این تاریخ سراغ نداریم و جالب اینجاست که پیدایش این نمونه های خط همگی به دوران پس از غلبه مادها باز می گردد که فرض ارتباط بین این چیرگی و نفوذ فرهنگ ایرانی در این منطقه را در سالهای بعد به ویژه پس از فتح بابل توسط کورش کبیر تقویت می کند.


گروهی ممکن است به شباهت زیاد تعدادی از حروف الفبا در فنیقی و آرامی برای اثبات منشا گرفتن خط موسوم به آرامی از الفبای فنیقی اشاره کنند که این شباهت کاملا حقیقت دارد و شباهت این دو خط تنها به دلیل ابجد بودن نیست بلکه تنها نگاهی به حروف آنها شباهت آنها را آشکار می سازد.
یافته های باستان شناسان کاربرد نخستین خط فنیقی را حدود 1050 سال پیش از میلاد برآورد کرده اند ولی نکته اینجاست که همان طور که اشاره شد یهودیان نیز خط خود را،البته خط پالئو هبرو یا عبری کهن را مادر خط موسوم به آرامی می دانند و برای این که از فنیقیها عقب نباشند قدمت آن را بیش از هزار سال پیش از میلاد عنوان می کنند ولی آن چه نه به ادعا بلکه به لحاظ سند تاریخی محرز است استفاده یهودیان از خط مشابه آرامی در حدود 700 پیش از میلاد است که در طایفه ای محدود از آنها به نام سامریون هنوز نیز استفاده می شود
من در این بخش مایلم در برابر ادعای ریشه فنیقی و یهودی این خط که هردو در بدو امر بسیار قانع کننده به نظر می رسند چند پرسش مهم مطرح کنم که می تواند از لحاظ تاریخی پرسشهایی قابل مطالعه باشند.


نخست به ادعای یهودیان می پردازم که این خط را میراث خود و فرزندان سام می دانند. نخست آنکه ادعای قدمت بیش از سه هزار سال تا امروز این خط نزد یهودیان اثبات نشده و در رابطه با نمونه نخستین خط یافت شده از آنها در 700 پیش از میلاد نیز لازم است به نکته ای ظریف توجه شود و آن این است که همان گونه که اشاره شد این خط هنوز در میان سامریون که اقلیتی بسیار کهن و پایبند از یهودیان هستند متداول است. ولی پرسش اینجاست که این سامریون کیستند که آنها را در استفاده از خطی که آن را پالئوهبرو یا عبری کهن و منشا اولیه آرامی می خوانند متمایز ساخته است؟ وقتی به جستجوی ریشه های تاریخی سامریون می رویم به نکته بسیار جالبی می رسیم و آن این است که بنا بر ظن غالب این طایفه از یهودیان، همان گروه محدود از یهودیانی هستند که سارگون 2 فرمانروای آشور آنها را به موطنشان بازگرداند و وجود این خط در میان آنها درست از لحاظ تاریخی با عصری هم زمان است که آشور برای نخستین بار بر ماد غلبه یافت و در نتیجه با آنها آشنا شد این نکته ای است که می تواند کنجکاوی تاریخی هر محققی را در رابطه با این هم زمانی تحریک کند.


در رابطه با ریشه تاریخی فنیقی این خط و در توضیح انتقال الفبای فنیقی به بین النهرین اغلب در منابع گفته می شود دریانوردان فنیقی این خط را پخش کرده اند چون کار اصلی این مردم تجارت بوده است ولی شاید با توجه به تمام این داستان بتوانیم از خود فقط در حد یک سوال بپرسیم تاجران صادر کننده خط آیاممکن است در اصل وارد کننده خط بوده باشند؟ و اصولا از کجا می توان مطمئن بود که فنیقیها که مردمانی اهل سفر بودند خود این خط را از جایی دیگر به سرزمین خود نیاورده اند؟ در این بخش این بحث را نادیده می گیرم که بعضی محققین حتی براین باورند که فنیقی ها خود گروهی از ایرانیان بودند که ازسواحل خلیج پارس به منطقه لبنان امروزی کوچ کردند


نکته کلیدی اینجاست که در این جستار علیرغم ظاهر بسیار منطقی استدلال منشا فنیقی و یهودی وقتی در جستجوی منبع نخستین پیدایش خط بر می آیید سوال بی جواب می ماند ولی به شکل معنا داری تاریخها تماما با برخوردهای ایرانیان و اقوام سامی در ارتباط است که خود می تواند فرضیه سومی را اعتبار بخشد که تا امروز به شکل معنا داری نادیده انگاشته شده است

این امکان وجود دارد که با سقوط دولت آشور توسط مادها ،خط آریایی در این سرزمین و میان رودان رواج یافته باشد و مکتوبات به زبان آرامی به این خط نگاشته شده باشد و اصولا ادعای این که این خط آرامی است چون زبان آرامی به وسیله این خط مکتوب شده است همان اندازه نامربوط است که این استدلال اگر بگوییم چون ایرانیان پارسی سخن می گویند پس خط آنها هم پارسی است از نظر خود پشتیبانان نظریه خط آرامی نامربوط و ناصحیح است. موضوع خط و زبان دو مقوله مجزاست و وجود نگارش به یک زبان دلیل نامیدن خط به آن زبان نیست همان طور که ما اگرچه زبان فرانسه و اسپانیولی داریم ولی خطی به نام خط اسپانیول و یا فرانسه وجود خارجی ندارد. بنابراین وجود الواحی به زبان آرامی که زبانی بسیار رایج در آن عصر بوده دلیل محکمی برای آرامی خواندن خط استفاده شده در آن لوایح نمی تواند باشد.


جالب این جاست که این خط نه فقط در میان بخشهای آرامی بلکه همان طور که اشاره شد در تمامی قلمرو ایران باستان یافت شده است و این دیگر دلیلی است که این پرسش را پیش می آورد که چرا براستی این خط را با اصرار آرامی می خوانند؟ به این خط کتیبه هایی به زبانهای خوزی، انشانی، پارسی، هندی و قبطی به دست آمده و حتی به زبان یونانی هم کتیبه در دست است ولی مسلما این خط هندی یا قبطی و یا انشانی نیست همانطور که آرامی هم نیست و اصولا آرامی نامیدن این خط با قطعیت کمی عجیب و ایجاد کننده شبهه تحریف معنی دار تاریخ برای هویت سازی گروهی و هویت زدایی از وارثان احتمالی اصلی است و شگفت این است که بدون اندیشه این باور در منابع ما گسترش یافته و بدون طرح پرسش از آن به صرف طرح آن توسط چند محقق در آکادمی غرب قطعی تلقی گردیده است.


شگفت نیست که واضعین این نظریه می کوشند حتی این گونه وانمود کنند که هخامنشیان خط را از آرامیان آموختند و به دلیل مزایای آن این خط را به خط بین المللی خود بدل ساختند نه اینکه این خط به خود ایرانیان تعلق داشته است!! ولی خوشبختانه هنوز آن دو سند ارزشمند در دست است که می تواند بنیان قطعیت این نظریه نا مستدل تاریخی را با چالشی جدی مواجه سازد.


“تغییر شکل الفبای ایرانی به صورت کنونی، پس از اسلام روی داد و آن چنین بود که شعوبیه ایرانی برای تسهیل در فراگیری الفبا کوشیدند و حروف همسان را از نظر صورت و ردیف صوتی در کنار هم قرار دادند تا برای نوآموزان، فراگیری آن آسان باشد و نامش را “الفبای پیرآموز” گذاشتند.
اعراب تا آنجا که تاریخ گواه است خط نداشته اند و خطی که از حمیر و انبار به عربستان رفته و در زمان ظهور اسلام نشر یافته است، خط عربی نیست بلکه زبان عربی به این خط نوشته میشده است و چون آثار مکتوب در قرون اولیه اسلامی و پس از آن، به زبان عربی نوشته میشد، خطی که با آن، زبان عربی ثبت می گردید، به نام “خط عربی” مشهور گردید و به همین راحتی هویت و ریشه خط دگرگون گشت و سپس در سالهای اخیر تلاش شد برای نظریه غلط تاریخی بنیان علمی نه کشف بلکه اختراع گردد ولی این که حتی خود ما ایرانیان این خط را بدون پرسش و تحقیق عربی بنامیم بسیار دردناک است.


تعصب و قوم گرایی بی شک مردود است ولی اجازه ندهیم متعصبان و قوم گرایان عرب و یهود هویت و تاریخ سرزمینمان را قلب کنند و بخشی از آکادمی غرب در تعطیلی اغلب کرسی های ایران شناسی و تعصب بر پروژه های گریکورومن (یونان و رم) به دلایل سیاسی به این ادعاها با نظر مثبت نگریسته و آنها را تایید کنند و دانشنامه ها با این تحریف نوشته شوند همانگونه که اندک اندک با نام خلیج پارس به دلایل سیاسی چنین می شود. نگذاریم با قطعیت خط و الفبای ما را عربی بخوانند زیرا که در حالی که در خوشبینانه ترین حالت این نظریه قطعی نیست و باید که نظریه دوم نیز در مراجع رسمی مستند گردد.

..
کافی است تاریخ پیدایش الفبای فارسی و الفبای عربی را در فضای مجازی جستجو کنید تا ببینید چه حجم عظیمی از این تحریف و قلب تاریخ توسط آنها و حتی خود ما بازتکرار می شود تا آن جا که خود ما نیز این تحریف را به تاریخ رسمی خود بدل ساخته ایم .
در پایان چند تصویر از خط نباتی مورد ادعای نظریه پردازان الفبای عربی و همچنین نمونه هایی از خط اوستایی می گذارم تا خود قضاوت کنید کدام به رسم الخط حاضر نزدیک تر است و آیا حتی همین ادعای مطرح شده در رابطه با انشعاب خط عربی از نباطی قابل پذیرش است یا خیر! جالب این است که حتی خطی که آن را کوفی می نامند و پس از فتح بیستون یافته اند سراسر پهلوی و اوستایی است که تصویر مقایسه آن را هم قرار در ذیل قرار می دهم و در نهایت قضاوت نهایی و تصمیم در گسترش این مطلب با شما.

مقاله از دکتر آیدین پورمسلمی

خط نبطی که ادعا می شود مادر الفبا و خط ماست!
خط نبطی که ادعا می شود مادر الفبا و خط ماست!
نمونه خط پهلوی اوستایی که ادعا می کنند خط پارسی ارتباطی به آن ندارد!ا
نمونه خط پهلوی اوستایی که ادعا می کنند خط پارسی ارتباطی به آن ندارد!ا
و این هم مقایسه الفبای کوفی و پهلوی اوستایی
و این هم مقایسه الفبای کوفی و پهلوی اوستایی
الفبای کوفی و پهلوی اوستایی
و این هم مقایسه الفبای کوفی و پهلوی اوستایی

.::برای دریافت فایل پی دی اف این نوشتار تصویر زیر را بفشارید::.

برای دریافت فایل پی دی اف اینجا را بفشارید
برای دریافت فایل پی دی اف اینجا را بفشارید
بارگذاری بیشتر در ایران باستان

234
دیدگاه بگذارید

avatar
130 Comment threads
104 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
76 Comment authors
سپیدهمحمدرجبآریایی باستاننا شناس Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
سپیده
Guest
سپیده

در رابطه با حرف هایی که راجع به فنیقی ها زدید عارضم خدمتتون که الفبای فنیقی خود مشتق از الفبای نیاسینایی و الفبای نیاسینایی هم مشتق از هیروگلیف مصری هست و ارتباطی با حتی خط میخی که توسط سومریان ابداع شد و زمانی در کناره خلیج فارس رواج داشت نداره و باز هم اینجا رو با تعصب و دروغ نوشتید —————————— ضمنا شما دارید از واژه ایرانی و آریایی برای مغلطه در بحث استفاده میکنید نام ایران برگرفته از نام اقوام آریایی هست و از قرن سوم میلادی و توسط ساسانیان بار جغرافیایی و سرزمینی پیدا کرده همونطور که نام… Read more »

سپیده
Guest
سپیده

امثال شما دارید خودتون رو آزار میدید چون همون دبیره های باستانی قبل از اسلام هم آریایی نبودن و از دبیره آرامی اخذ شدن آرامی هم یک زبان سامی هست با اجازتون یک سری دروغ سر و هم کردید که بگید اون خط آرامی نبوده؟ در کتاب پیر برایان- ناتل خانلری- اتابکی-آرتور کریستن سن تاکید شده که زبان اداری سرزمین پارس عیلامی بوده و زبانی که بین طبقه آریستوکرات خاور نزدیک بکار میرفته آرامی بوده…هر دو زبان هم برای نوشتار از خط آرامی استفاده کردن —————————————- روابط اداری در شاهنشاهی هخامنشی ظاهرا به وسیله خط و زبان آرامی انجام می‌گرفت.… Read more »

محمد
Guest
محمد

مطالب این نوشته کاملا غلط و درپی گمراه کردن مخاطبان ندشته شده، گویا نویسنده این متن از روی تعصب و جهل این متن را نوشته . . ⚄ پروفسور ابراهیم پور داوود ایران ‌شناس، اوستاشناس، نخستین مترجم فارسی اوستا و استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی دانشگاه تهران، کتاب فرهنگ ایران باستان، صفحه ۱۰۲: . . “خطهائی که از زمان کهن در ایران رواج داشته، از خط #میخی و #آرامی و #پهلوی گرفته تا خط #اوستائی (دین دبیری) #هیچ_‌یک_بومی_این_دیار_نبوده و همه از مرز و بوم #بیگانه و از کشورهای #همسایه به این سرزمین رسیده‌ است خود واژهٔ #دبیری که… Read more »

رجب
Guest
رجب

ایرانیا آنقدر سرشون به کشور گشایی گرم بود که فرصتی برای اختراع خط پیدا نکردند. خط میخی رو از بابلیها، بعد آرامی و سرانجام خط عربی. البته در حالت آخری خودشون مورد کشورگشایی قرار گرفتند!

آریایی باستان
Guest
آریایی باستان

نکته ی اصلی در گفته ی داریوش اول در کتیبه های بیستون اونجاست که میگه «اصل آن به زبان آریایی کهن و بر پوست بود» و ابهام داره که از چی داره صحبت می کنه از تبارنامه خودش و به کدام رسم الخط؟ پرسش دیگه راجع به سروده های زرتشت است که ممکن نیست این سرودها به شکل حفظی و بدون سابقه ی کانون و مرکزی ادبی بون ثبت تا پایان سلسله ساسانیان مانده باشند جز اینکه بگوییم رسم الخطی وجود داشته میخی یا آرامی که قطعا ضبط شده بودند و یا تماما در دوره ساسانیان سروده شده باشند. چون… Read more »

داود
Guest
داود

با تشکر از این مقاله جالب و خواندنی. اتفاقا من هم به دنبال منابعی درباره این موضوع میگشتم و برای من شگفت انگیز است که تا چه میزان منابع در این زمینه در اینترنت (بخصوص به زبان انگلیسی) اندک، ناقص و پر از تحریف و یا نظرات کاملا شخصی و بدون سند است. از خواندن این پست لذت بردم. اگر امکان داشت منابع را در اختیار خواننده میگذاشتید بیشتر هم لذت میبردم.

ناشناس
Guest
ناشناس

بسیار عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود ، زنده باشید ، حتما حتما فایل پی دی اف را دانلود می کنم و بارها بارها مطالعه می کنم ، خیلی کامل و دقیق نوشته بودین ، بله دوستان ، در قرآن گفته شده : زبان عربی ننننننننه خط عربی ، منشا خط در ایران بوده چون اصلا ایرانیان سواد نوشتاری داشتن و قدمت خط در ایران به سالهای خیلی دور برمی گرده و این خود صحت و درستی این موضوع را تایید می کند که ریشه خط پارسی بوده نه عربی ، حتی دستور زبان عربی را ایرانیان تدوین کردن . افتخار می کنم که… Read more »

محسن
Guest
محسن

آقای ابی شما که خود را دانشگاهی میدانید تا این حد نمیدانید که زبان گفتاری با نوشتاری فرق میکنه
در قرآن اومده که به زبان عربی است خوب چه ربطی به حروف نوشتاری داری
واقعا که……..

فرخ
Guest
فرخ

دیگه مشخصه اسنادی که هست حروف فارسی برگرفته از نوشته کوفی هست و اینگه پ ژ گ چ از ب ز ک ج گرفته شده و این ثایت میکنه برعکس این قضیه با علم سالم جور در نمیاد خیلی سادست

ابی
Guest
ابی

با سلام : آقای محترم شما پس لطف نمایید سری به قران مجید کتاب مسلمانان بی افکنید. که خداوند در این کتاب مقدس فرموده اند که ما آن را به زبان عربی فصیح فروفرستاده ایم و بعد این تحقیق توام با تحریفات را بیان نمایید . در ضمن به همان منشور کورش تان مراجعه نمایید و در ضمن از ایشان بخواهید که حروف فارسی را در منشورشان بکار می بستند و نیازی به این نبود که از خط میخی برای منشور استفاده می نمودند . تا اینکه بعد ها اعراب ادعای این را داشته باشند که حروف عربی است یعنی… Read more »

نا شناس
Guest
نا شناس

دوست عزیز. حمله وحشیانه اعراب به پارسیان بر هیچ کس پنهان نیست.

adas
Guest
adas

****** که فرق رسم الخط و زبان را نمیدانی. عربی زبان است ولی رسم الخط طرز نوشتار است. بی سوادی چقدر تو. به قول دکتر شریعتی بزرگترین ضربه زنندگان به اسلام بی سوادایی هستند که بد دفاع میکنن.

ارم
Guest
ارم

ابله خب قبل از خط میخی هم خط تصویری شاه های ایرانی استفاده میکردند. چه ربطی داره به دوهزار سال بعدش و دوران ساسانی و رسم الخط اون موقع؟! وای خدا با کی ها دارند حرف علم و بررسی میزنند خب اینجوری نافهم نبودید که الان کسی مجبور نبود بگه والا اینطور بود و والا اونطور نیست .

kourosh
Guest
kourosh

با سلام خدمت دوستان و اقای حامد و قبل از هر چیز ابراز معذرت و تاسف بابت جواب گویی بسیار دیر . متاسفانه این روز ها وقت کمی دارم و از این جهت که نمیتوانم به درستی بحث و گقتگو را در زمان لازم پاسخ بدهم بسیار ناراحت ام چراکه بحث با مخالفان و موافقان در مورد موضوعات تاریخی به درک بهتر و چند جانبه طرفین در مورد مسائل تاریخی کمک میکند. اما در ادامه مباحث منابع تاریخ طبری بسیار گسترده است و همانگونه که اشاره شده طبری هر قسمت از تاریخ را از منابع خاصی استخراج کرده و بدون دست… Read more »

علی
Guest
علی

یکى یهود و مسلمان نزاع مى کردند
                    چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم
به طیره گفت مسلمان گرین قباله من
                     درست نیست خدایا یهود می‌رانم
یهود گفت به تورات مى خورم سوگند
                     وگر خلاف کنم همچو تو مسلمان مگر از بسیط زمین عقل منعدم گردد
                      بخود گمان نبرد هیچکس که نادانم
سعدی

kourosh
Guest
kourosh

با سلام به دوستان و به اقای حامد اول برای پاسخ گویی دیر از شما عذرخواهی میکنم چون در روز های اول هفته سرم شلوغ بود و توان و وقت لازم را نداشتم. اما در ادامه مباحث: اقای حامد فرمودند که بحث ایات قران رو نکنیم چون مبحث بازی دارد و هرجور برداشتی از ان میتوان کرد این حرف ایشان درست است هرچند که در برخی موارد میتوان ایات قران رو بسیار موشکافانه تحلیل کرد و مطالبی را از ان استخراج نمود ولی من از اقای حامد از این بابت گله مند هستم چراکه خود ایشان برای اثبات برخی از… Read more »

حامد
Guest
حامد

با تشکر از دوست عزیزم اقای کوروشچند موارد شما رو یک به یک جواب میدم ان شالله جوابی درست باشد.۱- در مورد ایات قران من تنها از انها استفاده نکرده ام حتی سوالاتی که در انها از ایات قران کریم استفاده شده است هم رو جواب نمیدم و این هم رو صریحا در این گفتگو و در گفتگوی مربوط به ذوالقرنین ذکر کردم.۲-در ایجاد بحث جدید در مورد ذوالقرنین بودن یا نبودن کوروش بزرگ هم از بحث های که اقای خراسانی در اونجا کردند من با کمال واقع و با استناد به حرفای اقای شمشاد ثابت شد کوروش ذوالقرنین نیست-اما… Read more »

kourosh
Guest
kourosh

با سلام خدمت دوستان و اقای حامد در ابتدا لازم به ذکر چند مورد است. ابتدا انکه ما با اسلام هیچ مشکلی نداریم و به عنوان کامل ترین دین جهان ان را پذیرفته ایم.اما با توجیه حمله اعراب به ایران ان هم با عنوان گسترش اسلام مشکل داریم. چراکه منابع نشان میدهد که حد اقل اکثر اعرابی که به ایران حمله کردند برای کسب مال و ثروت بوده است. دوم انکه چون شما مطالب پراکنده ای بیان میدارید نتیجه گیری در مورد موضوع های مورد اختلاف سخت است و در این رابطه شاید بتوان چند خط اصلی اختلاف را بیان… Read more »

حامد
Guest
حامد

البته شما باید قواعد بحث رو بدونید اینکه شما یه مطلب رو طرح کردید و من ردش کردم و شما باید برای اثابت دلیل بیارید نه اینکه شما از من سوال کنید. شاید نتونم دیگه بیام از نظرات شما استفاده کنم ولی سعی میکنم جوابتون رو بدم.راستی یه مورد دیگه اگه اومدید یک از جنگ ها صدر اسلام مثلا غزوه خیبر رو بیارید و بعد نظر خودتون رو بگید تا بدونم شما دارید رو کدوم حساس هستید و اینکه اصلا دید شما چیه.اینکه فرق جنگ در اسلام و غیر اسلام چیه و این جنگ های قبل از اسلام با ایران… Read more »

حامد
Guest
حامد

بعضی وقتا هم تاریخ رو از کاوش ها بدست میاد مثلا منشور کوروش و یا قوانین حمورابی گفتم شاید در این مورد ایراد وارد کنید

رضا2
Guest
رضا2

جناب حامد حالا که میخوای رفع زحمت کنی یک چیزی بهت بگم اونم اینه که شما وقتی که اولین نظر رو دادی نوشتی_ ما از نسل سام ابن نوح هستیم حالا شما از چه نسلی هستید؟این سوال شمارو هر کسی بخونه میفهمه و تو ذهنش تداعی میشه که آره شما فقط و فقط برای تفرقه افکنی وارد شدی به راستی هم هدفت از مطرح کردن اون سوال دودستگی بودو شما از همون اول دنبال کل کل بودی تا بحث و گفتگوی دوستانه  

kourosh
Guest
kourosh

با سلام خدمت دوستان و اقای حامد در ابتدا لازم به ذکر چند مورد است. ابتدا انکه ما با اسلام هیچ مشکلی نداریم و به عنوان کامل ترین دین جهان ان را پذیرفته ایم.اما با توجیه حمله اعراب به ایران ان هم با عنوان گسترش اسلام مشکل داریم. چراکه منابع نشان میدهد که حد اقل اکثر اعرابی که به ایران حمله کردند برای کسب مال و ثروت بوده است. دوم انکه چون شما مطالب پراکنده ای بیان میدارید نتیجه گیری در مورد موضوع های مورد اختلاف سخت است و در این رابطه شاید بتوان چند خط اصلی اختلاف را بیان… Read more »

حامد
Guest
حامد

کوروش جان بردار عزیز این مطلب صرفا برای روشن گر هست که بعد به یه چارجوب مشخص برسیم.اینو کامل ادامه نمیدم چون نه رشته ام هست و امام علی علیه سلام میفرماید به کاری مشغول باشید که از در مورد ان سوال میکنند.اما بعنوان مسلمان باید اگاهی لازم رو داشته باشم.در ایات قرانی اصلا بحثی نکنید چون وقتی به ایات قران میرسیم بحث اینقدر بازه که هیچ وقت نخواهی توانست به نتیجه برسی برای مثلا من مورد برای ذکر میکنم که الان در اسلام ۵ مذهب بزرگ وجود داره حنفی و شافعی و مالکی و حنبلی و جعفری هستن این… Read more »

رضا2
Guest
رضا2

خب ادامه صحبتای قبلیم خود عربا هم به بزرگیه کوروش پی بردند اون وقت یک عرب که خودشم ایرانی میدونه نمیخواد بفهمه .تازگیا متوجه شدم یک کتابی تالیف شده توسط شخصی عرب مصری به نام صالح صابر زغلول که اسم کتابم هست موسس الدوله الفارسیه ابوایران کورش الاکبر اینم از این. برای هر جمله ای که حرف زدی جناب حامد راحت خط به خط کلمه به کلمه همشو میشه رد کرد که آقا کوروش جوابتو خوب و کامل داده و همچنین اقا سعید دستشو ن درد نکنه. در مورد عقل و شعور عرب بهت بگم همین که مفتی سعودی عادل… Read more »

سعید
Guest
سعید

آقا رضا در مورد اندلس به نکته خوبی اشاره کردید،همین که اعرابو از کشورشون بیرون انداختن آباد شدن.
تا قبل از حمله اعراب دو کشور ایران و مصر بسیار آباد و پیشرفته بودن،اما همین که اعراب به بهانه گسترش اسلام وارد این دو کشور شدن چیزی جز قتل و غارت تجاوز و بدبختی و عقب ماندگی برای این دو کشور نیاوردن،همین بس که این دو کشور هنوز جهان سومی هستن ولی رومیها و یونانیها از بلایی که به سر ایران و مصر اومد درس عبرت گرفتن و شاید الان در اوج نباشن ولی حداقل جزو کشورهای مطرح در دنیا هستن.

حامد
Guest
حامد

ولله نا امیدم کردید خدایش فکر کردم حداقل یه کم چیز بلدید دارید بحث میکنید خب با این حرفاتون ثابت کردید اقا ما چیزی بلدنیستیم الا این و ان!!!میام میگم بابا هر علتی معلومی داره و هر معلومی علت و از حدوث و قدیم بودن حرف میزنم شما میگید نه فقط و این و این و خلاص خب بنظرت من چی بگم؟؟؟هر چند معلومه چی جوابم رو میدید!!چون وقتی وارد شدم خوده اقای شمشاد شاهد اند اول موضع گرفتم بعد دیدم نه شاید ادم های واقعا ازاد اندیشی هستند و وقتی وارد جزییات شدم معلوم شد تا چه حد اگاهی… Read more »

حامد
Guest
حامد

خدا رو شکرخدایش من فکر میکردم با چند نفر مطلع از تاریخ و تاریخ اجتماعی و سیاسی دوران ایران باستان و قبل و بعد از اسلام  و دوران امروزی بحث میکنم.خدا رو هزار مرتبه شکراز این به بعد کوتاه جواب میدم چون ضرب المثلی هست میگه العبد یقرع بالعصا والحر تکفیه الإشاره

رضا2
Guest
رضا2

حامد به نظرم بسیار تا بسیار در جهالت خودت دستو پا میزنی آخه مطالبی که نوشتی(کپی پیست کردی)خودتم تا حالا نگاهی بهشون ننداختی ببینی چی نوشتی حتی منابعی که هم ارجاع دادی هیچ کدومش به هم نمیخونه حالا تو دیدگاهم اشاره میکنم. اینکه خودتو عرب میدونیومعرفی میکنی دیگه کار مارو راحت کردی که بهتر بتونیم پاسخگوت باشیم.در مورد اون کلمه ای هم به کار بردی(احمق)که فکر میکنم بیشتر لایق تو هست. ضمن اینکه وقتی خواستی راجع به کوروش بزرگ صحبتی کنی بدون راجع ب کسی حرف میزنی کوروش با کسانی که قتل و غارت هزاران جنایت میکردند میجنگید(ادامه دیدگاهم توضیح… Read more »

حامد
Guest
حامد

خب باشه من بد ولی شماها یه دلیل های رو بیارید که نشون بده این از نظر سیاست و دین -هر چی که باشه- بیارید قران میارید در حالی که شان نزول و تفسیر نمیدونید استناد میارید در حالی که میگید این تنها دلیل ست و بقیه اشتباه به یه کتاب استناد میکنید در حالی که در همین کتاب نوشته های دیگه ای بر ضد نظر شما داره از یک نفری میگید که خودش میگه نه شاید اینطوری باشه به چیزایی اشاره میکنم شاید ازاد اندیش باشید و هر دومون به نتیجه برسیم میگید ما کاری به این حرفا نداریم… Read more »

کوروش
Member

با سلام. اقای حامد مطالبی جالب بیان فرمودند که اکثرا از ایرانستیزان و جماعت پان ها میشنویم. اما ایشون خواستار پاسخ به مسائلی شدند که مطرح کردند. پس امیدوارم با وجود انکه این پاسخ طولانی خواهد بود همه ان را به دقت بخوانید و اگر در جایی لینک برای مطالعه بیشتر داده میشود ان را نیز مطالعه کنید. با تشکر ((افتخار عرب خون ریزی است!!!شما دلیل این حرفت شاید جنگ های ایران و اعراب باشه(((در جنگ نقل و نبات پخش نمیکنند هر دو طرف اونی که در مقابل انهاست برای کشتنشان اومده اگه سپاه اسلام شکست میخورد بنظرت رفتار ایرانیان… Read more »

kourosh
Guest
kourosh

دوست عزیز اقای حامد با خوندن نظر شما یک عبارت مدام در ذهن من تدایی میشد و ان عبارت(اسمان ریسمان بافتن) بود. جالب است که مطالبی را که با ذکر نام کتاب و شماره صفحه و از مورخین بنام و قابل اعتماد نقل کردم را به راحتی و با گفتن انکه این ها همه نظریه اند از سر خود باز کردید و به دنبال فرار از حقایق تاریخ هستید. و از این جالب تر مطالبی را که بر ضد تاریخ ایران بیان فرمودید را عین حقیقت میدانید.در حالی که اشتباه بودن ان را به شما نشان دادم. در ادامه شما… Read more »

حامد
Guest
حامد

مثلا من بیام در مورد یه چیزی که تو از ان بی اطلاع و قبول نداری توضیح بدم که چی بشه؟؟؟ مثلا بگم بوکوحرام عرب نیستن یا بگم داعش ۷۰ درصدش قفقازی و اروپایی هستن و نخست وزیر عراق گفتن ۸۰ کشور دارند با ما میجگند که چی بشه؟؟؟یا بازی های سیاست رو به دین و نژاد ربط میدی در وقتی که خوده کشورهای متخاصم اصلا این موضوع رو به دین ربط نمیدند که چی بشه؟؟؟یا بگم وقتی به اقای رفسنجانی گفتن اقا برو عربستان اون به اونها گفت برم عربستان چی بگم!!!برات بگم منظور از حرف چیه که چی… Read more »

حامد
Guest
حامد

اگه هم من دارم اینجوری جواب میدم چون یقین پیدا کردم هیچی از تاریخ نمیدونید.

سعید
Guest
سعید

حامد از این خوشم میاد که از لحاظ اطلاعات تاریخی بند کفش کوروشی،***********

kourosh
Guest
kourosh

دوست عزیز اقای حامد با خوندن نظر شما یک عبارت مدام در ذهن من تدایی میشد و ان عبارت(اسمان ریسمان بافتن) بود. جالب است که مطالبی را که با ذکر نام کتاب و شماره صفحه و از مورخین بنام و قابل اعتماد نقل کردم را به راحتی و با گفتن انکه این ها همه نظریه اند از سر خود باز کردید و به دنبال فرار از حقایق تاریخ هستید. و از این جالب تر مطالبی را که بر ضد تاریخ ایران بیان فرمودید را عین حقیقت میدانید.در حالی که اشتباه بودن ان را به شما نشان دادم. در ادامه شما… Read more »

سعید
Guest
سعید

دمت گرم کوروش عزیز،خداییش دمت گرم،تمام نظراتت از روی تحقیق و مطالعه و بخصوص حوصله و صبر هست.

kourosh
Guest
kourosh

متشکر

حامد
Guest
حامد

با تشکر از بردار عزیزم اقای کوروشاما همه این حرفا در حد نظریه ست و اثبات شده نیست در مورد کشتارها و اینکه ربطی به اسلام دارد یا نه!!! این یک بحث شدیدا جدا ست و بررسی این موضوع باعث روشنی فرهنگ اسلامی میشود. و اینکه در کجا حق بر کشتن است و کجا نه!!حکم اسلام حکم خداست اما مشکل اینجاست کی حکم را اجرا میکند!!!مثلا شماها میتونید بر خدا نغوذ بلله ایراد بگیرید که گناه یک طفل در قوم عاد یا ثمود یا دیگر اقوامی که هلاکت شدند چیست!!!؟؟؟پس یه سری احکام کشتن دارد و این کشتن برای عبرت… Read more »

سعید
Guest
سعید

حامد جان میشه به این سوال پاسخ بدی: خدا در آیه ۵۴ سوره “نور” میفرماید: “بگو:خدا را اطاعت کنید،و از پیامبرش فرمان برید؛و اگر سرپیچی نمایید،پیامبر مسوول اعمال خویش است و شما مسوول اعمال خود،اما اگر از او اطاعت کنید،هدایت خواهید شد،و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست.” یا در آیه ۸۲ سوره نحل می فرماید: “ای پیامبر با این همه اگر از تو روی برتابند نگران مباش،تو فقط وظیفه ابلاغ دین را برعهده داری” ۱-حالا میشه توجیه کنی چطور خدا در اینجا این کلام رو میگن اما شما میگی مسلمانان حمله کردن تا با شمشیر اسلام رو گسترش… Read more »

حامد
Guest
حامد

خدا رو شکر در چند جمله ادب و فرهنگ خودتو نشون دادی …

سعید
Guest
سعید

حامد جان این آخرین حرف من:
” اگه توهینی شده عذر خواهم ولی از این خوشم اومد که در نهایت ما شدیم جاهل بیسواد در حد اول ابتدایی ولی شما دانای کامل.”
فقط کسی میتونه منصفانه قضاوت کنه که نظرات رو از ابتدا تا انتها بخونه؛ که در مرور زمان و با نظرات کاربران دیگر موضوع روشن خواهد شد.ماهم صبر میکنیم.

حامد
Guest
حامد

مثلا من بیام در مورد یه چیزی که تو از ان بی اطلاع و قبول نداری توضیح بدم که چی بشه؟؟؟

سعید
Guest
سعید

سعی کن با علمی که از تفسیر موضوعی قرآن داری توجیه کنی که گسترش اسلام با شمشیر کار درستس هست.

حامد
Guest
حامد

اقای سعید بهمین خاطر میگم ای کاش یکی بهتر از شما می اومد باهام بحث کنه!!!اصلا نمیدونی من در مورد چی گفتم نظریه ست بعد میخوای برام توضیح بدی نه نظریه نیس.ایاتی از قران میاری در حالی که کل قران رو نخوندی جاهای است از عرب و مومنین و مسلمان و جنگ هاشون تعریف میکنه همان طور عرب کافر و جاهل بود عرب مومن و مسلمان هم بود شما اینا رو یکی میدونید؟؟ در جاهای ست که میگه من کافران را با شمشیر های شما عذاب میدم. دارم میگم شما برید یه دوری در جنگ های اسلام بزنید که هم… Read more »

سعید
Guest
سعید

جناب حامد من برای شما دو آیه قرآن آوردم از شدت اینکه یاد نداری تفسیرش کنی چرت و پرت سرهم میکنی،حامد جان با توجه به اینکه شما میخوای جنایات اعرابو توجیه کنی من میتونم به صراحت بگم شما تکفیری هستس،نه مسلمان،امروز داعش داره چیکار میکنه؟زنان ایزدی رو که دینشون برگرفته شده از زرتشت و مانوی هست کافر میدونن و با همین توجیه به اونا تجاوز میکنن،با همین توجیه اونارو برهنه به فروش میگذارن،با همین توجیه بهشون سه روز تشنگی میدن و بعد برای رفع تشنگی اونارو مجبور به خوردن ادرار میکنن.۱۴۰۰ سال پیش هم اعراب با ایرانیان که دارای مذهب… Read more »