شاهنامهٔ فردوسی دفترِ داستان و خرد

بخش ۳ ـ اندرز شاپور به اورمزد و مرگ او

پادشاهی شاپور پسر اردشیر سی و یک سال بود
بخش ۳ از ۳ ۱۶ بیت
خواندن شعر دیدگاه‌ها ۰
فهرست بخش‌های این فصل
پیش از خواندنخلاصهٔ این بخش خلاصهٔ هوش مصنوعی
متن شاهنامه
به روایت فردوسی۱۶ بیت بخش ۳ ـ اندرز شاپور به اورمزد و مرگ او

با شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.

ورود برای نشان‌کردن بیت‌ها و نگه‌داشتن محل مطالعه

۱
همی بود شاپور با داد و رای
بلنداختر و تخت شاهی به جای
۲
چو سی سال بگذشت بر سر دو ماه
پراگنده شد فر و اورنگ شاه
۳
بفرمود تا رفت پیش اورمزد
بدو گفت کای چون گل اندر فرزد
۴
تو بیدار باش و جهاندار باش
جهاندیدگان را خریدار باش
۵
نگر تا به شاهی ندارد امید
بخوان روز و شب دفتر جمشید
۶
بجز داد و خوبی مکن در جهان
پناه کهان باش و فر مهان
۷
به دینار کم ناز و بخشنده باش
همان دادده باش و فرخنده باش
۸
مزن بر کم‌آزار بانگ بلند
چو خواهی که بختت بود یارمند
۹
همه پند من سربسر یادگیر
چنان هم که من دارم از اردشیر
۱۰
بگفت این و رنگ رخش زرد گشت
دل مرد برنا پر از درد گشت
۱۱
چه سازی همی زین سرای سپنج
چه نازی به نام و چه نازی به گنج
۱۲
ترا تنگ تابوت بهرست و بس
خورد گنج تو ناسزاوار کس
۱۳
نگیرد ز تو یاد فرزند تو
نه نزدیک خویشان و پیوند تو
۱۴
ز میراث دشنام باشدت بهر
همه زهر شد پاسخ پای‌زهر
۱۵
به یزدان گرای و سخن زو فزای
که اویست روزی ده و رهنمای
۱۶
درود تو بر گور پیغمبرش
که صلوات تاجست بر منبرش

پایان بخش ۳ ـ اندرز شاپور به اورمزد و مرگ او

بازگشت به آغاز
دربارهٔ متن و منبع

نام منبع ثبت‌شده برای این بخش: ویکی‌درج

گفت‌وگو دربارهٔ این بخش

دیدگاه‌های خوانندگان ۰

برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاه‌ها پس از تأیید مدیریت نمایش داده می‌شوند.

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.