ایران باستانزرتشت پاک

  اهورامزدا خداي يگانه ايرانيان باستان

  اهورامزدا خداي يگانه ايرانيان باستان و زردشتيان است.

به اعتقاد زردشتيان او خداي يكتا آفريننده هستي و بركت بخشنده است.اهورامزدا است كه انسان را به سبب كارهايش به بهشت يا دوزخ مي برد.در تقويم اوستايي ايرانيان باستان نخستين روز هر ماه به نام اهورامزدا ناميده شده است.

در سراسر گات ها اهورامزدا براي زرتشت يكتا خداي توانا آفريننده و دانا است كه در بالا ترين نقطه آسمان جايگاه اوست.

  wing

اهورامزدا خداي يگانه ايرانيان باستان و زردشتيان است.به اعتقاد زردشتيان او خداي يكتا آفريننده هستي و بركت بخشنده است.اهورامزدا است كه انسان را به سبب كارهايش به بهشت يا دوزخ مي برد.در تقويم اوستايي ايرانيان باستان نخستين روز هر ماه به نام اهورامزدا ناميده شده است.در سراسر گات ها اهورامزدا براي زرتشت يكتا خداي توانا آفريننده و دانا است كه در بالا ترين نقطه آسمان جايگاه اوست.

اهورامزدا مركب از واژه هندوايراني اهوره و اوستايي مزدا به معني سرور دانا است.اين نام مركب كه در اوستا به صورت اهورمزدا آمده است ، در متن هاي پهلوي به اهورمزد و هرمزد و هرمز مبدل شده است. پيش از دوران هخامنشيان از يزدان شناسي و باورهاي ايرانيان نمي توان جز در اساطير و داستانهاي پيشداديان و كيانيان اثري يافت .يشت ها با اين كه بخشي از اوستاي متاخر است به سبب ساختار اساطيري خود يكي از غني ترين منابع يزدان شناسي كهن ايران پيش از زرتشت است.يشت ها اندوخته اي سرشار از ادب شمال و شمال شرقي ايران است. 

سنگ نگاره هاي هخامنشيان كهن ترين اسنادي هستند كه در آن ها و مكرر به نام اهورامزدا بر مي خوريم. از ايمان كورش به اهورامزدا چيزي نمي دانيم. او در لوح استوانه اي خود به زبان بابلي از مردوك خداي بابليان در مقام بزرگترين خدا نام برده است.دليل آن البته شايد وجود اين لوح در بابل نزد مردم آن منطقه باشد. از كمبوجيه هم نوشته اي در دست نيست . در اصالت لوحهاي ارشام و آريا رمنه هم شك وجود دارد . بنابر اين كهن ترين اثر مكتوبي كه از اهورامزدا نام برده است سنگ نگاره داريوش در بيستون است. از اين تاريخ جانشينان داريوش به وفور از نام اهورا مزدا به عنوان خداي خود ياد كرده اند. هخامنشيان علاوه بر اينكه عقيده داشتند اهورامزدا زمين را آفريده است ، مي‌گفتند كه او شاه را هم انتخاب ميكند و به اين گونه به شاهنشاهي خود رنگ تقدس ميدادند. 

اهورامزدا در اوستا بيش از هفتاد نام دارد

سرچشمه دانش و آگاهي – بخشنده رمه وگله – توانا – بهترين راستي – سرچشمه نعمت – خرد – خردمند – دانايي – دانا – ورجاوندي – ورجاوند – اهوره – زورمند ترين – دور از دسترس دشمن – شكست ناپذير – به ياد دارنده پاداش – نگهبان – درمان بخش – آفريدگار – مزدا – آفريننده و نگهبان – شناساننده و مقدس ترين مينو – بسيار دانا – چاره بخش-پيشوا- بهترين پيشوا – اشون – اشون ترين – فرهمند- فرهمند ترين – بسيار بينا – بسيار بينا تر- دوربين-دوربين ترين- پشت و پناه- شناساننده – پرورنده-شهريار دادگر – نافريفتار-نافريفتني-چيره شونده-شكست دهنده-آفريدگار يگانه-بخشنده همه دهش ها-بخشنده همه خوبي ها – بخشايشگر-به خواست خود نيكي كننده- سودمند- نيرومند- بزرگ-برازنده شهرياري و و و و

 

اما زرتشت در ميان همه اين نامها و صفات، مزدا را بيشتر براي خداي يكتاي خود برگزيده

در مكتب زرواني هرمز و اهريمن پسران زروان هستند. پيش از آفرينش آسمان و زمين و هر چه هست ،حقيقتي بود به نام زروان كه هزار سال نيايش كرد و رياضت كشيد تا فرزندي آورد به نام هرمزد كه اين فرزند آسمان وزمين و هر آنجه در ايندو است را آفريد. پس از اينكه زروان هزار سال نيايش كرد به خود شك كرد كه آيا اينهمه رياضت كشيدن بيهوده نبوده است؟ .او همچنان در اين تفكر بودكه هرمزد واهريمن را باردار شد.هرمزد حاصل نيايش بود و اهريمن حاصل شك. او با خود فكر كرد دو فرزند در شكم دارم هر كدام زودتر بيرون آيد او را پادشاهي بخشم. هرمزد انديشه پدر را دريافت و به اهريمن گفت.اهريمن در دم شكم پدر را شكافت و در حضور ايستاد.زروان او را نشناخت و پرسيد تو كيستي؟ اهريمن پاسخ داد فرزند تو هستم. زروان گفت فرزند من خوش بو و نوراني است و تو تاريك و بدبويي. در اين هنگام هرمزد زاده شد كه خوش بو و نوراني بود.زروان دسته برسم را كه هنگام نيايش به دست ميگرفت به هرمزد دادو گفت : تاكنون من براي آمدن تو نيايش ميكردم ،از اين پس تو بايد براي من نيايش كني. همين كه زروان دسته برسم را به هرمزد داد اهريمن جلو آمد و گله كرد و گفت مگر پيمان نداشتي كه هركدام از فرزندانت زودتر پيش تو آيد او را پادشاهي دهي؟ زروان براي پرهيز از پيمان شكني به اهريمن گفت : اي بدخيم و دروغزن، بگذار پادشاهي نه هزار سال از آن تو باشد و پس از آن هرمزد را بر تو به شاهي ميگمارم. پس از نه هزار سال هرمزد به شاهي رسيد و به دلخواه خود عمل كرد.آنگاه هرمزد و اهريمن آغاز به آفرينش كردند و هر آنچه كه هرمزد مي آفريد نيكو بود و راست و آنچه اهريمن مي كردي بدي بود و كژي

سلسله ساسانيان تحت سلطه افراد مذهبي تاسيس شد و آنها اهورامزدا را مي پرستيدند.اين سنت از زمان هخامنشيان در پارس رايج بود. ساسانيان اعتقاد داشتند شاهان از تخمه ايزدان هستند.اهورامزداي ساساني به كلي با اهورامزداي گات ها متفاوت است.در سنگ نگاره هاي ساساني شاهان حلقه شاهي را از اهورامزدا ميگيرند و اهورامزدا در اين زمان به شكل آدمي نموده مي شود كه مقابل شاه ايستاده است و به اين ترتيب اهورامزدا كه در زمان هخامنشي طرحي سمبوليك داشت در اين زمان به شكل آدمي در آمد.ديهيم شاهي در دست راست اهورامزدا وبرسم مقدس در دست چپ او قرار دارد و دست راست را براي اهداي ديهيم به شاه جلو آورده است. 

 

 

 اهورامزدا در دوران ساسانيان
اهورامزدا در دوران ساسانيان

 

 

اهورامزدا در دوران هخامنشي
اهورامزدا در دوران هخامنشي

 

برگرفته شده از ایران اطلس

شمشاد امیری خراسانی

شناخت تاریخ و فرهنگ ایران به نمونه ورود به دنیایی است که جز عشق و افتخار و گاهی اندوه چیزی انتظار ما را نمی کشد ، شاید تاریخ ما در حافظه ژن های ما ذخیره شده است تا بتوانیم با آن آگاهی به خود و فرا خود را گسترش دهیم .

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا