فصلی از شاهنامهٔ فردوسی

پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود

۱۰ بخش برای خواندن

بخش ۱ ـ بر تخت نشستن دارا

در این متن، دارا به عنوان یک پادشاه قوی و پرنفوذ خود را معرفی می‌کند و بر اهمیت اطاعت از دستوراتش تأکید می‌کند.

بخش ۲ ـ پادشاهی اسکندر و سرپیچی از باج دادن

در این متن، داستان سکندر مقدونی روایت می‌شود که پس از به تخت نشستن، با حکیمی به نام ارسطالیس روبرو می‌شود.

بخش ۳ ـ آمدن اسکندر نزد دارا در جامهٔ فرستاده

سکندر پس از شنیدن خبر لشکر خود به سمت دارا حرکت کرد و در فاصله‌ای بین دو لشکر توقف کرد.

بخش ۴ ـ نخستین نبرد دارا و اسکندر

در این شعر، نویسنده جنگی بزرگ را توصیف می‌کند که در آن سپاه سکندر با لشکری از ایرانیان مواجه می‌شود.

بخش ۵ ـ دومین نبرد دارا و اسکندر

پس از رفتن داریوش از پیش سکندر، او با فرستادن سواران به هر سمت، سران و بزرگان ایران را جمع کرد و لشکری آماده کرد.

بخش ۶ ـ سومین شکست دارا و عقب‌نشینی به کرمان

سکندر پس از آگاهی از قدرت و موفقیت دارا، با لشکر خود به مقابله با او رفت.

بخش ۷ ـ نامهٔ آشتی‌جویانهٔ دارا به اسکندر

در این بخش از متن، یک دبیر به نام جهاندیده به نزد اسکندر می‌رود و نامه‌ای پر از درد و اندوه می‌نویسد.

بخش ۸ ـ نیرنگ ماهیار و جانوشیار به دارا

در این متن، دارا پس از خواندن نامه‌ای به شگفتی می‌افتد و به این نتیجه می‌رسد که بهتر است به جای جنگ، تسلیم شود.

بخش ۹ ـ واپسین دیدار دارا و اسکندر

در این متن، وزیر به اسکندر نزدیک می‌شود و از پیروزی‌اش بر دشمن سخن می‌گوید.

بخش ۱۰ ـ پیام اسکندر به ایرانیان پس از مرگ دارا

در این متن، مردی از کرمان به اصفهان می‌آید و خبر مرگ شاه دارا را به دیگران اعلام می‌کند.