بخش ۵۹ ـ خشم خسرو بر ری و ویرانی شهر
چنین می همیخورد با بخردانبزرگان و رزم آزموده ردانخواندن این بیت ←بدو گفت خسرو ز کردار بدچه داری بیاد ای بد بیخردخواندن این بیت ←چنین گفت با شاه کز کار بدنیاسایم و نیست با من خردخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
چنین می همیخورد با بخردانبزرگان و رزم آزموده ردانخواندن این بیت ←بدو گفت خسرو ز کردار بدچه داری بیاد ای بد بیخردخواندن این بیت ←چنین گفت با شاه کز کار بدنیاسایم و نیست با من خردخواندن این بیت ←بمن بخش ری را خرد یاد کندل غمگنان از غم آزاد کنخواندن این بیت ←چو باید بخواهید و خرم بویدخردمند باشید و بی غم بویدخواندن این بیت ←جهاندار و بیدار و پدرام شهرکه یزدانش تاج و خرد داد بهرخواندن این بیت ←همیشه به دل شاد و روشن روانهمیشه خرد پیر و دولت جوانخواندن این بیت ←بدانستم و شاد گشتم بدانسخن گفتن تاجور بخردانخواندن این بیت ←مدان دین که باشد به خوبی بپایبدان دین نباشد خرد رهنمایخواندن این بیت ←یکی گفت موبد ندانست گفتدگر گفت کان با خرد بود جفتخواندن این بیت ←چو بر تخت پیروزه بودی نشستخردمند بودی و مهترپرستخواندن این بیت ←جهان بر کهان و مهان بگذردخردمند مردم چرا غم خوردخواندن این بیت ←سزد گر بگویم یکی داستانکه باشد خردمند هم داستانخواندن این بیت ←که خضرا نهادند نامش ردانهمان تازیان نامور بخردانخواندن این بیت ←اگر خود نزادی خردمند مردنبودی ورا روز ننگ و نبردخواندن این بیت ←بدیشان چنین گفت کای بخردانجهاندیده و کارکرده ردانخواندن این بیت ←بخندید خسرو به آواز گفتکه این رای تو با خرد نیست جفتخواندن این بیت ←دو مرد خردمند و پاکیزهگویبه دستار چینی بپوشید رویخواندن این بیت ←بدان گاه چندان نداری خردکه مغزت به دانش خرد پروردخواندن این بیت ←به گفتار بیبر چو نیرو کنیروان و خرد را پر آهو کنیخواندن این بیت ←دگر آنک از خواسته گفتهایخردمندی و رای بنهفتهایخواندن این بیت ←کجا آن همه راز و آن بخردیکجا آن همه فره ایزدیخواندن این بیت ←ز پیشش بیامد پرستار خردیکی تشت زرین بر شاه بردخواندن این بیت ←خردمند گوید نیارد بهاهر آنکس که ایمن شد از اژدهاخواندن این بیت ←چه دیدید ازمن شما از بدیز تاری و کژی و نابخردیخواندن این بیت ←