Home ایران باستان بررسی مرگ کورش بزرگ

بررسی مرگ کورش بزرگ

بررسی از روایت های مرگ کورش بزرگ

بررسی مرگ کورش بزرگ
بررسی مرگ کورش بزرگ

مرگ كوروش به روايت ژوستن

روايت اين نويسنده در زمينه نوشته هاي هرودوت است و تفاوتهاي كمي با آن دارد.به روايت ژوستن پسر ملكه در جنگ اول كوروش با ماساژتها با كوروش به خاك افتاد و لشگر بزرگش از بين رفت،با اين وجود اشكي در چشمان ملكه حلقه نزد و در عوض آتش كينه در دلش شعله كشيد و به دنبال آن دامي براي كوروش گسترده او را در گردنه هاي كوهستان گرفتار كرد.شاه پارس با تمام قشونش كه دويست هزار نفر بودند نابود شد و حتي يك نفر هم جان به در نبرد تا خبر اين واقعه را برساند.


روايت كتزياس

فوتيوس از قول كتزياس پزشك دربار هخامنشي مي نويسد كه كوروش در اثر جراحاتي كه بر او وارد آمده بود در جنگ با ((دربيك ها)) كشته شد.اينها فيل هايشان را رها كردند ،اسب كوروش رم كرد و كوروش افتاد.يكي از سربازان هندي كه با دربيك ها متحد بودند،زوبيني به ران او انداخت.كوروش را به خيمه اش بردند و او در اثر زخم پس از سه روز در گذشت.
اين بود روايت كتزياس و ديديد كه جدا از تفاوتها همگي اين راويان مرگ كوروش را در ميدان نبرد مي دانند.تنها مورخي كه مرگ كوروش را طبيعي و در بستر دانسته است گزنفون است.قبل از پرداختن به روايت او لازم است مختصري در معرفي او بنويسم.

گزنفون كيست؟

گزنفون مورخ يوناني (۴۳۰ تا ۳۵۲ قبل از ميلاد مسيح) و از شاگردان سقراط حكيم بود.اين شخص نوشته هاي زيادي از خود به يادگار گذاشته است.در مورد ايران اين آثار او قابل توجه هستند.۱-كتابي در مورد سفر جنگي كوروش كوچك(منظور كوروش برادر اردشير دوم است).۲- بازگشت ۱۰۰۰۰ نفر كه گزارشي است عيني و مستند از ناكامي و بازگشت ۱۰۰۰۰ سرباز اجير يوناني از قلمرو اردشير دوم هخامنشي كه در اين اثر خواندني وقايع را با جزئيات ثبت كرده است و اوضاع و احوال ايران هخامنشي در دوره اردشير دوم هخامنشي را به خوبي نشان ميدهد.۳-دو كتاب كه درباره اقتصاد،تربيت جوانان و طرز مملكت داري نوشته است.اولي به اسم اكونوميكا و دومي معروف به سيروپدي(كوروش نامه) است كه سرگذشت كوروش را از كودكي تا هنگام مرگ به تاليف در آورده است و فرمانروا و انسان ايده آل خود را در قالب كوروش بزرگ مجسم ساخته است.گزنفون قصد داشت با اين تاليف ،كتاب جمهوريت افلاطون را پاسخ داده و رد كند.

مرگ كوروش به روايت گزنفون (به صورت گزيده)

گزنفون كه ۹۸ سال پس از مرگ كوروش مي زيسته است آورده:كوروش پير شده بود.چون هفتمين بار به پارس بازگشت ،مراسم قرباني به جاي آورد و همانطور كه عادت او بود هدايايي به اطرافيان داد.بعد شبي در خواب ديد كه موجودي برتر از انسانها به او نزديك شد و به او گفت كه آماده باش اي كوروش،زيرا به زودي نزد ايزدان خواهي رفت.كوروش از خواب بيدار شد و دانست كه پايان عمرش فرا رسيده است،از اينرو براي خداي ملي و ديگر ايزدان قرباني كرد و از آنان سپاسگزاري كرد كه با نشانه هاي آسماني كه به او داده اند و راهنمايي ها و ياري هايي كه به او كرده اند،او را و كشورش را سعادتمند گردانيده اند و از آنها خواست تا به فرزندانش،به زنش،به دوستانش و به ميهنش سعادت ببخشند و به زندگي خود او هم پايان خوشي بدهند.كوروش پس از مراسم قرباني به كاخ خود بازگشت و در بستر به استراحت پرداخت.هنگامي كه وقت حمام رسيد خدمتگزاران آمدند و خبر دادند كه موقع شستشو فرا رسيده است.كوروش گفت ميل دارد استراحت كند.به هنگام نهار نتوانست غذا بخورد،سپس آب خواست و با لذت آب را نوشيد.فردا و پس فردا به همان حال بود.روز سوم فرزندانش را كه از پارس آمده بودند فرا خواست و دوستان خودش و داوران پارسي را هم گفت تا آمدند و هنگامي كه همه آمدند به اندرز گفتن پرداختن.سپس گفت خداحافظ،پسران عزيزم،از سوي من از مادرتان وداع كنيد،من از همه دوستاني كه در اينجا حاضرند و آنهايي كه حضور ندارند خداحافظي مي كنم.بعد دست هر يك از افرادي را كه در پيرامونش بودند فشرد و روي خود را پوشاند و در گذشت.

گزيده اي از اندرز كوروش در بستر مرگ به روايت گزنفون

فرزندان من،دوستان من!من اكنون به پايان زندگي نزديك گشته ام.من آن را با نشانه هاي آشكار دريافته ام و وقتي در گذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اينست كه اين احساس در اعمال و رفتار شما مشهود باشد،زيرا من به هنگام كودكي ،جواني و پيري بختيار بوده ام.هميشه نيروي من افزون گشته است،آنچنانكه هم امروز نيز احساس نمي كنم كه از هنگام جواني ضعيف ترم.من دوستان را به خاطر نيكوئي هاي خود خوشبخت و دشمنانم را مطيع خويش ديده ام.زادگاه من قطعه كوچكي از آسيا بود.من آن را اكنون مفتخر و بلند پايه باز مي گذارم.در اين هنگام كه به دنياي ديگر مي گذرم،شما و ميهنم را خوشبخت مي بينم و از اينرو ميل دارم كه آيندگان مرا مردي خوشبخت بدانند.

بايد آشكارا وليعهد خود را اعلام كنم تا پس از من پريشاني و نابساماني روي ندهد.من شما فرزندانم را يكسان دوست ميدارم ولي فرزند بزرگترم كه آزموده تر است كشور را سامان خواهد داد.فرزندانم!من شما را از كودكي چنان تربيت كرده ام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.تو كمبوجيه،مپندار كه عصاي زرين سلطنتي،تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت.دوستان صميمي براي پادشاه عصاي مطمئنتري هستند.هركسي بايد براي خويشتن دوستان يكدل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاري بدست نتوان آورد.به نام خدا و اجداد در گذشته ما اي فرزندان اگر مي خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.

پيكر بي جان مرا هنگامي كه ديگر در اين دنيا نيستم در ميان سيم وزر مگذاريد و هرچه زودتر آن را به خاك باز دهيد.چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهاي نغز وزيبا مي پرورد آميخته گردد.من همواره مردم را دوست داشته ام واكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكي كه به مردمان نعمتمي بخشد آميخته گردم.

اكنون احساس مي كنم جان از پيكرم مي گسلد….اگر از ميان شما كسي مي خواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد،تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامي كه روي خود را پوشاندم،از شما خواستارم كه پيكرم را كسي نبيند،حتي شما فرزندانم.

از تمام پارسيان و متحدان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدي رنج نخواهم برد تهنيت گويند.
به آخرين اندرز من گوش فرا داريد.اگر مي خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد،به دوستان خود نيكي كنيد.
خداحافظ پسران عزيز و دوستان من،خداحافظ.
پس از اين گفتار،كوروش روي خود را پوشاند و درگذشت.

اين بود گزيده اي از سخنان نسبتا مفصلي كه گزنفون از قول كوروش بزرگ بازگو كرده است و در اينجا نكات برجسته آن به اختصار بازگو شد.

وصيتی ديگر به روايت كتزياس

اما وصيت ديگري از كوروش در بستر مرگ را كتزياس ذكر كرده است، به اين صورت:كوروش در بستر مرگ پسر بزرگش را به تخت نشاند و پسر كوچكش را به فرمانروايي با كتريان گماشت و سفارش كرد كه در همه كارها به ميل مادرشان رفتار كنند،سپس به آنها گفت كه دست همديگر را بفشارند و سوگند ياد كنند كه با همديگر مهربان باشند و اگر مهربان نباشند نفرين بر آنها باد……

بنا به روایت بروس (Brose) کوروش در جنگ با عشیره داهه – از عشیره های قدیم پارت – به قتل رسیده است.

کتزیاس عقیده دارد که مرگ کوروش در نبرد با دربیس ها (Derbices) اتفاق افتاده است.

روایت های کتزیاس، درباره مرگ کوروش بدین شرح است:

۲. کوروش از اسب به زمین فرو افتاد و یک جنگ جوی هندی با زوبین به بالای ران او زد.

۴. در واقع می توانستند کوروش را پس از آن زخم بکشند ولی در همان وقت نزدیکانش او را زنده از معرکه به در برده و به اردوگاه خود رساندند.

خلاصه فوتیوس از تاریخ کتزیاس، کتاب ۶، بند های ۲و۴

۱. کوروش در هنگام مرگ، پسرش کمبوجیه را به پادشاهی برگزید.

۵. کوروش برای کسانی که کردار نیک را پیشه سازند آرزوی سعادت و به آنان که رفتاری زشت دارند نفرین کرد.

۶. پس از این دستور ها و وصایا، سه روز بعد از زخمی شدن، درگذشت.

خلاصه فوتیوس از تاریخ کتزیاس، کتاب ۸، بند های ۱و۵و۶

طبق روایتهای گزنفون و استرابون این جنگها به کشته شدن کوروش منجر نشده است و وی به مرگ طبیعی وفات یافته است.

گزنفون در کتاب کوروش نامه به صورت مفصل درباره مرگ طبیعی کوروش در سالخوردگی سخن می گوید.

گزنفون پس از بیان وصیت و اندرزهای کوروش به فرزندان و دوستانش می نویسد:

پس از این گفته ها، کوروش به همه ی آنها دست داد، خودش را پوشاند، و بدینسان جان سپرد.

کوروش نامه گزنفون، دفتر ۸، بخش ۷، بند ۲۸، ترجمه خشایار رخسانی

به هر حال پذیرفتن واقعه ای که هرودوت درباره ی این شخصیت برجسته ی تاریخ جهان با آن کارنامه نیکو – که از جمله آن می توان به منشور کوروش اشاره کرد- نقل می کند کمی سخت است.

اکثر پژوهش گران معتقدند که کوروش در هنگام مرگ پیرمردی هفتاد ساله بوده است و جالب آنکه تا قبل از این هیچ صحبتی بین شاهنشاه ایران و ملکه ی ماساژت ها صورت نگرفته. چطور می شود یک پیر مرد هفتاد ساله به کسی که نه او را دیده و نه ارتباطی با وی داشته علاقه مند می شود و در مقابل رد کردن پیشنهاد ازدواج، به کشورش حمله می کند؟؟!!!!

……….

هرودوت اظهار می دارد که کوروش قصد داشته است با این تدبیر کشور تومیرس را زیر فرمان خود در بیاورد.[ هرودوت، کتاب ١، بند های ٢٠۴ و ٢٠۵ ] این تدبیر هم برای یک پادشاه جا افتاده که سالیان سال جنگیده است و قلمروی بزرگی در اختیار دارد بسیار ابلهانه می نماید.

جالب آنکه در بسیاری از موارد خود هرودوت اعتراف می کند که چند روایت درباره ی موضوعی که نقل می کند وجود داشته است. این اعتراف درباره چگونگی به قدرت رسیدن کوروش هم وجود دارد. (بنگرید به: تاریخ (تواریخ) هرودوت، کتاب ١، بند ٩۵)

بعد از نقل داستان مرگ کوروش هم به صراحت اعلام می کند که چندین روایت از مرگ کوروش شنیده است و داستانی که به نظر خودش منطقی تر می رسد بیان کرده است.

درباره چگونگی مرگ کوروش روایات گوناگونی شنیده ام، اما روایتی را که نقل کردم، بیش از بقیه برای من درخور اعتماد می نمود.

تاریخ (تواریخ) هرودوت، کتاب ١، بند ٢١۴

داستانی که هرودوت نقل می کند در هیچ منبع دیگری یافت نمی شود و شواهد آن را غیر منطقی جلوه می دهد، همچنین خود هرودوت هم اعتراف می کند که چند روایت درباره مرگ کوروش شنیده است؛ همه این موارد ابهامات را درباره این داستان، افزایش می دهد.

همچنین به نظر می رسد جسد کوروش به سرزمین خودش رسیده و در پاسارگاد دفن شده است. کتیبه های یافت شده در پاسارگاد که مرتبط با کوروش هستند احتمال وجود چنین مقبره ای را تا حد زیادی افزایش می دهد. مؤید این مدعا گفته ی آریستوپول مورخ است که به هنگام تسخیر پاسارگاد بدست اسکندر، چنین موضوعی را نقل می کند.

این موضوع هم به ابهامات داستان هرودوت می افزاید.

شواهد و مدارک نشان می دهند که داستان هرودوت درباره مرگ کوروش، یک افسانه است و یک موضوع تاریخی نمی باشد البته این بدان معنا نیست که تمام روایات هرودوت ابهام دارند یا قابل پذیرش نیستند. می توان با بررسی هر کدام از روایات، به نتایجی دست یافت.

منابع

فره وشی،بهرام-ایرانویج- تهران- انتشارات دانشگاه تهران-۱۳۶۵
پیرنیا،حسن- تاریخ ایران باستان – چاپ نهم – تهران -انتشارات افراسیاب- ۱۳۷۸

مشاهده محتوا بیشتر
ادامه مطلب شمشاد امیری خراسانی
بارگذاری بیشتر در ایران باستان
اشتراک در
اطلاع از
guest
27 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آسیه

درود
من در کتاب “کوروش خورشید ایران زمین” از “گی راشه” خوندم که کوروش بزرگ وتومیریس از قبل رابطه ای عاطفی داشتن وکوروش به قصد آشتی و بدون سپاه مجهز بسوی ماساژتها رفته ولی با حمله ناگهانی اونها روبرو شده و در همون جنگ کشته شده.البته سندیتش زیاد نیست چون کتاب حالت رمان تاریخی داشت.
سپاسگزارم از بررسی جامعتون.
پاینده باشید

mohammad

امیدوارم پس از مرگم در آن دنیا کوروش بزرگ را ببینم و او برایم از اهورا مزدا طلب آمرزش نماید.

خشایارشاه

درود بر آقای امیری خراسانی که با این سایت دهان بعضی از یاوه گویانی از جمله غیاث آبادی و …میبندید.پاینده باشید درسایه ایزد پاک

تورکم

کوروش میخواد ماساژت رو بدست بیاره و برای همین ه  فرزند آنا تومروس رو گروگان میگیره و به شیرزن ماساژت ها میگه که فقط دصورت تسلیم شدن آن ها فرزندش رو ازادمیکنه  که با مخالفت آنا تومروس مواجه میشه و فرزندش رو می‌کشه و درمقابلش هم آنا تومروس به جنگ ب کوروش به پا میخیزه و کوروش رو میکشه و سرش رو میبره

رضا

راست میگه من هم تو اون جنگ بودم، راستی این داستان عاطفیه مرگ کوروش رو من نوشتم . خخخخخ هر هر هر ……… آخه چقد باید انسان بیسواد و بی منطق و متوهم باشه که این داستان ساختی رو باور کنه

داریوش بزرگ

ببین دوست من…..تنها هرودوت بود که این ماجرای ساختگی مرگ کوروش رو درست کرد که به دست ملکه قوم وحشی سکاها کشته شد. غربی ها هرودوت را هم پدر تاریخ نویسی می دانند هم پدر دروغ گویی!!!!!دادا خود غربی ها میگویندا !!!..پس ببین وقتی چیزی نمیدونی الکی حرف نزن.

علیرضا

هرودوت بزرگترین تاریخ دان جهان است قابل توجه شما به خاطر تعصب الکیت همه رو داری میکوبی تا کی وحشی گری؟

Mehran

ی سند بیار غربی ها هرودوت رو دروغگو بنامن.
داداش از روی تعصب نظر نده عین شترمرغ سرتونو کردین زمین نمیحواین دربیارین

خسرو

اولا تو بیخود میکنی اسم انا را به تومروس اضافه میکنی. سکها قوم هندو اروپایی هستند وترکها بعد از قادسیه به ایران امدند. بذ فرض که بدست. تومروس کشته شده باشد. این ارزو رت شما ترکان به گور میبرید

عرفان

ساقیت کیه انا تومیریس؟؟ ……….. نگو سکا ها ایرانی بودن اگه سوال داری یونسکو و همون هرودوت هم میگه بعدم هرودوت درست میگگه؟؟ اون حتی مکان جنگ رو میگه رود ارس و میگه تومیریس پیکی فرستاده که یکی از پل بگذره بعد جنگ بشه که اصلا منطقی نیس بعدم هرودوت میگه کوروش که مرد جنگ تموم شد این در صورتیه که وقتی پادشاه کشوری رو بکشی میتونی کشور رو یا حد اقل بخش بزرگی از کشور رو بگیری و ب الاوه اینکه سکا ها وحشی و غارت گر بودن در این صورت روایت کتزیاس واقعی تر است با وجود مدارک چون داریوش وقتی میگه تو کتبیه بیستون :این کشور ها بر من شورشی شدن :پارس ماد پارت ایلام و سکا و … این نشون میده سکا ها قبلا مطیع ایران شدن پس یعنی راویت هرودوت چرته چون میگه کوروش شکست خورد ولی کتزیاس میگه کوروش بعد زخم شدید مرد ولی آخر پیروز شدند

عرفان

چرت نگو بیخود میکنی انا اضافه میکنی از نظر تو سکا تورکن ولی همون هرودوت و یونسکو میگن آریایی بعد هرودوت مکان رو هم به الاوه شیوه جنگی سکا و اینکه بعد شکست ایرانی ها جنگ تمومه این در صورتیه که سکا ها غارتگر بودن ولی روایت کتزیاس درست تره چون با مدارک باستان شناسی یکیه داریوش تو کتیبه بیستون میگه این کشور ها بر من شورشی شدن پارس ماد پارت سکا و…. این یعنی سکا ها مطیع ایران بودن پس روایت کتزیاس درسته که میگه کوروش بر اثر زخم کشتع شد ولی ایران برد و بخشی از سکا ها مطیع ایران شدن

وحید

تا انجا که من خوندم و تحقیق کردم و تمام نظریه ها رو نگاه کردم ولی در اخر به این رسیدم که تومروس اون و کشته و بعد خراندن خون بهش سرش و میبره و این کاملا درست بوده و شما نمیدونم چرا شماها میخواین از خودتون یه پیغمبر درست کنین

ایمان

ما پیغمبر نمیسازیم فقط اینو بدون که پیغمبرا هم چیزی جوز جنگ و خونریزی برای دنیا جا نزاشتن اگه مرگ کوروش حقیقته پس کشتار ایرانیان که مورخان عرب هم تاییدش کردن حقیقته و خیلی از کشتارهای پیروان دین پیغمبران …………..

کورش بزرگ

اکثر پژوهش گران معتقدند که کوروش در هنگام مرگ پیرمردی هفتاد ساله بوده است و جالب آنکه تا قبل از این هیچ صحبتی بین شاهنشاه ایران و ملکه ی ماساژت ها صورت نگرفته. چطور می شود یک پیر مرد هفتاد ساله به کسی که نه او را دیده و نه ارتباطی با وی داشته علاقه مند می شود و در مقابل رد کردن پیشنهاد ازدواج، به کشورش حمله می کند؟؟!!!!  من کاملا باحرف این پژهوهش گران موافقم اصلا چنین چیزی وجود نداشته که الکی در مورد کورش سخنان کذبی گفته میشه در ضمن اغای غیاث ابدی  درحدی نیست که در مورد کورش بزرگ پادشاه سرزمین پارس حرفی بگه

mamamd

نههههه تو درحدی هستی که نظر بدی پفیوز . ۱۰۰ تا موخر میگه کشته شده این اومده یه نوشته از دست یه گوسفند پیدا کرده اونو انداخته دور گردنش که کوروش ۷۰ سالش بوده. حتما بابا بزرگتم بوده؟ آره دیگه اسمت کوروش هست بابا بزرگته دیگه

عرفان

بدون تعثب روایت کتزیاس واقعیه نه هرودوت که همش اشتباهه

داریوش بزرگ

من تلاش می کنم بی طرف باشم و همه ی نظرات رو بی طرفانه نگاه کردم.این طور که گرفتم…کوروش کشته نشده.همین و تمام.اگه اشتباه می کنم پس لطفا بدون دشنام دادن مرا قانع کنید که کوروش کشته شده.

Mehran

پدر علم تاریخ نویسی هرودوته.
من حرفشو بیشتر قبول دارم

ناشناس

و البته خودش هم گفته درباره مرگ کوروش مطمئن نیست!!!! و روایات دیگری هم هست که کوروش در پاسارگاد خودش مرده بنده اینو بیشتر قبول دارم

mamamd

چطور تورو بدون دشنام دادن قانع کنم که اسمتم گذاشتی داریوش بزرگ. تو وقتی منابع تاریخیت کویر شناسان ایرانی هستو من بیام به تو سند کشته شدن کوروشو بگم؟

احمد

کدومش سنگین تره کشته شدن کوروش بدست وحشی ها یا وحشی بودن ترکها،دو طرفو دارن میکوبن ما هم همراهی می‌کنیم،نه کوروش کشته شد اینو میشه با اسکن از قبر کورش که سر داره یا نه فهمید و نه ترکان وحشی بودن بلکه بخاطر آب و هوا وچراندن گله ورمه به سمت ارمنستان تعرض میکردن سکاها قبایل روس بودن که به ارمنستان وارد میشدن وووو

Mehran

اره داش تو راس میگی. طرف اندازه گاو تاریخ نخونده اومده از روی تعصب نظر میده.
دوما وحشی قوم و نژاد خودته الدنگ فهمیدی؟

ناشناس

جناب چه بخواین چه نخواید احتمال مرگ کوروش بدست ماساژت ها کمه و هرودوت هم یونانی بوده و اگه تاریخ خونده باشید متوجه میشید یونان و ایران با هم جنگیده بودن پس نمیشه روی روایت یونانیان برای ایران حساب کرد بعدهم همه نژاد ها و قوم ها باهم برابرند

mamamd

حتی فیلمش شهرت جهانی یافته . ولی خوب حقیقت تلخه . :))

همونطور که افشین پارسی خود فروخته بابک خرمدین رو فروخت و باعث نفوذ اعراب شدند(ذات رو نشون میده خیلی ساده که افشین ذاتش چی بوده). و هنوزه که هنوز دروغ گویان میگویند بابک که ایرانی بوده!!!! شما برو اسم بابک رو صرف کن ببین تورکی هست یا فارسی به اصطلاح اوستایی هندی :)))  ولی خجالت میکشن بگن افشین هم که خوب یک پارس بوده شما توی هیچ متنی نمیبینی بنویسن افشین پارسی چون مایه ی ذلت پارس ها هست!!   غیر این باز دروغ بزرگ تر از این که ماساگت ها ایرانی بودن!!!! برای اینکه بتونن کشته شدن کوروشو انکار کنن . کوروش به دست تورک بمیره یا عرب خیلی مایه ی زلالت پارس ها هست تا اینکه به دست مثلا یک یهودی یا هندی بمیره!!! کوروش یک بت پرست بود و رسم گاو پرستان رو داشت قابل توجه دروغ گو های باستان گرای هندی!!!! اصلا بت پرست بودن کوروش توی روایت ها هست ولی خوب پارس های عزیز مظلوم راست میگن تحریفه جدی نگیرید. حتی ۱۰ سال پیش که دین زرتشت مد بود جوونا میگفتن من زرتشتیم بدون اینکه بفهمن چیه. و ازدواج با محارم خورد پس کله اشون الان کم کم دارن از دین زرتشت فاصلع میگیرن بابا شما کی هستین.

بزارید مارو مغول زاده بدونن صد شرف داره به گاو پرست بودن. بزارید به تورک ها انگ مغول بودن بزنن . چون کل ایران و جهان زیر مغول ها بوده و همین الانشم زیر چینی ها بوده و هست . یکی رو با رقص زنونه میشناسن یکی رو با قدرت و غیرت . حرف های خفع شده ۱۰۰ ساله آزربایجانو گفتم خدمت نژادپرستان آریایی( آریایی == دین گاوپرستی هندی)

 ببین همونطور که زبون هند و پاکستان و افغان از یک ریشه هست و اونو برادر میدونید . 850 ساله آزربایجان تورک بوده و هست و حاکمان تورک هم ۸۵۰ ساله بودن تو ایران بهترین تاریخی که میتونید با ۲ تا عینک هم ببینید. ما هیچ وقت تاریخ ۸۵۰ ساله ای که داشتیم تو آزربایجان رو نمیفروشیم به تاریخ هندی تباران گاو پرست. این از این. بعدشم ایرانی از تورک و مغول و عرب خیلی ضربه دیده قابل انکار هم نیس.

 این کینه تبدیل شده به نفرت و نژاد پرستی که همین الان میبینیم . اینو تو گوشتون فرو کنید ابله های گاو پرست .

 ایران از همون ۲۵۰۰ سال زیر عرب و مغول بوده هیچ افتخاری که نداشته هیچ بلکه بت پرست بودن آریایی ها داره شهرت عالم میشه. کمتر ۲۵۰۰ بکنید حداقل بدبختا توی تاریخ مدرسه هاتون واقعیت رو نوشته بخونید کمتر بگید چی بودیم و چی شدیم.  کمتر غرور کاذبی بگیرید . از تورکا یاد بگیرید قدرتو نه از زیر مغول و عرب بودن فقط دوست دارن چیزی که همه میبینن نفرتی که میبینن همه از تورک و عرب دارید رو قایم میکنید .

 بابا با مردونگی با شرف بگید چون از عرب ضربه دیدیم از تورک و چینی ضربه دیدیم داریم میسوزیم . حتی باز اینم نمیگید ۶۰ درصد بناهای تاریخی در دوران ایلخانان و مغول ها ساخته شده اینقدر یعنی حروم لقمن بعضیا!! حیف.

نهایت تاریختون همون تخت جمشید و بت خانه های کوروش بودن عزیزم. که همونارو هندی ها توشون گاو نگه داری میکنن و از ادرارشون دارن غسل میگیرن .

 میمیرید بگید مثلا این بنا در زمان عرب ها ساخته شد؟ نه نمیمیرید بلکه دارید مثل مذاب میسوزید . چون تاریختون وصله به ۲۵۰۰ سال نامفهوم و نامعاوم!!! .خدایا تخت جمشیدو بگم؟ نه ولش کن اینو سند قطعی ندارم درباره اش. خدایا بت پرست خانه یا اتش گاه کوروشو بگم ؟ نه میگن کوروش آتش پرست و بت پرست بود .

بزار همون ربع رشیدی تبریز رو بگم که به دست مغول های ایرانی الاصل ساخته شده:))
بزار همون رصد خانه مراغه رو بگم به دست مغول های ایرانی الاصل ساخته شده.

همون گیلک که میگین الان ادعای کاسپین بودن دارن و میگن ما از فارس های هندی نیستیم.!!و استقلال میخواییم
واقعیت ها در خدود ۷۰ سال خفه شده و الان دارن از قبر های ۷۰ ساله دست دراز میکنن بیرون .

وای بر اون روزی که کل اقوام واقعیت هارو بدونن و عوض همه توهین هایی که به اقوام کردین رو با تیپا بندازنتون توی کویرستان هند.

 همون رضا شاهی که ازترس ۲ گشون هندی مملکتو ول کرد رفت . شماها هم از تفکر اون زاییده شدید شما هم با ۲ گشون تورک میرید افغانستانو تاجیکستان. باززز :))) این لیاقتم ندارید همونطر که ۶۰ درصدتون تورکی یاد میگیرید برید تورکیه مهاجرت کنید. زمان همون ۲ گشون خودتونو تورک معرفی میکنید. همونطور که الان توی تورکیه میبینیم چطور له له میزنید برید.  واقعیت ها تلخه. چون اون ملتی که بی لیافت بودن در طول تاریخ الانم مثل همونن . منتها رنگ عوض کردن زبون مد کردن امروزی شدن .

عرب و بلوچ و تورک و گیلک و کرد. هرچقدر هم داستان بهشون بگید فهمیدن که ریشه دار بودن یعنی چی. دیگه فک نکنین اینارو به خودتون و اوستای هندی بچسبونین تاریخشونو بدزدین.

همون طور که به تورک ۱۰۰۰ ساله آذری هندی پهلوی تاریخ سازی کردین توی ۳۰ سال پیش

الان بچه ۱۰ ساله میفهمه آذری پهلوی از گور کدوم افراد بلند میشه و قصدشون از آذری گفتن چیه.

ماها ***رو با وفا و شرف میدونیم. حیف بعضی ***ها!!

دوزاری هایی که تا دیروز زبون دری افغانستان رو صحبت میکردن در زمان قاجار و …. . الان افعان هارو هم مسخره میکنید و میگید برید گم شید توی مملکت خودتون؟

شماها خودتونو با فرهنگ و تمدن حساب میکنید؟ وقتی به هم زبون افغانی و هم ریشه خودتو مسخره کنی و بگی گم شو برو افغانستان معلومه به تورک و کرد و عرب هم چی میگی!!

ما تورک ها یا عرب ها غلط بکنیم به هم زبون و هم ریشه خودمون همچین حرفی بزنیم. ولی ظاهرا آدم فروشی و هموطن فروشی توی ذات بعضی ****ها هست!!!

ایران

این حرف ها فقط و فقط از فردی برزبان جاری می شود که بویی از حتی یک سواد تاریخی نبرده.سکا ها از اقوام ایرانی تبار بودند که از جنوب چین تا رود دن در المان پراکنده بودند . و کوچنشین. من گیلک هستم و افتخار می کنم که هم گیلک و هم ایرانی هستم . کوروش کبیری که در تمام جهان از او به عنوان پاسدار صلح و ازاد مرد میشناسند را تنها شما پانترک ها به عنوان متجاوزگر میشناسید . ایرانیان عرب ها ومغول ها را به فرهنگ ایران کشاندند و مغول هایی که تا ان زمان بویی از انسانیت نبردند را به ساخت و ساز کشاندند. اتروپاتن یا اذربایجان جزو قدیمی ترین اقوام ایرانی تبار هستند .می توانید حداقل با مراجعه به ویکی پدیا این موضوع را بفهمید و مطالعات خودتان را زیاد کنین تا به چرندیات خیالی یک ادم پریشان حال شبیه نباشد . همون تورک هایی که از انها دفاع و حمایت می کنی به ایران حمله کردند و به کودکان و زنان اذربایجان تجاوز کردند.اگر به هرودت و حرف های دروغین او باور دارید پس تعریفات او اعم از روسپی و ادم خوار بودن تورکان (مغولها .غیر ایرانی ) هم باید باور داشته باشید. کوروش کسی که یهودیان را از اسارت رهانید .کسی که مردمان ازادی داد.کسی که برده داری را منحل کرد . حتی مورد ستایش اسکندر و گزنفون بود . بابل را بدون خونریزی فتح کرد . رهبر لیدی را بخشید .پدربزرگش را که قصد کشتن او داشت را بخشید. کسی که زرتشتیان که به گفته پیامبر جزو دین های اهل کتاب به حساب میاد و در قران نام ان در کنار مسیحیت و یهودیت قرار گرفته را اتش پرست می داند به تورکان مغولی که نه دین و نه فرهنگی داشتند و با رسیدن به ایران دین و فرهنگ یافتند چه می گوید .اذربایجان هرگز تورک تبار نبوده و نیست و تمام اذریان جایشان بر چشمانشان هست و انها اصیل ترین اقوام ایرانی هستند که حتی زرتشت پیامبر را که ریشه نیز از این قوم می دانند . صحبت ها شما جز چرندیات کودک ۱۲ ساله ای که تازه به شروع تفکر دارد نمی کند . و همین در باب نقد حرف های شما بس که ایرانیان همواره حامی اصلی ادیان الهی بودند .نجات یهودیان به دست کوروش . پناهدادن به مسیحیان در زمان انوشیروان .ولی خسروپرویز با دو حرکت به سنت دیرانه ایران پشت کرد .عدم حمایت از دین اسلام و توهین به دین مسیحیت در دوران هریکلیوس که باعث نابودی ایران به دست تازی ها به بهانه گرایاندن و ترویج اسلام بود. ایرانیان همه و همه از اقوام ایرانی تبار هستند که ریشه زبانی یکسانی با اقوام اصلی خود دارند .تورکان تا قبل از دوران ساسانی به سمت غرب اسیا نیامده و حضور قدرتمند و چندانی نداشتند به دلیل وجود قوم قدرتمند سکا در اسیای میانه و وجود حکومت های قدرتمند ایرانی تبار در انجا. ولی بعد از شکست و نابود شدن و تضعیف اقاوم ایرانی تبار سکا تورک تباران مانند هوم ها به سمت غرب اسیا امده و جنگ هایی بین ایرانیان و انها صورت پذیرفت که نمونه این جنگ ها پیروزی بهرام چوبین با ۱۲ هزار نفر در برابر ۱۰۰ هزار نفر . در پایان در تخیل بافی هرودت نقد ها بسیار است. از مهم ترین کتب که به نقد هرودت پرداخته نقد تواریخ هرودت به نوشته یک تاریخ دان دانشگاه هاروارد است . تمام اقوام ایرانی ریشه دار بوده و همه به جز اعراب و ترکمن ها جزو مردمان ایرانی تبار بوده اند که با مراجعه به ژن شناسی اقوام میتوانید به این موضوع پی ببرید . حتی همان اذربایجانی که از ایران جدا شده و همین طور فلات اناتولی نیز از گذشته های دور مردم پارس بر ان حکم میراند و اقوام اذربایجانی و همینطور بعد ها مردمان ترک ایرانی تبار نیز در انجا سکنا یافتند. و خواهشا سعی کنید معلومات تاریخی خودتان را به حدی برسانید که بشود دوکلام با جناب عالی سخن گفت نه صحبت های بی خود که از اشنا ها و بدون سند تاریخی گفته می شود

همچنین ببینید

سازندگان پاسارگاد (مقبره کوروش بزرگ) که بودند ؟

سازندگان پاسارگاد از گواهی‌هایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذارده‌اند، مشخص است که ( پ…