بخش ۸ ـ نیرنگ ماهیار و جانوشیار به دارا
فرستمت چندان گهرها ز گنجکزان پس نبینی تو از گنج رنجخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
فرستمت چندان گهرها ز گنجکزان پس نبینی تو از گنج رنجخواندن این بیت ←فرستم چو فرمان دهد پیش اویازان تازه گردد دل و کیش اویخواندن این بیت ←فرستم کنون با تو او را بهمبخواند به مادرت بر بیش و کمخواندن این بیت ←فرستمت بر نیکوی باز جایتو باید که باشی خداوند رایخواندن این بیت ←نبیند نه لشکر فرستم به جنگنیامیزم از هر دری نیز رنگخواندن این بیت ←بخوانی مرا بر تو باشد شکستکه یزدانپرستم نه خسروپرستخواندن این بیت ←فزون زان فرستم که دارای منشز بخشش نباشد مرا سرزنشخواندن این بیت ←من اینک یکی نامه نزدیک شاهنویسم فرستم یکی نیکخواهخواندن این بیت ←فرستم روان ورا آفرینکه از بدسگالان بشست او زمینخواندن این بیت ←فرستم نگر دل نداری به رنجنیرزد پراگنده رنج تو گنجخواندن این بیت ←که دیگر فرستمت بسیار نیزوزین پادشاهی ز هرگونه چیزخواندن این بیت ←اگر یار خواهی ز درگاه شاهفرستمت چندانک خواهی بخواهخواندن این بیت ←مرا گر پذیری بسان رهیکه بپرستم این تخت شاهنشهیخواندن این بیت ←دو پایش ببندند در زیر اسپفرستمش تا خان آذرگشسپخواندن این بیت ←وزان پس به خوبی فرستمش بازز مردم نیم در جهان بینیازخواندن این بیت ←به تاوانش دیبا فرستم ز گنجبشویم دل غمگنان را ز رنجخواندن این بیت ←فرستمش یکساله زر و درمنداریم فرزند او را دژمخواندن این بیت ←فرستمش فردا بر اژدهاکزو بیگمانی نیابد رهاخواندن این بیت ←