
در دهه سوم ژوئیه سال۱۹۹ میلادی و طبق نوشته برخی از مورخان بر پایه تطبیق تقویمها ۲۶ ژوئیه، بلاش چهارم شاه اشکانی ایران اقوام مهاجر خزر را که از آسیای میانه به سوی غرب به حرکت در آمده و دسته ای از آنها وارد برخی از مناطق ساحلی دریای مازندران شده و در حال دست اندازی بیشتری بودند به آن سوی دربند قفقاز عقب راند. بلاش با این که در معرض حمله نیروهای «سه وروس» امپراتور روم بود که وارد ساحل شرقی مدیترانه شده و قصد پیشروی به سوی شرق را داشتند، به بیرون راندن خزرها اولویت داده بود و با ارسال یک پیام صلحجویانه به «سه وروسSeverus»، ارتش ایران را مامور بیرون راندن خزرها کرده بود و موفق شد.
«خزر» در لغت به معنای «آواره و سرگردان» است. مهاجرت این قوم در جریان مهاجرت آوارها، بلغارها و هون ها از آسیای میانه به سوی اروپا صورت گرفته بود. بلغارها از پامیر (شرق تاجیکستان) و در اصل فارسی زبان بودند. بلغارهای ولگا هنوز واژه های فارسی قدیم را بکار می برند.
از میان این اقوام مهاجر آسیای مرکزی، خزرها از میان رفته اند. خزرها در همان زمان به دین یهود گرویدند و گفته شده است که یهودیان «اشکنازی» که در اروپای شرقی و نقاط دیگر پراکنده اند همین خزرها هستند که روسهای «کی افی» آنان را پراکنده ساختند. اعراب مسلمان پس از تصرف ایران در صدد حمله به اروپا از طریق قفقاز بودند که همین خزرها مانع این کار شده بودند که بعدا مسلمانان عرب از طریق جنوب غربی اروپا (اسپانیا) قدم به این قاره گذاشتند. با این که خزرها دیگر وجود نداشتند، روسها (پس از ایجاد امپراتوری)، از قرن ۱۶ به این سوی، بر پایه منافع سیاسی خود دریای مازندران را «خزر» خوانده اند. یونانیان باستان، این دریا را به نام قوم ایرانی «کسپین ـ کاسپین» ساکن ساحل جنوب غربی آن که شهر قزوین به نام ایشان است دریای «کسپیان»( Caspian Sea )نامیده بودند که بین المللی شده است. در قرن جاری هجری سه بار به روزنامه های ایران و مولفان کتب درسی و معلمان مدارس توصیه اکید شده بود که خزر را دریای مازندران بگویند و بنویسند، یکبار در ۱۳۰۷، بار دیگر پس از ملی شدن نفت و از سال ۱۳۳۰ و بار سوم از سال ۱۳۳۵ و تاسیس سازمان هواشناسی و انتشار اخبار پیش بینی وضع هوا در رسانه ها.
برگرفته از تارنگار ایران و ایرانیان
جالب اینجاست که واژه ى خاخان امروزه به معناى روحانى دین یهود گفته میشود که ازجمله اسنادیست ریشه خزر بودن ( کنعانى نبودن) یهودیان اشکنازى رو اثبات میکند .
براى دوستى که با انتشار دروغ هاى پان گرگ ها سعى در تاریخ سازى جعلى دارند و از طرفى ادعاى کاسپى بودن خزرها را دارند و از طرفى قوم ایرانى تبار و ایرانى زبان سکاها را به خزرها ربط میدهند !!!!
سکاها ( سغدى ها) اقوام اولیه آریایی ( هندو اروپایی) هستند که به زبان ایرانى ( آریایی) شاخه ى شمال شرقى زبان هاى ایرانى سخن میگفتند و قبل از اینکه اقوام ترک توسط چین به غرب رانده بشوند ، در آسیاى مرکزى تا فلات ایران پراکنده بودند.
متاسفانه با یورش و تاخت و تاز ترکان این اقوام مورد تجاوز و تار و مار ترکان قرار گرفتند امروزه از اقوام. ایرانى منقرض شده به حساب مى ایند.
کاسپى ها هرگز ترک زبان نبودند .
زمانى که خزر ها به مرزهاى شمالى ایران حمله میکردند و مردم رو تار و مار میکردند،
کاسپى ها از هزاران سال قبل در کنار دریاچه کاسپین میزیستند.و اثار فرهنگى گسترده اى از اونها در گیلان و حتى کاسپین( قزوین) و کاشان باقى مانده .
خزرها تا قبل از فروپاشى امپراطورى ساسانى هرگز نتوانستند وارد مرزهاى امروزى ایران بشوند.
لازم به ذکر است ، وقتى جناب خاتمى در اجلاس سران کشورهاى اطراف دریاى کاسپین، از واژه ى " دریاى مازندران استفاده کردند،با عکس العمل شدید رئیس جمهور جمهورى باکو( اذربایجان) روبه رو شدند که ایشون رو مکلف کرد که از واژه ى " خزر" استفاده کنند.
با توجه به استفاده مکرر حکومت باکو از این واژه و ترک زبان بودن این مردم، احتمال این میرود که باکو خود را نواده و میراث دار خزر ها میدارد.
ممنون از نویسنده پژوهشگر و فرزانه پارسیان دژ که همواره در راستاى آگاهى دادن و شناساندن تاریخ ایرانیان رو اگاه میکند.
سپاس از پارسیان دژ براى چنین تارنماى برازنده اى که درخور نام پرشکوهش است .
کاس : کاسی ، کاسپین ، کاسه
غز : غز ها ، اغوز ها ، عزنوی ها ، غزنین
قز : قزوین
کاش : کاشان ، کاشمر ، کاشغر
کوش : کوشانی ها
خز : خزر ها
کوث : کوثی ها : گوتی ها
کوچ : کوچی ها
سه کاس ها : سکا ها
اوشکوز : اشکوز ها ، ایشغوز ها : سه+کاس ها
کاس ها قومی سفید پوست ، چشم روشن و مو قرمز بودند واین در مورد خزر ها و سکا ها و کوشانی ها و گوتی ها و... یکسان توصیف شده است . اینها همان ترک ها بودند .