به نام یاریدهندهٔ ایرانیان، پروردگار یکتا
پانترکیسمِ جداییطلب در ایران / نقدی از منظر ملیگرایی ایرانی
سخن آغازین
در این نوشتار، مقصود از «جداییطلبان ترک» تمام ترکزبانان ایران، آذربایجانیان یا فعالان فرهنگی و زبانخواه نیست. این عنوان تنها به افراد و جریانهایی اشاره دارد که با بهرهبرداری سیاسی از هویت ترکی، تمامیت سرزمینی ایران را انکار میکنند، خواهان جداشدن بخشی از کشورند یا برای تغییر مرزهای ایران تبلیغ میکنند.
آذربایجان و دیگر مناطق ترکزبان ایران، نه حاشیهای بیگانه، بلکه بخشهایی سازنده از تاریخ، فرهنگ و هویت ملی ایراناند. ازاینرو، نقد پانترکیسم جداییطلب نباید به ترکستیزی، تحقیر زبان ترکی یا بدگمانی نسبت به میلیونها هممیهن ترکزبان تبدیل شود. موضوع این نوشتار، مقابله با یک ایدئولوژی سیاسی تجزیهطلبانه است.
ایران خانهٔ مشترک مردمانی با زبانها، گویشها، آیینها و سنتهای گوناگون است. هیچیک از این گروهها زائدهٔ ایران نیستند؛ همگی اجزای پیکرهٔ تاریخی آناند. ایران ملک انحصاری هیچ قوم و زبان خاصی نیست و در همان حال، هیچ بخش از خاک آن نیز ملک انحصاری یک ایدئولوژی قومی یا پروژهای فرامرزی به شمار نمیآید.
پانترکیسم چیست؟
نخست باید یک اشتباه واژگانی رایج را اصلاح کرد: پیشوند «پان» به معنای «جداییطلب» نیست. این پیشوند از واژهای یونانی به معنای «همه» یا «تمام» آمده است. پانترکیسم در معنای کلی، اندیشهای برای ایجاد نوعی همبستگی، همکاری یا وحدت میان مردمان ترکزبان است. این اندیشه در دورههای مختلف، طیفی از همکاری فرهنگی و اقتصادی تا اتحاد سیاسی، الحاقگرایی ارضی و تشکیل یک واحد سیاسی گسترده را دربر گرفته است.
بنابراین، از نظر علمی نمیتوان هر نوع گرایش فرهنگی پانترکی را الزاماً جداییطلب دانست. بااینحال، آن شاخه از پانترکیسم که در ایران، هویت ملی مشترک را نفی میکند، آذربایجان ایران را بخشی از یک سرزمین سیاسی دیگر میخواند و خواهان جدایی یا تغییر مرزهاست، آشکارا ماهیتی تجزیهطلبانه دارد. موضوع اصلی این مقاله نیز همین شاخه است.
این تفکیک اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا به همان اندازه که عادیسازی تجزیهطلبی خطرناک است، متهمکردن هر ترکزبان یا هر مطالبهگر فرهنگی به پانترکیسم نیز نادرست و زیانبار است. چنین برخوردی نهتنها کمکی به وحدت ملی نمیکند، بلکه جداییطلبان را قادر میسازد خود را نمایندهٔ تمام ترکزبانان معرفی کنند.
مرز میان حقوق فرهنگی و جداییطلبی
مطالبهٔ پاسداشت زبان مادری، انتشار کتاب و نشریه به زبان ترکی، تدریس ادبیات محلی، رفع تمسخر لهجهها، توسعهٔ متوازن منطقهای و برخورداری برابر از فرصتهای سیاسی و اقتصادی، به خودی خود جداییطلبی نیست.
در چارچوب حقوقی کنونی ایران نیز اصل پانزدهم قانون اساسی، زبان فارسی را زبان رسمی و مشترک معرفی میکند، اما استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانهها و تدریس ادبیات آنها در مدارس را در کنار فارسی آزاد میداند. اصل نوزدهم نیز تصریح میکند که مردم ایران، صرفنظر از قوم، زبان و مانند آن، از حقوق مساوی برخوردارند.
از این رو، باید میان دو موضوع کاملاً متفاوت مرز گذاشت:
مطالبهٔ فرهنگی میگوید: «من ایرانیام و میخواهم زبان و فرهنگ محلیام نیز محترم شمرده شود.»
اما جداییطلبی میگوید: «ایران کشور مشترک ما نیست، هممیهنان ما اشغالگرند و بخشی از خاک ایران باید جدا شود.»
مخالفت با دومی نباید به انکار اولی بینجامد. حتی میتوان گفت برچسبزدن به هر مطالبهگر زبانی و فرهنگی، یکی از بزرگترین هدیهها به جریانهای جداییطلب است؛ زیرا به آنان فرصت میدهد چنین وانمود کنند که میان «ایرانیبودن» و «ترکزبانبودن» تضادی اجتنابناپذیر وجود دارد.
شیوهٔ عمل جریانهای جداییطلب پانترک
شاخههای جداییطلب پانترکیسم معمولاً برای پیشبرد اهداف خود، یک دوگانهٔ ساختگی میان «ترک» و «فارس» ایجاد میکنند. در این روایت، ایران نه کشوری مشترک، بلکه «کشور فارسها» معرفی میشود و هر مشکل اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی، بهجای آنکه نتیجهٔ ناکارآمدی، تمرکزگرایی، فساد یا سیاستگذاری نادرست دانسته شود، به صورت «ستم یک ملت بر ملت دیگر» بازنمایی میشود.
در این تبلیغات، واژهٔ «فارس» از یک هویت زبانی و فرهنگی به نام یک دشمن جمعی تبدیل میشود. به همین ترتیب، آذربایجانی ایرانی نیز در برابر یک انتخاب دروغین قرار میگیرد: یا باید به زبان و فرهنگ مادری خود وفادار باشد یا به ایران.
این دوگانه از اساس نادرست است. انسان میتواند ترکزبان و آذربایجانی باشد، به ادبیات و موسیقی محلی خود افتخار کند، خواهان حقوق برابر باشد و در همان حال، ایران را میهن تاریخی و سیاسی خود بداند.
بخشی از ادبیات جداییطلبانه همچنین از اصطلاح «آذربایجان جنوبی» استفاده میکند تا استانهای شمالغربی ایران را نه بخشی از ایران، بلکه نیمهٔ جداافتادهٔ یک واحد سیاسی فرامرزی نشان دهد. یک پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۴ نیز به انتشار مطالبی از سوی برخی رسانهها با مضمون جدایی «آذربایجان جنوبی» از ایران اشاره کرده است.
کاربرد یک اصطلاح جغرافیایی بهتنهایی لزوماً جرم یا نشانهٔ جداییطلبی نیست؛ اما هنگامی که این واژه در کنار انکار حاکمیت ایران، ترسیم نقشههای تجزیهطلبانه و دعوت به مداخلهٔ دولتهای خارجی به کار میرود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک تعبیر فرهنگی یا بیطرفانه دانست.
از دیگر روشهای این جریانها میتوان به گزینش بخشهایی از تاریخ، حذف بخشهای ناسازگار با روایت سیاسی خود، تبدیل اختلافهای تاریخی به دشمنی جاودانهٔ قومی و مصادرهٔ شخصیتهای تاریخی اشاره کرد. در چنین روایتی، تاریخ پیچیده و چندلایهٔ آذربایجان به داستانی ساده و یکخطی تبدیل میشود که پایان آن از پیش تعیین شده است: جدایی از ایران.
تاریخ آذربایجان را نمیتوان با روایتهای نژادی توضیح داد
برای دفاع از ایرانیبودن آذربایجان، نیازی به ساختن روایتهای نژادی یا ادعای یک تبار خالص و تغییرناپذیر وجود ندارد. تعبیرهایی مانند «همهٔ ترکزبانان ایران از یک نژاد مشخصاند» نه ضروریاند و نه توان توضیح تاریخ پیچیدهٔ منطقه را دارند.
منابع زبانشناختی و تاریخی نشان میدهند که پیش از گسترش زبان ترکی در آذربایجان، گونههایی از زبانهای ایرانی، از جمله زبانی که در منابع «آذری» نامیده شده، در این منطقه رواج داشته است. مهاجرت و استقرار گروههای ترکزبان از دورهٔ سلجوقیان به بعد و تحولات دورههای ایلخانی، ترکمانان و صفویان، به گسترش تدریجی زبان ترکی در آذربایجان انجامید. این دگرگونی نه در یک روز، بلکه طی چند سده رخ داده است.
البته این پیشینهٔ تاریخی به هیچ روی از ارزش، اصالت یا حق حیات زبان ترکی آذربایجانی امروز نمیکاهد. زبان ترکی آذربایجانی اکنون زبان مادری میلیونها ایرانی و بخشی جداییناپذیر از فرهنگ معاصر ایران است.
نکتهٔ اصلی آن است که زبان، تبار، هویت فرهنگی و وابستگی سیاسی، مفاهیمی یکسان نیستند. تاریخ زبان نمیتواند بهتنهایی سند مالکیت سیاسی بر یک سرزمین باشد. همانگونه که گسترش زبان ترکی در سدههای گذشته، پیوند تاریخی آذربایجان با ایران را از میان نمیبرد، وجود زبانهای ایرانی در دوران پیشین نیز نباید وسیلهای برای انکار هویت ترکی امروز مردم منطقه قرار گیرد.
هر ایرانی حق دارد خود را آذربایجانی، ترک، ایرانی یا ترکیبی از این هویتها بداند. هویت ملی پایدار با تفتیش تبار و تحمیل نام قومی ساخته نمیشود؛ با حافظهٔ مشترک، حقوق برابر، احساس تعلق و سرنوشت سیاسی مشترک شکل میگیرد.
آذربایجان؛ سازندهٔ ایران معاصر
تاریخ معاصر ایران بدون نقش آذربایجان و تبریز قابل روایت نیست. انجمن ایالتی تبریز در سال ۱۹۰۶ و در جریان انقلاب مشروطه شکل گرفت و در مقاطعی که حکومت مرکزی در اجرای قانون مشروطه تعلل میکرد، تبریز ابتکار عمل را به دست گرفت.
ستارخان، که بعدها به «سردار ملی» شهرت یافت، در سالهای ۱۹۰۸ و ۱۹۰۹ از تبریز و آرمان مشروطه در برابر استبداد صغیر دفاع کرد.
این شواهد نشان میدهد که آذربایجان صرفاً منطقهای واقع در داخل مرزهای ایران نبوده، بلکه یکی از کانونهای ساختن ایران مشروطه و دولت مدرن ایرانی بوده است. تبریز برای آزادی یک قوم در برابر قوم دیگر نجنگید؛ برای قانون، مجلس و آزادی ایران ایستاد.
از مدعیان جدایی باید پرسید: با میراث ستارخان و مشروطهخواهان تبریز چه میکنند؟ چگونه میتوان شهری را که برای برپایی مجلس و قانون در ایران ایستاد، ناگهان سرزمینی اشغالشده و بیگانه با ایران معرفی کرد؟ آیا باید بخش بزرگی از تاریخ واقعی آذربایجان حذف شود تا یک نقشهٔ سیاسی از پیش طراحیشده درست به نظر برسد؟
آذربایجان ضمیمهٔ ایران نیست؛ یکی از سازندگان ایران است. همانگونه که ایران بدون تاریخ و فرهنگ آذربایجان قابل تصور نیست، بخش بزرگی از حافظهٔ تاریخی آذربایجان نیز بدون ایران قابل فهم نخواهد بود.
تجربهٔ بحران آذربایجان در سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵
تجربهٔ تاریخی سالهای پایانی جنگ جهانی دوم، هشداری جدی دربارهٔ بهرهبرداری قدرتهای خارجی از مسائل داخلی ایران است.
در شهریور ۱۳۲۰، نیروهای شوروی و بریتانیا وارد ایران شدند. آذربایجان در منطقهٔ اشغال شوروی قرار گرفت و اشغالگران شوروی بر بسیاری از امور داخلی استان تسلط یافتند. تضعیف حکومت مرکزی نیز فضای مساعدی برای قدرتگیری نیروهای محلی ایجاد کرد.
در ادامه، حکومت فرقهٔ دموکرات آذربایجان در سایهٔ حضور نظامی و سیاسی شوروی شکل گرفت. پس از عقبنشینی نیروهای شوروی، اقتدار این حکومت بهسرعت فرسوده شد. در آذر ۱۳۲۵ نیروهای دولت ایران وارد آذربایجان شدند و جعفر پیشهوری به باکو گریخت.
درس این رویداد آن است که قدرتهای خارجی میتوانند از نارضایتیها و مطالبات محلی برای اهداف ژئوپولیتیکی خود بهره ببرند. دولت خارجی ممکن است امروز از «حقوق قومی» سخن بگوید، اما هدف اصلیاش لزوماً رفاه یا آزادی مردم منطقه نیست؛ چهبسا آن مردم را تنها ابزاری برای فشار بر ایران بداند.
بااینحال، نتیجهٔ درست از این تجربه آن نیست که هر خواستهٔ فرهنگی یا هر اعتراض محلی را «توطئهٔ خارجی» بنامیم. انکار مشکلات واقعی، تحقیر معترضان و بستن راه گفتوگو، همان شرایطی را ایجاد میکند که مداخلهگران و جداییطلبان برای بهرهبرداری از آن انتظار میکشند.
چه چیز به تبلیغات جداییطلبان کمک میکند؟
جداییطلبی تنها با حمایت خارجی یا تبلیغات ایدئولوژیک رشد نمیکند؛ بیتدبیری داخلی نیز میتواند به آن میدان بدهد.
تمسخر زبان ترکی، تحقیر لهجهٔ آذربایجانی، بهکاربردن لطیفههای قومی، انکار هویت فرهنگی مردم یا متهمکردن گروهی از شهروندان به بیوفایی جمعی، نه نشانهٔ میهندوستی، بلکه رفتاری ضد منافع ملی است.
هر سخن تحقیرآمیز دربارهٔ زبان و فرهنگ میلیونها هممیهن، به مادهٔ تبلیغاتی جریانهای جداییطلب تبدیل میشود. آنان از همین رفتارها استفاده میکنند تا ادعا کنند ایران برای ترکزبانان خانهای مشترک نیست.
این موضوع تنها به آذربایجان محدود نمیشود. هیچ لهجه، زبان یا فرهنگ ایرانی، از کرمانی و لری گرفته تا کردی، گیلکی، مازندرانی، عربی، بلوچی، ترکمنی و دیگر زبانها و گویشها، نباید دستمایهٔ تحقیر قرار گیرد. تنوع زبانی ایران، تزئینی در حاشیهٔ کشور نیست؛ بخشی از خود ایران است.
کسی که به نام دفاع از ایران به ترکزبانان توهین میکند، ناخواسته برای جداییطلبان سربازگیری میکند. ملیگراییای که هممیهن خود را به سبب زبان، لهجه یا محل تولد تحقیر کند، ملیگرایی ایرانی نیست؛ نوعی تعصب قومی است که وحدت کشور را تضعیف میکند.
پاسخ ملیگرایانه به پانترکیسم جداییطلب
پاسخ ملیگرایانه باید همزمان صریح، عقلانی و عادلانه باشد.
نخست، باید بیهیچ ابهامی از تمامیت سرزمینی ایران دفاع کرد. هیچ نارضایتی اقتصادی، فرهنگی یا سیاسی، مجوز نفرتپراکنی قومی، دعوت به مداخلهٔ خارجی یا جداکردن بخشی از کشور نیست. اختلافهای داخلی باید در چارچوب ایران و با مشارکت همهٔ ایرانیان حل شود.
دوم، باید بر برابری شهروندان تأکید کرد. آذربایجانیان و دیگر ترکزبانان، مهمان ایران نیستند که دربارهٔ ماندن یا رفتنشان تصمیم گرفته شود؛ آنان صاحبان این سرزمیناند، همانگونه که فارسها، کردها، لرها، بلوچها، عربها، گیلکها، مازندرانیها، ترکمنها و دیگر گروههای ایرانی در آن سهم و حق برابر دارند.
سوم، باید میان زبان مشترک ملی و زبانهای محلی تقابل ایجاد نکرد. فارسی زبان رسمی و مشترک کشور و وسیلهٔ ارتباط سراسری ایرانیان است؛ اما جایگاه فارسی با تحقیر یا حذف زبانهای دیگر استوار نمیشود. زبان ترکی آذربایجانی و دیگر زبانهای ایران نیز بخشی از میراث ملی کشورند.
چهارم، باید با تاریخ صادق بود. دفاع از ایران به افسانهسازی، انکار دگرگونیهای زبانی یا ساختن تبارهای خالص نیاز ندارد. تاریخ واقعی ایران به اندازهٔ کافی غنی و نیرومند است. ایران در طول سدهها از همزیستی، آمیزش و مشارکت گروههای گوناگون ساخته شده است.
پنجم، باید میان مخالفت سیاسی و دشمنی قومی مرز گذاشت. میتوان با پانترکیسم، تجزیهطلبی یا سیاستهای یک دولت خارجی مخالفت کرد، بیآنکه به یک زبان یا فرهنگ توهین کرد. همانگونه که نقد یک ایدئولوژی حق هر شهروند است، نسبتدادن آن ایدئولوژی به تمام اعضای یک گروه زبانی ناعادلانه است.
ملیگرایی ایرانی باید بر سه پایه استوار باشد: تمامیت سرزمینی، برابری شهروندی و تکثر فرهنگی. حذف هر یک از این سه پایه، دو پایهٔ دیگر را نیز متزلزل میکند.
تمامیت ارضی بدون عدالت، تنها به شعاری شکننده تبدیل میشود؛ عدالت بدون انسجام ملی، ممکن است در برابر مداخلهٔ خارجی ناتوان بماند؛ و وحدت بدون احترام به تنوع، به اجبار و یکسانسازی فروکاسته خواهد شد.
سخنی با جوانان آذربایجانی
پانترکیسم جداییطلب میکوشد جوان آذربایجانی را در برابر انتخابی ساختگی قرار دهد: یا زبان مادری، یا ایران؛ یا هویت ترکی، یا هویت ایرانی.
این انتخاب دروغین است.
میتوان ترکی سخن گفت، به شعر و موسیقی آذربایجان عشق ورزید، برای پاسداشت زبان مادری کوشید، از تبعیض یا توهین انتقاد کرد و همزمان ایران را میهن مشترک و تجزیهناپذیر خود دانست.
ایرانیبودن به معنای کنارگذاشتن هویت محلی نیست. همانگونه که آذربایجانیبودن نیز به معنای دشمنی با ایران یا دیگر ایرانیان نیست. هویتهای انسانی لایهلایهاند و یکدیگر را نفی نمیکنند.
در برابر کسی که میخواهد ایران را ملک یک قوم معرفی کند، باید ایستاد؛ اما در برابر کسی که میخواهد آذربایجان را از ایران جدا کند نیز باید با همان صراحت ایستادگی کرد.
ملیگراییای که زبان ترکی را تحقیر کند، به ایران خیانت میکند؛ همانگونه که قومگراییای که آذربایجان را از ایران جدا بخواهد، بخش بزرگی از تاریخ آذربایجان را انکار میکند.
راه درست، نه انکار تنوع ایران است و نه تسلیم در برابر تجزیهطلبی؛ راه درست، ساختن ایرانی آزاد، آباد، عادلانه و یکپارچه برای همهٔ ایرانیان است.
دریغست ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
این بیت در شاهنامه، در بخش «رزم کاووس با شاه هاماوران»، با همین صورت ثبت شده است.
منشور کوروش از طرف سازمان ملل به عنوان اولین منشور حقوق بشر نامیده شده بنابراین کسانی که از کوروش به عنوان یک غارتگر یاد میکنند کسانی نیستند جز تروریستها.و اینکه تو بر خلاف تفکر سازمان ملل متحد حرف زدی چیزی نیست جز پرواز یک مگس در خلاف جهت باد.
در رابطه با خلیج همیشه فارس هم یکی از دوستان هم که همین یک ماه پیش به انگلیس رفته بود طی بازدید از موزه بریتانیا عکس هایی گرفته بود که در اون عکسها بر روی نقشه ها نام خلیج فارس دیده میشد.بنابراین این که شما با یک عده از کشورهای عربی همفکر هستید بازهم چیزی نیست جز پرواز یک مگس در خلاف جهت باد.چند سال پیش در جنوب کشور کتیبه ایی پیدا شد که ثابت میکرد نام خلیج فارس هست،اونوقت بعد از یک هفته شبکه خبر اعلام کرد کتیبه در شب گذشته توسط عده ای ناشناس تخریب شد(اگه فارس همه کاره بود این کتیبه نابود نمیشد)
و در مورد سایر حرفهای شما فقط میتونم بگم وقتی میشینی پای کامپیوتر روی صندلی کج بشین ولی راست بگو.
درود بر تمام آذریها
خطاب من اون دوستانی هستند که دم از جدایی میزنن. از هر قشری از هر قومیتی. دوست گرامی اصلا بر فرض همه چی حل شد و شما به هدفتون رسیدید و جدا شدید . فکر می کنید مشکل حل میشه ؟ دوست گرامی مشکل ما جدایی و زبان و دولت نیست . مشکل از خودمونه . ایرانی ها یک مشت انسان های حق به جانب و پررو هستند همیشه حق رو با خودشون می دونند این مردم انقدر کمبود و مشکل دارند که اگه کسی بخواد درباره این مسایل حرف بزنه باید چند جلد کتاب بنویسه. تا وقتی این افراد در جامعه هستند وضعیت همینه. شمایی که میگی جدا شیم بعد جدایی با افراد همین تبریز خودمون چه میکنین ؟ مشکلاتی که در شهرمون هست عاملش همین افراد هستند. این افراد هم قراره جدا بشند ؟ شما که نمی تونی ۸۰ درصد جامعه رو جدا کنی. متاسفانه این مشکل تو خون و رگ ایرانیا است تو کل تاریخ هم نگا کنین همین جوری بوده در قالب های مختلف.
دو تا جمله است که این دو جمله رو مخصوص ایرانیا ساختن
تاریخ تکرار می شود
از ماست که بر ماست
و اگر شما تاریخ این ایران بزرگ را بخوانید ریشه حق به جانب بودن ما را خواهید فهمید تاریخ معاصر ما که اکنده از خیانت ها و جنایت ها و افسوس های بسیار است.
مناطق فارس؟؟؟
در استان کرمان وضع معیشتی مردم فاجعه باره ،حتی از اصول اولیه شهروندی هم برخوردار نیستند
اصفهان رودخانه های اصلی و زاینده رود خشک شده
در کرمانشان و بقیه جاها هم اوضاع به هیچ وجه خوب نیست
اونوقت شما بر چه دلیل و منطقی این حرف ها ی بی ارزش را می زنید؟
نفت خوزستان را به کدامین فارس داده اند؟؟؟
اصلا این فارس (ضمنی) که امثال پان ترکیست ها درست کرده اند وجود خارجی ندارد!
کدام امکانات را شیرازی ها!!! دارند که هموطنان تبریزی ندارند!!!
جمع کنید این بساط کذب و دروغ را ، که جز رسوا کردن خودتان ثمری ندارد
در ضمن کوروش یک واقعیت انکار نشدنی هست.
این ادعای پان تورک بودن ما یک خیال و توهم و شایعه ای هست که تو اتاق مخصوص فرهنگستان زبان و ادب فارس برای مبارزه با ترک زبانان ایران ساخته شده آقای خداد عادل اینقد فارس طلبه حالا ما باید به اون بگیم پان فارسیسم؟؟؟؟آیا این واقعا دوست است که بخاطر ترک بودن تیم تراکتور دوسال اون تیم رو از قهرمانی محروم کرد؟؟آیا درسته که به ما ترکا القاب مختلفی بدن؟؟آیا درسته که ما بخاطر خواستن مدرسه به زبان مادری و در اعتراض به توهین به زبان و اصالتمون کشته بشیم همانند یک خرداد سال ٨۵؟؟آیا درسته که قول آقای روحانی در مورد تاسیس فرهنگستان زبان ترکی پوچ در بیاد و فقط یک اتاق اون هم با نام فرهنگستان ادب و هنر آذربایجان نه زبان ترکی تاسیس بشه؟؟مگر ما ترکا نبودیم که از شما در برابر هجوم دشمن بعثی دفاع کردیم و افرادی مانند باکری ها و علایی ها دادیم؟؟عایا ١٢٠٠ سال از حکومت این کشور در دست ترکا نبوده از جمله حکومت قاجاریان و غزنویان،اشکانیان،آق قویونلوها،سلجوقیان،صفویان و چند حکومت دیگر؟؟شما دم از حکومت ٢۵٠٠ ساله حکومت فارسا میزنید در حالیکه ١٢٠٠ سال از اون تاریخ متعلق به ترکا و٧٠٠ سال عربها و ٣١٠ سال یونانیان و ١۵٠ سال ایل های مهاجر مانند مغلول ها بوده،کو آن حکومتی که از آن دم میزدید؟؟واقعا برای کسانی که ما رو تجزیه طلب فرض میکنن متاسفم که خودشون تجزیه طلب اصلی هستند و در آخر عایا این کار دولتمردان ما درست ایت که ارمنی ها با صد و پنجاه هزار نفر در ایران زبان مخصوص خودشونو داشته باشن ولی ترک زبانا با سی میلیون نفر تو ایران مدرسه ترکی نداشته باشن؟؟شعور جمهوری آذربایجان هم در اینجا قابل ستایشه که برای دو سه هزار نفر فارسی زبان در آذر بابجان مدرسه مخصوص گذاشته در حالی که در ایران؟؟؟ یاشاسین تورک میلتیمیز
در تایید کردن این دیدگاه به چند راهی رسیدم
که آیا مانند دیگر دیدگاه ها و فحاشی های همفکران این دیدگاه را تایید کنم یا نه ،آیا با تایید این دیدگاه دل هموطنانم را میشکنم (قطعا که میشکند) یا با تایید این دیدگاه طرز فکر همفکران را نشان دهم؟
چیزی که بیشتر از همه مرا زجر می داد این بود که با تایید این دیدگاه کمکی می کنم به پان ترکیستها برای منفور کردن چهره آذری ها عزیز کشورم!!!!
یک پان ترکیست بی سواد یا یک هموطن نا آگاه فرقی نمی کند ، مهم دلیست که با خواندن این دیدگاه میشکند ! دلی که اگر ذره ای مهر از ایران ایرانی داشته باشد!
این چه قشر افرادی هستند که حتی تحصیلات دوم متوسطه هم ندارند و نمی دانند که اشکانیان تبار آریایی دارند (نام حکومت پارت) ؟؟؟؟؟
واقعا امثال ،این طرز فکر ها چه جایی می تواند داشته باشد در بین مردم فرهیخته آذری؟؟؟
کدام انسان حق شناسی می تواند خون کسانی که برای حفظ ایران جانشان را دادند و تکه تکه شدند به بازی بگیرد و خونشان را پای مال کند و بهانه ای برای وطن فروشی خود قرار دهد؟
زجه میزد زمانی که نوه ستار خانی که می خواست جواب عده ای منحرف قومی را را در مصاحبه رادیویی بدهد که ستار خان برای ایرانش جنگید و مرد!
----------------------------------------------------
مگر ما ترکا نبودیم که از شما در برابر هجوم دشمن بعثی دفاع کردیم و افرادی مانند باکری ها و علایی ها دادیم؟؟؟؟؟ ( جنگ را نه ترک ها پیش بردند نه فارس ها بلکه ایرانیانی که خود را ایرانی می دانستند ) چه جالب که حالا جدایی طلبان پرچم شهدای وطن را بر سر دست گرفته اند!!!
شما دم از حکومت ٢۵٠٠ ساله حکومت فارسا میزنید در حالیکه ١٢٠٠ سال از اون تاریخ متعلق به ترکا و٧٠٠ سال عربها و ٣١٠ سال یونانیان و ١۵٠ سال ایل های مهاجر مانند مغلول ها بوده،کو آن حکومتی که از آن دم میزدید؟؟
(کدام از این حکومت ها نا داخل آدم ها یی مانند پان ترک ها را سخن گوی خود کرده اند ، هرچه هم باشد جدا از خزئبلات شما هر حکومتی هم که بر سر کار بوده حکومت ملی ایرانیان بوده به کوری چشم جدایی طلبان)
(جدایی طلبان حق این را ندارند که از حکومت هایی صحبت کننند که خود را ایرانی می دانستند ،جدایی طلبان خود را از ریشه چنگیز میدانند پس نیازی به سخن میان اوردن از حکومت های ایرانی نیست!)
----------------
واقعا برای کسانی که ما رو تجزیه طلب فرض میکنن متاسفم که خودشون تجزیه طلب اصلی هستند و در آخر عایا این کار دولتمردان ما درست ایت که ارمنی ها با صد و پنجاه هزار نفر در ایران زبان مخصوص خودشونو داشته باشن ولی ترک زبانا با سی میلیون نفر تو ایران مدرسه ترکی نداشته باشن؟؟شعور جمهوری آذربایجان هم در اینجا قابل ستایشه که برای دو سه هزار نفر فارسی زبان در آذر بابجان مدرسه مخصوص گذاشته در حالی که در ایران؟؟؟
(لعنت بر زبانی که بر دروغ و در اهداف اهریمن باز شود)
-----------------
این ادعای پان تورک بودن ما یک خیال و توهم و شایعه ای هست که تو اتاق مخصوص فرهنگستان زبان و ادب فارس برای مبارزه با ترک زبانان ایران ساخته شده آقای خداد عادل اینقد فارس طلبه حالا ما باید به اون بگیم پان فارسیسم؟؟؟؟
فرهنگسرا زبان فارسی از ۳۰ سال پیش تقریبا شده مانند مترسک
(فرهنگسرایی که رئیس آن در شبکه عرب زبان میگوید ۵۰ درصد زبان ما جملات عربیست و ما خیال حذف آن را نداریم
این فرهنگسرا هیچوقت نمیتواند در جهت اهداف شونیسم فارس خیالی شما بکار رود)
--------------------------
شما فقط بیسوادی و زود باوری همفکران خود را نشان داده اید!
فاصله شما با مردم بزرگ اهل ادب و فرهیخته آذربایجان از زمین تا آسمان
هفت پیکر - نظامی:
همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد دل ز تن به بود یقین باشد
مینگیز فتنه میفروز کین خرابی میاور در ایران زمین
تو را ملکی آسوده بی داغ و رنج مکن ناسپاسی در آن مال و گنج
شما از تاریخ تمدن ایران و این که چه موقع زمام داری دست که بوده سخن به میان می اورید لازم به ذکر است که هیچ کدام از نمونه هایی که بیان کردید باید گفت که حکومت پارتیان یا اشکانیان سر براورده از جنوب دریای کاسپین(خزر) بودند در مورد دیگر حکومت صفویان به اعتقاد بسیاری از مورخان از جمله راجر سیوری معتقد است که اصالت نژادی صفویه متعلق به کردستان است و به گفته پژوهشگرانی چون ولادیمیر مینورسکی اذربایجان از تاریخ ۹۷۰ تا ۱۵۱۰ میلادی اذربایجان به پایگاه اصلی یکپارچگی صفویه تبدیل گشت و این برداشت بدست می اید که زبان ترکی به تدریج وارد صفویه شد اما نژاد ان ها از اذری ها نبود . شیخ صفی الدین اردبیلی از بزرگان خاندان صفویه بود که چند سروده به زبان ترکی نیز دارد و ابن بزاز اردبیلی که شاگرد پسر شیخ صفی بود درباره اصالت این دودمان در کتاب صفوه الصفا متعلق به سال۱۵۰۱ میلادی مینویسد:شیخ صفی الدین از نوادگان یک نجیب زاده کرد به نام فیروزشاه زرین کلاه میباشد.
در مقابل حکومت هایی چون قزنویان اققیونلو ها و سلجوقیان درست است که ترک زبان بودند اما خدمات و ارزش کار هایشان و همچنین وسعت حکومت ان ها هیچ یک با صفویان که در زمان شاه عباس کبیر به اوج خود رسیده بود نیست اگرچه اگر کار نیکی در خدمت به ایران بزرگ صورت گرفته شایسته تقدیر است. شاه عباس صفوی با خود افتخار پیروزی بر پرتقالی ها و از بکان و از همه مهم تر پیروزی بر امپراطوری عثمانی بود اورد . از این جهت شاید بتوان گفت پس از تسخیر ایران توسط اعراب این طلوع دوباره یک امپراطوری بود.
اما از طرف دیگر ما قاجاریه خائن و وطن فروش را داریم که تمامی خون هایی که برای پاسداری از مشت به مشت خاک ایران ریخته شده بود را به هیچ فروختند و حتی شاه خائنی چون ناصر الدین شاه برای تامین هزینه سفر خود به فرانسه حاضر شد تا قرارداد ننگین رویترز را امضا کند و بدون هیچ گونه جنگی به روسیه اجازه داد تا مناطق شرقی دریای خزر را به تصرف خود در بی اورد کار هایی که قاجار با ایران کرد اعراب جاهل توان انجام دادن یک دهم ان را هم نداشتندو بی شک در تاریخ ایران دوره ای ننگین تر و سیاه تر از قاجار نیست.
اما صرف نظر از همه این ها بحث بر سر نژاد اهمیتی ندارد بحث بر سر ایران دوستی و ایران ستیزی است ما در این تاریخ خود شاهد خیانت افرادی بی هویت که از نژاد های اصلی ایران بودند هستیم و از سوی دیگر کار های ارزشمند افراد ی از دیگر نژاد ها مهم برای ما امروز این است اگر فردی در تاریخ ایران کاری نیک در جهت شکوه و خدمت به ایران انجام داده است نام ان فرد در قلب و روح ما جای دارد و بر ما است که از او تجلیل کنیم به عنوان مثال از دل خاندان فاسد قاجاریه افرادی چون عباس میرزا سر بر اوردند و به کمک این افراد ما ۱۰ سال در برابر ارتش مجهز روس ایستادیم .
اما برخی افراد ایران ستیز این برگ های تاریخ را دست مایه خود برای رسیدن به اهداف تجزیه طلبی قرار میدهند بیشک امروز بر همگان واضح و روشن است نقش زبان معیار و رسمی در حفظ یکپارچگی یک ملت و یک کشور خواستن زبانی دیگر به غیر از زبان شیرین پارسی معنایی جز درخواست دوگانگی و خود را از دیگران جدا دانستن ندارد. اگر ما به کسانی که خود را ترک خطاب میکنند این اجازه را بدهیم دیگر اقوام ایرانی نیز به مانند و یا چیزی فراتر از ان را میخواهند که با وجود گستردگی لهجه ها و زبان ها در ایران چیزی به نام زبان رسمی باقی نمیماند. از سوی دیگر این امر اتحاد کشور را تخریب خواهد کرد بدین گونه که هر قوم در ایران خود را به واسطه زبان خود از دیگری متمایز خواهند دانست و در پی تقابل با دیگری بر خواهند امد. سطحی نگریستن به پدیده زبان و تاثیر ان در جامعه تنها خواسته تجزیه طلبان ایران است.
و در پایان شما با طور کاملا ناجوان مردانه خون تمامی شهیدان در راه ایران در طول اعصار را به پای ترک ها (که وجود مجازی دارند) گذاشتید و به طور کل منکر تمام رشادت ها در راه ایران که پایه و بنیان ان افرادی به غیر از هموطنان اذری ما بودند شدید. البته که اذری ها برای ایران بسیار جنگیدند اما باید توجه داشت هر قومی که امروز در ایران میبینید روزی در راه این خاک شمشیر زد و خاک مقدس ایران را مهمتر از خون و جانش دانست و بدین سان هر قوم در ایران روزی دین خود را به مردم و خاک ایران ادا کردند. و این که شما بپندارید که فقط هموطنان اذری ما در جبهه های ایستادگی در برابر دشمنان بودند تفکری پوچ و توخالی است.
به امید روزی که ایران به شکوه گذشته برگردد
در مورد نکته دوم مطلبتان توریسم تنها سهم ۵٫۹ درصدی از تولید ناخالص ملی ترکیه را دارد. مثل عوام الناس نظر ندهید لطفا. اول مطالعه بعد سخن.
ولی چند وقت پیش رفتم خونه هم خدمتیم تبریز با رفیقم که توی پارک فارسی حرف میزدم فقط دنبال چماق بودن بزن تو سرم...توی مغازه هاشون که میرفتی یه چیزی بخری اصلا اهمیت نمیدادن چی داری میگی!در کل اصلا از فارسها خوششون نمیاد...اینم بگم ۵ تا انگشت مثل هم نمیشه همه جا هم خوب داره هم بد....
در پایان از تمام هم میهنانی که خودشون را جدا از ایران میدونن دعوت میکنم حتما درباره طرح خاورمیانه بزرگ تحقیق کنن تا به نیت شوم دشمنان پی ببرند.
اوقدر بی غیرت اولماموشوخ کی بیزیم ایرانیمیز او علیف و چالدران وحشی لر ساتاسوز.
از ان جایی که این شخص از کلماتی چون (شهر های شما) و (شما فارس ها) استفاده کرده به طور کاملا اشکارا مشخص است که این فرد نه ایرانی است و نه در خاک ایران زندگی کرده است .تا بداند مشکلات امروز ایران رو. متاسفانه در ایران استان های بسیاری از امکانات و تجهیزات بی بهره اند به عنوان مثالی کوچک میتوان گفت استان سیستان و بلوچستان عاری از هرگونه تجهیزات صنعتی است و میتوان گفت که صنعت در این استان معنایی ندارد و از طرف دیگر بی ابی و خشک سالی چند دهه پیش که هنوز هم ادامه دارد دیگر چیزی از کشاورزی در این استان باقی نگذاشته و این عوامل سبب کوچ کردن سریع و رو به رشد مردم ان منطقه به سایر نقاط ایران شده و این در حالی است که این استان با وجود داشتن بیشترین وسعت دارای کمترین میزان جمعیت است و بیکاری رو به فزون در این استان سبب ایجاد نا امنی گسترده شده است و این شخص بی اطلاع در حالی از کوچ جوانان اذری برای کار به دیگر استان ها خبر میدهد که استان های شمال غربی ایران با وجود کوچک بودن از تراکم جمعیتی بالایی برخوردار هستند . و به لطف اب و هوای خوب کشاورزی رونق داشته و شرکت های صنعتی بسیاری در ان جا مشغول به فعالیت هستند. (دو نمونه کوچک ۱ ایران خودرو تبریز ۲ تراکتور سازی تبریز ) حال باید استان های شمال غربی را محروم و فقیر بدانیم یا جنوب شرقی را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟( به امید خدا همه جای خاک مقدس ایران اباد شود) متاسفانه پدیده کوچ برای کار در ایران روز به روز در حال افزایش است و مختص یک منطقه نمیشود و اکثر این کوچ ها از مناطق غیر صنعتی به صنعتی است . پس میتوان نتیجه گرفت که بیشتر کوچ ها به سمت مناطق صنعتی شمال غربی است. در ضمن باید به این نکته اشاره کرد که تمام ایران بزرک وطن اذری ها است. و انان در طول تاریخ این مهم را ثابت کرده اند از حملات سلطان سلیم عثمانی و جنگ با صفویه گرفته تا همین جنگ هشت ساله ( البته پیشینه تاریخی ان به زمان پیدایش ایران برمیگردد که من به صورت خلاصه و موارد معاصر ان را گفتم) اذری ها ایرانی اند و همواره با دلاوری هایشان برای ایران این مورد را برای ما زنده و زنده تر کردندتا هرگز فریب افکار و گفتار تجزیه طلبانه پان ترک هایی چون (شما) را نخوریم. این افراد با دامن زدن به مشکلات و مسائل امروز ایران و تحریک گروهی از جوانان نا اگاه اذری ما راه و رسم تجزیه طلبی در پیش گرفته اند . باید بدانند که تا زمانی که یک نفر ایرانی وطن پرست در ایران بزرگ زنده است هرگز به اهداف کثیفشان نخواهند رسید و حتی یک وجب از خاک ایران را نمیتوانند جدا کنند!
به امید بازگشت همه سرزمین های از دست رفته ایران در طول تاریخ.
با این که خودم آذری نیستم(بماند که چقدر فحش دادی) اما با یک عبارت جوابتو میدم چون میدونم تو یکی ایرانی که نیستی بماند،آذری هم نیستی زیرا اگر بودی اینقدر بی غیرت و وطن فروش نبودی و به قول جناب کوروش حتی نمیدونی تو ایران چه خبره. پس :
" درود بر تمام آذریهای عزیز و با غیرت ایران "
و اینم بهت بگم این جریان پان ترکیسم که افراد بیسواد و نا آگاهی چون تو در اون فعالیت میکنن حداقل تا صد سال دیگر هیچ دستاوردی نخواهد داشت(حتی اگه وضع ایران بدتر از این بشه)بنابراین حتی اگر روزی(خدای ناکرده) آذربایجان از ایران جدا شود حداقل تو یکی یا در قید حیات نیستی یا اینکه یکی باید زیرت لگن بذاره؛پس زندگیتو بیهوده تلف نکن.
ضمنا میگن از وجود یک مدل دشمن نباید ترسید:
دشمنی که ناآگاه و بیسواد است،زیرا چنین دشمنی فقط در حد ادعا هست و این در حرف های شما بیداد میکند.
هم استانی ها و برادران شما باعث آبروریزی ترک های ایران شدند که لرهای جنوبی چپ و راست به ما قشقایی ها میگن پان ترک پان ترک و چرندیاتی که خریدار نداره و.....
حالا فرهنگ تو خالی ترک؟نه بابا!
یعنی شما در تبریز ترکی حرف نمیزنید؟نه بابا!
و بهترین راه این است که متخصصان این امر وارد بشن چه از لحاظ تاریخی، چه از لحاظ ژنتیکی و چه از لحاظ زبان و قوم شناسی، بالاخره این بحران هویتی باید حل بشه که همه راحت بشن.
فقط یه توضیحی به بعضی از عوام که حرفهای احساسی و کوچه بازاری یا اصطلاحا پوپولیستی میزنن عرض کنم که بعضی ها بخاطر زرق و برق ترکیه میخوان خودشونو وصل کنن به ترکیه واینطوری برای خودشون هویت جدید بسازن ، اینکه بنده خداها خود ترکیه هم بحران هویتی داره ، نمیدونن مغولن! نمیدونن تورانی هستن ، ارمنی اند، کرد اند ، عرب اند ... خلاصه ملغمه ای از همه چیزاند ، ولی اگه هم ترک (مغول) باشند که کلا سر هم رفته تاریخ اجدادشان زیر هفتصد ساله ، بنابراین سنخیتی با مردم آذرپادگان(آذرآبادگان و ...) ندارن چون تاریخ آذرپادگانیها (آریاییها) فراتر از سه هزار ساله ، بنظر شخصی خودم هویت ترکیه مخلوطی از عرب و مغوله
در پایان اشاره میکنم به حرف ارزشمند دانشمند و ادیب بزرگ استاد معلم دامغانی:
«توحش بعد از تمدن»
باز هم در پایان پیشنهادم سپردن این موضوع به متخصصان تاریخ، ژنتیک، زبان،اقوام و... میباشد.
بدرود آریو از اهواز
همین الان هم ساکنین استان های شمال غربی ایران از وضع مناسبی نسبت به دیگر مناطق ایران برخوردار هستند چرا که امکانات خوبی در ان جا وجود دارد و زمینه های بزرگ صنعتی و اقتصادی در این استان ها وجود دارد اما چرا انان به زبان خود (البته از دید شما) انقدر اصرار دارند ؟ دلیل ان هم مشخص است چرا که انان خوب میدانند که این پایان مسیر نیست بلکه مسیری است به سوی خود مختاری و تجزیه طلبی.
ای کاش میدونستن اگه ایرانی نبودن زمان قاجار با شوروی نمیجنگیدن تا دوباره به ایران ملحق بشن؛ای کاش میدونستن ستارخان و باقرخان برای چی جنگیدن تا ساز جدایی طلبی نمیزدن؛ای کاش میدونستن اگه ایرانی نیستن پس چرا تو جنگ چالدران تو سپاه ایران بودن
و در نهایت ای کاش میدونستن چی شد که زبونشون ترکی شد که الان نسبت بهش اینقدر تعصب دارن.
دوما ما هیچ ستارخان ، باقرخان ، بابک را فراموش نمی کنیم.
سوما مردم آذربایجان حتی اگر همین دیروز هم ترک شده باشند شما حق ندارین ما از خوندن و نوشتن زبانمون منع کنین و به ما توهین کنین.
راه باز جاده دراز
دوست عزیز عقلتان رو به دست کسی ندید.
پان ترک ها دو دسته هستند کسانی که حقوق بگیر دولت باکو هستند و دسته دوم بیشتر جوانان ناآگاهی که به دنبال هویت طلبی هستند
بحث زبان مادری و ... همه بهانه هایی هست که مطرح میکنند هدف نهایی پان ترک ها تجزیه ایرانه و عملا میبینید از پرچم جمهوری اذربایجان و ترکیه استفاده میکنند
در مورد فارس ها این افراد به دنبال دشمن سازی هستند چون اگر منظور نژاد فارس هست که مختص چند استان فارسو اصفهان و شیراز و ... میشه و در هبچ کجای تاریخ ما جنگ بر اساس قومیت با هم نداشتیم . پس منظور پان ترک ها از فارس نژاد فارس نیست بلکه هویت فارسی یا همون پارسی که ایرانی شناخته میشه هست. از نظر اونا هرکی زبان فارسی استفاده کنه فارس هست درحالی که به عنوان مثال خود بنده گیلک هستم ولی زبان مشترک همه ما فارسی هست
اصولا هیچ فردی در کشور از صحبت کردن به زبان محلی منع نشده.
چیزی که این افراد دنبالش هستند محو زبان فارسی از منطقه اذربایجانه تا کم کم بتونن کشور رو تجزیه کنند.
شاید وضع اجتمایی و فرهنگ رو به تخریب مردم و ایران خوب نباشه (و حتی در برخی موارد از فاجعه هم گذشته باشد) ولی تنها مختص به شما نیست
در رابطه با هویت باید بهتون بگم که تو این مملکت نه فارس همه کاره هست و نه کرد و عرب و لر و آذری و گیلک و ترکمن و بلوچ و .....
۱-بودجه ای که برای احیای دریاچه ی ارومیه اختصاص داده شده از کل بودجه استان خرسان جنوبی یاکرمان یا یک استان فارس نشین دیگر(فقط یک استان نه مجموع)بیشتر است،حال بماند که بودجه ی آذربایجان غربی جدا از بودجه دریاچه هست(واقعا چه فارسهای وحشتناکی که قصد دارند عرصه را بر شما تنگ کنند)
۲-اگه فارس همه کاره بود الان تخت جمشید رو به تخریب نبود!!!!!!!!!!
۳-اگه فارس همه کاره بود فیلم ۳۰۰ تا الان توسط یک نفر از مسئلین محکوم شده بود!!!
۴-اگه فارس همه کاره بود آقای خلخالی در مقاله خودش به تاریخ ایران حمله نمیکرد.
۵-اگه فارس همه کاره بود کتابهای پورپیرار که کاملا بر وفق مراد شماست چاپ نمیشد!!!!!!(جالبه بدونید پور پیرار راحت داره تو خیابون راه میره.)
۶-اگه فارس همه کاره بود کتابهای دکتر زرین کوب که بر خلاف میل شماست ممنوع چاپ نمیشد.
۷-میدونید در کتب درسی از اول دبستان تا پایان دانشگاه فقط در حد پنج صفحه از تاریخ ایران باستان گفته شده و بقیه از اسلام.
۸-تا حالا دقت کردید صدا و سیما تا بحال حتی یک فیلم از تاریخ ایران باستان نساخته!!!!!
۹-تا حالا دقت کردید دانشجویان زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ها بیشتر عربی میخوانند تا فارسی!!!!!
لطفا در ریشه یابی هر اتفاقی کمی دقت کنید وضمنا توهین ها برای خیلی از شهرها و مناطق دیگر ایران هم هست.ای کاش میدونستین عثمانی تو تبریز چقدر آدم کشت تا زبونشون ترکی بشه.مصری ها هم زبان عربی حرف میزنند اما عرب نبودند بلکه زبانشان عربی شد.
درباره دریاچه ارومیه گفتین که بودجه دریاچه اورمیه بیشتر از چند استان هست واقعا من تعجب کردم کدوم بودجه شما اگه به ردیف های بودجه نگاه کنی حتی یک ریال واسه دریاچه ارومیه اختصاص ندادن و اما برای احیای زاینده رود ۱۰۰۰میلیارد تومان پول اختصاص دادن این عدالت حتما
شما درباره خلخالی صحبت کردین اره خلخالی حمله کرده به ازدواج بامحرم
تعریف شما از قوم فارس کیست؟ کجا زندگی می کنند؟
دوم
از همه جای ایران رفتند اوناییم که رفتند مانند باکری که دخترشونم اعلام کرده از اونایی که زبان مادری را دست اویز توهین به ایران کرده به بدترین الفاظ مورد خطاب قرار داده وعلام کرده اند پان ترکیست ملعبه ای از بیشعوری و وطن فروشیست
روشنتر از این؟
روشنتر از بیانیه ی خانواده و نوه ستار خان؟
کسی که از زبان مادری و قومیت خود دفاع کند کار پسندیده ای کرده ولی نه اینکه این را بهانه ای برای وطن فروشی و فروختن خون ستارخان ها و باکری بکنند
جک های قومیتی بلای جان قومیت ها شده و یک ایرانی هیچوقت این کار را نمی کند
نیت شما خیر است ولی حواستان باشد ملعبه وطن فروشان نشود
زبان معیار زبانی است که برای یکپارچگی وهمدلی از آن استفاده می شود نه برای اجازه دادن یا ندادن به دیگر زبان ها.
زبان تمام اقوام محترم است
همه قومیتها در ایران باید همگی حق و حقوق یکسان داشته باشند
پان ها بیش از این فسادهای زیادی را برای از هم پاشیدن این اب و خاک در نظر داشتن و دارند
شاید باورتون نشه عزیزان
یه بار با چند تاشون برخورد داشتم که میگفتنند تا تخت جمشید باید زیر مالکیت ما باشه
حرص و طمع این مجهولان رو باش
دلیلشو که پرسیدم این بود که میگفتند انو ما ساختیم > ادم خندش میگیره
جواب دادم احتمال داره که اسیرانی از جمله جد اباد جنابالی نقش جارو کش و سوفری تخت جمشیدو داشتن اما زشته بگی مال ما بوده برده زاده
در زمان قاجار شوروی به تبریز حمله کرد، مارو تنها گذاشتید، قشون محمدعلی شاه مارو به خاطر حمایت از مشروطه محاصره کرد و مردم تبریز به خاطر آزادی شمار یونجه خوردند، جمع شدید و گفتید ترکای خر رو نگاه کنید یونجه می خورند، در سال ۱۳۲۸ در تبریز سیل اومد، در حالی که آواره بودند و منتظر کمک هم وطنان و به خاطر نرسیدن کمک، هزاران نفر در اثر طاعون مردند. وقتی دولت مرکزی محمدرضا شاه پهلوی ، تبریز و آذربایجان را محاصره کرد شهرهای دیگه از دولت حمایت کردند و به ما کمک های دارویی نرساندند، میدونید چند نفر در اثر جزام جانشون رو از دست دادند؟
جک درست کردید، روزنامه رسمی کشور به ما سوسک گفت؛ در نرم افزارهای موبایل ها که اتفاقا مجوز هم دارند می دونید چندصد تا جک به آذری ها می گن؟ آقای ماهی صفت میره روی سن و دهنشو باز می کنه هر چیزی میگه، کسی بهش گفته بالای چشمت ابروئه؟
توی استادیوم ها هم که دیگه هیچی، هوادارای پرسپولیس وقتی جلو میفتادند یادتونه چی میگفتن؟ «ترکه صداش در نمیاد--صدای عر عر نمیاد»
خسته شدیم از بس پوزخندهای شمارو به لهجه مون دیدیم.
ما دلمون خیلی خیلی از شما پره، اما در هر صورت به اینکه برای خاک ایران شهید دادیم، و برای خاک ایران بزرگانی چون علامه مجلسی، امینی، طباطبایی، شاعرانی مثل شهریار، اعتصامی، خاقانی رو پرورش دادیم افتخار می کنیم.
من پان ترک نیستم، ولی بهتره مشکل رو از جای دیگه ریشه یابی کنید.
آقا بابک بدبختی و فلاکت همیشه برای همه ی مردم ایران بوده نه برای یک عده خاص،برید تو اینترنت تحقیق کنید درباره خشکسالی شدیدی که در زمان محمدرضا شاه در خراسان بود.
زمان قاجار هم همه مردم ایران بدبخت بودن.در رابطه با خدمات مردم غیور آذربایجان به ایران خودتون چند مورد ذکر کردید که نشان از اصالت عزیزانی چون شماست.
اما دوست عزیز در رابطه با جک ها و توهین ها ازتون خواهش میکنم منصفانه قضاوت کنید.اگه ما این جک ها رو ساختیم پس جک هایی که برای اصفهانی ها،کرمانی ها،مشهدی ها،یزدیها،رشتیها،اعراب و ... ساخته شده از طرف کیا هست؟آیا این درسته که ما بگیم شما این جک ها رو ساختین؟
دوست عزیز قطعا اون افرادی که چنین توهین هایی میکنن مطمئن باشید احمق هایی بیش نیستند که نمیدونن ایرانی بودن یعنی چی؟چون اگه میدونستن ایرانی بودن یعنی چی و اگه ذره ایی سواد تاریخی داشتن میدونستن آذری بودن چه افتخاری داره.مطمئن باشید چنین افرادی اگه تیمشون از سپاهان هم عقب می افتاد به نوع خودش توهین های دیگر رو داشتند.آقای ماهی صفت هم در رابطه با همه اقوام ایران جک میگن حالا مگر اینکه به طور جدا به آذریها توهین کرده باشن که من بی اطلاعم.
من ازتون خواهش میکنم چنین توهین هایی رو به اسم همه مردم نگذارید چون همه مثل هم نیستن.
حداقل خود من جز بازیهای تیم ملی اصلا فوتبال نمیبینم و طرفدار هیچ تیمی هم نیستم چون تا حالا فوتبالی فاسد تر از فوتبال ایران ندیدم،بگذریم از اون توهین هایی که بخاطرش یه عده جدایی طلب شدن.
در رابطه با اینکه میگید روزنامه رسمی کشور به شما توهین کرده باید بهتون بگم که این توهین ها مختص شما نیست.در این کشور بارها به طور رسمی به تاریخ و هویت تمام مردم ایران توهین شده،از مستند سازی گرفته تا چاپ کتاب مزدورانی چون پورپیرار.متاسفانه جریانی متعصب و جاهل در ایران وجود داره که اگه آزاد باشه یک شبه تمام میراث فرهنگی این کشور رو تخریب میکنه؛بنابراین این توهین ها در روزنامه های رسمی رو به اسم بقیه هموطنانتون نگذارید.
بدرود
بعد از تغیرات آتی در پارسیان دژ نوشتار پیرامون زبان مادری برای حمایت از این هموطنان منتشر خواهد شد
اما زبان ملی ،نشان اتحاد اقوام ایرانیست نه تجاوز یک قوم به قوم دیگر جناب محمد
من خواستم یه مطلبی رو خدمت این دوستمون محمد پرسش کنم و اون اینکه اینکه شما میگید فارس ، منظورتون چیه؟ آیا همون غیر ترک رو میگید فارس یا قوم فارس؟
لطفا جواب پرسش منو بدین!
مطلب دیگه اینکه من خودم بختیاری هستم و زبان مادریم هم بختیاری است و از قوم ماد هستم( از شاخه لر بزرگ) و از کودکی تا الان هم به زبان لری بختیاری صحبت میکنم و تا الان هم کسی نیومده در خونمون با اسلحه بگه باید فارسی حرف بزنی! ولی خدمتت بگم که زبان فارسی زبان ملی ماست همان طور که پرچم ملی ما واحد است
دوست عزیز الان من در تهران کار میکنم اگه بخوام به زبان خودک صحبت کنم همکار من که آذری است یا کرد یا بلوچ یا اصفهانی یا تهرانی به هیچ وجه متوجه نمیشه پس باید به زبان رسمی صحبت کنم نه محلی، بعنوان مثال من یه جمله بختیاری میگم ببین شما متوجه میشید: کر گووم دی گپ وابیده خس ایا تیم . ( پسر برادم بزرگ شده خودش میاد پیشم) پس محلی صحبت کردن جایی داره و رسمی هم جایی .
درود بر تمام بختیاری ها که از اصیل ترین و کهن ترین اقوام ایران هستند
اینجا ایران است
اینجا پارس است وپیشتر پارت
اینجا کنام پومپه دیوس سرداراشکانی درزمان ارد اول است
اینجا کنام تیری میتری و راهزاد وشهرگراز وشاندرکاهن وبهمن جادویه ورستم فرخزاداست
اینجا زادگه شیران مدافع 8سال جنگ باعراق است.
درود هموطن.
درود به شما بچه جنگ
درود به آذری های عزیز و ترک تبریز های عزیز
کور شود چشم ترکیه و جمهوری آذربایجان
امیدوارم کشور هایی که از ایران جدا شدند در معاهده های ننگین دوره قاجاریه .؟
و طبق قانون اگه صد سال از این کشورها گذشته باشه باید به ایران عزیز برگرده.
به امید آن روز
✌✌✌✌✌✌✌✌