جنگ وَلَجَه سومین و یکی از نبردهای مهم در جریان حملهٔ اعراب مسلمان به شاهنشاهی ساسانی بود که در سال ۶۳۳ میلادی، برابر با حدود ۱۲ هجری قمری در منطقهٔ عراق امروزی رخ داد.
طرفین جنگ و تعداد نیروها
* سپاه اعراب مسلمان: به فرماندهی خالد بن ولید.
* سپاه ساسانیان: متشکل از نیروهای ایرانی و متحدان عربِ ساسانی.
* تعداد نیروها: در برخی روایتهای تاریخی، اعداد متفاوت و بزرگی برای سپاه ایران و سپاه اندک برای مسلمان ها ذکر شده است؛ اما آمار دقیق و قابلاعتمادی از تعداد سربازان دو طرف در دست نیست.
چگونگی وقوع جنگ
پس از شکست سپاه ساسانیان در نبردهای پیشین، پادشاه ساسانی، شاهنشاه یزدگرد سوم، برای مقابله با پیشروی اعراب نیروهای بیشتری را بسیج کرد. فرماندهی بخشی از این نیروها بر عهدهٔ اندرزغَر بود و سپاه دیگری نیز به فرماندهی بهمن جاذویه پهلوان نامدار ایرانی در نظر گرفته شده بود.
خالد بن ولید تلاش کرد پیش از آنکه نیروهای ایرانی به یکدیگر بپیوندند، با سپاه اندرزغر درگیر شود.
در آغاز نبرد، ایرانیان مقاومت کردند و ضدحمله زدند؛ اما خالد با استفاده از مزدوران ایرانی که با آگاهی کامل از تاکتیک سپاه ایران و همچنین شناخت سرزمین های ایران، از سوارهنظام خود برای اجرای یک حرکت محاصرهای استفاده کرد. طبق روایتهای تاریخی، نیروهایی از سوارهنظام اعراب از پشت به سپاه ساسانی حمله کردند و سپاه ایران را در محاصره قرار دادند. این تاکتیک موجب شکست سپاه ساسانی شد.
نتیجهٔ جنگ
* پیروز جنگ: سپاه اعراب مسلمان.
* فرماندهٔ مشهور: خالد بن ولید.
* فرماندهٔ ایرانی: اندرزغر.
* اهمیت تاریخی: این شکست به تضعیف موقعیت ساسانیان در جنوب بینالنهرین و ادامهٔ پیشروی اعراب به سوی شهرهای مهمی مانند حیره کمک کرد.
شاهنشاه ایران با آگاهی از شکست ارتش ایران با شگفت زدگی جویای دلیل شکست شد، سربازان و فرماندهانی که از میدان نبرد برگشته بودند چنین گفتند:

«ای شاهنشاه! شکست ما تنها به دلیل قدرت دشمن نبود. در میان سپاه اعراب، افرادی حضور داشتند که از سپاه ایران و شیوههای جنگی ما شناخت داشتند. گفته میشد برخی از کسانی که پیشتر با ایرانیان ارتباط داشتند، اطلاعاتی دربارهٔ آرایش نظامی، شیوهٔ حمله و نقاط ضعف سپاه ایران در اختیار دشمن قرار داده بودند.
خالد بن ولید نیز با شناختی که از میدان نبرد و شیوهٔ جنگیدن سپاه ایران به دست آورده بود، نیروهای خود را به شکلی حسابشده به حرکت درآورد. هنگامی که سپاه ایران درگیر نبرد مستقیم بود، سوارهنظام دشمن از جناحها و پشت سر به ما حمله کرد و راه عقبنشینی را دشوار ساخت.
سربازان ایرانی با شجاعت جنگیدند، اما گرفتار محاصره شدند و صفوف سپاه از هم پاشید. بسیاری کشته شدند و گروهی نیز ناچار به فرار شدند. آنچه در ابتدا نبردی قابلکنترل به نظر میرسید، به شکستی سنگین تبدیل شد.»
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ نخستین گفتوگوی مستند را آغاز کنید.