Home ایران در دوران معاصر ایل بختیاری (ایل آریایی اصیل)

ایل بختیاری (ایل آریایی اصیل)

ایل بزرگ و قهرمان بختیاری
ایل بزرگ و قهرمان بختیاری

اقوام ایرانی اصیل می توان به ایل لر ( لر بزرگ ؛ ایل بختیاری و لر کوچک اهالی لرستان) کرد ، بلوچ و نام برد که همگی از زیر شاخه ها یا تیره های پارت هستند.

ایل بختیاری با جمعیتی بالغ بر ۴ میلیون نفر به تنهایی بزرگ ترین ایل جهان و ایران است ( البته کرد ها آن قدر زیاد هستند که یک قوم شناخته می شوند) که لر ها تنها در استان های چهار محال و بختیاری ، خوزستان ، کهکیلویه و بویر احمد ، پارس ( ممسنی پارس) شاهین شهر اصفهان لرستان ، بوشهر(سپید پوستان) و … زندگی می کنند .

این ایل یکی از زیر شاخه های تیره پارت نژاد آریا و از نزدیکان آن میتوان به پارت هاي گلستاني و شمال خراسان اشاره کرد. که روزگاری را در کنار دریای کاسپین ( خزر ) به گذرانده اندو نام خود را بدان دریا دادند ، این ایل به همراه لر های کوچک ( اهالی لرستان ) و کرد ها بعد از مهاجرت از جنوب سیبری ( کوچ معروف و بزرگ هندواروپایی) در استان کونونی پارتيانا ( خراسان ) نشین شدند .

تا اینجا تیره آنان بسیار کوچک بود و رفته رفته بر جمعین آنان افزوده شد . آنان حکومت اشكاني را قبل از اسلام به راه انداختند البته پدران آنان از بزرگان فرمانروایی هخامنشیان بودند ( لباس و پوشاک آنان ) و هم چنین بعد از اسلام ، حکومت زندیه به دست آنان تشکیل یافت . لر ها ( بختیاری ها ) تا پيش از زمان حمله اشكانيان به سلوكيان بيگانه و يوناني در آستر آباد ( گرگان ) بودند و براي پاسداري از مرز ها و پيروزي بر جنگ ها به كوه هاي بختياري كنوني آورده شدند.پس از حمله اعراب مسلمان به همراه کرد ها و لر های کوچک و دربار ساسانی ( البته در آن زمان هنوز تقسیم بندی لر ها وجود نداشت) به کوه های زاگرس ( استان کنونی چهار محال و بختیاری و کهکیلویه ) گریختند و به جنگ چریکی با اعراب پرداختند . آنان در کوه ها به جنگ با اعراب می پرداختند تا جایی که پارس ها به آنان لقب بختیاری ؛ دارای شانس و بخت همیار دادند . آنان که زرتشتی بودند بعد از شناخته شدن اسلام ؛ مسلمان شدند و مذهب شیعه را برگزیدند .

ایل بختیاری به ۲ شاخه هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم شده است این تقسیم ناشی از مالیات های زمان خود بوده است ( حدود ۱۰۰۰ سال پیش ) ۱۱ برادر و پسر عمو بودند که بر سر زمین های اجدادی به جنگ و ستیز پرداختند که در نهایت ۴ لنگ ها توانستند زمین های بیشتری را تصاحب کنند که خود باعث میشد مالیات افزور تری بپردازند و هفت لنگ ها کمتر.

ایل بزرگ بختیاری در مشروطه
ایل بزرگ بختیاری در مشروطه

جدایی ؛

جدایی لر ها ( اعم از بختیاری { لر بزرگ } و لر کوچک { اهالی استان لرستان کنونی } ) از کرد ها به جنگ و ستیز برای تصاحب جایگاه خان بر می گردد. همان طور که از پایتخت استان چهار محال و بختیاری ؛ شهر کرد پیداست نشان می دهد که روزی کرد ها در آنجا بودند که سپس با پیروزی لر ها ( اعم از بختیاری و لر کوچک) بر آنان بیرون رانده شده و راه به سوی شمال زاگرس را در پیش گرفتند و ساکن شدند که بسیار بر جمعیت آنان افزوده شد . از برهان های ( دلایل ) افزایش شمارگان ( جمعیت ) آنان خوبی آب و هوا ( بهتر از چهار محال ) و بارش باران و حاصل خیزی خاک بود. انان که در کشور ها ایران عراق ترکیه سوریه لبنان و … زندگی میکنند آریایی نژادند و زبان آنان از زیر شاخه های زبان هندواوروپایی است . لر ها هم که جمعیت زیادی را شامل می شدند دارای تیره ها ( طوایف ) زیادی بودند که همین باعث جدایی لر های بزگ ( بختیاری ) از لر های کوچک شد لر بزرگ نام خود را از دارایی خان های زیاد میگیرد و به همین صورت لر کوچک . لر های کوچک هم را ه شمال غرب را در پیش گرفتند و جداشدند.

زبان ؛ پارسی دری

زبان بختیاری ها پارسی دری است که بسیار به پارسی کنونی نزدیک می باشد ولی تفاوت آنان به تلفظ حروف و واژگان بر می گردد مثلاٌ آنان حرفی مبتی بر “ق” ندارد و معمولاٌ غ ( خ و ق قاطی ) تلفظ میکنند و پارسال اصیل ترین زبان باقی مانده از پارسی شناخته شده است مثلاٌ پیر های این ایل که تمام و کمال لری ( پارسی دری) را سخن می گویند برای تمجید و تعریف می گویند : گفت ندارد ( حرف ندارد ) و کمترین میزان مخلوطی با زبان برادران عرب را دارد . بسیاری از این قبیل واژگان در آن دیده شده است . آنان برای گفتن شعر می گویند (( بیت یا بیتی)) ( مثلا ٍ می گویند یارو بیت بست بمان { مسخره کرد } ) یا بی ساز ابازه یعنی بدون ساز می رقصد که واژه رقص عربی و بازیدن پارسی است. آنان به آتش قسم می خورند و نان و نمک را مقدس می دارند و یکدیگر را نمک گیر میکنند. زبان ما بختیاری ها از قوانینی محکم بر خوردار است و جمع بستن آن بسیار شبیه به پارسی است ولی در بعضی جاها تفاوت نیز دارد.

مرد بختیاری
مرد بختیاری

پوشاک

از پوشاک و لباس آنان می توان به چوخا ( چوغا ) اشاره کرد که پوشاک مردان است . این لباس شبیه به کردین است البته نه با سر شانه های تیز و دراز بلکه بر روی شانه ها افتاده است . از جنس موی بز است و نقش و نگار های آن از روی پاسارگاد ( مقبره کورش بزرگ ) تقلید شده است . و به آیین زرتشت بر میگردد . چرا که سپنتا مینو ( مخالف شیطان یا اهریمن ) با رنگ سفید مشخص شده است و با ایجاد راه راه هایی از میان خط ها سیاه ( انگره مینو = شیطان یا اهریمن ) به سوی بالا و برتری بر شومی و بدی قرار میگرد و بر عکس خط های سیا یا انگره مینو به سوی پایین آمده و تنزل پیدا می کنند . مردان بختیاری نیز شلوار هایی با دمپاچه بسیار گشاد می پوشند و به رنگ سیاه است که به آن شلوار دبیت می گویند که نشان دهنده مردانگی است . کلاهی نیز از جنس نمد به رنگ سیاه یا سفید بر سر می گذارند . این لباس در گذشته های کهن با تیر و کمن و اکنون با تفنگ ( معمولا برنو ) مزین می شده و خواهد شد . حتا اکنون هم بختیاری ها ی شهری نشین که شمارشان به حدود ۳ میلیون نفر می رسد ،از فرزندان پسر ( به لری پسر کٌر گفته می شود ) با لباس محلی ( که بسیار هم گران است !) و تفنگ اسباب بازی ، سیما ( عکس ) می گیرند.

آنان همواره به فرزندانشان اعم از دختر و پسر می اموزند که راست بگویند ( کرداری ) راست بنشینند ( روی اسب ) و راست تیر بیاندازند ( کمان و تفنگ ) .

از پوشاک زنان می توان به مینا که همان نوعی روسری است ( چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام ) نام برد . این مینا بیشتر به شکل مقنعه زیبا و بزرگ رنگی است . آنان این نوع روسری را با سکه هایی از زر ( طلا ) یا نقره همان دوران تاریخ مزین میکنند و بدان مفتخرند که به آن لچک می گویند و به دور پیشانی میبندند ؛ ۹۸% دختران اکنون بختیاری از مادر بزرگانشان به ارث برده اند ( ارث مردان ، چوغا و کردین و کمان یا کمن و تفنگ است ) اغلب بختیاری ها هم زبانشان را تمام و کمال بلدند وظیفه خود میدانند چرا که جز این از بین خواهد رفت . ( اینجا آریاویچ ؛ آریانا ؛ آریه ورته ؛ اران ؛ و در نهایت ایران به معنای سرزمین آریایی ها است ) زنان ایل اصیل بختیاری دامنی که بدان دامن غری می گویند نیز می پوشند که همانند شلوار مردان ؛ دبیت بسیار گشاد است و همین طور بسیار شبیه به لباس زنان هخامنشی و شمالی ها نیز هست. ( همانند لباس مردان ) زنان هم دوش مردان می جنگیند.

درون و بیرون

آنان مردمانی مهمان نواز و مهمان دوست هستند که با قلبی مهربان ، همواره نگذاشته اند تا صمیمیت ها پایمال شوند آنان همواره دوشا دوش دیگر برادران خود از کشور مقدس خود دفاع کرده اند و آخرین دفاع آنان در دفاع مقدس بود . یکی از بهترین و موفق ترین جنگ ها در زمان مشروطه بود که به وسیله برادران خود ستار خان و باقر خان توانستند حکومت نظامی تشکیل دهند و تهران را فتح نمایند .

بیرون : ( ظاهر ) آنان مردمانی قد بلند و هیکل دار هستند ؛ سفید پوست هستند و رنگ موی یک بختیاری اصیل قهوه ای یا زرد است که البته به آب و هوا هم بستگی دارد مثلا در خوزستان و در نزدیکی پارسوماش( مسجد سلیمان ) منطقه ای در یکی از دره ها وجود دارد که به آن” دره بوری ” می گویند و مردمانی بور و زیبا داشت علت را که جویا شدیم گفتند که “”اووٍس “” owes یعنی آبش . مردمان قدیم بختیاری قبل از سوختگی نژاد بر اثر آب و هوا چشمانی سبز و آبی داشتند که اکنون شمارشان در بختیاری ها بسیار زیاد است و معمولا در هر خانواده ۶۵ نفری ( پدر بزرگ و مادر بزرگ و دایی عمه عمو و…) همواره حداقل ۲۸ نفر آنان بدین شکل هستند البته بقیه چشم و مو ی قهوه ای دارند.

رسوم

آنان بقیر از جشن نورور ، ۴ شنبه سوری ، ۱۳بدر ، جشن شب یلدا (در جشن شب یلدا شاهنامه خوانی رواج دارد ) و جشن سده ، مراسمی مانند شاهنامه خوانی ( در شب یلدا ) گاه گریو ( غم از دست دادن عزیزان ) دیوان حافظ خوانی و … نیز دارند:

شاهنامه خوانی : یکی از رسوم مهم است که در شب یلدا توسط خان یا ریش سپید یا پدر فامیل که آن یا قسمت هایی از آن را از بر بود ؛ خوانده می شود . که پیشین توسط با سوادان خوانده می شد ولی بعدا بدلیل عقب مادنگی ناشی از عدم ارتباط چندین ساله در کوهستان شاهنامه را افرادی سینه به سینه حفظ و منتقل میکردند البته دیوان حافظ هم مرسوم بوده است.

گاه گریو : موسیقی غم ناکی است که توسط توشمال ها ( تیره ای از هندی ها که در دوران بعد از اسلام به ارتش آن زمان یعنی بختیاری ها برای ایجاد شور و غرور ارتشیان توسط حکومت افزوده شد که البته آن ها با هم هم نژاد هستند) نواخته و خوانده می شود که بسیار اندوهگین بوده و هنوز هم در میان بختیاری های شهری به صورت رسم و نماد در آمده و حتما هم باید اجرا شود.

البته بر عکس این مراسم هم در عروسی رواج دارد که باز هم توسط توشمال ها نواخته و خوانده میشود.

تازیدن : بعد از عروسی گروهی از جوانان پسر با همراهی کل زدن ( نوعی آوای ایجاد شده توسط دختران و بانوان که در تمام ایل های ایرانی الاصل رواج دارد و در بسیاری از آهنگ ها پاپ امروزی نیز هست ) دختران و بانوان به سوی دره یا دشت با اسب و تفنگ نوعی ورزش دوستانه انجام می دهند که همیشه با خروش تفنگ و در گذشته با کمان همراه بود.

از عقاید این ایل ( بختیاری ) مانند دیگر مسلمانان اعتقاد به خدای یگانه قرآن، محمد ( ص ) ،علی ولی الله ( ع ) ، و نان و نمک و آتش است که به همه آنان قسم می خوردند و یاد می کنند.

اسب خوب ، پسر خوب ( از لحاظ جنگ جویی ) داشتن نیز افتخاراست . اینجا ایران است.

مشاهده محتوا بیشتر
ادامه مطلب شمشاد امیری خراسانی
بارگذاری بیشتر در ایران در دوران معاصر
اشتراک
اطلاع از
guest
104 Comments
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
pary

عالی بود ممنون م یشوم در باره تمام نزاد های ایرانی اطلا عات تاریخی بدهد
باسپاس

ماندانا

واقعا برام سواله چطور این مطالب تخیلی رو مینویسی امیدوارم عقلتو از دست نداده باشی

sarbaz sasani

در باره کرد ها هم بگید . آیا کرد ها از نوادگان ماد ها هستند

محمد بازی ون بختیاری

آقای خراسانی ااین اطلاعات غلط زو از کجا بلغور کردین .به اطلاع جناب عالی برسونم ک بختیاری ها نام بختیاری رو از زمان یونانیان گرفت ان آن زمان ک تنها گروهی بودن ک مقابل یونان ایستادگی کردن و حتی در چندین نبرد آنان را شکست دادن .و براساس ترجمه سنگ نوشته های تخت جمشیدبختیاری ها از آریاییان اصیل بودن .و طبق آمار و اطلاعات علمی و زادگاه کوروش و الفت اون با زاگرس بختیاری سلسله هخامنشی رو بنیادشو بختیاری گذاشت .و چهره و ظاهر بختیاری هیچ گاه آریایی را با چشم سبز و موی بور نمیشناختن بلکه با چشم ابروی سیاه و دماغ کشیده و پوست سبزه .بی سواد چغا بختیاری رو از نقش های چغازنبیل در شوش گرفته اند نماد ستون های چغا زنبیل با قدمتی ده هزار ساله

مهدی بختیاری

سلام.کرد ها اسم بچه هاشون رو بعد ۳۰۰۰ سال هنوز از اسامی ماد ها میزارن اینو من مطمعنم.

انوشیروان

درود،اگه امکان دارد از نژاد مردمان خراسان رضوی نیز بنویسید با سپاس

امیرحسین

نژاد مردمان خراسان پارت است

ایرانی

سلام
بخاطر سایت مفیدتون ممنون…
چند دربارهی متن داشتم که انگار متن تناقض داره…
اقوام ایرانی اصیل می توان به ایل لر ( لر بزرگ ؛ ایل بختیاری و لر کوچک اهالی لرستان) کرد ، بلوچ و نام برد که همگی از زیر شاخه ها یا تیره های پارت هستند مگه کردها مادی نیستند؟

حکومت اشکانی را قبل از اسلام به راه انداختند البته پدران آنان از بزرگان فرمانروایی هخامنشیان بودند ( لباس و پوشاک آنان )؟ مگه هخامنش پارس نبودولر پارت(یعنی بزرگان هخامنشیان پارت بوده یا لر پارسه) ؟

باز هم از سایت خوبتون تشکر میکنم ومنتظر پاسخ میمونم.

زبانشناس

فرق پارت با پارس هم در حرف آخرشان است Parthian/Parsian تغییرات آب و هوایی موجب لهجه شده است مادها پارت غربی جنوبی هستند. الگوی گسترش زبانی پارت ها یک دو سه شش است و الگوی مادها سه دو یک چهار است یا دو یک چهارهفت است الگوی پارس با حکومت داریوش هفت چهار یک و یا هفت هشت نه و یا هفت پنج سه بوده است.

ایرانی

ببخشید جواب سوال منو نمی دید؟

احمد

سلام دوست عزیز.
از زحماتی که کشیدی ممنون.
اما باید این نکته رو بگم که بختیاری ها پارت نبوده اند بلکه پارس بوده اند،دیدگاه شما شبیه به خسرو معتضد هست که اگر اینطور باشه واقعا در اشتباهید.
پادشاهان هخامنش بختیاری بودند،میتونید این نکته رو در سنگ نگاره های تخت جمشید ببینید،انجا که کورش میگوید،،،مو کورش هدم،،،زادگاه کورش نیز از این مطلب پیروی میکند به گفته استاد ابولکلام آزاد زادگاه کورش آنزان بوده،،آنزان جایی است در خوزستان در قسمت جنوب غربی زاگرس که الان به اسم ایذه معروفه،این مکان از۲۵۰۰سال پیش محل زندگی بختیاری ها بوده،،البته قبل از آن یکی از استان های حکوت عیلامی ها بوده،،،پس خواهش میکنم نگویید که بختیاری ها پارت هستند و به خاطر خوش خدمتی در جنگ ها آنها را به کوه های زاگرس آوردند،شما گفتید که کرد ها هم پارت هستند،،توضیح به دوستمون رو هم خوندم،،اما شما جایی دیگر گفتید کرد ها در شهرکرد ساکن بودند و بعد به شمال غربی زاگرس رفتند،،،،خوب آیا منظور شما از کرد همون کردهای الان نبود یا نه دسته ایی از پارت ها به اسم کرد در جایی در شمال غربی زاگرس زندگی میکنند که اصلا ربطی به قوم کرد ندارند؟؟؟!!!

کلهر

دوست عزیز هخامنش از اجتماع ماد و پارس بوجود آمد.
دایی های کوروش و مادر ایشان کرد بودن

پارسا ایرانی

لر ها مگه همشون  پارس نیستند اگر غیر از این باشه پس همشون یک قوم نمیتونند باشند!

مهدی بختیاری

شما تو قومتون سید ندارین . خانواده شما از بیرون زن نمیگیره .اخه چی میگی . این جور مساعل عادیه در همه جا
.خیالت راحت بختیاری ها انقدر بزرگوار هستن که اگه قومی کچ رو دیگه بیاد داخل این منطقه باهاش مشکلی نداشته باشن .این اثبات شده که یک سری از مردم که در ایل بختیاری هستن سید هستن و اینکه یک سری دیگه از منطقه سوریه اومدن و این تفاوت چهره رو میشه راحت تشخیص داد.

مهدي

سلام من مهدی هستم یه رگم لر هست خیلی دوس دارم بفهمم در باره لرها فقط میفهمم مادرم از نوادگان بهمن خان صمصام هست من بندرعباس زندگی میکنم

محمد بازی ون بختیاری

آقا مهدی باعث خوشحالیه یک رگ لری داری واما در مورد بهمن خان خان صمصام از ایلخانی های هفت لنگ بختیاری بود و از جمله سرداران بنام بختیاری ک ب کمک ضزغامالسلطنه بختیاری اصفهان را از دست محمود افغان نجات داد و در فتح تهران توسطمشروطه خواهان بختیاری یکی از اشخاص مهم و پایگذار مشروطه ب همراه سرداراسعد بختیاری بود و اصالتا اهل استان چهارمحال و بختیاری بود و قشلاق هم خوزستان بود .یک آریایی اصیل

کامران

اریایی یک اصطلاح بیش نیست و ربطی ب شاخه های قوم ایران نداره مادردزفول ب زبان محلی حرف میزنیم وزبونمون هرجا ک بریم حرف بزنم میگن بختیاری هستین وزبان ما خیلی شبیه ونزدیک اینان بوده وقبل ازکورش وداریوش قومهای زیادی درایران بودن و رفتن ازجمله عیلامیان ساسانیان واشکانیان وغیره ودرنقشه قدیم هم اگرتونت سرچ کنید سه شهرقدیمی خوزستان ک هرکدام درزمان خودش پایتخت امپراطوریهای مختلف ایرانیان عیلام وساسانیان واشکانیان بود اوان ک دزفول است سوس همان شوش شهرباستانی وشوشتر ازقدیمی ترین شهرهای خوزستان است وازقبل ازکورش وجودداشته اند وقوم های بجامانده از دوره های مختلف دردزفول وشوش وشوشتربوده اندک اصیل ایرانی بوده اند ودر جنگ های مختلف بارقیب پیروز وگاهی شکست خورده اند وهنوزم درشهرما ک بختیاریها وعربها هم. هستند ازقدیم اثارولباس وقدمتتاریخی لباس وگیوه های محلی وحمامهای تاریخی وخانه ها وغیره ک دردوره های ساسانی وغیره بوده بجامانده واثرخودش راحفظ کرده دردزفول مشاهده واصالت ایرانی تباردارندوب چمدهزارسال قبل ازمیلاد برمیگردددرکل قوم های زیادی هست درایران ک کم وبیش وکم جمعیت ویاپرجمعیت هست ک اثارقدیم ازخودبجاگذاشته اند

شوشتر

بختیاریها نه تنها هیچ نقشی در ازادی اصفهان از دست افغانها نداشتند بلکه بیشترین خیانت را به ناد رکردند. تاریخ زوال صفوی و سقوط اصفهان را بخون تا با این خیانات بیشتر اشنا بشی

Arya

درود بر شما
مادربزرگ پدری من هم از طایفه بساک چهارمحال و بختیاری هستن که با سردار اسعد بختیاری هم نسبت داشتن و فامیل بودن
زنده باد لر و زنده باد هرچی بختیاریه

مهدی

 در این مقاله گفته شده که لرها، کردها را از شهر کرد بیرون رانده اند و اینکه کردها در آنجا سکونت داشته اند. حال آنکه کردها سابقه چندانی در آن منطقه نداشته اند و آنجا دهکردی بوده که در زمان شاه عباس عده ای از کردها رابه آنجا تبعید می کند و با گذشت زمان آنجا تبدیل به شهر کرد می شود. نتیجه آنکه کردها در آن منطقه تبعیدی بوده آن.

مهدی بختیاری

کرد تبعیدی نداریم دهکرد همشون گله دارن یا نمد مال و فقط به خاطر کردین بافی اینجا شده شهرکرد

محمد بازی ون بختیاری

آقای خراسانی اگر اطلاعات کافی و مطالعه تاریخی نداری خواهش میکنم ک سرگذشت یک ایل بزرگ و آریایی اصیل رو بازیچه قرار ندهید از اولین تمدن ایران در کنار رود کارون ک این رود از استان چهارمحال و بختیاری سرچشمه میگیرد و ب سمت خوزستان در حرکت است .از آن زمان تا کنون در این مسیر و مناطق جز بختیاری کسی در اینجا سکنی نداشت این یک دلیل و چ دلیلی بهتر از بزرگانی مانند سردار آریوبرزن فرزند بختیاری و سردار دارا وحتی ترجمه های متون هخامنشی و چ دلیلی محکم تر از زادگاه کوروش و چ دلیلی بالا تر از نقش چغا زنبیل منظور ستون های ان است ک بر پشت و پیش لباس بختیاری حک شده است .ودر آخر شما بروید و تاریخچه خراسان را بخوانید و ببینید ک بختیاری ها بر خراسان هم حکومت میکردن و مردم آنجا رو از دست مغول و افغان نجات دادن بسه یا باز بگم .توصیه میکنم کتاب شناخت بختیاری ب قلم نیکزاد امیرحسینی رو مطالعه کنید تا متوجه شوید

پوریا احمدی

درود بر شما همتبار و هم ریشه ای عزیزم
واقعا اطلاعات شما فوق العاده است
درود بر قوم عزیز و بزرگمان بختیاری

آریایی اصیل

با سلام
من خودم بختیاری اصیل هستم
و در چندین سایت خوانده ام که لر ها بختیاری نیستند
آیا این جمله واقعیت دارد؟

لیدوما

بختیاریها لر هستند نه لرها بختیاری … جمله شما مثل این نیمونه که بگی ایرانیها تبریزی هستند نه تبریزیها ایرانی

آریایی اصیل

ببخشید سوال دیگر
درود در چندین سایت دیگر خواندم که لر ها عیلامی اند نه ایرانی و آریایی

Friedrich

هیچ نسل کشی در کار نبوده، واژه ائلامتو یا همان ایلام در اصل دقیقا به معنی ایران است البته لرها در شمال ایلام ساکن بوده‌اند و پیوندهای عمیقی میان اجداد آنان و سومری ها و ایلامیان بوده اما در واقع میتوان با دلایل زبان شناختی و اسناد تاریخی مشخص کرد که نیاکان آنان از گوتها، وندال ها و کاسها بوده است .و در واقع قدیمی ترین ساختار زبان هندوژرمنن به زبان این گروه در ایران میرسد و بعدها گروهای دیگری که خویشاوندی و گرایش به سازمان زبانهای اسلاوی داشته است وارد ایران شده است.

سپیده

زبان عیلامی هیچ ارتباطی به زبان هند اروپایی نداشته
زادگاه زبان هندواروپایی استپ های شمالی و به احتمال زیاد اوکراین امروزی بوده
زبان کنونی لرها هم در گروه زبان های هندو اروپایی هست

کامران

هم وطن های عزیز قومهای زیادی درایران وخارج ازایران بودن اومدن ورفتن درجای جای اینترنت وکتابهای تاریخ نوشته شده پارس همون فارسه ک مردم تهران واکثرشهرها حرف میزنن گویشهایی ک درایران هست بر میگرده ب دوره های ساسانی عیلامی هخامنشی مادها وغیره هرکدام هم شکست هایی داشتن وهم پیروزی هایی وازهرکدام از قوم ها مردمانی بجامانده ک ایرانی تبارند وهیچ کدام نسلش منقرض نشده است ظاهرا کورش اخرین شاهی بوده ک بختیاریها ولرها از اون تقلیدکردن واسم های لروبختیاری ریشه هاش مشخصه تواینترنت هم نوشته ک اریایی یک اصطلاح بیشترنیست تاجایی ک مشخصه اریایی ازکشورهای سوریه وهندواروپایی ب سمت ایران اومدن وظاهرا قوم هایی بودن ک مثل کشورهای عربی مثل سوریه ک گفتم قبیله وچادرنشین بودن وچون جمعیت زیادتری نسبت ب بقیه داشتن خودشون رو بزرگ وسر ترازبقیه میبینن وکلا ایرانیان اصیل قبل ازاسلام درایران بودن وازقوم های ک دربالاگفته شدبوجودامده اند بهتره درجایگاه اینترنت مطالعه بیشتری شود

سپیده

نسل کشی نشده ان
همانطور که وقتی ترکها وارد فلات ایران شدن آرام آرام از فرهنگ بومی تاثیر گرفتن ولی زبانشون در بخش هایی غالب شد
پارسیان هم وقتی به انشان رسیدن از فرهنگ بومی تاثیر گرفتن ولی زبانشون در طول زمان غالب شد
به گفته مینورسکی احتمالا در خورستان گویشی از عیلامی نو تا قرن دهم میلادی رواج داشته و همون زبانی هست که مورخین اسلامی مثل ابن حوقل تحت نام خوزی که نه شباهتی به عربی و نه فارسی داره گزارش کردن
یعنی ۱۵۰۰ سال بعد از سلطه پارسیان هنوز عیلامی کامل از بین نرفته بوده
نسل کشی نشدن…چون اگر نسل کشی میشدن نمیتونستن فرهنگشون رو به پارسیان منتقل کنند
جاینام ها از زبان عیلامی باقی هست
به نوشته های کتایون مزداپور مراجعه کنید در رابطه با وام واژه های عیلامی در پارسی
مردم سمت غرب ایران قرابت ژنتیکی آنچنان با آریایی های باستان ندارن
همانطور که ترکهای آذربایجان و ترکیه قرابت ژنتیکی آنچنان با ترکهای باستان و ترکهای آسیای میانه ندارن
مردم استان فارس و خوزستان با هویت فارسی اخلاف همان عیلامی های باستان هستند و تمام آثار باستانی اون منطقه به مردم خوزستان و فارس (بدون لحاظ قومیت فارس-عرب-لر و …) تعلق داره
همانطور که مردم آذربایجان با هویت ترکی اخلاف مردمان ساکن در آذربایجان قبل از ترکها هستند
در رابطه با language shift کتاب تاریخ ماد دیاکونوف را مطالعه بفرمایید.

بابک

شما مگه از زمان ایلامیها تا الان باهاشون بودین که میگید چیزی از ایلامیها نمونده همه کشته شده اند.بزرگوار لرها و بختیاری‌ها آریایی نیستند.از نژاد ایلام و ترک و سام هستند

بهمن

ریشه بختیاریها آریایی میباشد که در طول تاریخ مانند تمام مردم ایران با گروههای دیگر تا حدودی مخلوط شده ولی ریشه و اصل آریایی خود را که همان آداب و رسوم و زبان است رو بخوبی حفظ کرده،زبان بختیاری همان پارسی میانه یا پهلوی ساسانی است که بعد از قرنها هنوز هویت خود رو حفظ کرده و هیچ گونه کلمه از ترکی و عربی داخل آن نشده

محمود

دوستان لطفا مغلطه نکنید.شهر کرد هیچ ارتباطی با اسم کرد و قوم کرد نداره.اسم اولیه شهر کرد،دهکرد بوده که به دلیل بافتن پوششی به اسم کردینه به این نام معروف شده،و الا اگه کل چار محالو بگردی یک کرد هم توش پیدا نمیشه.توی درصد اقوام استان چار مال بختیاری هم به خوبی اقوام ساکن اونجا رو نوشته که بختیاریها به تنهایی در حدود ۶۰ درصد این استان رو تشکیل میدن..

محسن

کردهای گندمان وکرد شامی رو فراموش کردی داداش

طهماسبی

به نام خدا
طهماسبی هستم از کرج
از دوستان کسی هست که در مورد خاندان طهماسبی و شجره نامه ایشان اطلاعاتی دارند. از کمک شما سپاسگزارم. شماره تماس ۹۱۲********

Friedrich

تهماسبی از تش راکی از طایفه بابادی باب و از تیره هفت لنگ از ایل بختیاری از قوم لر هستند.

علیرضا

بختیاری ها لر نیستند،قوم بختیاری و لر دو قوم کاملا مجزا هستند

بختیاری زاده

بختیاری اصلی ترین ایله قوم لر که همون لر بزرگ هستش شامل میشه شما پانکردای تجزیه طلب نیتتون خیلی شومه

آراد

– هرودوت نویسنده و تاریخدان مشهور یونانی در کتاب تاریخ هخامنشیان این گونه می نویسد: هخامنش (جد کوروش) ریاست ایلی کوچرو از قوم پارس را بر عهده داشت که در کوه های بختیاری (زاگرس میانی) زندگی می کردند. و در واقع هخامنش زاده ی کوه های بختیاری است.
۲- کوروش بزرگ در منشور خود مینویسد: (من کوروش شاه آنشان. شاه چهارگوشه جهان…) کوروش در این متن ابتدا به آنشان اشاره میکند. جایی خود متولد آنجاست و در واقع امپراطوری بزرگ هخامنشیان از این منطقه شکل گرفت و گسترش یافت. نا گفته نماند که آنشان نام ایذه کنونی در خوزستان و یکی از شهرهای مهم حکومتش در آن زمان که در آن معبدهای مرکزی ایزد پرستی قرار داشت(پارسوماش) همین مسجدسلیمان کنونی است که یک منطقه کاملا بختیاری نشین می باشد.

۳- لباسی که شاهان و سربازان هخامنشی بر تن میکردند؛ اگر دقت کنیم شباهت زیادی به لباس مردان بختیاری (چوقا) دارد. نام”چوقا” نیز برگرفته از “چغازنبیل” معبد زرتشتیان و هخامنشیان می باشد.
۴- شیرسنگی (بردشیر) که بختیاری ها بر سر مزار بزرگان خود قرار میدهند یکی از نمادهای سرستون های تخت جمشید می باشد.

پوریا احمدی

دمت گرم درود بر شما
ویکی‌ از دلایل دیگری که هست ما بختیاری ها از نژاد پارس هستیم این است که طبق کتاب های (ایران باستان و ایران جاویدان و ایران زمین) که ما بختیاری ها از نژاد اریایی و پارس و کرد ها از نژاد ماد ها هستند و بازهم طبق گفته زبانشناسان تنها قومی که در حال حاضر نزدیک ترین گویش را به پارس باستان دارد ما بختیاری ها هستیم به شکلی که گویش ما از طریق پارسی میانه به پارسی باستان بر میگردد و تنها قومی هستیم نزدیک ترین زبان به پارسی باستان داریم از همین رو این خود یکی از دلایل دیگری است که ما بختیاری ها از نژاد پارس هستیم

لیدوما

باشه یهش میگم لطفا تعصبی نظر نده شما هر چه دارید از پسوند لر دارید زنده باد قوم پارس (لر)

ژیار

اصلا اینطور نیست اگه کمی مطالعه کنید تنها زبانی که بیشترین شباهت رو به زبان پارسی باستان(اوستایی) داره زبان کردیه

فریدون

مهاجران کرد از سوریه(لرها و بختیاریها) بر اقلیت بومی ساکن غرب و جنوب غرب غلبه یافتند
هنری لایارد-کتاب سیری در قلمرو بختیاری
همچنین مراجعه شود به تاریخ گزیده حمداله مستوفی

کیان

خب اون اقلیت چه کسانی بوده اند اگر چنین بوده خب باید اکثریت بر اقلیت غلبه میکردند بعد نام تمامی طوایف بختیاری و لر و زبان آنها فارسی و ایرانی است چطور ممکن است سوری باشند ؟ مستوفی سوتی تاریخی داده اصلا اینها ایرانیانی بودند که در جنگهای صلاح الدین ایوبی شرکت کرده بودن و به ایران برگشتن رو سوری ذکر کرده خوش آب هواترین مناطق ایران مربوط به قدیمی ترین اقوام ایرانی است اونای که بعدها اومدن کویر نشین شدند

Arya

درود بر شما
منم با افتخار میگم بختیاری هستم
درمورد طایفه پدربزرگ پدری ما که آسترکی است حتما تحقیق کنید و میبینید که توی اسمهاشون بعد از حمله ی اعراب حرف شین رو به سین تغییر دادن ,و الیگودرزی هم هستیم و از اسم طایفه ی ما معلومه که درواقع اسب سوار بودن و اولین طایفه ای بودن که اسب پرورش میدادن و بعد از سرلک های روستای اردودر الیگودرز یکی از غنی ترین موسیقی ها رو داشتن.
تنها کسایی که خالص ترین و اصیل ترین طایفه همین دورکی ها هستند که ما آسترکی ها هم یکی از زیرشاخه هاشون هستیم و طایفه مادربزرگ پدریمون هم که بساک هستند درواقع اصالتا اهل چهارمحال و بختیاری هستند که با سردار اسعد بختیاری هم فامیل هستند و نسبت هم دارن و در مورد این طایفه هم میتونید تحقیق کنید
درود بر هرچی بختیاریه
زنده باد هرچی لره

Arya

درواقع لرها و کردها به سمت سوریه رفتن ولی دوباره برشون گردوندن

Senator

جناب فریدون شما که میگین بختیاری ها از شمال سوریه اومدن خوب بود یه سری به تخت جمشید و چغازنبیل میزدید لباس بختیاری از مناره های تخت جمشید الهام گرفته شده لابد کوروش و داریوش هم از شمال سوریه اومدن من ایرانیم ولی خواهشاً ……

آراد

Arad:
– هرودوت نویسنده و تاریخدان مشهور یونانی در کتاب تاریخ هخامنشیان این گونه می نویسد: هخامنش (جد کوروش) ریاست ایلی کوچرو از قوم پارس را بر عهده داشت که در کوه های بختیاری (زاگرس میانی) زندگی می کردند. و در واقع هخامنش زاده ی کوه های بختیاری است.
۲- کوروش بزرگ در منشور خود مینویسد: (من کوروش شاه آنشان. شاه چهارگوشه جهان…) کوروش در این متن ابتدا به آنشان اشاره میکند. جایی خود متولد آنجاست و در واقع امپراطوری بزرگ هخامنشیان از این منطقه شکل گرفت و گسترش یافت. نا گفته نماند که آنشان نام ایذه کنونی در خوزستان و یکی از شهرهای مهم حکومتش در آن زمان که در آن معبدهای مرکزی ایزد پرستی قرار داشت(پارسوماش) همین مسجدسلیمان کنونی است که یک منطقه کاملا بختیاری نشین می باشد.

۳- لباسی که شاهان و سربازان هخامنشی بر تن میکردند؛ اگر دقت کنیم شباهت زیادی به لباس مردان بختیاری (چوقا) دارد. نام”چوقا” نیز برگرفته از “چغازنبیل” معبد زرتشتیان و هخامنشیان می باشد.
۴- شیرسنگی (بردشیر) که بختیاری ها بر سر مزار بزرگان خود قرار میدهند یکی از نمادهای سرستون های تخت جمشید می باشد.

پوریا احمدی

من با افتخار خونم و رگم و اصالتم بختیاری می باشد و نژادم اریایی و از این بابا احساس غرور میکنم چون یک ایرانی اصیل هستم و همیشه ما بختیاری ها(لرها) پشت کشورعزیزمان ایران بوده ایم و هستیم و هیچ وقت ندای جدایی سر ندادیم و برای وطن عزیزمان اجدادمان و برادرانمان جان ها دارند و من با افتخار بختیاری ام
پیروز باد قوم عزیز و اصیلمان بختیاری تا جاویدان و سربلند بماند وطن عزیزمان ایران زمین
چو ایرانم نباشد تن مو مباد

fvf

با سلام دوستان اول تاریخ بخوانید دوم تاریخ بخوانید شهرکرد یا همان ده کرد یک وجه تسمیه اش بخاطر اب سردی ک در این مکان وجود داشته است کر یعنی سرد و دلیل دیگر چون اخرین نقطه بوده وبسیار صعب العبور بوده دهکرد نامیده شده و لر با بختیاری فرق میکنه

بختیاری

داداش الکی تفرقه نندا الکی جا کسیم نظر نده

مهدی بختیاری

شهرکرد یا ده کرد فقط به خاطر گله دار بودن مردم این شهر بوده که به زبان فارسی صحبت میکنند.و اینکه ده کرد محل تولید کوردین لباس نمدی بوده البته ده کرد قدمت زیادی نداره و کمتر از ۸۰۰ سال هست.

بختیاری

جناب خراسانی از بحث ژنتیک که جز علوم تجربی هست برای اثبات این ادعا غافل نباشید لرها به لحاظ ژنتیکی خالص ترین آریایی ها هستن و با فارس های امروزی بالای ۹۰ درصد شباهت ژنتیکی دارند تحقیقات پروفسور سی فورزا

Aria

آیا کهن ترین قوم ایرانی، بختیاری ها هستند؟؟

. AMIR ALI .

بله و کوروش هم بختیاری بوده است

HASTI

کوروش بختیاری بوده

کم جوک بگو ترو قران رو چه حسابی اینو می گی

Arya

هنوز توی جهل خودت موندی
کوروش توی انشان(ایذه کنونی)بدنیا اومد

زبان شناس

برها و بختیاری ها آریایی، پارس و از نسل کورش نیستند. تمام پژوهش های باستان شناسان معتبر جهان ثابت کرده اند که لر ها و بختیاری ها ریشه در تمدن بزرگ عیلامیان دارند نه آریایی ها. کورش چند هزار سال پیش در انشان که البته منطقه ای در نزدیکی استان فارس هست و نه ایذه به دنیا آمده و هیچ ربطی به عیلامی ها ندارد! حتی اگر در ایذه هم به دنیا آمده باشه بعدها لرها به ایذه کوچ کرده اند و از نسل کورش نیستند. کاش به جای دزدی های بدون سند تاریخی کمی به ریشه ی بزرگ ایلامی خودتون می نازیدید و بیش از این خودتون رو تحقیر نمی کردید!

میثم زاهد

اطلاعاتی که دادید سراسر ناشیانه و بدون سند هست. بختیاری و کلا لرها و کردها اکثرا از ماد و پارس هستند و هیچ ربطی به پارت و اشکانیان ندارند. و اکثر بختیاریها از نسل سپهسالار بدر الدین بختیار پسر اتابک ملک شجاع الدین خورشید اولین اتابک لر کوچک در لرستان هستند که بدست پدر و دسیسه پسر عمویش کشته شد و او جد عموم بختیاری ها و لرهای لیرابی(بهمئی و طیبی و یوسفی و شیر عالی) لرهای شوهانی و لرهای کرامی و عموم لرهای بویر احمد و و و. نخستین بار هم در دوران صفویه بخاطر رشادت یکی از خوانین لر به نام حاج رستم خان پلنگ بختتیاروند که از نوادگان بدر الدین بختیار بود تمام لرهای بزرگ شامل بختیاری و بویر احمد و لرهای بوشهر های کنونی به نام قبیله ای بختیاری شهرت پیدا کردند و به مرور زمان فقط بختیاری های کنونی بختیاری ماندند و اکنون از اعراب و ترکها و کردها و گیلانی ها هم در بختیاری زندگی میکنند و با اینکه نژادشان مشخص است ولی در رسم و رسوم و زبان بختیاری زندگی میکنند.طوایفی در بختیاری به نام بساک و موگویی در چهارلنگ بختیاری هست که از قبایل بوسایی و موگویی در ماد هستن. برای همین اکثر تاریخ نگاران هفت لنگان را بخش پارس تبار و چهارلنگها را بخش ماد تبار بختیاری میدانند با اینکه برخی از طوایف چهارلنگ و هفتلنگ از بازماندگان شاهزادگان ساسانی هستند.

فریدون

خوب برای خودتون می برید و می دوزید
ماد کجا و شما کجا!
پارس کجا و شما کجا؟
برارم
تاریخ و ژنتیک می گوید بختیاریها از کردهای سوریه هستند
کردها می گویند خالو و بختیاریها هم می گویند خالو و سوریها هم می گویند خالو

افشین

چه ربطی داره فارسیهای خراسان هم میگن خالو…. . بختیاری اصله پارسه .

کیان

خالو یعنی دایی خاله یعنی خواهر مادر خالو خال خاله همه از یک ریشه هستند جنوب کشور بندریها فارس شیراز و بسیاری از گویش های زبان فارسی وجود دارند کمی سواد بد نیست

مجهول

چه کسی به بختیاریها گفته شما آریایی هستید؟
نگاهی به اینجا بیندازید:

http://iraniangen.blogfa.com/post/16

و

http://iraniangen.blogfa.com/post/13

بختیاری

اگه عربی حرف مفت نزن شما هیچی درباره تاریخ ایران پارسی نمیدونید بختیاری ها اریایی هستن و قوم های دشمن اون نمیتونه عوضش کنه

زبان شناس

چه ربطی به عرب بودن ایشون داره؟! چرا هر کی واقعیت رو می گه بهش می گین عرب؟! لر و بختیاری آریایی و پارس نیست. این در تاریخ، علم ژنتیک و علم زبان شناسی ثابت شده! شماها ریشه در تمدن بزرگ عیلامیان دارید. به عیلامی بودن خودتون افتخار کنید نه به این جور دزدی های نژادی! چرا خودتون رو اینهمه دست کم می گیرید!

افشین

شما برین بخونین ببینین پارسی باستان چه شکلی بود اون زمانه که بعضیا که ادعای جدایی و متفاوت بودن دارن خندشون می گیره از این اطلاعات اشتباهشون. بختیاری و لر یکی از تیره های پارس هست. حالا ما در گذشته قومی به نام لر نداشتیم و لرها یکی از اصیل ترین پارسی رو صحبت می کنن . مازنی هم همین طور گیلک هم همین طور. کردها و آذری ها(تـات، تالش) از ریشه مادها هستن که بسیار به پارسی نزدیک بوده و هست. بختیاری ها هم دقیقا اون لباس زیبای محلی شون یادآور سربازان پارسی هخامنشی هست و نیازی به گفتن نیست.

فریدون

مگر این کلمه آریایی چه مزیتی داری که هر کی از جاش بلند میشه میگه من آریایی ام؟
صد رحمت به فارس های فارس و کرمان و یزد و اصفهان و بلوچ ها و خراسانی ها که حدود ۲۵% آنان از نظر ژنتیک آریایی هستند یعنی خیلی بیشتر از لرها و بختیاریها و با این وجود دنبال این مزیت ها و ادعاها نمی روند.
خودتان را اذیت نکنید
زمانه تغییر کرده
دیگر تاریخ بدون پشتوانه ژنتیک معنایی ندارد
دانش ژنتیک بر آریایی بودن بختیاری ها خط بطلان کشیده و ثابت کرده فقط ۹% آنان آریایی تبارند.
و تاریخ هم می گوید عشایر لر و بختیاری غرب و جنوب غرب ایران مهاجرانی از شمال سوریه هستند

نوید بختیاری

شما ب خودت فشار نیار ک چیزی رو از طریق ژنتیک ثابت کنی من از جایی دارم جوابتو میدم ک تمدن ۱۷هزار ساله داره و بر میگرده به انسان‌های نخستین پس نیازی نیست خودمون رو برای کسی یا گروهی ثابت کنیم شماهم در حدی نیستی که با اطلاعات بی پایه و اساس حرفی بزنی قبل از بردن نام مقدس لر بهتره دهانت رو آب بکشی

زبان شناس

شنیدن واقعیت چرا باید اینقدر برای شماها تلخ باشه؟! مگه غیر آریایی بودن یا وابستگی شما به تمدن بزرگ عیلامیان جرم هست؟! چرا اینقدر خودکمتربین شدین؟! در ضمن با این طرز حرف زدن و استفاده از واژه های بد فقط قومیت خودتون رو زیر سوال می برید!

حسین

اطلاعات غلط دادید قوم فارس یا همین آریایی هیچ ربطی به لر ، بختیاری و… نداره آریایی یه قومه که اسمش کم رنگ شده و همینطور کسایی هستند دوست دارند تمدن این قوم برای
قوم خودشون باشه.

بختیاری

درسته اریایی یه قوم بزرگه ولی لر ها ، کرد ها قوم های اون هستن ، کوروش بزرگ لر بود و همین طور اریایی. اگر لری افتخار کن که اریایی هستی ، اگرم نیستی وقتی نمیدونی نگو

زبان شناس

تنها سند معتبر در مورد ریشه ی لرها و بختیاری های ایران، سندهای باستان شناسان بزرگ جهان همانند پروفسور رومن گیرشمن هست که همگی نشون می ده لرها و بختیاری ها دارای تمدن عیلامی هستند و به هیچ عنوان آریایی به حساب نمی یان. کورش هم به هیچ وجه لر نبوده. بهتر هست هر قومی واقع بین باشه و نخواهد با دزدی از تاریخ برای خودش اعتبار بخره. لر بودن بد نیست. ریشه در تمدن بزرگ عیلامیان داشتن بد نیست خوب هم هست! دله دزدی تاریخی بده!

Reza

کسانی که میگن بختیاری کردنیست .شهرکرد کرد نیست.دراشتباهند.اولا ازاسم لباس بختیاری میتوان به جواب کل سوالات رسید

parastoo

ببخشید خودتون از کدوم بختیاری هستید منظور طایفتون رو میخوام بدونم ؟؟؟؟؟ شما اشتباه ی جاهای از نوشته هاتون هست چرا اطلاعات غلط می دین ؟؟؟؟ (اجدادی به جنگ و ستیز پرداختند که در نهایت ۴ لنگ ها توانستند زمین های بیشتری را تصاحب کنند که خود باعث میشد مالیات افزور تری بپردازند و هفت لنگ ها کمتر.)شما روی چه حساب میگیم ۷ لنگ مالیات کمتری می داده اصلا ۷ یا ۴ نداریم ولی رو این حر فای شما یعنی ۷ لنگ قوم کوچیکی هست که این اشتباه هست از روی ۷لمگ و ۴ لنگ می شه فهمید کدوم ایل بزرگ تر هست خواهشی که دارم از شما وب نویسا این است جاها رو عوض نکید و واقیت بگید مثل الان جامعه ما که همه چیز تغییر کرده

یک لر

ای اسکل های روزگار خود ژرمن ها هیتلر رو بیرون کردن یا از دستش فرار میکردن بعد صد سال تو ایران هنوز اریا اریا میکنن یه عده الحق که اون جاسوس انگلیس حق داشت راحت گولتون بزنه

نادر

نگاهی به فرم بینی اکثر مردان بختیاری باندازید متوجه می شوید بیشترین شباهت را به کردهای کاکایی و برخی شمالیها و ارمنیها دارند و اصلا شبیه فارسها نیستند.هر چه مربوط به آریایی خواندن بختیاری ها می شود مربوط به همین چند سال اخیر با اهداف خبیث سیاسی بوده.اخیرا عده ای سعی می کنند با دروغ بافی آریایی بودن بختیاری ها را که اصلا در تاریخ جایی ندارد را به زور به تاریخ بچسبانند.
البته همین افراد هم خوب می دانند اگر نزد اساتید تاریخ ایران وجهان چنین حرف هایی بزنند مضحکه می شوند چون حتی یک سند دال بر آریایی بودن بختیاری ها ندارند.
وحرف هایی که امروز در مورد آریایی و فارس بودن بختیاری ها زده می شود نه فقط از نظر علمی وتاریخی وباستانی فاقد اعتبار است بلکه بسیار بچگانه وافسانه ای نیز می باشد.
عده ای زبان را مطرح می کنند:
اگر به زبان است که بیشتر افریقایی های سیاه پوست هم فرانسوی حرف می زنند،آیا آنها هم فرانسوی الاصل هستند؟
علت تفاوت زیاد لهجه های فارسی در ایران این است که فارسی و هندو-ایرانی زبان بومی ومادری ایرانی ها که ترکیبی از عیلامی ها و… بودند نبوده و بعد از ورود اقلیت حاکم آریایی به ایران مردم بومی مناطق مختلف زبان تازه واردان را خوب یاد نگرفته و با لهجه بومی خود تلفظ می کردند و حتی کلماتی را وارد زبان آریایی کرده یا بالعکس و از همین اختلاط بود که فارسی باستان به فارسی فعلی تبدیل شد.
الان هم نتایج باستانی و ژنتیکی مناطقی که آریایی ها در روسیه از آنجا به سوی ایران مهاجرت کرده اند نشان می دهند آنان حامل هاپلوگروپ R1a بوده اند که در ایران فعلی حداکثر ۱۴% و دربین بختیاریها فقط ۹% است.
نتایج ژنتیک بختیاریها هم نشان می دهند که بختیاریها همه یکدست نیستند یعنی همگی از تبار و جد واحد نیستند و ترکیبی از مردم مختلف هستند که خاندان های خاصی بر آنان حکومت می کرده و فرهنگ آن خاندان ها بر تمامی آنان چیره شده است.

امید

بختیاریها آریایی بوده و خواهند بود،مهمترین سند آریایی بودن بختیاریها آداب و رسوم و زبان بختیاریهاست که با وجود یورشهای اعراب،ترک و مغول هنوز بزبانی گفت و گو میکنند که از زمان ساسانی بیادگار مانده و برعکس فارسی کنونی که پر از کلمات ترکی ،عربی و مغولیه ،هیچ گونه کلمه خارجی در زبان بختیاری وارد نشده

نادر

در حال حاضر تنها داور وقابل اعتمادترین آنها آزمایش ژنتیک است.
از محاسن آزمایش ژنتیک این است که بعد از ظاهر شدن نتیجه به شما می گوید با چه کسانی در جهان هم تبار هستید.
البته دوستان توجه کنند که هنگام سفارش گزینه تبار پدری را انتخاب کنند یعنی Y dna
پیش بینی من برای برادران بختیاری هم تبار بودن با افرادی از کرد های کاکایی و غرب خاورمیانه وارمنستان و گرجستان است.
چون ۳ نفر از آنان که قبلا آزمایش داده بوده اند یکی J1 و دیگری هاپلوگروپ J2 ویکی هم G2 بوده است.

امیر عباس بختیاری

با سلام واحترام قوم لر (بختیاری ها) به باور اکثر قوم شناسان و تاریخ دانانان از نژاد وشاخه ایرانی پارس هستند نه پارت.لطفا بیشتر مطالعه وتحقیق کنید.

حسین عیسوند

کی گفته تشمال ها از هندهستن . نیمی از فرهنگ ما بخاطر وجود تشمال از زمان اغاز بختیاری بوده. تشمال ها در گذشته یکجا بودند و به مرور زمان به خاطر شغل خود از هم دور شدند

علی رضا

خدا حفظت کنه ، دقیقا

من

کرد به معنی مهاجر و کوچ نشین هست در اینجا ما حتی واژه کردان تازی(عرب)هم داریم دوم قوم بختیاری به گفته رومن گیرشمن ریشه در تمدن ایلام داره نه آریایی

بختیاری

سلام
آقا یا خانم ، این یارویی که نام بردی حرف مفت زده . لر ها آریایی هستن و کسانی مثل این یارو نمیتونن تاریخ رو دستکاری کنن . شما هم به این حرف های الکی اعتماد نکن
شما هم که این متن رو گذاشتی ، لر ها پارس هستن نه پارت .

بختیاری

احسنت

زبان شناس

پروفسور رومن گیرشمن یارو نیست! یکی از بزرگترین باستان شناسان جهان هست. لرها و بختیاری ها پارس نیستند بلکه عیلامی هستند. شما هم نمی تونید با این حرف های بدون سند خودتون را پارس، آریایی و از نسل کورش بدونید.

جهانگیر

در این فیلم دانشمند روسی از دانشگاه هاروارد دکتر آناتولی کلیوسوف بنیانگذار آکادمی تبار شناسی ژنتیک بر اساس آخرین یافته های باستانی-زبانی و ژنتیک به این پرسش که چه کسانی آریایی هستند پاسخ می دهد. این گفتگوی تلویزیونی با شبکه روسیا الیوم صورت گرفته و در تاریخ ۲۴.۰۷.۲۰۱۹ منتشر شده است
مشاهده در آپارات:
https://www.aparat.com/v/JqoIw

دریافت با کیفیت بالا از آپارات : ۸۰ مگابایت

******

لر

هعیی خدا نیگاه چجوری تاریخو جعل کردین:( که لرهاکردا شکست دادن شهر کرد که در اصل کرد بودنو لرا گرفتن ینی مفتت گرونته بخدا تاریخو جعل نکنین این چه در وری که گفتین یه کمی تاریخو نیگاه میکردی بد نبود

رضا

مگر نه اینکه کوروش هخامنشی در ایذه بدنیا اومد و ایذه صد در صد بختیاری نشینن همین

Tarikh

پارثوا(پارت)،پارس و پرسوش همه یکی و یک تبار هستند و بسان استخوان های دنده قفسه سینه استخوان جناغ قفسه سینه ایران را نگاه می داشتند که این استخوان جناغ حکومت ماد بود.پارس در سانسکریت به معنای پهلو و مرز و همچنین استخوان قفسه سینه هست.طبق تحقیقات جدید پارسوا دریاچه ارومیه هیچ ارتباطی به پارسیان نداشته است و آشوریان به مردمان مرزهای خود پارسوا می گفتند بر اساس معنای واژه پارس و در همان زمان که آشوریها به مرزهای خود پارسوا می گفتند پارس ها در جنوب ایران حکومت تشکیل داده بودند و چنین چیزی نبوده که از دریاچه ارومیه آمده باشند و اصولا جهت حرکت پارس ها از شرق ایران بوده به سیستان و سپس پارس و در ممسنی در شمال غربی پارس اولین طوایف پارسی چون مردها،پاتیش هووَریش ها،مکوندها،کرتی ها و…ساکن شدند و در جغرافیای ممسنی فارس اولین حکومت را تشکیل دادند تا جاییکه آرامگاه چیش و کورش اول در بلوک رستم ممسنی قرار دارد.البته طوایفی از پارسیان هم در شرق فارس تا کرمان(کارمانیا) بودند و از جمله این طوایف مشهور به نام مارافیان بودند که نامشان بسیار در لوحه های گلی آمده است و به نظر می رسد که از تخت جمشید امروزی تا شرق فارس کوچ می کرده اند و خود واژه لِر به معنای سرزمین های ناهموار و پر درخت به کوچ نشیان پارسی به ویژه همین مارافیون گفته می شد که در دامنه ها کوچ می کردند و واژه ای مخصوص عشایر پارسی بوده و نام هیچ قومیت خاصی نبوده ولی در قرن چهار این واژه برای نامیدن مردمانی به کار برده شد که بر جغرافیای پارس(ممسنی،کهگیلویه و چهار محال بختیاری امروزی) و ماد بزرگ(لرستان و توابع) تا به کرمانشاه(کارمانسیا) تکیه زده بودند واژه ای بود برای جداسازی طوایف پارسی از غیر پارسی زاگرس.یعنی خود واژه لِر هم مخصوص دامداران بوده مثل واژه کرد ولی به دامداران پارسی گفته می شده به ویژه به مارافیون.مورد دیگری که همچنان برخی کاربران به آن اشاره می کنند پارسوماش هست که پنداشته می شد در مسجد سلیمان امروزی بوده باشه و با تحقیقات جدید مشخص شده که پارسوماش همان پارس می باشد و جغرافیای آن همان ممسنی شمال غرب فارس هست.در غرب ایران در کرمانشاه منطقه ای به نام پرسوش بوده که ادامه همان پارثوا(پارت) و پارس بوده که روی آن همچنان بحث هست.جغرافیای زادگاه هخامنشیان و ساسانیان در ممسنی شمال غرب فارس بوده تا جاییکه این منطقه ساتراپی کوچک و مرکزی پارس نام داشته و مورخینی چون گیرشمن این جغرافیا را سرزمین اولین طوایف پارسی می دانسته و آرامگاه چیش پیش و کورش اول را هم گیرشمن در موردش تحقیقات فراوان کرده است.نواحی ۶ گانه راه شاهی که از روی لوحه های گلی به دست آمده این چنین بوده است:
ناحیه ۱.پارسه شهر(تخت جمشید) ناحیه ۲.شیراس(اندرون شیر) که این شیراز هم مشخص نیست که آیا شیراز امروزی بوده یا کلگه شیراز در بلوک جاوید ممسنی.با توجه به اینکه شیراز امروزی در نزدیکی ممسنی در زمان حمله اعراب یک دشت بوده و پس از رونق افتادن بلوک نوبندگان ممسنی بسیاری به دشت شیرازی امروزی رفته و آن منطقه آرام آرام گسترده شده و حکومت محلی شیراز که از آن منطقه بسیاری از طوایف ایل مماسن(ممسنی) دچار مهاجرت های اجباری و اختیاری شدند منطقه مشهور تیرمردان ممسنی بوده که شامل دشت شاهان جاوید در پشت اسپید دژ،مهرآوه و کلگه شیراز جاوید و دشمن زیاری امروزی ممسنی بوده و از همین جا خاندان هایی به آفریقا رفتند که امروزی به شیرازی های زنگبار مشهورند…یعنی اصل شیراز منطقه غربی ممسنی بوده که تا شیراز امروزی فاصله بسیار کمی دارد و حتی خود ممسنی تا زمان قاجار از گویم(جویم) و بیضا آغاز می شده و از آنسو تا باشت در حومه گچساران ادامه داشته و مناطقی چون کاکان،کامفیروز،کمهر،کوهمره،سیاخ دارنگون،بیضا(ملیان)،سپیدان،دشت ارژن،شول،سنگر،حومه کازرون و باشت در حومه گچساران از خاک ممسنی تجزیه شد و بسیاری از طوایف ممسنی کوچ داده شدند که بسیاری به سیستان رفتند و حتی برخی از جاویدها به اندونزی کوچ داده شدند.دلیلش هم حمایت مطلق ممسنی ها از زندیه بود و اینکه پدر آقامحمدخان به دست مماسن ها کشته شده بود سپهسالاران زندیه همه ممسنی ها بودن و از آنسو هم انگلیسیها که تاریخ مماسن ها را توسط مستشارانشان مطالعه کرده بودند توسط خاندان اعلم در خراسان و فشار بر قاجاریه در صدد بودند که مماسن های پارس را تجزیه کرده و مانع اتحاد مماسن های شمال شرقی(خراسان،گرگان،افغانستان) و مماسن های پارس بشن و در واقع دوران تاریک ممسنی ها پس از نادرشاه دوران قاجاریه بود که ایل بزرگ و نیرومند مماسن که نیرومندترین ایل جنوب ایران بود و تا تنگستان و دشتستان بوشهر و از آنسو تا سیستان طوایف آن ساکن بودند تجزیه و به ممسنی امروزی تبدیل شد…هنوز مشخص نیست که شیراس لوحه های گلی آیا شیراز امروزی بوده یا کلگه شیراز جاوید ممسنی ولی در هرصورت فاصله بین این ۲ مکان بسیار کم هست.ناحیه ۳.نامعلوم ولی احتمالا نیاخشترا یا نیریز ناحیه۴.لیدوما(فهلیان) کشف شده در ممسنی که این همان ناحیه اصلی پارس بوده و ساتراپی مرکزی پارس نام داشته و گستره دیوان اداری آن از شیراز تا شرق بهبهان بوده که شامل ممسنی امروزی در فارس و استان کهگیلویه و بویراحمد می شده است.ناحیه ۵.بهبهان،رامهرمز،اهواز و ناحیه ۶.مسجد سلیمان،دزفول و شوش بوده است.از ۲۶ شهر و منزلگاه نام برده شده در لوحه های گلی از تخت جمشید تا شوش ۱۳ منطقه در ممسنی قرار دارد و از روی همین لوحه ها کاخ یا شهر هخامنشی لیدوما در ممسنی کشف شد که این کاخ براساس مطالعات ۴۰ ساله لوحه ها مقر طایفه اصلی هخامنشیان به نام طایفه پاتیش هووَریش یا برآفتابی بوده است و اتحادیه بزرگی از طوایف در این منطقه تا شرق بهبهان تشکیل شده بود که به نام اتحادیه پاتیش هووَریش مشهور بوده است.این طایفه و اتحادیه به زیر فرمان گووبره نیزه انداز پاتیش هووَری پدر زن داریوش بزرگ بوده است که از نظر حوادث تاریخی گووبره همان بهمن کیانی شاهنامه یا بهمن اردشیر اسپندیاران(فرزند اسپندیار) بوده است و لازم به گفتن است که اسپید دژ شاهنامه و کاخ پهلو شاهنامه مقر خاندان کیان در همین منطقه ممسنی قرار دارد که به پهلیان و امروزه فهلیان معروف است و بسیاری از ابیات شاهنامه از مناطق مختلف ممسنی از جمله سپید دژ،پهلو،بهلو،پریم،بریم،جاده شتر خواب سپید دژ،تیره کوه(کوه سیاه)و…نام برده است و کاخ لیدوما دقیقا در پهلو(پهلیان) کشف شده است.گووبره نیزه انداز هخامنشی نام او در کتیبه بیستون و نقش رستم آمده است و تنها شخصی که در قیام ۷ یار در قتل بردیا نام قبیله او آورده شده است همین گووبره هست که طایفه ای کشاورز بودند و این همان طایفه ایست که هرودت به اشتباه یا به هر دلیل آن را پاسارگادیان نامیده و مورخین معتقد هستند چون بعدها هخامنشیان پاسارگد را ساخته اند و شهر مهم آنها بوده و دژهای مرز پارس و ماد بوده هرودت به آنها پاسارگادیان گفته در حالیکه چنین طایفه ای اصولا در لوحه های گلی به دست نیامده و پاسرگد به معنای دژ پارسیان بوده است.دختر گووبره به نام آرته بامه که نام او بیش از همه همسران داریوش در لوحه های گلی آمده است و تنها همسر داریوش بوده که بارعام می داده است و نقش یک شاه را داشته و همچنین مهر مخصوص به خود داشته است و گووبره هم مهر مخصوص به خود داشته و از مهر شاه هم می توانستند استفاده کنند که از این نظر یگانه بوده اند.آرته بامه همان کسییست که در شاهنامه به نام همای دختر بهمن او را می شناسیم که پس از بهمن ۳۰ سال بر ملک ایران(پارس) حکم راند و این همان دوران داریوش بزرگ هست ولی چون ساسانیان که از تبار بهمن و از خاندان دارای داراب(داریوش۳) بودند و در کتاب خوداینامگ سلسله اصلی کیان را نوشته اند یعنی به بهمن که می رسد پس از او همای سپس داراب و دارا و در نهایت اسکندر در واقع نامی از داریوش بزرگ به عنوان یک کیان نیاورده اند چون داریوش(سپنتارمه) از خاندان فرعی کیان بوده و از نظر تاریخ هخامنشی هم از خاندان فرعی هخامنشی بوده است و فردوسی هم به همان صورت خوداینامگ به شعر سروده و نام دودمان داریوش و سپس خشایارشا و اردشیر به عنوان کی های سلسله کیان آورده نشده است چون از خاندان فرعی بودند و این باعث اشتباه بسیاری از مورخین امروزی شده که می گویند دوران داریوش بزرگ از یادها رفته بود که این خیلی مضحک که بگوییم دوران داریوش را به یاد نمی آوردند پس چرا دوران کی خسرو که خیلی پیشتر بوده از یادها نرفته بود؟؟ و همه این نظریات به این دلیل هست که بسیاری می خواهند تاریخ هخامنشیان را جدا از شاهنامه بررسی کنند که باعث بسیاری از اشکالات تاریخی شده و ابهاماتی که نمی توانند جوابی براش داشته باشند در حالیکه شاهنامه به خوبی بیان می کند تاریخی را که ساسانیان
گردآوری کرده اند.
تا جاییکه استرابو هم در اشتباهی شاخه داریوش را شاخه اصلی سلطنت می نامد و می گوید داریوش۳ از خاندان سلطنتی نبود و امروزه مشخص هست که داریوش۳ یا دارای داراب از تبار گووبره بوده است یعنی از تبار بهمن کیانی شاهنامه.استرابو هم دچار اشتباه شده چون شاخه اصلی سلطنت همان شاخه کیان و بهمن هست نه داریوش و گووبره در اکباتان او بود که بردیا را بر زمین زد و به داریوش داماد خود گفت چرا دستت بیکار است چرا خنجر را نمی زنی…چون داریوش در تاریکی واهمه داشت که خنجر به گووبره بخورد…پس از قتل بردیا گووبره داماد خود داریوش را بر تخت شاهی ایران نشاند.آنچه حوادث تاریخی از جمله فتح بابل و حکومت در بابل توسط گووبره که در لوحه های گلی اثبات شده،به ما نشان می دهد کسی که در تاریخ به نام کورش می شناسیم همین گووبره پدر زن داریوش بزرگ بوده و حتی متون کهن ایرانی هم می گویند بهمن بابل را فتح کرد ولی برخی متون هم می گویند کورش فرمانده ای دست نشانده بهمن در پارس بوده است ولی آنچه حوادث تاریخی به ما نشان می دهد این است که هرآنچه به نام کورش می شناسیم همان گووبره هست و اگر فرمانده ای دست نشان ده گووبره هم وجود داشته در متون غربی به ویژه یهودی تمام خصوصیات تاریخی گووبره و شاهنامه ای بهمن به او داده شده است و شاید این فرد همانی باشد که استرابو از او به نام آگراداتس نام برده که پس از شاه شدن به کورش مشهور شد و این شاه شدن هم به معنای شاهنشاه نیست بلکه ممکن است خان یا شاهک طایفه خود شده باشد نه حاکم پارس.اسنادی امروزه نشان می دهند که کورش از طایفه مردها بوده و اصلا از دودمان هخامنشی نبوده و داستان مادر مادی او هم هیچ حقیقت تاریخی ندارد و این داستان رواج داده شد برای همراه کردن مادها با پارس ها همانطور که بسیاری از متون کهن ایرانی می گویند کورش دست نشانده بهمن بوده و کتسیاس یونانی که در دربار ایران بوده زمان اردشیر هخامنشی آشکارا گفته که کورش از طایفه مردها بوده و دامدار بودند.بسیار احتمال دارد که این فرد از طایفه مردها همان آگراداتس باشد که به او در نوشته ها ویژگی های بهمن یا گووبره را داده اند.طایفه مردها هم در همین منطقه ممسنی در دشت شاهان جاوید تا دشمن زیاری امروزی ممسنی ساکن بودند و همچنان هستند برخی از آنها هم به خوزستان مهاجرت کردند از جمله پهونده ها.برخی از مردها هم در سیستان بودند که مماسن ها که دارای ۳ شاخه…سغد و تخارستان…پارس و سیستان…اروپای شرقی و شامات بودند و تشکیل دهنده اتحادیه سکایی پارتی فلات ایران بودند که نبرد مماسن ها و اسکندر در متون یونانی آمده است که به نظر پژوهش های ایران باستان محل این نبرد تنگ خاص جاوید در نزدیکی سپید دژ ممسنی بوده است.حداقل ۲۳۰۰ سال هست که نام ممسنی ها در جغرافیای امروزی در شمال غربی فارس وجود دارد.در زمان صلاح الدین محمود لرهای جنوب ایران برای همراهی صلاح الدین که بسیاری او را از شول ها و شبانکارگان ممسنی می دانند به شامات رفتند و خاندان ممسنی تبار فضلویه که شبانکاره بودند با مهتر ایل خود صلاح الدین محمود اختلاف پیدا کرده و مماسن ها و مماکویه ها را به پارس بازگرداند و اتابکان لر بزرگ را تشکیل دادند که فضلویه ها از بیناگذاران آل بویه ساسانی تبار پارس بودند.مقالاتی هم امروزه بیرون داده شده که از کورش به عنوان یک فرمانده سکایی نام می برند که خاندان سورن هم از همین دودمان مردها بودند که از سیستان تا پارس ساکن بدبد و خاندان های مهران کارن و اسپندیار هم خاستگاه اصلی آنها از پارس بوده که در پارس نهاوند ری و گرگان به قدرت نشستند.هخامنشیان ساسانیان مماسن ها همه و همه پارتی و سکایی هستند و دودمان ساسانی هم در داراسپید جاوید،سورن آباد،پارسیگان،همایگان جاوید ممسنی بودند و اردشیر بابکان در داراسپید جاوید به گوچهر بازرنگی معرفی شد.مادر اردشیر بابکان از بازرنگیان بود که از بازماندگان مارافیون پارسی بودند و کوچنشین بودند.زادگاه هخامنشیان و ساسانیان در ممسنی فارس بوده نه جای دیگر و اصیلترین ایل پارسی همین ممسنی ها هستند تا جایی که والتر بارینگ که از کهگیلویه وارد ممسنی شد در نوشته های خود بیان کرده که ممسنی ها از نژاد عالی هستند و خوانین آنها به نظر می رسد که از حجاری های تخت جمشید بیرون آمده باشند.
ابن بطوطه،مردوخ،هروی،احمد اقتداری و بهمن میرزا باستان شناس گفته اند که شاخه ممسنی ها ریشه قوم لر هستند و طوایف بسیاری از ممسنی ها در ایلات کهگیلویه و بختیاری تا کرمانشاه و لرستان پراکنده هستند.از دیرباز هم بسیاری از ممسنی ها حاکمین کرمان سیستان تا کلات پاکستان بودند که تشکیل دهنده کیانیان سیستان بودند و مهاجرت های بسیاری به آن مناطق همیشه داشتند چون سیستان(سرزمین سکاها) از بنمایه های اصلی ممسنی هاست…تومانی بادلانی کرایی ژیلایی دلاوری بویر اردشیری بویر عباسی قلندر بویری دشمن زیاری مکوندی ممبینی مماصالح کاید پهونده جاوند بامدی کیانرسی سنجابی بیرانوند باجولوند سکاوند زند وکیلی همه ممسنی تبار هستند.فارسان بختیاری از تیرمردان ممسنی هستند دشتستان و تنگستان از جمله خاندان رییسعلی دلواری ممسنی هستند که ممسنی ها در زمان شاه عباس حکومت اهرم را در تنگستان تشکیل دادند از آنسو در شرق فارس شبانکاره ها و شول ها ممسنی هستند تا به سیستان کلات پاکستان بلوچستان جنوب افغانستان خراسان و گرگان بسیاری ممسنی ساکن هستند…طایفه شهرکی ممسنی آخرین نسل حاکمین ارگ بم بودند شهرکی ها نامشان از شهرک ملک اژدر از طایفه نخعی گرفته شده که فرمانده سپاه پارس در زمان یزدگرد سوم در نبرد با اعراب بود.در زمان انوشه روان ساسانی ۱۰۰۰ سوار مماسنی از پارس به یمن اعزام شد که پس از اسلام بازگشتند و همین ها بودند که خوارج را تشکیل دادند و طایفه نخعی یمن را تشکیل دادند به پارس بازگشتند و از پارس به سیستان رفتند که امروزی تیره ای از طایفه ممسنی سرابندی سیستان هستند و آندسته از ممسنی های شمال شرق ایران به ممسنی های نوشیروانی خارا مشهورند و گروهی هم به محمد حسنی که از نسل محمد فرزند حسن فرزند گیلویه فرزند مهرگان نوه روزبه از تبار ساسانیان هستند.گیلویه از مردم همایگان سفلی ممسنی بود و خود همایگان(هما شهر افسانه ای) به نام همای دختر بهمن کیانی هست.گیلومهر دشمن زیاری ممسنی،گلیله جاوید و استان کهگیلویه به نام گیلویه هستند که رم کاریان به زیر فرمان گیلویه بود.تا زمان صفویه بخشی از ایل مماسن در کهگیلویه به مرکزیت بلاد شاپور بود که ممسن های دشت چرام مشهور بودند و بخشی هم در پارس به مرکزیت فهلیان بودند از جمله مهرنگانی ها،همایگانی ها،اردکانی ها(سپیدان)،سورگانی ها،شول ها و…اشتباه بزرگی بسیاری مرتکب می شوند در مورد خاستگاه لرستانی شول ها هست که چنین نیست.شول ها نامشان در لوحه های گلی زمان داریوش در انبوران(بلوکی از ممسنی) در پارس آمده و همیشه در پارس بودند ولی در زمان انوشه روان ۸۰ نفر از شول ها به غرب ایران گسیل شدند که سرآغاز حکومت ممسنی ها بر لرستان بود تا زمان ماکان روزبهان.شول ها در سیستان هم هستند.شول یا سول واژه ای سانسکریت به معنای نیرومند و نام مردمانی در سغد بوده ت جاییکه در دربار چین به سرزمین سغد سرزمین شول می گفتند.شول ها هیچ خاستگاهی از لرستان ندارند.
پارسی ترین ایل ایران همین مماسن ها هستند و ریشه قوم آریایی لر محسوب می شوند.
آنچه هم امروزه فارس گفته می شود یک بحث زبانیست که خود لرها بزگترین گروه فارس ایران هستند چون پارسی پهلوی ساسانی صحبت می کنند و این تقسیم بندی زبانی ارتباطی به قوم پارس باستان ندارند که برخی می گویند ما فارس یعنی پارس و دیگران لر یا کرد و…هستند این نشانه اوج بیسوادیست که لرها مخصوصا ممسنی،کهگیلویه و بویر و بختیاری و چهارمحال اصیلترین پارس های ایران هستند.
از کوچ کردن تا خرفت خانه ها تا مرده را با وسایل شخصی دفن کردن تا چوب بازی و اسب سواری و کاریز(قنات) و زبان پارسی همه و همه رسوم و زبان سکاهای آریاییست و رسومات عیلامیان چون اعتقاد به زنانگی و مار که خاص بیابانگردان بوده هیچ جایگاهی در تاریخ قوم لر نداشته است کسانی که نظریه عیلامی بودند لرها را بیان می کنند در واقع خود را مضحکه کرده اند.
کسی که در تاریخ به نام مالک اشتر نخعی می شناسیم و باعث شبهه بسیاری از مورخین شده یک تحریف تاریخیست و این شخص ملک اژدر از طایفه نخعیست.ملک اژدر(دارنده نشان اژدها) عنوان فرماندهان ممسنی بود که با نشان اژدها به جنگ می رفتند و این هم رسم سکاها چون دودمان سورن و خاندان رستم بود که نام بلوک رستم ممسنی به نام رستم دستان هست.نخعی ها از خوارج سیستان بودند و
کسانی هم که اصرار بر این دارند که بیضا انشان بوده نواحی ۶ گانه راه شاهی نشان داده که ملیان یا بیضا نام هیچ مرکز منطقه ای نبوده به همین دلیل دانیل پاتس می گوید که نقش تاریخی ملیان اصولا مشخص نیست و اینکه از لیدوما به عنوان کلید انشان نام می برند و همه این مناطق به مرکزیت لیدوما بوده و انشان هم یک منطقه گسترده بوده نه یک شهر.کتیبه کورش هم بسیار محتمل هست که به گووبره پدر زن داریوش تعلق داشته باشد که فاتح و حاکم بابل بوده است.

علی رضا

تحریف تاریخ ! چیزی جز چرندیات نخوندم ، قوم بختیاری هیچ ارتباطی با پارت ها نداره و ریشه و تبار پارس داره و اشتباه است که بختیاری را لر بدانیم چراکه ویژگی های فرهنگی متفاوتی بین این دو است و فقط به دلیل محل زندگی مجاور نباید اینهارا یک قوم دانست

Aria

ببخشید همین الان یه ترک در اینستاگرام ادعا کرد که بختیاری ها ترک هستند. آیا این حرف درسته؟؟

بابک

بختیاری ها و لرها آریایی نیستند.ایلامی هستند و ترکیب سامی و ترک.وسلام تمام

بابک

تاریخ یک دودمان یا فرد جدای از تاریخ یک شهر یا یک قوم و منطقه نیست و تاریخ یک قوم و منطقه بدون درک تاریخ ملتی که آن قوم بدان تعلق دارد ، بی معنی و پوچ است که بخشی از آن رویدادهای لرستان را در بر میگیرد. آنچه پیش رو داریم نگاهی اجمالی به وجه تسمیه و مفهوم واژه لر است. شواهد باستانی حاکی از آن است که لرستان از زمان های بس کهن ، که حدود آن چهل تا هشتاد هزار سال پیش برآورد کرده اند مسکن اقوامی بوده است که گفته میشود از نژادی موسوم به آسیانیک ( غیر آریایی و غیر سامی ) بوده اند.

دیاکونف در کتاب تاریخ ماد ، صفحه ۸۸ و رومن گیرشمن در کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام ، صفحه ۵۴ نوشته اند که:لرها از اعقاب باستانیمسکون در سرزمین لرستان هستند و منشأ نژادی آنان را به لولوبی _ گوتی _ کاسی و عیلامی ها نسبت میدهند که ساکنان اصلی و بومی فلات ایران بودند.

بارون دوبد روسی جغرافیدان ، باستان شناس ، نایب سفارت روسیه، و سیاح معروف در کتاب سفرنامه لرستان و خوزستان ، صفحه ۲۷۰ مینویسد:بر طبق اقوال نویسندگان متقدم بر حسب ظاهر از دورترین ازمنه تاریخ دنیا ، این کوهستانهای لرستان پیوسته، جایگاه نژادی از انسانهای جنگجو و اسرار آمیز بوده است که علیه اقتدار مادها و پارسها ستیزه گری کرده اند و اسکندر مقدونی و بعدها آنتیگونوس را در مرزهای باختری با دژها و موانع نامنتظره و دشمنی سخت این قوم کوهستانی مواجه شده اند.

مینورسکی در کتاب رساله لرستان ، صفحه ۲۰ مینویسد:از آنجایی کهمناطق لرنشین در عهد باستان بر سر راههایی که مراکز مهم امپراطوری ایران را بهم می پیوست ، قرار داشته ، لرها نقش بسیار مهمی را ایفا میکرده اند.

ژاک دمورگان ، در کتاب جغرافیای غرب ایران ، صفحه ۲۱۶ مینویسد:شرایط مساعد جغرافیایی ، خاک حاصل خیز و رودهای پر آب عواملی بودند که این امکان را به لرستان داده بودند تا بستر و مهد یکی از درخشان ترین و کهن ترین مراکز فرهنگ و تمدن ایرانی درآید ، تمدنی که بعدها توانست دست آوردهای خود را به زیباترین شکل آن به صورت شاهکارهای قوم عیلامی و کاسی به جامعه بشری عرضه کند . آثار شهرها ، جاده ها ، پلها ، دژها و روستاهای موجود در این منطقه همه گواه بر این مدعاست و یاد آور روزگاریست که این بخش از سرزمین ایران مهد تمدن و فرهنگ بوده است.

اساسأ مطالع تاریخ و فرهنگ و تمدن مناطق یاد شده این حقیقت را آشکار میسازد که این ناحیه در ادوار پیش از اسلام از رونق و شکوه و عظمت بیشتر و بالاتری نسبت به دوران اسلامی برخوردار بوده است چنان که ژاک دمورگان فرانسوی در این زمینه مینویسد:در زمان قدیم و تا قرون وسطی این کوههای لرستان بسیار متمدن تر از آن بوده اند که اینک هست.

تاریخ زندگی
تاریخ زندگی بر روی این سرزمین به دوران حجر بر میگردد و به دلیل شرایط کوهستانی و غارها ، به عنوان مأمنی مطمعن در برابر بلاهای طبیعی و وحوش ، زندگی در این منطقه تا دوران پارینه سنگی نیز تخمین زده شده است. با وجود آثاری با بیش از پنجاه هزار سال سابقه از جمله آثاری در غار کم عمق “قلنن بور” ( yolennbor ) در تنگه ی لهور ( Lahor ) بین منطقه ی چگنی و آمیران کوشکی و براساس کشفیات دیگر در سایر غارهای مسکون و منقوش مثل:غار منقوش دوشه چگنی _ غار میر ملاس _ غار هومیان _ غار پا سنگر _ قمری _ کنجی ( konji ) _ غار گر أرجنه _ غار باستانی کلماکره و غار یافته که طبق کاوشهای پروفسور فرانک هول آمریکایی در سال ۱۹۶۲ میلادی متعلق به دوره پیش از تاریخ هستند و قدمت سکونت و تمدن در این سرزمین را بسیار بالا میبرند و نشان میدهد قبل از ورود آریایی ها این منطقه ساکنینی داشته ، هنرمند ، صنعتگر و باهوش که در کمال قدرت و آرامش در این منطقه زندگی می کرده اند. لرستان بزرگ به عنوان یکی از کهن ترین کانون های تمدن ایران ، نقش زیادی در شکل گیری فرهنگ و تمدن ایرانی در دوران باستان داشته است.

تشکیل دولت سیماش ( عیلام میانی از ۲۲۲۵ قبل از میلاد تا سال ۷۴۵ قبل از میلاد ) ، در منطقه و نقش ساکنان لرستان در دوران طلایی تمدن عیلام ، شاهدی بر سهم بزرگ آنان در فرهنگ و تمدن ایران است.

لغت لر در زمان های قبل از اسلام
براساس پژوهش های باستان شناسان لرستان یکی از کهن ترین زیستگاه های بشری بوده است. برخی از محققان درباره “مفهوم واژه لر” کار پژوهشی خود را از وسط آغاز کرده اند و منطقی نیست که ما دوره های طولانی از تاریخ خود را نادیده بگیریم . بررسی مدارک و شواهد تاریخی نشان می دهد که واژه “لر” برای اولین بار در جریان حمله توکولتی _ نینورتای اول ( ۱۲۴۳ _ ۱۲۰۷ قبل از میلاد ) پادشاه آشور در تاریخ نمود پیدا میکند. در کتیبه های به جا مانده از این پادشاه آشوری آمده که وی پس از تثبیت موقعیت برتری خود بر بابل ، به آن سوی زاب علیا که سرزمین های گوتیوم ، لولوبیوم و للر یعنی بخش هایی از زاگرس که حاشیه های نفوذ دولت عیلام بودند تاخت و آنها را به تصرف خود درآورده است. نکته جالب اینکه در شمال خوزستان در شمال سد شهید عباسپور در کنار کوه منار روستایی هست به نام للر که همگی لر هستند و روستاها و شهرهای اطراف همگی نامشان با “لر” ترکیب شده مثل:للر _لیروک _ لشتر _ سلیران _ سیلاور _ ایلر _ لورلا _ دهلر _ ایلرد _ لالی و… که همگی حروف لام و ر ، را در ترکیب خود دارند و در جغرافیای زیستی و تاریخی لرستان بزرگ شاهد نام شهرها و روستاهایی مثل:ده لران _لردگان _ لومار _ لرینی _ تل لالار و لارت در دره شهر _ لارستان _ لارک _ لاریم _ لامرد _ لاور _ لروا _ لرده _ لورآب _ لوران _ لیراب و… هستیم که همگی همانند سایر نامها در طول تاریخ دچار تغییر ، تحول و تطور شده است. سر پرسی سایکس در کتاب تاریخ ایران ، جلد یک ، صفحه ۶۲میگوید:مردم نخستین خوزستان ، عیلامیان بودند که از هزاره ی چهارمقبل از میلاد در فلات ایران می زیستند و از خشک شدن تدریجی جلگه خوزستان استفاده کرده ، از ارتفاعات و کوه های لرستان سرازیر شدند و در دشت وسیع خوزستان مسکن گزیدند.

دکتر محمد باقر وثوقی در کتاب تاریخ خلیج فارس ، صفحه ۳ مینویسد:خلیج فارس در آغاز وسعت بیشتری داشته و تا اواخر دوره سوم زمین شناسی سراسر جلگه خوزستان ، بهبهان ، برازجان و بوشهر زیر آب بوده و با گذر هزاران سال و رسوبات رودخانه های دجله ، فرات و اروند بر مقدار خشکی افزوده شده و آب در بخشهای شمالی عقب نشینی میکند. خود کلمه عیلام به معنی کوهستان است و عیلامیان باستان ابتدا ساکن کوههای شمال خوزستان ( لرستانات ) بودند و پس از عقب نشستن آب به دشت سرازیر شدند. دولت عیلام، عمدتأ در خاک خوزستان کنونی شکل گرفت ولی حدود آن در جنوب تا لیان ( بوشهر ) ، در شرق تا شهر سوخته زابل ، در غرب تا بین النهرین ، در شمال تا خرم آباد ( خایدالو ) بوده است. پس قطعأ سرزمین “للر” همان است که امروز لرستان نام دارد.

سرزمین لولوبیوم همان جایی است که قوم لولوبی در آن به سر می بردند و امروزه استان کرمانشاه نام دارد.

دکتر شیرین بیانی در کتاب تاریخ ایران باستان ، جلد دوم ، صفحه ۱۵ مینویسد:لولوبی ها از قسمت علیای رود دیاله تا کرمانشاه را اشغال کرده بودند. کانون تجمع و حکومت آنان در دره شهر زور نزدیک سلیمانیه بود. حکومت اورارتو که در کنار دریاچه ارومیه بودند لولوبی ها را دشمن خود میدانستند و به آنها لولو یعنی بیگانه می گفتند و به همین نام هم شهرت یافتند. دکتر شیرین بیانی در همان کتاب صفحه ۱۶ مینویسد:لولوبیها ازنژاد آسیانی بودند و با عیلامیان قرابت داشتند. گوتیها هم در شمال و شرق لولوبیها بودند. دکتر فرخ ملک زاده ( دکتر در باستان شناسی ) در مقاله بررسی تاریخ و هنر گوتیان و لولوبیان ( مجله تاریخ هنر ، شماره ۶ ، سال سوم ) صفحه ۵۶ میگوید:در هزاره سوم پیش از میلاد در نواحی غربی و جنوب غربی ایران از شمال به جنوب اقوام گوتی _ لولوبی _ کاسیت و عیلامی سکونت داشتند. قبایل لولوبی Louloubi از لحاظ نژادی با عیلامیان قرابت داشتند و به زبان هوریانی لولو به معنی دشمن بیگانه است. گوتیها در شرق و شمال و شمال غربی لولوبیان و احتمالأ در آذربایجان کنونی و کردستان زندگی میکرده اند ( تاریخ ماد ، صفحه ۱۳۸ ) . گوتیان زبان مستقلی داشته اند که تا اندازه ای با زبانهای گروه عیلامیان و لولوبیان و کاسیان که در زاگرس زندگی میکردند قرابت و نزدیکی داشته است.

دکتر فرخ ملک زاده در همان مقاله در صفحه ۵۷ مینویسد:عیلامیان که ازحدود خرم آباد تا کرانه های خلیج فارس سکونت داشته اند پیش از آمدن به ایران با لولوبیان و گوتیان در یکجا می زیسته اند. به لولوبیان کوه نشین های شرقی می گفتند. گوتیها و لولوبیها و کاسیها و عیلامیها قبل از ورود آریاییها به فلات ایران ، در فلات ایران ( عمدتأ در سلسله کوههای زاگرس ) متوطن بودند. برخی اینان را از نژاد آسیایی و برخی دیگر آنان را از نژاد قفقازی میدانند.

دومین باری که این واژه ( للر ) در منابع تاریخی شرق نزدیک آمده ، مربوط به کتیبه های شلمنسر سوم ( ۸۵۸ _ ۸۲۴ قبل از میلاد ) پادشاه آشور می باشد. در کتیبه های این پادشاه آشوری نقشه حمله او به سرزمین ماد دقیقأ توضیح داده شده است. در این نقشه از کوه “کولار” نام برده شده ، که جدا کننده دو منطقه زاموای داخلی و خارجی بوده و دره علیای خوشکیه با این رشته کوه مجاور بوده است. عنصر Lar به زبان محلی ظاهرأ به معنی “کوه” بوده و کولار ( kullar ) ظاهرأ در اسم یکی از قلل زاگروس یعنی کولار داغ هنوز محفوظ مانده است. مناطق زاموا امروزه جزء استان آذربایجان شرقی است. این امر می رساند که برای پیدا نمودن سرزمین اصلی ( للر ) باید جغرافیای وسیعی را بررسی نمود. مثلأ نام یکی از سرزمین های چهار محال بختیاری به به این نام شناخته میشود و همچنین نام شهرستانی در استان فارس به سرزمینی اطلاق میشود ومحدود استان فارس کنونی هنوز هم لار ( لارستان ) نام دارد . ولی هر چه هست سرزمین ( للر ) یا ( لار ) در زاگرس مرکزی بوده و به لرستان حالیه شده است.

در کتاب تاریخ ماد دیاکونف هم آمده که زبان اقوام لولوبی ، گوتی ، کاسی و عیلامی را Lar میگفتند و این احتمال وجود دارد که اصطلاح ( لر ) را برای اولین بار این دول همسایه به کار برده باشند و بعدها که سلطه ی کاسی و عیلامی بر لرستان مستولی گردید این واژه عمومیت یافته باشد.

سومین باری که این واژه در تاریخ ثبت شده است مربوط به حمله شامشی _ آداد _ پنجم ( ۸۲۳ _ ۸۱۱ قبل از میلاد ) پادشاه آشور می باشد. در یکی از کتیبه های این پادشاه تحت عنوان “کولار” آمده است.

چهارمین باری که این واژه در تاریخ ثبت شده مربوط به کتیبه های تپتی _هومبان _ اینشوشیناک ( ۶۵۳ _ ۶۶۴ قبل از میلاد ) می باشد. در یکی از کتیبه های این پادشاه عیلامی وی از پیروزی های بزرگ بر سرزمین شریر و بر مردم لالاریپ یاد کرده است. منظور از سرزمین شریر در کتیبه های این پادشاه عیلامی همان سرزمین آنشان است که قوم پارس در آن زمان بر آنجا مسلط شده بودند و حکمران آنها در این زمان چیش پش ( ۶۷۵ _ ۶۴۶ قبل از میلاد ) دومین حکمران سلسله هخامنشی بود.

مردم لالاریپ نیز در شمال عیلام باستان به سر می بردند. محتمل اینکه واژه ( لر ) صورت اشتقاقی همان کلمه لالاریپ است ، اما اینکه چرا در کتیبه های پادشاهان آشور این کلمه به صورت ( للر ) یا ( لالار ) ثبت و خوانش شده ولی در کتیبه های پادشاهان عیلام باستان به صورت لالاریپ ثبت و خوانش شده ، باید گفت که پسوند ( یپ ) یکی از پسوندهایی است که خاص زبان عیلامی بوده است و لالاریپ _ لالار _ للر _ لر بعدی همان سرزمین لرستان کنونی است که علی رغم گذشت هزاره ها همچنان نام خود را حفظ نموده است.

از تجزیه و تحلیل این داده های تاریخی میتوان گفت که این واژه “لر” یک واژه ی باستانی بوده در کتیبه ها و سالنامه های آشوری و عیلامی به آن اشاره شده است و قطعأ این اصطلاح ساخته و پرداخته آشوریان و عیلامیان نیست بلکه از گذشته های دور و دراز بر این منطقه اطلاق میشده است و شاید اسم گروه نژادی مردم بومی بوده که مأمن اولیه آنها این منطقه بوده است و یا اسم رب النوع خاص مردم منطقه بوده است. بنا به گفته ی دیاکونف واژه للر یا لر معنای سرزمین کوهستانی را می رساند. همو در جای دیگری میگوید:عنصر LAR به زبان محلی به معنای کوه بوده است. منظور وی از زبان محلی ، همان زبانهای ساکنان قدیم کوههای زاگرس می باشد. زیرا لولوبیان به نواحی کوهستانی LAR می گفتند. این چند پدیده به صراحت از وجوه مشترک زبانی ساکنان قدیم رشته کوههای زاگرس یعنی گوتیان ، لولوبیان ، کاسیان و عیلامیان را میرساند. از طرفی می رساند که این نامگذاری از طرف دیگر ملل و اقوام صورت گرفته نه خود ساکنان لرستان قدیم. پس مردمی که در ادوار بسیار قدیم که شاید تصور آن هم در ذهن ها نگنجد و در این نقطه تاریخی گرد هم جمع شده اند را همسایگان شان ، آنها را به نام جایگاهشان که یک منطقه کوهستانی بوده است را ( لر ) نامیده اند.

حسین بیرانوند در کتاب لرستان در دوران باستان ، صفحه ۲۷ مینویسد:درزمان سلسله های سیماشکی مناسباتی سیاسی بین شاهان سلسله سیماشکی در لرستان و پادشاهان ( لرس ) از شهرهای سومر ، به خصوص در عهد پادشاهی گونگونوم وجود داشته ، این مناسبات گاه خصمانه و گاه دوستانه بوده است به خصوص اینکه در، زمان مورد نظر پادشاهان سلسله ی دوم سیماشکی مدتی تابع پادشاهان ( لرس ) بوده اند. بنابراین ؛ این احتمال هم میتواند وجود داشته باشد که لفظ ( لر ) بازمانده و یادگاری از لفظ “لرس” باشد .

در کتاب جغرافیای استان لرستان ( پایه یازدهم ) ، فصل چهارم ، صفحه ۷۳ آمده است که:برخی صاحب نظران کلمه “لر” را برگرفته، از واژه « ل اورا ( La _ ora ) » میدانند.

سعید شادابی در کتاب فرهنگ مردم لرستان ، صفحه ۱۷ مینویسد:لر ( Lor ) در زبان فرانسه به معنی فرهنگ است و در انگلیسی ( Lore ) یعنی علم ، دانش و دانستنی ها که در گذشته های دور دانشمندان و علمای انگلستان را به نام لرد ( Lord ) که عنوانی برای نجیب زادگان بود , می شناختند و کم کم این عنوان را دولت مردان انگلیسی و صاحبان مقام از دانشمندان گرفتند و به خود اختصاص دادند. در زبان آلمانی لرن ( Lorn )یعنی یادگیری و در زبان فارسی لر ( به ضم لام ) به معنی کام ، مراد و مطلب است و همچنین به عنوان نام یکی از اقوام بزرگ ایران گفته شده است.

و چه آرزو و مراد و مطلبی بالاتر از کسب علم ، دانش و فرهنگ؟ و چنان چه هیچ رابطه ای بین این واژه و معنی آن در زبانهای مختلف نباشد. نتیجتأ و با توجه به بیش از شصت قرن سابقه تاریخی ، هنری و تمدن ساکنان لرستان ، ( لر ) هر چه باشد یعنی فرهنگ ، دانش و هنر و در این مورد جای هیچگونه شک و تردیدی نیست.

لغت لر در دوران اسلام
در دوره اسلامی نام این سرزمین و قوم ساکن در آن در منابع تاریخی و جغرافیایی قرن های سوم و چهارم هجری قمری به صورت لر _ اللوریه _ لورت _ لور _ لاریه _ بلاد اللور و…آمده است. و از این تاریخ بود که لفظ لر را در تألیفات مورخان و جغرافیدانان می بینیم .

ابوالحسن علی بن حسین مسعودی در التنبیه والاشراف ، صفحه ۸۴ و ۸۵ از طوایف لریه نام میبرد.

ابن حوقل در کتاب صوره الارض ، صفحه ۲۹ ، این واژه را به صورت “لور” آورده است و توضیح میدهد که:لور شهری است که ذاتأ فراخ نعمت استو هوای کوهستان بر آن غلبه دارد. احتمال دارد منظور ابن حوقل از لور ، شهری باستانی لور باشد که امروز خرابه های آن در شمال دزفول قرار دارد. لور یک شهر باستانی مربوط به سلسله سیماشکی عیلام بوده است که در ۴ هزار سال پیش به گواه جرج کامرون در کتاب “سرزمینی که چندان دور نیست” لور شهری بوده بین سیمشک در لرستان و آوان در خوزستان که ابن بطوطه در سفرنامه خود ، ( ترجمه دکتر محمد علی موحد ، چاپ ششم ، ۱۳۷۶ ) جلد اول ، صفحه ۲۴۰ از مهمان نوازی اتابکان لر و آبادانی شهر لور و سرزمین بلاد لرستان صحبت میکند.

شهر تاریخی لور تا دوره قرون وسطی آباد بوده و الان خرابه های آن که دویست هکتار است در نزدیکی های اندیمشک است.

حسن جلالی عزیزیان در کتاب دایره المعارف اندیمشک صفحه ۲۵ مینویسد:به گفته مورخین و محققین تاریخ ، شهر لور در دو فرسنگی دزفول بوده و جای آن را میبایست در حوالی اندیمشک یافت و در دشت لور ( واقع در شمال شرقی شهر ) به نام آن باقی است و مورخین قرون ۳ تا ۷ هجری فاصله شهر لور تا شاپورخواست را حدود ۳۰ فرسنگ ذکر کرده اند.

راولینسون در سفرنامه خود میگوید:در نزدیکی های صالح آباد ( اندیمشک ) چندین تپه کوچک و خرابه هایی چند دیده میشود که احتمالا بازمانده شهر ( لور ) و یا ( اللور ) میباشند.

غیر از این اقوال استخری در قرن چهارم هجری در کتاب مسالک و الممالک صفحات ۸۹ و ۹۳ مینویسد:لور شهری آبادان است و هوای کوه بر آن غالباست از جمله خوزستان است اکنون در شمار کوهستان میدارند به قسمت های شمالی کوچ کرده و محل سکونت تازه به نام آنان لرستان نامیده شده که بعدأ کلمه لور پس از تخفیف لر شده است و اکنون نیز، در جنوب لرستان و در ده کیلومتری شمال اندیمشک محلی است که به نام لور مشهور است و همان است که استخری آن را حد شمالی خوزستان دانسته و در مسالک و الممالک صفحه ۹۳ مینویسد:حد شمالی آن سیمره و کرخه و لور است تا با حدود جبال بپیوندد.

و این حدس ممکن است صحیح باشد .

امام شوشتری در صفحه ۲۰۸ کتاب تاریخ و جغرافیای خوزستان مینویسد:محتمل است کلمه لر مخفف لور باشد و آن شهری است در شمال دزفول و به مناسبت مرکزیت آن شهر نسبت به آن نواحی نام شهر به طوایف اطراف سرایت نموده و کم کم از باب توسعه ی استعمال بر تمامی کوه نشینان این حدود گفته شده است.

شمس الدین مقدسی در کتاب ( احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم ) ، جلد دوم ، ترجمه ی علی نقی منزوری ، صفحه ۶۱۱ مینویسد:لور در مرکزکوهستانی است گویند از جبال می بوده سپس به خوزستان افزوده شده ، کارگاه های بافندگی بسیار دارد .

در قرن هفتم هجری ( سیزدهم میلادی ) ، یاقوت حموی در معجم البلدان با آنکه از لرها صحبت میکند اما کلمه اکراد را به کار برده است، چنانکه میگوید:اکراد قبایلی هستند که در کوههای بین خوزستان و اصفهان زندگیمی کنند و محل این قبایل را بلاد اللور یا لرستان می نامند!!!

مسعودی هم در کتاب التنبیه والاشراف در صفحه ۸۵ لریه ( لرها ) را گروهی از اکراد فارس مینامد و میگوید در قلمرو فارس و کرمان و سیستان و خراسان و اصفهان و جبال هستند!!!

آیا این نقاط نامبرده واقعأ از نژاد کرد هستند؟؟؟

طبری هم مورخ قرن سوم و چهارم هجری در حوادث سالهای ۲۳ تا ۲۹ هجری ، صفحه ۵ تمام مردم کوهستان زاگرس را کرد خوانده است!!!

چرا اکثر مورخان قرن سه و چهار با اینکه از لر نام میبرند ولی آنان را گروهی از اکراد مینامند؟؟؟

واژه کرد در قرون اولیه اسلامی کاربردی عام برای همه گله داران _ بیابانگردان _ چادرنشینان و کوه نشینان کوه های زاگرس داشته است. از این رو بیش از آنکه در کاربرد این واژه به معیارهای هویتی و قومی توجه شود شباهت های معیشتی مورد توجه قرار میگرفت. از این روی کاربرد لفظ کرد برای لرها نیز تابع چنین تصور و نگرشی است. به بیان دیگر به آن دسته از ایرانیانی که در صحرا و دامنه ی کوه ها به سر میبردند و گوسفندان و چهارپایان را پرورش میدادند و چوپانی میکردند – بصورت عشایری زندگی می کردند بدون در نظر گرفتن ماهیت قومی و نژادی به آنان کرد می گفتند چنان که در تاریخ یعقوبی صفحه ۵۰ آمده که جایگاه کردان در کوهستان های حد فاصل اصفهان و اهواز ذکر کرده است!!! یا استخری در کتاب مسالک والممالک صفحه ۹۷ ضمن برشمردن طوایف و ایلات فارس آنها را کرد به معنی گله داران بیابانگرد توصیف کرده است.

استخری واژه کرد را به منظور توصیف نوعی معیشت به کار برده است که مهمترین وجه تمایز آن تأکید بر گله داری و جابجایی در پی مراتع میباشد.

بر این پایه میتوان نتیجه گرفت که جغرافی نویسان و مورخان قرون اولیه اسلامی از مردمان صحرانشین و نیمه صحرانشین با عنوان کلی اکراد یاد میکردند و منظور آنها لزومأ مردمان کرد نژاد نبوده است بلکه همه چادرنشینان و همه گله داران غیرترک را چنین می نامیده اند.

برخی محققان و مورخان مثل:دکتر سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر ، جلد اول ، صفحه ۱۰ _ خانم دکتر آن لمبتون در کتابهای سیری در تاریخ ایران بعد از اسلام و کتاب تاریخ میانه ایران _ پروفسور ریچارد فرای در کتاب عصر زرین فرهنگ ایران صفحه ۲۷ _ دکتر علی اکبر نیک خلق در کتاب جامعه شناسی عشایر ایران صفحه ۲۰ _ دکتر پرویز خانلری _ دکتر مارتین وان بروینسن _ پروفسور ولادیمیر ایوانف _ پروفسور دیوید مکنزی _ دکتر آساطوریان و… چنین استنباط کرده اند که کرد در قرون اولیه اسلامی معنای قومی و نژادی نداشته بلکه نوعی شیوه و کسب معیشت بوده است.

زنده یاد علی محمد ساکی هم در کتاب جغرافیای تاریخی لرستان صفحه ۴۱ در نقد نظریه کرد بودن لرها مینویسد:ولی با تمام این نوشته ها باید گفت عموم اینان اشتباه کرده و منشأ خطای آنان نیز لغت کرد بوده است و بس ، چه گمان کرده اند وقتی که نویسندگان قرون اولیه از تمام صحرانشینان به نام کرد یاد کرده اند به مناسبت هم نژادی آنان بوده است در حالی که چنین عقیده ای بی مورد و مقصود آنان از کلمه کرد ، مردمان صحرانشین ، بدون در نظر گرفتن نژاد میباشد و مراجعه ی به فرهنگ رشیدی که در مقابل کلمه لر مینویسد:طایفه ای است معروف و صحرانشین و برهان قاطع محمد حسین خلف تبریزی ذیل مدخل لر میگوید:طایفه ای از صحرانشینان ، به خوبی نشان میدهد که نام کرد سابقأبر عموم صحرانشینان اطلاق می گردیده و چون الوار نیز خوی صحرانشینی و شبانی داشته اند تحت نام کرد از آنان یاد کرده اند.

یاقوت حموی در معجم البلدان نوشته:لور ، کوره ( استان ) بین خوزستان، اصفهان و معدوده فی عمل خوزستان است.

معین الدین نطنزی در کتاب منتخب التواریخ ، صفحه ۳۵ تا ۵۳ که مطالبش شباهت بسیار به کتاب شرفنامه بدلیسی ( صفحه ۲۳ ) دارد گوید که:مورخان در آنچه نام این طایفه به “لر” موسوم شد چند وجه گفته اند:یکیآنکه در ولایت مایرود ( یا مانرود ) دهی است که آن را گریت خوانند و دربندی دارد که به لوث موسوم است ، در آن دربند دهی است که آن را “لر” ( به ضم لام ) میگویند ، چون اصل ایشان از آن موضع است نام آن موضع لقب ایشان شده است.

و وجه دیگر آنکه جد ایشان لر بوده ، چنانکه اهل فارس از فارس بن مهلوج و اهل خراسان از خراسان بن مهلوج و اهل روس از روس بن کماری ابن ترک ابن یافث منشعبند و تا امروز ایشان را به نام پدر خوانند ، لران را نیز به اسم جد موسوم کرده اند.

در کتاب زبده التواریخ اثر سید جمال الدین کاشانی صفحه ۵۳۸ و در کتاب حبیب السیر خواند میر ، جلد ۳ ، صفحه ۳۲۵ آمده که:ولایت لرستان به لربزرگ و لر کوچک قسمت شده و متذکر گردیده که لر بزرگ و لر کوچک به اعتبار دو برادر که در قرب سنه ثلاثماعه ( ۳۰۰ هجری ) حاکم آنجا بوده اند که بدر برادر بزرگتر حاکم لر بزرگ و منصور حاکم لر کوچک بوده است. لر بزرگ شامل:چهارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویر احمد و ممسنی و بخشهایی از خوزستان و اصفهان بوده است و بوشهر که مرکزیت آن با ایذه ( مال امیر ) بوده است. و لر کوچک شامل:لرستان و ایلام و جنوب همدانو و قسمت هایی از عراق و شمال خوزستان میشده است که مرکزیت آن با خرم آباد بوده است.

اما در مورد وجه تسمیه ” لر ” مورخین روایات مختلفی نقل کرده اند که از آن جمله حمدالله مستوفی در قرن هفت هجری در کتاب تاریخ گزیده ، صفحه ۵۳۵ مینویسد:در زبده التواریخ ( سیدجمال الدین کاشانی ) آمدهکه این اسم بر آن قوم به وجهی که گویند آن است که در مانرود دهی است که آن را کرد خوانند و در آن حدود بندی است که آن را به زبان لری کول خوانند و در آن بند موضعی است که آن را لر ( Lor ) خوانند ، چون اصل ایشان از آن موضع برخاسته اند از آن سبب ایشان را ” لر ” گفته اند.

وجه دوم آنکه به زبان لری کوه پر درخت را لر ( Ler ) گویند به کسر لام ، به سبب ثقالت ، کسر لام را به ضمه بدل کرده اند و آن را لر ( Lor ) گفته اند.

وجه سیوم آنکه شخصی که این طایفه از نسل اویند لر ( Lor ) نام داشته و قول اول درست تر می نماید.

بدلیسی هم در شرفنامه نیز قول اول حمدالله مستوفی را در صفحه ۴۴ کتابش ذکر کرده و آن را پذیرفته است.

محمد سهرابی در کتاب “لرستان و تاریخ قوم کاسیت” صفحه ۵۹ مینویسد:این متن تاریخ گزیده بطور کلی برای واژه ( لر ) دو ریشه و منشأ قاعل است یکی منشأ جغرافیایی و طبیعی و دیگری اصل قومی و طایفگی. عوامل دو گانه جغرافیایی(مکانی ) و قومی در تعیین نام قبایل و طوایف مسکون در فلات ایران در طول تاریخ نقش مهم و تعیین کننده داشته اند و غالبأ اکثر اسامی قبیله ها و گروهها منسوب به یکی از این دو اصل میباشد. ممکن است مردمی برای نخستین بار وارد مکانی شوند و از نام محل تازه ، نامی جهت طایفه خویش برگزینند یا دیگران آنها را به سبب سکونت در آن محل، به نام آن مکان بنامند. در حالت دیگر گاهی در طول تاریخ اتفاق افتاده است که مردمان تازه وارد هنگامی که وارد محل جدیدی می شوند نام قومی و قبیله ای خود را بر محل جدید سکونت خود می گذارند. این مورد دوم بیشتر اتفاق افتاده است.

چنانکه دیدیم اقوام آریایی وقتی که وارد سرزمین جدید شدند آن را ایران نامیدند. به احتمال زیاد واژه لر هم یک نام قومی و طایفه ای است و شاید تاریخ آن به پیش از ورود اقوام آریایی به فلات ایران و سرزمین لرستان مربوط شود و شاید این واژه باستانی بازمانده دوره کاسیان در لرستان بوده باشد . به احتمال زیاد واژه ( لر ) مفهومی گسترده داشته است که یکی از معانی آن کوهستان پر درخت یا کوه بوده است همچنانکه در تاریخ ماد دیاکونف صفحه ۴۷۷ آمده است که:اصطلاح لر ( به فتح لام Lar ) به معنای کوه است که قریب به یقین میتوان گفت لولوبی است.

همچنین واژه لر( به فتحه لام (Lar در زبان لری به معنای انسان یا حیوان لاغر اندام است. و لره ( به کسره لام (Lera یعنی لرزیدن انسان یا حیوان از سرما یا ترس و هیجان است . واژه لیر Lir در زبان لری به معنای نوعی خانه و مسکن ابتدایی در زمان قدیم است که اکنون کاربرد این واژه متروک شده است. و همچنین لیر Lir محلی است واقع در ناحیه جندی شاپور خوزستان و همچنین لیراوی مکانی است در ناحیه کهگیلویه و بویراحمد.

پروفسور ولادیمیر مینورسکی در رساله لرستان و لرها ، صفحه ۱۹ مینویسد:تاریخ گزیده اسم لرها را به محلی موسوم به لور واقع در گردنه مانرود نسبت میدهد. شاید علت نسبت دادن لرها به این محل مربوط به خاطره شهر اللور باشد که جغرافیدانان عرب درباره آن صحبت کرده اند و امروز نیز نام صحرای لور واقع در شمال دزفول هنوز زنده است.

چند محل دیگر نیز یافت میشود که نام آنها متشابه با “لور” میباشد از آن جمله است “لیر” محلی واقع در ناحیه جندی شاپور و لیراوی واقع در کهگیلویه ( رجوع کنید به صفحه ۶۶۶ از کتاب Persien به قلم شوارتز(Shcwarz .

کلمه لیر ممکن است همان کلمه لور باشد ، چنانکه در زبان لری پول به پیل تبدیل میشود. همچنین یاقوت حموی از محلی به نام لردجان ( لردگان ) نام برده است. به گفته استخری لردگان پایتخت بخش سردان Sardon میباشد که بین کهگیلویه و بختیاری واقع است و بالاخره در صیمره محلی است به نام لورت یا لرت.

این حقایق نشان دهنده مراحل تکوینی اصطلاح جغرافیایی لرستان است که شاید مربوط به دوران پیش از ورود ایرانیان به این منطقه بوده که سرانجام منتهی به یک گروه قومی شده است. از طرفی اگر بخواهیم اصطلاح ( لر ) را مشتق از کلمات ایرانی بدانیم میتوان گفت اصطلاح “لر” مأخوذ از ( لهراسب ) است ( این نظریه پیش تر به وسیله دوبد De bodeپیشنهاد شده است).

فردیناند یوستی در کتاب خود ( نامنامه ایرانی Iranishes Nomenbuch ) اظهار میدارد کلمه “لر” را میتوان به عنوان Rudhra یعنی قرمز نسبت داد شاید محلی را که یاقوت حموی رور ، Rur نامیده است از همان Rudhraمشتق شده باشد.

علیقلی خان بختیاری ( سردار اسعد ) در کتاب تاریخ بختیاری ( تهران:انتشارات یساولی ، ۱۳۶۳ ) ، صفحه ۱۹ و ۵۹ مینویسد:لر ( بضم و تشدیدلام ) نام کوهی است از کوههای خوزستان و اصفهان.

نتیجه گیری

با توجه به بررسی و تحلیل پیشینه تاریخی پیدایش قوم لر و اطلاق واژه لر به آنان میتوان وجه تسمیه مطروحه در منابع و مآخذ تاریخ را این چنین دسته بندی کرد:

الف ) واژه لر از واژگان اصیل ایرانی مانند لهراسب مشتق شده است

ب ) لر نام شخصی بوده است که لرها از نسل او هستند

ج ) بر اساس روایت دسته سوم لر نام مکانی بوده است که لرها در آنجا سکونت داشته اند که آن هم به نوبه ی خود چند وجه است:

۱ ) محلی بوده در ولایت مانرود یا مایرود ( مادیان رود ) که جایگاه اولیه ی تبار لرها بوده است.

۲ ) واژه ی لر مخفف ( اللور ) است که آن هم نام شهری در شمال غربی دزفول یعنی در حوالی اندیمشک بوده است .

۳ ) برخی نیز کلمه ی لر را تحریف شده واژه ی لیر یا لر ( به کسر لام ) یعنی کوههای پوشیده از جنگل دانسته اند.

اما عده ای از مؤلفان از جمله:لسترنج در تاریخ خلافت شرقی _راولینسون در سفرنامه ی لرستان _ امام شوشتری در تاریخ و جغرافیای خوزستان _ حسن جلالی عزیزیان نویسنده دایره المعارف اندیمشک و بسیاری از تاریخ نگاران و جغرافی نویسان واژه ی لر و لرستان را به صورت لور و لورستان ضبط کرده اند و معتقد هستند که برگرفته از نام شهر باستانی لور در نزدیکی اندیمشک میباشد.

فرزند کوروش

درود به اطلاع میرسونم که کرد ها از نژاد ماد ها هستند و بختیاری ها از پارس ها و مازنی ها و خراسانی ها عزیز هم از پارت

حسین روزبه

با درود و سپاس از گردآورنده ی این متن باید بگم وجه تسمیه شهرکرد به دلیل حضور کردها در اون منطقه نبوده اونجا به دلیل کوهستانی بودن یک دژ نظامی برای آموزش ارتش یا(گُرد) تاسیس شد که در لهجه ی محلی بختیاری(دِزگُرد)نام گرفت بعدها به دلیل بوجود آمدن روستا در اون مکان به (دِهگُرد)و سپس به دلیل آسانی در تلفظ به (دِهکُرد) و بعد از گذشت سالیان به دلیل بزرگ شدن،افزایش جمعیت و شهر شدن به (شهرکُرد) تغییر نام داد

محسن

اینجور که شما قوم مارو تحریف کردی پس سرزمین و پادشاهی عیلام وجود نداشته دوست محترم.

سعید

تنها سند تاریخی که ارها مهاجران از سوریه هستند. حمداله مستوفی اشاره به مهاجرت طوایفی از مناطق جبل السماق (کردستان سوریه کنونی) به مناطق لر بزرگ و لر کوچک می‌کند: حمداله مستوفی در سال ۷۳۰ ه‍. ق، از ایلات لیراوی و جاکی و ممسنی و بختیاری نام می‌برد که همراه با بیست و پنج طایفه دیگر و چند طایفه عرب نظیر عقیلی و هاشمی از کردستان سوریه، به مناطق کوه گیلویه و بختیاری و لرستان کنونی کوچ کردند.

سعید

,ریشه سازی و رویا سازی با واقعیت فرسنگها فاصله دارد

shayan

سلام عرض خسته نباشید من خودم به عنوان لر بهمئی که تا هفت هشت دهه قبل خورد برا بلدم حالا چرا بختیاری ها سیصد سال قبل اسمی ازشون نیست چرا شماها چهارصد سال قبل خود را نمیدونید به گفته همون سردار اسعد بختیاری که مردمان بختیاری از شعر های مازندران گیلان بودن و این نکته زمان صفوی ها جنگ پادشاه صفوی بود که داشت شکست میخورد و عده ای سوار کار اومدن و کمک پادشاه صفوی و گفت امروز بخت یار من شد و اون زمان بود که پا گرفت والله بختیاری لر نیست هیچ نوع نژادی لر را نداره مثل کرد های زنگنه که شاخه های بختیاری هست کجای این لر هست ممبینی ها کی گفت لر هست شماها اصلا نژاد لر نیستید کی میخواهید باور کنید بابا ایران رو کرد ساخت در این شکی نیست بپذیرید کورد لر برادر خونی هستن حالا شهرکرد که خود کورد ها ساختنش و بقیه و نقاط ایران رو شماها معلوم نیست زاده کی هستین ادعا اصالت هم دارید اصالتی که هر کس یه سایت بزنه بره یه کتاب دروغی چاپ کنه و بگه این اصالت ما هست زمانی فهمیدم قوم بختیاری دروغ هست که گفتن مشروط تهران بختیاری فتح کرد اون زمان که بهمئی ها رفتن و تهران فتح کردن بختیاری ها تو راه بودن و الکی گفتن ما بودیم فتح کردیم خلاصه در آخر هیچی بارتون نیست

همچنین ببینید

شکل صحیح نگارش نام آذربایجان یا آزربایجان

شکل صحیح نگارش نام آذربایجان بر اساس اسناد معتبر تاریخی در این جستار برآنیم تا با استفاده …