پادشاهی لهراسپ
۱۷ بخش برای خواندن
بخش ۱ ـ بر تخت نشستن لهراسپ
لهراسپ بر تخت شاهی نشسته و تاج بر سر گذاشت و خداوند را ستایش کرد.
بخش ۲ ـ ناخرسندی گشتاسپ از پدر
گشتاسپ و زریر دو فرزند لهراسپ بودند که هر کدام شایستهی پادشاهی و مقام بلند بودند.
بخش ۳ ـ رفتن گشتاسپ به کابل و پند زریر
گشتاسپ، که پر از خشم و کینه بود، به کابل رسید و از زیباییهای طبیعت لذت برد.
بخش ۴ ـ رفتن پنهانی گشتاسپ به سوی روم
لهراسپ در شبی تاریک به سراغ گشتاسپ میرود و او را با لباس زربفت رومی و تزییناتی از طلا و جواهرات آماده میکند.
بخش ۵ ـ دیدار گشتاسپ با هیشوی
در این متن داستانی از گشتاسپ نقل شده است.
بخش ۶ ـ پناه بردن گشتاسپ به کدخدای روستا
داستان در مورد گشتاسپ است که دلش پر از درد و غم شده و به دوردستها سفر میکند.
بخش ۷ ـ انتخاب گشتاسپ به همسری کتایون
در این بخش از متن، قیصر برای انتخاب همسری برای دخترش کتایون گردهمایی برگزار کرده و بزرگان را دعوت میکند.
بخش ۸ ـ پیوند گشتاسپ و کتایون
قیصر تصمیم میگیرد دخترش را به گشتاسپ بدهد، اما به او میگوید که از او چیزهای گرانبهایی مثل گنج و تاج نخواهد یافت.
بخش ۹ ـ خواستگاری میرین و شرط کشتن گرگ
داستان دربارهی میرینی به نام سرافراز از رومیان است که به قیصر پیام میفرستد و درخواست دختر او کتایون را میکند.
بخش ۱۰ ـ کشتن گرگ به دست گشتاسپ
در این متن، گشتاسپ، پهلوان دلیر، به همراه هیشوی، به نزدیکی بیشهای میرسند که گرگ، نماد شر، در آنجا زندگی میکند.
بخش ۱۱ ـ خواستگاری اهرن و شرط کشتن اژدها
داستان دربارهی "اهرن" یکی از جنگجویان شجاع است که از قیصر روم درخواست دخترش را میکند.
بخش ۱۲ ـ کشتن اژدها به دست گشتاسپ
در این متن، داستان نبرد گشتاسپ با یک اژدها و تلاش او برای نجات کشورش روایت میشود.
بخش ۱۳ ـ باجخواهی قیصر از الیاس
در این متن، داستانی از جنگ و نامهنگاری میان قهرمانان روایت میشود.
بخش ۱۴ ـ پیروزی گشتاسپ بر الیاس
در این متن، شاعر به توصیف یک نبرد بزرگ میپردازد که در آن خورشید به اوج رسیده و جنگها به پایان میرسند.
بخش ۱۵ ـ باجخواهی قیصر از لهراسپ
در این متن، داستانی از دوران باستان و جنگهای ایران روایت شده است.
بخش ۱۶ ـ فرستادن زریر به روم
لهراسپ، پادشاه ایرانی، زریر را به حضور طلبید و از او خواست تا به جنگی با رومیان برود.
بخش ۱۷ ـ بازگشت گشتاسپ به ایران و رسیدن به پادشاهی
در این متن داستانی از شاهنامه فردوسی روایت میشود که در آن قیصر با گشتاسپ صحبت میکند و از او میخواهد که به میان لشکر برود تا مشکلات آنها را بشنود.