خجسته سیامک یکی پور داشتکه نزد نیا جاه دستور داشتبا شمارهٔ هر بیت، پیوند همان بیت را باز کنید.
خجسته سیامک یکی پور داشتکه نزد نیا جاه دستور داشتگرانمایه را نام هوشنگ بودتو گفتی همه هوش و فرهنگ بودبه نزد نیا یادگار پدرنیا پروریده مر او را به برنیایش به جای پسر داشتیجز او بر کسی چشم نگماشتیچو بنهاد دل کینه و جنگ رابخواند آن گرانمایه هوشنگ راهمه گفتنیها بدو بازگفتهمه رازها بر گشاد از نهفتکه من لشکری کرد خواهم همیخروشی برآورد خواهم همیتو را بود باید همی پیشروکه من رفتنیام تو سالار نوپری و پلنگ انجمن کرد و شیرز درّندگان گرگ و ببر دلیرسپاهی دد و دام و مرغ و پریسپهدار پرکین و کنداوریپس پشت لشکر کیومرث شاهنبیره به پیش اندرون با سپاهبیامد سیه دیو با ترس و باکهمی بآسمان بر پراگند خاکز هرّای درّندگان چنگ دیوشده سست از خشم کیهان خدیوبه هم برشکستند هر دو گروهشدند از دد و دام دیوان ستوهبیازید هوشنگ چون شیر چنگجهان کرد بر دیو نستوه تنگکشیدش سراپای یکسر دوالسپهبد برید آن سر بیهمالبه پای اندر افگند و بسپرد خواردریده بر او چرم و برگشته کارچو آمد مر آن کینه را خواستارسرآمد کیومرث را روزگاربرفت و جهان مردری ماند ازوینگر تا که را نزد او آبرویجهان فریبنده را گرد کردره سود بنمود و خود مایه خْوَردجهان سر به سر چو فسانست و بسنماند بد و نیک بر هیچکسپایان بخش ۲ - جنگ هوشنگ نوهٔ کیومرث با دیوان به کینخواهی پدرش سیامک
بازگشت به آغازنام منبع ثبتشده برای این بخش: ویکیدرج
برداشت، پرسش یا نکتهٔ خود دربارهٔ این بخش از شاهنامه را بنویسید. دیدگاهها پس از تأیید مدیریت نمایش داده میشوند.
برای ثبت دیدگاه، وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود و ثبت دیدگاه
هنوز دیدگاه تأییدشدهای برای این بخش ثبت نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.