وزان پس غم و شادی یزدگردچنان گشت بر پور چون باد اردبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
وزان پس غم و شادی یزدگردچنان گشت بر پور چون باد اردبرین نیز چندی زمان برگذشتبه ایران پدر پور فرخ به دشتز شاهی پراندیشه شد یزدگردز هر کشوری موبدان کرد گردبه اخترشناسان بفرمود شاهکه تا کردهر یک به اختر نگاهکه تا کی بود در جهان مرگ اویکجا تیره گردد سر و ترگ اویچه باشد کجا باشد آن روزگارکه پژمرده گردد گل شهریارستارهشمر گفت کاین خود مبادکه شاه جهان گیرد از مرگ یادچو بخت شهنشاه بدرو شوداز ایدر سوی چشمهٔ سو شودفراز آورد لشکر و بوق و کوسبه شادی نظاره شود سوی طوسبر آن جایگه بر بود هوش اویچو این راز بگذشت بر گوش اویازین دانش ار یادگیری به دستکه این راز در پردهٔ ایزدستچو بشنید زو شاه سوگند خوردبه خراد برزین و خورشید زردکه من چشمهٔ سو نبینم به چشمنه هنگام شادی نه هنگام خشمبرین نیز برگشت گردون سه ماهزمانه به جوش آمد از خون شاهچو بیدادگر شد شبان با رمهبدو بازگردد بدیها همهز بینیش بگشاد یک روز خونپزشک آمد از هر سوی رهنمونبه دارو چو یک هفته بستی پزشکدگر هفته خون آمدی چون سرشکپایان بخش ۸ ـ پیشگویی مرگ یزدگرد و بیماری او
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.