بخش ۲۷ ـ پیوند خسرو با مریم و گسیل سپاه روم
یکی دخترش بود مریم بنامخردمند و با سنگ و با رای وکامخواندن این بیت ←خردمند و بیدار پانصد غلامبیامد بزرین وسیمین ستامخواندن این بیت ←وزان فیلسوفان رومی چهارخردمند و با دانش ونامدارخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
یکی دخترش بود مریم بنامخردمند و با سنگ و با رای وکامخواندن این بیت ←خردمند و بیدار پانصد غلامبیامد بزرین وسیمین ستامخواندن این بیت ←وزان فیلسوفان رومی چهارخردمند و با دانش ونامدارخواندن این بیت ←بدو گفت شاه ای خردمند مردبرش گنج یابی ازین کارکردخواندن این بیت ←چو مرد جهانجوی نامه بخواندهوارا بخواند وخرد را براندخواندن این بیت ←همیگفت هرکس که راند سپاهخرد باید و مردی و دستگاهخواندن این بیت ←که این از خرد بود بهرام راوگر برگزید از هوا کام راخواندن این بیت ←بخندد برو هرک دارد خردکس اورا ز گردنکشان نشمردخواندن این بیت ←کسی کش خرد بود چون جامه دیدبدانست کو رای قیصر گزیدخواندن این بیت ←به گستهم گفت این گو بیخردنباید که بیداوری میخوردخواندن این بیت ←که او از پی واژ شد زشت گویتو از بیخرد هوشمندی مجویخواندن این بیت ←نیاطوس گفت ای جهاندیده شاهخردمندی از مست رومی مخواهخواندن این بیت ←روان تو دارنده روشن کنادخرد پیش جان تو جوشن کنادخواندن این بیت ←چو خاقان برد راه و فرمان منخرد را نپیچد ز پیمان منخواندن این بیت ←یکی خرد و بیکار و بینام بودپدر بر کشیدش که هنگام بودخواندن این بیت ←کس او را نپذرفت کش مایه بودوگر در خرد برترین پایه بودخواندن این بیت ←تو را گر بزرگی بیفزایدیخرد بیشتر زین بدی شایدیخواندن این بیت ←ولیکن چو بهرم راند سپاهنماید خردمند را رای و راهخواندن این بیت ←که من با تو هرگز نکردم بدیهمی راستی جستم و بخردیخواندن این بیت ←نخوردم غم خرد فرزند اوینه اندیشهٔ خویش و پیوند اویخواندن این بیت ←چو با ما به فرزند پیوسته شدبه مهر و خرد جان او شسته شدخواندن این بیت ←ز فرمان یزدان کسی نگذردچنین داند آنکس که دارد خردخواندن این بیت ←وزان پس جوان و خردمند زنبه آرام بنشست با رای زنخواندن این بیت ←ز مرد خردمند بیدارترز دستور داننده هشیارترخواندن این بیت ←هرآنکس که جانش ندارد خردکم و بیشی کارها ننگردخواندن این بیت ←