خانه تصنیف و اشعار با ضمینه های ملی شب یلدا ،با شعری از حضرت حافظ

شب یلدا ،با شعری از حضرت حافظ

0 ثانیه خوانده شده
0
288

بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سر آید

بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر
بار دگر روزگار چون شکر آید

بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید

صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آید

صالح و طالح متاع خویش نمایند
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید

بر در ارباب بی‌مروت دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید

صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید خواه بو که برآید

غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید

حافظ

شب یلدا

بارگذاری بیشتر در تصنیف و اشعار با ضمینه های ملی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


warning
قوانین بخش ارسال دیدگاه :
1 - توهین به اقوام و ادیان مختلف و اشخاص در متن دیدگاه باعث منتشر نشدن دیدگاه شما می شود !
2 - استفاده از جملاتی مانند : مرگ بر و ....  در متن دیدگاه باعث منتشر نشدن دیدگاه شما می شود !
4 - لطفا برای شرکت در بحث ها از منابع و کتاب های معتبر استفاده کنید .
5 - بخش هایی که با ستاره * در بعضی دیدگاه میبینید توسط مدیریت سایت به دلیل رعایت نکردن قوانین حذف شده اند .
توجه : پارسیان دژ این حق را برای خود محفوظ می داند که دیدگاه هایی که قصد بر هم زدن محیط فرهنگی سایت را دارند منتشر نکند ! warning

بررسی کنید

سنگ اندازی ها در برگزاری جشن های ملی

سخنی درباره‌ی سخت‌گیری‌ها پیرامون برگزاری جشن سده علیرضا افشاری روزنامه‌نگار و کنشگر فرهنگ…