
اقوام ایرانی اصیل می توان به ایل لر ( لر بزرگ ؛ ایل بختیاری و لر کوچک اهالی لرستان) کرد ، بلوچ و نام برد که همگی از زیر شاخه ها یا تیره های پارت هستند.
ایل بختیاری با جمعیتی بالغ بر 4 میلیون نفر به تنهایی بزرگ ترین ایل جهان و ایران است ( البته کرد ها آن قدر زیاد هستند که یک قوم شناخته می شوند) که لر ها تنها در استان های چهار محال و بختیاری ، خوزستان ، کهکیلویه و بویر احمد ، پارس ( ممسنی پارس) شاهین شهر اصفهان لرستان ، بوشهر(سپید پوستان) و ... زندگی می کنند .
این ایل یکی از زیر شاخه های تیره پارت نژاد آریا و از نزدیکان آن میتوان به پارت هاي گلستاني و شمال خراسان اشاره کرد. که روزگاری را در کنار دریای کاسپین ( خزر ) به گذرانده اندو نام خود را بدان دریا دادند ، این ایل به همراه لر های کوچک ( اهالی لرستان ) و کرد ها بعد از مهاجرت از جنوب سیبری ( کوچ معروف و بزرگ هندواروپایی) در استان کونونی پارتيانا ( خراسان ) نشین شدند .
...
تا اینجا تیره آنان بسیار کوچک بود و رفته رفته بر جمعین آنان افزوده شد . آنان حکومت اشكاني را قبل از اسلام به راه انداختند البته پدران آنان از بزرگان فرمانروایی هخامنشیان بودند ( لباس و پوشاک آنان ) و هم چنین بعد از اسلام ، حکومت زندیه به دست آنان تشکیل یافت . لر ها ( بختیاری ها ) تا پيش از زمان حمله اشكانيان به سلوكيان بيگانه و يوناني در آستر آباد ( گرگان ) بودند و براي پاسداري از مرز ها و پيروزي بر جنگ ها به كوه هاي بختياري كنوني آورده شدند.پس از حمله اعراب مسلمان به همراه کرد ها و لر های کوچک و دربار ساسانی ( البته در آن زمان هنوز تقسیم بندی لر ها وجود نداشت) به کوه های زاگرس ( استان کنونی چهار محال و بختیاری و کهکیلویه ) گریختند و به جنگ چریکی با اعراب پرداختند . آنان در کوه ها به جنگ با اعراب می پرداختند تا جایی که پارس ها به آنان لقب بختیاری ؛ دارای شانس و بخت همیار دادند . آنان که زرتشتی بودند بعد از شناخته شدن اسلام ؛ مسلمان شدند و مذهب شیعه را برگزیدند .
ایل بختیاری به 2 شاخه هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم شده است این تقسیم ناشی از مالیات های زمان خود بوده است ( حدود 1000 سال پیش ) 11 برادر و پسر عمو بودند که بر سر زمین های اجدادی به جنگ و ستیز پرداختند که در نهایت 4 لنگ ها توانستند زمین های بیشتری را تصاحب کنند که خود باعث میشد مالیات افزور تری بپردازند و هفت لنگ ها کمتر.

جدایی ؛
جدایی لر ها ( اعم از بختیاری { لر بزرگ } و لر کوچک { اهالی استان لرستان کنونی } ) از کرد ها به جنگ و ستیز برای تصاحب جایگاه خان بر می گردد. همان طور که از پایتخت استان چهار محال و بختیاری ؛ شهر کرد پیداست نشان می دهد که روزی کرد ها در آنجا بودند که سپس با پیروزی لر ها ( اعم از بختیاری و لر کوچک) بر آنان بیرون رانده شده و راه به سوی شمال زاگرس را در پیش گرفتند و ساکن شدند که بسیار بر جمعیت آنان افزوده شد . از برهان های ( دلایل ) افزایش شمارگان ( جمعیت ) آنان خوبی آب و هوا ( بهتر از چهار محال ) و بارش باران و حاصل خیزی خاک بود. انان که در کشور ها ایران عراق ترکیه سوریه لبنان و ... زندگی میکنند آریایی نژادند و زبان آنان از زیر شاخه های زبان هندواوروپایی است . لر ها هم که جمعیت زیادی را شامل می شدند دارای تیره ها ( طوایف ) زیادی بودند که همین باعث جدایی لر های بزگ ( بختیاری ) از لر های کوچک شد لر بزرگ نام خود را از دارایی خان های زیاد میگیرد و به همین صورت لر کوچک . لر های کوچک هم را ه شمال غرب را در پیش گرفتند و جداشدند.
زبان ؛ پارسی دری
زبان بختیاری ها پارسی دری است که بسیار به پارسی کنونی نزدیک می باشد ولی تفاوت آنان به تلفظ حروف و واژگان بر می گردد مثلاٌ آنان حرفی مبتی بر "ق" ندارد و معمولاٌ غ ( خ و ق قاطی ) تلفظ میکنند و پارسال اصیل ترین زبان باقی مانده از پارسی شناخته شده است مثلاٌ پیر های این ایل که تمام و کمال لری ( پارسی دری) را سخن می گویند برای تمجید و تعریف می گویند : گفت ندارد ( حرف ندارد ) و کمترین میزان مخلوطی با زبان برادران عرب را دارد . بسیاری از این قبیل واژگان در آن دیده شده است . آنان برای گفتن شعر می گویند (( بیت یا بیتی)) ( مثلا ٍ می گویند یارو بیت بست بمان { مسخره کرد } ) یا بی ساز ابازه یعنی بدون ساز می رقصد که واژه رقص عربی و بازیدن پارسی است. آنان به آتش قسم می خورند و نان و نمک را مقدس می دارند و یکدیگر را نمک گیر میکنند. زبان ما بختیاری ها از قوانینی محکم بر خوردار است و جمع بستن آن بسیار شبیه به پارسی است ولی در بعضی جاها تفاوت نیز دارد.

پوشاک
از پوشاک و لباس آنان می توان به چوخا ( چوغا ) اشاره کرد که پوشاک مردان است . این لباس شبیه به کردین است البته نه با سر شانه های تیز و دراز بلکه بر روی شانه ها افتاده است . از جنس موی بز است و نقش و نگار های آن از روی پاسارگاد ( مقبره کورش بزرگ ) تقلید شده است . و به آیین زرتشت بر میگردد . چرا که سپنتا مینو ( مخالف شیطان یا اهریمن ) با رنگ سفید مشخص شده است و با ایجاد راه راه هایی از میان خط ها سیاه ( انگره مینو = شیطان یا اهریمن ) به سوی بالا و برتری بر شومی و بدی قرار میگرد و بر عکس خط های سیا یا انگره مینو به سوی پایین آمده و تنزل پیدا می کنند . مردان بختیاری نیز شلوار هایی با دمپاچه بسیار گشاد می پوشند و به رنگ سیاه است که به آن شلوار دبیت می گویند که نشان دهنده مردانگی است . کلاهی نیز از جنس نمد به رنگ سیاه یا سفید بر سر می گذارند . این لباس در گذشته های کهن با تیر و کمن و اکنون با تفنگ ( معمولا برنو ) مزین می شده و خواهد شد . حتا اکنون هم بختیاری ها ی شهری نشین که شمارشان به حدود 3 میلیون نفر می رسد ،از فرزندان پسر ( به لری پسر کٌر گفته می شود ) با لباس محلی ( که بسیار هم گران است !) و تفنگ اسباب بازی ، سیما ( عکس ) می گیرند.
آنان همواره به فرزندانشان اعم از دختر و پسر می اموزند که راست بگویند ( کرداری ) راست بنشینند ( روی اسب ) و راست تیر بیاندازند ( کمان و تفنگ ) .
از پوشاک زنان می توان به مینا که همان نوعی روسری است ( چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام ) نام برد . این مینا بیشتر به شکل مقنعه زیبا و بزرگ رنگی است . آنان این نوع روسری را با سکه هایی از زر ( طلا ) یا نقره همان دوران تاریخ مزین میکنند و بدان مفتخرند که به آن لچک می گویند و به دور پیشانی میبندند ؛ 98% دختران اکنون بختیاری از مادر بزرگانشان به ارث برده اند ( ارث مردان ، چوغا و کردین و کمان یا کمن و تفنگ است ) اغلب بختیاری ها هم زبانشان را تمام و کمال بلدند وظیفه خود میدانند چرا که جز این از بین خواهد رفت . ( اینجا آریاویچ ؛ آریانا ؛ آریه ورته ؛ اران ؛ و در نهایت ایران به معنای سرزمین آریایی ها است ) زنان ایل اصیل بختیاری دامنی که بدان دامن غری می گویند نیز می پوشند که همانند شلوار مردان ؛ دبیت بسیار گشاد است و همین طور بسیار شبیه به لباس زنان هخامنشی و شمالی ها نیز هست. ( همانند لباس مردان ) زنان هم دوش مردان می جنگیند.
درون و بیرون
آنان مردمانی مهمان نواز و مهمان دوست هستند که با قلبی مهربان ، همواره نگذاشته اند تا صمیمیت ها پایمال شوند آنان همواره دوشا دوش دیگر برادران خود از کشور مقدس خود دفاع کرده اند و آخرین دفاع آنان در دفاع مقدس بود . یکی از بهترین و موفق ترین جنگ ها در زمان مشروطه بود که به وسیله برادران خود ستار خان و باقر خان توانستند حکومت نظامی تشکیل دهند و تهران را فتح نمایند .
بیرون : ( ظاهر ) آنان مردمانی قد بلند و هیکل دار هستند ؛ سفید پوست هستند و رنگ موی یک بختیاری اصیل قهوه ای یا زرد است که البته به آب و هوا هم بستگی دارد مثلا در خوزستان و در نزدیکی پارسوماش( مسجد سلیمان ) منطقه ای در یکی از دره ها وجود دارد که به آن" دره بوری " می گویند و مردمانی بور و زیبا داشت علت را که جویا شدیم گفتند که ""اووٍس "" owes یعنی آبش . مردمان قدیم بختیاری قبل از سوختگی نژاد بر اثر آب و هوا چشمانی سبز و آبی داشتند که اکنون شمارشان در بختیاری ها بسیار زیاد است و معمولا در هر خانواده 65 نفری ( پدر بزرگ و مادر بزرگ و دایی عمه عمو و...) همواره حداقل 28 نفر آنان بدین شکل هستند البته بقیه چشم و مو ی قهوه ای دارند.
رسوم
آنان بقیر از جشن نورور ، 4 شنبه سوری ، 13بدر ، جشن شب یلدا (در جشن شب یلدا شاهنامه خوانی رواج دارد ) و جشن سده ، مراسمی مانند شاهنامه خوانی ( در شب یلدا ) گاه گریو ( غم از دست دادن عزیزان ) دیوان حافظ خوانی و ... نیز دارند:
شاهنامه خوانی : یکی از رسوم مهم است که در شب یلدا توسط خان یا ریش سپید یا پدر فامیل که آن یا قسمت هایی از آن را از بر بود ؛ خوانده می شود . که پیشین توسط با سوادان خوانده می شد ولی بعدا بدلیل عقب مادنگی ناشی از عدم ارتباط چندین ساله در کوهستان شاهنامه را افرادی سینه به سینه حفظ و منتقل میکردند البته دیوان حافظ هم مرسوم بوده است.
گاه گریو : موسیقی غم ناکی است که توسط توشمال ها ( تیره ای از هندی ها که در دوران بعد از اسلام به ارتش آن زمان یعنی بختیاری ها برای ایجاد شور و غرور ارتشیان توسط حکومت افزوده شد که البته آن ها با هم هم نژاد هستند) نواخته و خوانده می شود که بسیار اندوهگین بوده و هنوز هم در میان بختیاری های شهری به صورت رسم و نماد در آمده و حتما هم باید اجرا شود.
البته بر عکس این مراسم هم در عروسی رواج دارد که باز هم توسط توشمال ها نواخته و خوانده میشود.
تازیدن : بعد از عروسی گروهی از جوانان پسر با همراهی کل زدن ( نوعی آوای ایجاد شده توسط دختران و بانوان که در تمام ایل های ایرانی الاصل رواج دارد و در بسیاری از آهنگ ها پاپ امروزی نیز هست ) دختران و بانوان به سوی دره یا دشت با اسب و تفنگ نوعی ورزش دوستانه انجام می دهند که همیشه با خروش تفنگ و در گذشته با کمان همراه بود.
از عقاید این ایل ( بختیاری ) مانند دیگر مسلمانان اعتقاد به خدای یگانه قرآن، محمد ( ص ) ،علی ولی الله ( ع ) ، و نان و نمک و آتش است که به همه آنان قسم می خوردند و یاد می کنند.
اسب خوب ، پسر خوب ( از لحاظ جنگ جویی ) داشتن نیز افتخاراست . اینجا ایران است.
از محاسن آزمایش ژنتیک این است که بعد از ظاهر شدن نتیجه به شما می گوید با چه کسانی در جهان هم تبار هستید.
البته دوستان توجه کنند که هنگام سفارش گزینه تبار پدری را انتخاب کنند یعنی Y dna
پیش بینی من برای برادران بختیاری هم تبار بودن با افرادی از کرد های کاکایی و غرب خاورمیانه وارمنستان و گرجستان است.
چون 3 نفر از آنان که قبلا آزمایش داده بوده اند یکی J1 و دیگری هاپلوگروپ J2 ویکی هم G2 بوده است.
البته همین افراد هم خوب می دانند اگر نزد اساتید تاریخ ایران وجهان چنین حرف هایی بزنند مضحکه می شوند چون حتی یک سند دال بر آریایی بودن بختیاری ها ندارند.
وحرف هایی که امروز در مورد آریایی و فارس بودن بختیاری ها زده می شود نه فقط از نظر علمی وتاریخی وباستانی فاقد اعتبار است بلکه بسیار بچگانه وافسانه ای نیز می باشد.
عده ای زبان را مطرح می کنند:
اگر به زبان است که بیشتر افریقایی های سیاه پوست هم فرانسوی حرف می زنند،آیا آنها هم فرانسوی الاصل هستند؟
علت تفاوت زیاد لهجه های فارسی در ایران این است که فارسی و هندو-ایرانی زبان بومی ومادری ایرانی ها که ترکیبی از عیلامی ها و... بودند نبوده و بعد از ورود اقلیت حاکم آریایی به ایران مردم بومی مناطق مختلف زبان تازه واردان را خوب یاد نگرفته و با لهجه بومی خود تلفظ می کردند و حتی کلماتی را وارد زبان آریایی کرده یا بالعکس و از همین اختلاط بود که فارسی باستان به فارسی فعلی تبدیل شد.
الان هم نتایج باستانی و ژنتیکی مناطقی که آریایی ها در روسیه از آنجا به سوی ایران مهاجرت کرده اند نشان می دهند آنان حامل هاپلوگروپ R1a بوده اند که در ایران فعلی حداکثر 14% و دربین بختیاریها فقط 9% است.
نتایج ژنتیک بختیاریها هم نشان می دهند که بختیاریها همه یکدست نیستند یعنی همگی از تبار و جد واحد نیستند و ترکیبی از مردم مختلف هستند که خاندان های خاصی بر آنان حکومت می کرده و فرهنگ آن خاندان ها بر تمامی آنان چیره شده است.
قوم خودشون باشه.
صد رحمت به فارس های فارس و کرمان و یزد و اصفهان و بلوچ ها و خراسانی ها که حدود 25% آنان از نظر ژنتیک آریایی هستند یعنی خیلی بیشتر از لرها و بختیاریها و با این وجود دنبال این مزیت ها و ادعاها نمی روند.
خودتان را اذیت نکنید
زمانه تغییر کرده
دیگر تاریخ بدون پشتوانه ژنتیک معنایی ندارد
دانش ژنتیک بر آریایی بودن بختیاری ها خط بطلان کشیده و ثابت کرده فقط 9% آنان آریایی تبارند.
و تاریخ هم می گوید عشایر لر و بختیاری غرب و جنوب غرب ایران مهاجرانی از شمال سوریه هستند
نگاهی به اینجا بیندازید:
http://iraniangen.blogfa.com/post/16
و
http://iraniangen.blogfa.com/post/13
ماد کجا و شما کجا!
پارس کجا و شما کجا؟
برارم
تاریخ و ژنتیک می گوید بختیاریها از کردهای سوریه هستند
کردها می گویند خالو و بختیاریها هم می گویند خالو و سوریها هم می گویند خالو
کم جوک بگو ترو قران رو چه حسابی اینو می گی
کوروش توی انشان(ایذه کنونی)بدنیا اومد
پیروز باد قوم عزیز و اصیلمان بختیاری تا جاویدان و سربلند بماند وطن عزیزمان ایران زمین
چو ایرانم نباشد تن مو مباد
- هرودوت نویسنده و تاریخدان مشهور یونانی در کتاب تاریخ هخامنشیان این گونه می نویسد: هخامنش (جد کوروش) ریاست ایلی کوچرو از قوم پارس را بر عهده داشت که در کوه های بختیاری (زاگرس میانی) زندگی می کردند. و در واقع هخامنش زاده ی کوه های بختیاری است.
۲- کوروش بزرگ در منشور خود مینویسد: (من کوروش شاه آنشان. شاه چهارگوشه جهان…) کوروش در این متن ابتدا به آنشان اشاره میکند. جایی خود متولد آنجاست و در واقع امپراطوری بزرگ هخامنشیان از این منطقه شکل گرفت و گسترش یافت. نا گفته نماند که آنشان نام ایذه کنونی در خوزستان و یکی از شهرهای مهم حکومتش در آن زمان که در آن معبدهای مرکزی ایزد پرستی قرار داشت(پارسوماش) همین مسجدسلیمان کنونی است که یک منطقه کاملا بختیاری نشین می باشد.
۳- لباسی که شاهان و سربازان هخامنشی بر تن میکردند؛ اگر دقت کنیم شباهت زیادی به لباس مردان بختیاری (چوقا) دارد. نام”چوقا” نیز برگرفته از “چغازنبیل” معبد زرتشتیان و هخامنشیان می باشد.
۴- شیرسنگی (بردشیر) که بختیاری ها بر سر مزار بزرگان خود قرار میدهند یکی از نمادهای سرستون های تخت جمشید می باشد.
۲- کوروش بزرگ در منشور خود مینویسد: (من کوروش شاه آنشان. شاه چهارگوشه جهان…) کوروش در این متن ابتدا به آنشان اشاره میکند. جایی خود متولد آنجاست و در واقع امپراطوری بزرگ هخامنشیان از این منطقه شکل گرفت و گسترش یافت. نا گفته نماند که آنشان نام ایذه کنونی در خوزستان و یکی از شهرهای مهم حکومتش در آن زمان که در آن معبدهای مرکزی ایزد پرستی قرار داشت(پارسوماش) همین مسجدسلیمان کنونی است که یک منطقه کاملا بختیاری نشین می باشد.
۳- لباسی که شاهان و سربازان هخامنشی بر تن میکردند؛ اگر دقت کنیم شباهت زیادی به لباس مردان بختیاری (چوقا) دارد. نام”چوقا” نیز برگرفته از “چغازنبیل” معبد زرتشتیان و هخامنشیان می باشد.
۴- شیرسنگی (بردشیر) که بختیاری ها بر سر مزار بزرگان خود قرار میدهند یکی از نمادهای سرستون های تخت جمشید می باشد.
ویکی از دلایل دیگری که هست ما بختیاری ها از نژاد پارس هستیم این است که طبق کتاب های (ایران باستان و ایران جاویدان و ایران زمین) که ما بختیاری ها از نژاد اریایی و پارس و کرد ها از نژاد ماد ها هستند و بازهم طبق گفته زبانشناسان تنها قومی که در حال حاضر نزدیک ترین گویش را به پارس باستان دارد ما بختیاری ها هستیم به شکلی که گویش ما از طریق پارسی میانه به پارسی باستان بر میگردد و تنها قومی هستیم نزدیک ترین زبان به پارسی باستان داریم از همین رو این خود یکی از دلایل دیگری است که ما بختیاری ها از نژاد پارس هستیم
هنری لایارد-کتاب سیری در قلمرو بختیاری
همچنین مراجعه شود به تاریخ گزیده حمداله مستوفی
منم با افتخار میگم بختیاری هستم
درمورد طایفه پدربزرگ پدری ما که آسترکی است حتما تحقیق کنید و میبینید که توی اسمهاشون بعد از حمله ی اعراب حرف شین رو به سین تغییر دادن ,و الیگودرزی هم هستیم و از اسم طایفه ی ما معلومه که درواقع اسب سوار بودن و اولین طایفه ای بودن که اسب پرورش میدادن و بعد از سرلک های روستای اردودر الیگودرز یکی از غنی ترین موسیقی ها رو داشتن.
تنها کسایی که خالص ترین و اصیل ترین طایفه همین دورکی ها هستند که ما آسترکی ها هم یکی از زیرشاخه هاشون هستیم و طایفه مادربزرگ پدریمون هم که بساک هستند درواقع اصالتا اهل چهارمحال و بختیاری هستند که با سردار اسعد بختیاری هم فامیل هستند و نسبت هم دارن و در مورد این طایفه هم میتونید تحقیق کنید
درود بر هرچی بختیاریه
زنده باد هرچی لره
طهماسبی هستم از کرج
از دوستان کسی هست که در مورد خاندان طهماسبی و شجره نامه ایشان اطلاعاتی دارند. از کمک شما سپاسگزارم. شماره تماس 912********
درود در چندین سایت دیگر خواندم که لر ها عیلامی اند نه ایرانی و آریایی
عیلامی ها یا ایلامی ها نسل کشی شده اند !
زادگاه زبان هندواروپایی استپ های شمالی و به احتمال زیاد اوکراین امروزی بوده
زبان کنونی لرها هم در گروه زبان های هندو اروپایی هست
همانطور که وقتی ترکها وارد فلات ایران شدن آرام آرام از فرهنگ بومی تاثیر گرفتن ولی زبانشون در بخش هایی غالب شد
پارسیان هم وقتی به انشان رسیدن از فرهنگ بومی تاثیر گرفتن ولی زبانشون در طول زمان غالب شد
به گفته مینورسکی احتمالا در خورستان گویشی از عیلامی نو تا قرن دهم میلادی رواج داشته و همون زبانی هست که مورخین اسلامی مثل ابن حوقل تحت نام خوزی که نه شباهتی به عربی و نه فارسی داره گزارش کردن
یعنی ۱۵۰۰ سال بعد از سلطه پارسیان هنوز عیلامی کامل از بین نرفته بوده
نسل کشی نشدن...چون اگر نسل کشی میشدن نمیتونستن فرهنگشون رو به پارسیان منتقل کنند
جاینام ها از زبان عیلامی باقی هست
به نوشته های کتایون مزداپور مراجعه کنید در رابطه با وام واژه های عیلامی در پارسی
مردم سمت غرب ایران قرابت ژنتیکی آنچنان با آریایی های باستان ندارن
همانطور که ترکهای آذربایجان و ترکیه قرابت ژنتیکی آنچنان با ترکهای باستان و ترکهای آسیای میانه ندارن
مردم استان فارس و خوزستان با هویت فارسی اخلاف همان عیلامی های باستان هستند و تمام آثار باستانی اون منطقه به مردم خوزستان و فارس (بدون لحاظ قومیت فارس-عرب-لر و ...) تعلق داره
همانطور که مردم آذربایجان با هویت ترکی اخلاف مردمان ساکن در آذربایجان قبل از ترکها هستند
در رابطه با language shift کتاب تاریخ ماد دیاکونوف را مطالعه بفرمایید.
من خودم بختیاری اصیل هستم
و در چندین سایت خوانده ام که لر ها بختیاری نیستند
آیا این جمله واقعیت دارد؟
واقعا اطلاعات شما فوق العاده است
درود بر قوم عزیز و بزرگمان بختیاری
فک کنم قبلش اسمش (دژ گرد)بوده بعد شده شهر کرد
دژ:شهر
گُرد:پهلوان
مادربزرگ پدری من هم از طایفه بساک چهارمحال و بختیاری هستن که با سردار اسعد بختیاری هم نسبت داشتن و فامیل بودن
زنده باد لر و زنده باد هرچی بختیاریه
.خیالت راحت بختیاری ها انقدر بزرگوار هستن که اگه قومی کچ رو دیگه بیاد داخل این منطقه باهاش مشکلی نداشته باشن .این اثبات شده که یک سری از مردم که در ایل بختیاری هستن سید هستن و اینکه یک سری دیگه از منطقه سوریه اومدن و این تفاوت چهره رو میشه راحت تشخیص داد.
از زحماتی که کشیدی ممنون.
اما باید این نکته رو بگم که بختیاری ها پارت نبوده اند بلکه پارس بوده اند،دیدگاه شما شبیه به خسرو معتضد هست که اگر اینطور باشه واقعا در اشتباهید.
پادشاهان هخامنش بختیاری بودند،میتونید این نکته رو در سنگ نگاره های تخت جمشید ببینید،انجا که کورش میگوید،،،مو کورش هدم،،،زادگاه کورش نیز از این مطلب پیروی میکند به گفته استاد ابولکلام آزاد زادگاه کورش آنزان بوده،،آنزان جایی است در خوزستان در قسمت جنوب غربی زاگرس که الان به اسم ایذه معروفه،این مکان از۲۵۰۰سال پیش محل زندگی بختیاری ها بوده،،البته قبل از آن یکی از استان های حکوت عیلامی ها بوده،،،پس خواهش میکنم نگویید که بختیاری ها پارت هستند و به خاطر خوش خدمتی در جنگ ها آنها را به کوه های زاگرس آوردند،شما گفتید که کرد ها هم پارت هستند،،توضیح به دوستمون رو هم خوندم،،اما شما جایی دیگر گفتید کرد ها در شهرکرد ساکن بودند و بعد به شمال غربی زاگرس رفتند،،،،خوب آیا منظور شما از کرد همون کردهای الان نبود یا نه دسته ایی از پارت ها به اسم کرد در جایی در شمال غربی زاگرس زندگی میکنند که اصلا ربطی به قوم کرد ندارند؟؟؟!!!
دایی های کوروش و مادر ایشان کرد بودن
بخاطر سایت مفیدتون ممنون...
چند دربارهی متن داشتم که انگار متن تناقض داره...
اقوام ایرانی اصیل می توان به ایل لر ( لر بزرگ ؛ ایل بختیاری و لر کوچک اهالی لرستان) کرد ، بلوچ و نام برد که همگی از زیر شاخه ها یا تیره های پارت هستند مگه کردها مادی نیستند؟
حکومت اشکانی را قبل از اسلام به راه انداختند البته پدران آنان از بزرگان فرمانروایی هخامنشیان بودند ( لباس و پوشاک آنان )؟ مگه هخامنش پارس نبودولر پارت(یعنی بزرگان هخامنشیان پارت بوده یا لر پارسه) ؟
باز هم از سایت خوبتون تشکر میکنم ومنتظر پاسخ میمونم.
(سوال شما جا مانده بود-ایمیلتون رو وارد نکردین و گر نه پاسخشو براتون ایمیل می کردم)
درسته کرد ها از نسل ماد ها هستند اما منابعی که در این مقاله استفاده شده شاخه از لرها را هم کرد دانسته اند به نظر یکی از این صاحبنظران نگاهی میندازیم:
ریچارد فرای، ایرانشناس و پروفسور دانشگاه هاروارد نیز میگوید:
(قبایل همیشه بخشی از تاریخ ایران بودند هرچند منابع در مورد آنها کم است زیرا آنها خود تاریخساز نبودند. عنوان فراگیر و عامیانه "کرد" که در بسیاری از کتابهای عربی و حتی پهلوی (کارنامه اردشیر بابکان) دیده میشود نامی بود که فراگیرنده همه کوچگران و چادرنشنیان بود حتی اگر با مردمانی که امروز نام "کرد" دارند از پیوند زبانی نبودند. برای نمونه، برخی از منابع مردمان لرستان را کرد نامیدند و همچنین قبایل کوهستان و حتی بلوچان کرمان.)
-------------------
لطفا به متن دقت کنید: بزرگان، فرمانروایی هخامنشیان(اگر کاما استفاده میشد فک کنم متوجه میشد منضور خود فرمانروایان نبوده بلگه بزرگان و درباریانی که برای فرمانروا هخامنشی خدمت می کردند) در حکومت هخامنشی تمام اقوام آریایی و ایرانی در حکومت سهیم بودند همانطور که به طور مثال در نگاره های تخت جمشید اشراف زاده های مادی را ملاحظه می کنید
بازهم من پوزش می خوام از حظورتون به دلیل اینکه سوالتان جا مانده بود
همچنین سپاس از مهر شما بزرگوار
با سپاس در پست های آینده به این مورد هم میپردازیم(خراسان)
پاینده باشید
بدرود