ایران در دوران معاصر

تاریخ اسلام شیعی در ایران – قسمت ۲(ایران بعد از قادسیه)

تاریخ اسلام در ایرانبه نام ایزد

پس از لشکر کشی ناثواب و پر خطا و نااصول انسانی عمر به ایران و شکست حکومت حاکمه (حال طاغوت یا هر چه ) از تازه مسلمانان افراطی که رگه های یاغی گری و توحش بادیه نشینی اعراب را با خود داشتند و کینه ایرانیان را از قبل،پس از ارتباط ناقص عمر بن خطاب خلیفه غیر قابل قبول و خود خوانده ی تازه مسلمانانی که او را بر مولا علی بن ابی طالب ارجحیت دادند و مایه ظلم و… بر بشریت و اسلام شدند ، جنگی درگرفت که در تاریخ به ورود غیر انسانی و ظالمانه و غیر شرعی اسلام به ایران معروف است.همین جا تذکر میدهم لفظ اعراب در مقاله ام فقط منظور آن افرادی است که در هر ملتی از عرب و عجم و … بوده و هستند که معلوم الحال هستند.شهوت پرستی و زور گویی و نفاق مهترین جنبه های شخصیت این افراد بوده . مسلما افرادی با خصوصیات انانی والا از هر دین وآیینی مورد احترام نویسنده و هر فرد عاقل و آزاد اندیش و انسان واقعی ای بوده و هست.

در مورد قادسیه(*) مقاله ای مفصل تر با نقل قول از کتب تاریخی خواهم نگاشت کما اینکه دیگران و اساتید امر نیز چنین کرده اند ولی فاصله گرفتن از ظلم در هر رده ای که باشد برای هر نویسنده و انسانی مایه افتخار است. کما اینکه در مقالات زیادی چنین کرده ام و البته در ادامه تاریخ معاصر نیز درباره خیانات افراد و … بدون توجه به دین و آیین ایشان نیز جنین خواهم کرد.

به هر روی پس از رویارویی بزرگ لشکریان نومسلمانان خود خوانده با ایرانیان در منطقه ی قادسیه و آغاز ورود ایشان به ایران افرادی از خود ایرانیان جانب زورگویی و فرار از حکومت ایرانی را به دلایلی (احتمالی چون دقیقا مطلع نیستم)همچون عدم رضایت از سیستم درباری و یاتوزیع ناعدلانه ثروت و یا فساد اخلاقی یا هر آنچیزی که به واسطه ی تفاوت دیدگاه و تضارب آراء در هر زمان و جامعه ای موجود است گرفتند و به تکرار حلقه های تاریخی مثل همیشه پرداختند و به سمت چیزی که بعد ها برای توجیح خود و اعمالشان چه توسط خود چه توسط تاریخ نگاران افراطی مسلمان بعدی (چه ایرانی چه غیر ایرانی) نام آنرا جهاد در راه خدا و تلاش برای سرنگونی طاغوت گذاشتند ،با پشت کردن به ملت و حکومت آن زمان (چه ظالم چه غیر ظالم) به سوی مهاجمان رفتند و مثل همیشه ی تاریخ در تقویت ایشان برای شهر گشایی هرآنچه توانستند کردند.

این نکته ی تلخ تاریخی در تاریخ همه ملت ها هست که افرادی سود جو و منفعت طلب که غالبا هم ساده لوح و ساده اندیش هستند را میتوان به نام هایی مثل خدا و … یا قول بهشت یا … به ظلم بر بشریت و … فرا خواند. درباره غیر شرعی بودن این حرکات در اسلام ناب محمدی همین بس که در کل طول تاریخ امامان شیعه هیچ نمونه ی مشابهی در کشور گشایی و … مشاهده نشده و نخواهدشد چرا که خود خدواند هم در قرآن کریم سخن از عدم اکراه از قبول دین دارد چه رسد به زور و جنگ.حکم های جهاد هم برای جای خودش قابل بحث است چرا که اصلا کشور گشایی یعنی نوعی آفند در حالی که احکام اسلامی برای تدافع و پدافند است .مگر برداشت های افراطی دسته ای افراد که در دین و آیینی هستند و همین ها هستند که آتش بیار همه نوع خشونت و درگیری و نزاعی بوده و هستند. بی جهت نیست که میانه روی را خداوند ممنان شاخصه ی اسلام دانسته است.

در مقاله ای جداگانه به این کشور گشایی های و ادعا های تقریبا اثبات شده ام توسط سایر منصفان و آگاهان و اساتید امر خواهم پرداخت. به هر روی آن دسته از افرادی که به سوی مهاجمان رفتند را تحت عنوان موالی در تاریخ میشناسیم.موالى، جمع «مولى» به معانى يار، ياور، دستگير، آزاد شده، عبد، مملوك و غلام آزاد شده آمده است.و در اصطلاح به مسلمانانى «موالى» گفته مى‏شود كه، كافر بوده‏اند و به دست مسلمانان اسلام آورده و ولاى آنها را پذيرفته‏اند. «۱» به پناهندگان مهاجرى كه براى تأمين امنيت پناهنده ،که قبيله‏ اى مى ‏شدند، نيز موالى گفته مى‏ شود. «۲» و اين اصطلاح دلالت بر دون‏ پايگى اجتماعى و نوكرى و گماشته بودن نيز دارد. «۳»که البته عنوان و لقبی بهتر از این در انتظار افرادی که رو به افراطیون مهاجم و گسیخته از آیین حتی خود هستند روی آورند ،نیست.

مهم خود این افراد(در اینجا موالی)نیست بلکه کمک آنان به استقرار و ورود خارج از انسانیت آیین اعتدال و مهربانی و ترقی انسانی به دست نا اهلان و افراطیون ،است.چرا که طبق دستورات دین مبین اسلام نباید به زور ظالمان نگاه کرد بلکه باید به آنچه که مورد طلب و رضایت الهی است رسید .و این افراطیون جز بدنامی و ظلم به اسلام برای خود اسلام ،و جز ظلم برای اطرافیان (در اینجا شامل مردم به سخره گرفته شده ایران و فرهنگ و تاریخی که به واسطه ی چنین افراطیونی تا حد نابودی کامل به نام اشتباه خدا و دین اسلام و طاغوت و… پیش رفت نیز میشود) چیزی نداشته اند.ترس از تغییر ارزش های حکومت ایرانی پس از جابه جایی قدرت از یک سو و سهم خواهی و قدرت طلبی از سوی دیگر از عوامل مهم خیانت این افراد به مردم ایران به نام کمک به رهایی از ظلم و … بوده است مثل همه جای تاریخ .

به هر روی در آستانه نبرد قادسيه، چهار هزار نفر ايرانى از نوعی که در بالا متذکر شدم به سپاه عرب پيوستند. آنان به فرماندهى «زهرة بن حويه» براى شركت در جنگ آماده شدند. اين افراد كه «حمراء» يا «موالى» ناميده شدند، براى پيوستن به سپاه عرب شرط كردند كه پس از جنگ هر كجا خواستند بتوانند بروند، با هر قبيله‏اى كه خواستند، هم ‏پيمان شوند و سهمى از غنائم جنگى نيز برگيرند. با شرايط آنها موافقت شد و آنها در جنگ شركت كردند. اينها پس از پيوندشان با برخى از قبايل عرب، اصطلاحاً «موالى» آن قبايل ناميده و مشهور به «حمراء» شدند. «۴»

تا همین جا میتوان پی به درستی ادعای نویسنده در این که ایشان افرادی ساده لوح را هماهنگ و برای بدست آوردن غنایم و دنیا طلبی با افراطیون دنیا طلب که به نام اسلام قصد حمله و به بردگی کشاندن ایران و ایرانی داشتند به توافق کثیف و خائنانه رسیدند که مسلما نه در عقل و نه در شرع چنین چیزی پذیرفته نیست.در شرع و فقاهت اسلامی هر آنچیزی که عقل و خرد معتدل و جمع پسندِ اسلامی بدان حکم کند همان نیز حکم شرع دانسته شده.به همین دلیل لازم نیست مخاطب اطلاعات وسیعی از فقه و اسلام داشته باشد.ظلم و خیانت را هر لباسی بپوشانند ماهیتش غیر قابل انکار است و در شرع واقعی و دین ناب اسلام چنین چیز هایی نبوده و نیست و جاعلان و فاعلان چنین اعمالی در هر زمان به دنبال فساد و تباهی و سوء استفاده از هر آنچه مورد اقبال عمومی آید هستند.میخواهد نامش اسلام باشد و بازی با شرع میخواهد آیین های خود ساخته ای مثل وهابیت و بهائیت و … باشد.

در مورد اخیر هم وقتی هدف چنین افرادی را در به دست آوردن قدرت با هم پیمانی با قبائل زورگو و پر منفعت یا بدست آوردن غنائم جنگی را میبینید مسلما به ماهیت واقعی چنین افرادی از یک سو و افرادی که با چنین افرادی موافقت میکنند (مهاجمان نو مسلمان خود خوانده )پی میبرید. این افراد همان هستند که به واسطه ی خوی خشونت طلب و کینه جویانه ی خود نسبت به ایرانیان و حکومت ( ولو طاغوتش) دین را ظاهر و پوششی برای رسیدن به اهداف خود میکنند و در این راه از معادله مشهور رسیدن به هدف به هر قیمتی بهره میبرند.شاهد این مدعا در برده گرفته شدن و اهانت و خیانت و تجاوز به عنف زنان و دختران ایرانی و فروخته شدن ایشان در بازار های برده داری اعراب خود خوانده و نو مسلمان آن زمان دارد. توجه به نکته ی پاراگراف قبلی نیز شاهدی دیگر بر این مدعا است(پیمان بستن با خائنان ایرانی ).

بار دیگر ممکن است احکامی مثل کنیز داری یا غلام داری را افرادی بخواهند دلیل و توجیه چنین رفتار هایی کنند. به فرض که چنین چیزی را قبول کردیم (که نمیکنیم)رفتار و شیوه برخورد را چه ؟ ظلم و خیانت را چه ؟ظاهرش را ، نیاز به افرادی برای اجرای امور شخصی و یا تجاری میکنید ،باطنش چه ؟ اسلام همان دینی است که امام معصومش گفته ملعون است کسی که بار زندگی اش را بر دوش دیگری افکند.همان امام معصوم در خانه افرادی را برای رسیدگی به امور خانه و پاسخگویی به مراجعان داشته اند. شیوه برخورد آنان را که مرور کنید به باطن چنین افرادی و لزوم بودن امامان معصوم برای فهمیدن اصل اسلام بیش از هر زمانی خود نمایی میکند.

به هر روی پس از به معنی واقعی فتح ايران (۵) به دست افراد فوق، شمار فراوانى از ايرانيان در عراق به خصوص شهر كوفه سكنى گزيدند؛ چنان‏كه در
شكل‏ گيرى شهر كوفه، دومين عنصر اساسى پس از اعراب به حساب مى‏ آمدند. ايرانيان ساكن كوفه چنين افرادى بودند:

– افرادى كه به دست فاتحان فوق اسير شده و به عنوان برده به كوفه آورده شدند، اكثر آنها اسلام آوردند و آزاد شدند، ولى هم‏پيمان و نان‏خور اعراب باقى ماندند.

– كسانى كه زندگى خود را در امپراتورى فارس از دست داده بودند، كوفه را مناسب‏ترين شهر براى بازيابى فرصتهاى شغلى خويش يافتند و به آنجا هجرت كردند.

– شمارى از زندانيان ايرانىِ آزاد شده در جنگ نهاوند، و زنانى كه برده فاتحان مسلمان شده بودند و به ازدواج اسير گيرندگان خود درآمده بودند و همچنين ۴۰۰۰ ديالمه‏ اى كه در آغاز تأسيس كوفه بدانجا رفته بودند، از ديگر ايرانيانى بودند كه جمعيت ايرانى شهر كوفه را تشكيل مى‏دادند. «۶»

و اما آخرین نکته اینکه :

زور گویی و خلاف عقل بودن را از حرکت آخر و نتیجه واکنشی مردم ایران به ایشان میتوان فهمید چرا که معنی ندارد برای ورود دین از نوع حق مورد هجمه و غارت قرار گرفت و همه چیز را از دست داد و از نو شروع کرد.بردگی زنان ایرانی توسط شهوت پرستان غیر مسلمان سود جو در لباس اسلام بارها مورد تاکید قرار گرفته توسط نویسنده های زیادی برای اهداف زیادی(مثل سرایت اهداف پلید این افراد به کل اسلام یا خشونت آمیز بودن احکام اسلام بواسطه ای اعمال افراد و حاکمان خود خوانده ای این چنینی و … ) که هدف نویسنده چیزی جز اجرای اصل اسلامی گفتن حقیقت ولو به ضرر باشد (کما اینکه اعتقاد بنده در منفعت همیشگی حقیقت است مگر برای تقیه) نیست .بقول خدواند ممنان لول ایشان را خوش نیاید.

قسمت بعدی نکته ام مربوط به نقش هوش و توانایی ایرانیان است که قابل توجه و مکشوف سودجویان و ظالمان مهاجم نیز قرار گرفته و صرف نظر از خیانت موالی ایرانی نقش ایشان در ایجاد نظم وسایر موارد مورد نیاز تشکیل حکومت در کوفه را نباید از یاد برد.داشتن هوش و توانایی در کنار عدم پایبندی به اخلاق و آیین الهی همیشه ی تاریخ عامل اصلی به هلاکت افتادن نوع بشر بوده است(در اینجا موالی ایرانی).این نکته را به ذکر این سخن به پایان میبرم که موالی ایرانی با ساکن کردن ایرانیان پر هوش و توانا در کوفه و شهر های به دست فاتحان افتاده ضعف خود را در زمینه سیاست و … جبران کردند و زور گویی خود را به نتیجه رساندند.چون میدانستند عدم موفقیت مهاجمان یعنی انتقام ایرانیان آزاده از خائنان.

.ضعف و عوامل سقوط حکومت ساسانی در مقابل مهاجمان و .. را در کتب زیادی میتوانید پیگیری کنید.نکته هایی را بنده نیز ذکر خواهم کرد و در مطلب بعدی درباره اینکه میگویند مولا علی ع به ایشان همفکری داده اند نیز بحث مفصلی با استناد خواهم کرد.اگر توفیقی باشد. یا حق.هادی فرهنگ دوست

پ.ن

(*)نبرد قادسیه، از ۲۵ تا ۲۹ آبان (۶۳۵ میلادی) بین سپاه ایران و اعراب در حمله اعراب به ایران در سرزمین قادسیه (در نزدیکی کربلای کنونی) اتفاق افتاد، که در این جنگ اعراب ساسانیان را مغلوب کردند. نخستین جنگ بزرگ میان اعراب و ایران بوده که در سال چهاردهم هجری اتفاق افتاد و سرآغازی بود بر چیرگی اعراب بر سرزمین ایران و فروپاشی امپراطوری ساسانیان منجر شد. قادسیه نام روستا و صحرایی است در جنوب نجف و ۱۸۰ کیلومتری جنوب بغداد واقع شده است. نبرد تاریخی قادسیه چهار روز به طول انجامید که مورخان عربی نام هر روز از این جنگ را به ترتیب ارماث، اغواث، عماس ولیلۀ الهریر ذکر نمودند.
( ۱). لغت‏نامه دهخدا، ذيل عنوان« مولى» و« موالى».
( ۲). سيد مصطفى، حسين دشتى، معارف و معاريف، ذيل عنوان« موالى».
( ۳). تشيع در مسير تاريخ، ص ۱۰۲.
( ۴). تاريخ تشيع در ايران، رسول جعفريان، ج ۱، ص ۱۱۱.
(۵ )تاکید نویسنده بر واژه فتح به دلیل این است که ورود اسلام به ایران را غیر شرعی،و شیوه ورودش راغیر انسانی و ظالمانه میداند .پس کشور گشایی است نه جهادی که در اسلام برای مقابله با مهاجمان آمده است.غیر انسانی است زیرا با جنگ و خون ریزی و خشونت آمده است ولو دین خدا باشد .کما اینکه خداوند بارها در قرآن مجیدش بر تسخیر قلب ها سخن گفته و کفار را افرادی خشن و غیر عاقل و … معرفی میکند.پس دین خدا نیز بهانه ای برای پوشش سازی افرادی دنیا طلب در لباس دین.ظالمانه است زیر پس از برکناری حاکم طاغوتی ایران ،به هر جا که رفتند به زور گفتند یا مسلمان میشوید به آن طریقی که ما میگوییم یا کشته میشوید! این کجا و اسلام واقعی کجا. ظلم و زور در پذیرش دین ! لا اکراه فی الدین!
(۶) تشيع در مسير تاريخ، ج ۱، ص ۱۰۱-۱۰۲.

آدرس مطلب فوق در وبلاگ شخصی ام:
http://url.parsiandej.ir/acvEV

شمشاد امیری خراسانی

شناخت تاریخ و فرهنگ ایران به نمونه ورود به دنیایی است که جز عشق و افتخار و گاهی اندوه چیزی انتظار ما را نمی کشد ، شاید تاریخ ما در حافظه ژن های ما ذخیره شده است تا بتوانیم با آن آگاهی به خود و فرا خود را گسترش دهیم .

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از
guest

5 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
حسن

حقایق تاریخی را باید قبول کرد پیامبردرمکه ۱۳سال تبلیغ کرد اما فقط ۱۵۴ نفر مسلمان شدند.ولی درمدینه و باکمک نیروی نظامی درسال هشتم هجرت ده هزار شمشیرزن داشت و مکه نیز با نیروی نظامی فتح شد .عمروابوبکر به سیره او عمل کردندوامام علی ع نیز به عمر مشاوره میداد.اسلام را نمیتوان از اعراب جدا کرد.انها ایرانیان را به دلیل تمدنشان با تخفیف اهل کتاب به حساب اوردند و درجنگ قادسیه یکی از سه راه ۱ یا اسلام بیاورید ۲ یا جزیه بدهید و ۳ یا بجنگید را به ایرانیان پیشنهاد کردند.

سعید

حسن جان عذر میخوام که اینطور میگم:
با اینکه خودم یک مسلمان هستم و به اینکه از امت پیامبر اسلام هستم افتخار میکنم اما شما نماد کامل یک مسلمان متحجر،بیسواد،متعصب،بی فکر و بسیار پر ادعا هستی و در عین حال استعداد بسیار زیادی برای تبدیل شدن به یک داعشی رو داری.
واقعا حوصله ندارم جواب حرفاتو بدم چون میدونم هیچ فایده ایی نداره اما جناب توجه داشته باش:
۱-پیامبر با نیروی نظامی وارد مکه شد اما بدون جنگ و خونریزی،بدون تجاوز به زنان و دوما مکه شهری بود که باید مکان یکتا پرستی و محل تجمع مسلمانان میبود(خانه کعبه پیش از آن به دست حضرت ابراهیم و اسماعیل به منظور یکتا پرستی بنا شده بود نه برای بت پرستی،پس این شهر باید از دست کفار آزاد میشد) ولی اعراب خانه خدا را به بتخانه تبدیل کرده بودند و پیامبر هم به محض ورود به مکه بتها را شکستند(لات و حبل و عزی نشنیدید،سه بت معروف)
۲-دریافت جزیه از غیر مسلمان برای کسانی هست که در کشور با حاکمیت اسلامی زندگی میکنند نه برای مردم کشور دیگری که از حاکمیت غیر اسلامی برخوردارند.مثلا جزیه را باید یهودیانی که در مکه ساکنند میپرداختند زیرا حکومت اسلامی بنا به درخواست اکثریت مردم مکه برقرار شده بود و یهودیان اقلیتی محسوب میشدند که در یک جامعه اسلامی زندگی میکردند،حال چه دلیلی دارد که فلان عجمی که مثلا در خراسان زندکی میکرده و از حاکمیت غیر اسلامی و مستقلی در فاصله هزاران کیلومتری حکومت اسلامی برخوردار بوده بخواهد به کشور اسلامی جزیه بدهد.مگر خود قرآن نگفته: “لا اکراه فی الدین:هیچ اجباری در دین نیست”
و دوما اگه هیچکس بحث نامه پیامبر به خسرو پرویز رو قبول نداشته باشه حداقل خود تو که قبول داری،پس آیا پیامبر در آن نامه پس از دعوت به اسلام تهدید به جنگ یا پرداخت جزیه کرده؟خیر؛ آخر نامه این هست:”در غیر این صورت(اگر اسلام نیاوردید)گناه مردم مجوس به گردن تو باد”کاملا واضح است که هیچ تهدیدی به جنگ یا پرداخت جزیه نیست.
این حرف شما مثل اینه که پادشاه عربستان نامه بزنه به رئیس جمهور آمریکا بگه سه راه داری:یا اسلام بیار یا جزیه بده یا بجنگ
۳-بحث مشاوره حضرت علی با عمر هم به نظر من دروغ محضه،هر چند در کتابی با نام “تاریخ امامت” از اصغر منتظر القائم بهش برخورد کردم ولی انشالله وقت کنم میخوام رو این مورد تحقیق کنم،چون از نظر من حضرت علی هیچگاه با کسانی که در جنایت،قتل،آدم کشی،غارت،تجاوز،برده داری،کودک کشی،زن دزدی،حیله گری،دروغگویی و … دست شیطان را از پشت بسته بودند(عمر حرامزاده)هم صحبت نمیشدند چه برسد به اینکه بخواهند مشورت جنگی به حیوانی همچون عمر بدهند.
۴-ضمنا همینکه میگی اسلام را نمیتوان از اعراب جدا کرد نشان از مغرض بودن شماست،دین الهی متعلق به قوم خاصی نیست،هرکس خواست میپذیرد و هرکس نخواست نمیپذیرد.به آیه قرآن توجه کنید تا بفهمید اسلام از اعراب کاملا جداست:
«آن ها (اعراب) کسانی بودند که ما به آن ها کتاب و فرمان و نبوت عطا کردیم. پس اگر آنان کافر شوند، ما قومی را که هرگز کافر نخواهند شد، بر آنان می گماریم.» سوره انعام
۵-حرف شما:”آنها ایرانیان را به دلیل تمدنشان با تخفیف اهل کتاب به حساب آوردند”
مگر عمر و همدستانش چه خرانی بوده اند که بخواهند فلان قوم رو با تخفیف اهل کتاب به حساب آورند؟نایب خدا روی زمین بوده اند؟یعنی از نظر شما هر غیر عربی باید با مقبولیت اعراب مسلمان به حساب آید؟یا اصلا مگر عمر وحشی میدانست تمدن یعنی چه؟این حرف تنها در صورتی میتواند درست باشد که خود اعراب متمدن تر بوده باشند نه آنگونه که در کتب تاریخی ذکر شده که در زمانی که مردم ایرانی از دین الهی برخوردار بودند اعراب دختر زنده بگور میکردند.
دوست عزیز دفعه بعد که خواستی مغرضانه چرت و پرت بگی از اسلام مایه نذار.به قول بزرگی:”کسانی که به اسم اسلام هر حرفی میزنند و هر کاری میکنند به مانند کرم هایی هستند که ریشه ی این نهضت جهانی را فاسد میکنند”

سوشیانت

بسیار لذت بردم… معرکه بود

سعید

ازتون سپاسگزارم آقای فرهنگ دوست
امیدوارم در تحقیقتون راجع به همفکری حضرت علی(علیه السلام)به عمر ملعون موفق باشید.من هم به این نکته برخورد کرده بودم اما اون رو به حساب تحریفات تاریخی یک عده منفعت طلب گذاشتم،به هر حال بی صبرانه مشتاقم تا نتیجه این تحقیقتون رو بخونم چون این مطلب داره مثل قارچ رشد میکنه و نقطه عطف مسئله که منم نگرانش هستم همینه.
از نظر من اگه ایرانیان مهاجم بودن همفکری حضرت علی با عمر تا حدی قابل قبول بود،اما وقتی عمر قصد حمله به ایرانو داره چرا حضرت علی باید باهش همفکری کنه و آیا مگر حضرت علی نمیدونستن که عمر چه انسان جاه طلب و بی رحمی هست،پس چه دلیلی داره که در تخریب چهره ی ناب اسلام به عمر کمک کنن.
آیا زمانی که پیامبر(ص) با سپاهشون مکه رو فتح کردند زنان مکه به بردگی گرفته شدند؟معلومه که نه
اما فتح ایران چطور بود؟هروقت اینارو میخونم میخوام داد بزنم که چرا با زنان ایرانی اینگونه بدرفتاری شد؟و از همه بدتر توجیه این جنایات توسط برخی افراد

دکمه بازگشت به بالا