برابر پارسی واژه : طفره زدن
برابرهای پارسی
۱۱ برابر- گُریختَن
- بَرجَسْتَن
- اَز زیرِ کار گُریختَن
=تَنْبَلی
- اَز زیرِ بار جُسْتَن
- سَردَواندَن
- فُروگُذاریکَردن
- شانه سُسْتکَردن
- بَهانهتَراشی
- بَهانهجویی
- کوتاهیکَردن
- پیچاندَن
=پاسُخگو نَبودَن
برابر مناسب را با توجه به معنی جمله و یادداشت هر پیشنهاد برگزینید.
دانشنامهٔ واژه
هنوز توضیح دانشنامهای برای این مدخل منتشر نشده است. برابرهای واژگانی موجود در بالای صفحه در دسترساند.
برابر پارسی دیگری میشناسید؟
با پیشنهاد یک برابر دقیق برای «طفره زدن» و آوردن بُنمایهٔ آن، به واژهگزینی خوانندگان کمک کنید. پیشنهاد شما پس از بررسی و تایید سردبیر، با نام شما در این مدخل نمایش داده میشود.
برای فرستادن برابر پیشنهادی، وارد حساب خود شوید یا به پارسیان دژ بپیوندید.
یادداشت واژگانی
متن ثبتشدهٔ برابرها و یادداشتهای این مدخل:
گُریختَن، بَرجَسْتَن؛ (=تَنْبَلی) اَز زیرِ کار گُریختَن، اَز زیرِ بار جُسْتَن، سَردَواندَن، فُروگُذاریکَردن، شانه سُسْتکَردن، بَهانهتَراشی، بَهانهجویی، کوتاهیکَردن؛ (=پاسُخگو نَبودَن) پیچاندَن