پادشاهی فرایین
فرایین همان ناجوانمرد گشتابی داد و بیبخشش و خرد گشتخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
فرایین همان ناجوانمرد گشتابی داد و بیبخشش و خرد گشتخواندن این بیت ←نخستین چنین گفت کای بخردانجهان گشته و کار کرده ردانخواندن این بیت ←کس کو ز پیمان من بگذردبپیچید ز آیین و راه خردخواندن این بیت ←که رستم بُدش نام و بیدار بودخردمند و گُرد و جهاندار بودخواندن این بیت ←چو نامه بخوانی خرد را مرانبپرداز و برساز با مهترانخواندن این بیت ←مرا کاشکی این خرد نیستیگر اندیشهٔ نیک و بد نیستیخواندن این بیت ←شما را به دیده درون شرم نیستز راه خرد مهر و آزرم نیستخواندن این بیت ←نگه کن بدین نامهٔ پندمندمکن چشم و گوش و خرد را ببندخواندن این بیت ←یکی انجمن کرد با بخردانبزرگان و بیداردل موبدانخواندن این بیت ←چو رستم سواری به گیتی نبودنه گوش خردمند هرگز شنودخواندن این بیت ←یکی موبدی بود رادوی نامبه جان و خرد برنهادی لگامخواندن این بیت ←ازین دو یکی را همیبشکنیروان و خرد را به پا افگنیخواندن این بیت ←به گفتار گرسیوز افراسیابببرد از روان و خرد شرم و آبخواندن این بیت ←شبانگاه نیران خرداد ماهسوی آسیا رفت نزدیک شاهخواندن این بیت ←اگر راه یابد کسی زین جهانبباشد، ندارد خرد در نهانخواندن این بیت ←خرد نیست با گرد گردان سپهرنه پیدا بود رنج و خشمش ز مهرخواندن این بیت ←بدان را بهَر جای سالار کردخردمند را سرنگونسار کردخواندن این بیت ←گنهکار چون روی بیژن بدیدخرد شد ز مغز سرش ناپدیدخواندن این بیت ←که جاوید باد آن خردمند مردهمیشه به کام دلش کار کردخواندن این بیت ←