خانه حکومت هخامنشیان حمله اسکندر به ایران

حمله اسکندر به ایران

حمله اسکندر به ایران- دراین صحنه سربازان پارسی و مادی را می بینید

 

آن هنگام كه اسكندر گجسته به درون آسياي كوچك (صغير) پا مي گذاشت در ايران بزرگ واپسين شهريار از دودمان هخامنشي به نام كدمان كه خود را داريوش سوم ناميد به پادشاهي رسيد . داريوش تمام تلاشش را براي فرونشاندن شورش درباريان و كشمكش ميان آنها گذراند و هنوز اوضاع كشور سامان نيافته بود كه اسكندر به ميدان آمد و از اين موقعيت بهره برد و توانست در نبردهايي چند سپاه داريوش را شكست دهد . به شوند بي خردي ها و سستي هايي كه داريوش از خود نشان داد شهرهاي فرمانروايي هخامنشي يكي پس از ديگري به دست اسكندر افتاد و اين سردار خونريز مقدوني پس از گرفتن هر شهر فرمان كشتار همگاني مي داد . اسكندر پس از گرفتن مصر و سارد و بابل واز دم تيغ گذراندن مردمان آن ديار در اربل شكست سختي بر داريوش وارد كرد و روانه شوش شد و شوش را نيز گرفت .

اسكندر براي دنباله راه ، سپاه خود را به دو نيم كرد نيمي از آن به فرماندهي ” پارمينون ” از راه ايذه و رامهرمز و بهبهان رهسپار پارس گرديد و نيمي ديگر به فرماندهي خود از راه كوهستاني كه گذرگاهي بسيار سخت گذر به نام دربندپارس داشت گسيل كرد .

هنگامي كه اسكندر به همراه لشكرش به گذرگاه دربند پارس رسيد گمان كرد كه به آساني مي تواند از اين گذرگاه بگذرد و روانه پارس گردد . در اين هنگام آريوبرزن دلاور ايراني در كمين اسكندر بر بالاي گذرگاه نشسته بود تا او را در دام اندازد .

آريوبرزن به سـال 355 پيش از زايش در روستاي برزيون ديده به جهان گشود . به شوند هوش خدادادي و دليري و بي باكي داريوش او را به ساتراپي دربند پارس گذاشت . چرا كه خود از اهالي همين منطقه بود و راه هاي آن را به خوبي مي شناخت . جالب است بدانيد كه روستايي در اين منطقه وجود دارد به نام مندون كه گويا دختري بوده به نام ماندان كه به هنگام فرار آريوبرزن او را در خانه خود جاي داده تا از پشت خانه بگريزد و اين دخت دلاور دست خود را در كلوني پشت در مي گذارد و پافشاري مي كند تا سربازان اسكندر نتوانند درب را بگشايند و انچنان ايستادگي مي كند تا سردارش بگريزد و در اين راه جان خود را نيز از دست مي دهد و به شوند اين فداكاري نام روستا را به يادبود اين دخت دلاور مندون (ماندان) مي گذارند .

باري اسكندر سپاه خود را به درون كوهستان مي برد . سكوتي رعب آور بردل هاي سربازان اسكندر مي نشيند . جز آواي پرندگان و شاخه هاي درختان صدايي به گوش نمي رسد . اما بر بالاي گذرگاه اين آريوبرزن وسربازانش است كه به كمين نشسته اند تا سردار پيروز مقدوني را به دام اندازند . سربازان همه آماده رزم و گوش به فرمان سردار خود دارند . با خروش آريوبرزن ، سربازان پارسي با غلتاندن و پايين انداختن سنگها بر سر سربازان اسكندر آنها را يكي پس از ديگري به كام مرگ مي برند گروهي ديگر از سربازان كه با تير و كمان و فلاخن در سنگرهايشان در كمين بودند آغاز به باريدن تير بر دشمن مي كنند . ترس و وحشت سپاه اسكندر را گيج و مبهوت كرده گويا زمان برايشان به پايان آمده كس را ياراي ايستادن نيست فرياد و هياهو فضا را پر كرده سربازان اسكندر يا در زير سنگها در دم جان دادند و يا زخمي مهلك بر داشتند . اسكندر با ديدن كشته شدن و تار و مار شدن سربازانش دستور پسروي (عقب نشيني ) داد . و در جلگه پايين گذرگاه اردو زد . اسكندر به همراه بزرگان سپاهش به انديشه راه چاره نشستند . در اين هنگام چند اسير محلي را به نزد اسكندر آوردند تا مگر راهي بيابند و بتوانند آريوبرزن را دور بزنند و او را غافلگير نمايند . سرانجام يكي از اسيران كه از اهالي كيليكيه كه مدتها پيش به اسارت بدين جا آورده شده بود و از آنجا كه چوپاني و گله داري مي كرده راه ها را به خوبي مي شناخت و راه را به اسكندر نشان داد هر چند كه راهي بسيار سخت گذر بود اما اسكندر به همراه سپاهش از اين راه گذشتند و در پشت سر آريوبرزن و سربازان اندكش در آمدند . آريوبرزن كه غافلگير شده بود اما با ديدن سپاه دشمن بيم به دل راه نداد و بي باكانه و دلاورانه خود و سربازان اندكش بر سپاه دشمن يورش بردند و آنچنان دليري از خود نشان دادند تا توانستند چنبره محاصره را بشكنند و فرار كنند در ميان راه به او گزارش دادند كه بايد از پارسه پاسداري كند . اما در ميان راه با آن گروه از سپاهيان اسكندر روبه روگرديد كه از دشت روانه پارس بودند در اين هنگام اسكندر و سربازانش نيز به او رسيدند . آريوبرزن و خواهر دلاورش بانو يوتاب و سربازان اندكي كه به همراه داشتند جانانه ومردانه ايستادگي و مبارزه كردند ناگهان از هر سوي آماج تير و كمان و نيزه قرار گرفتند و جان خود را برسر پايداري و نگهداري از ميهن دادند تا اسكندرنتواند ميهن و پايتخت ايران را بگيرد اما گويي سرنوشت شومي در انتظار پارسه بود .

سرانجام اسكندر از پلكان پارسه بالا رفت و بر تخت شاهي نشست جايگاهي كه روزي بزرگاني چون داريوش بزرگ و خشيارشا بر آن از راستي و داد مي گفتند و جهان سر به سر زير فرمانشان بود اما اينك پارسه و سرزمين پهناور هخامنشيان به دست خونريز خون آشام بدانديشي افتاده كه مست و عربده كشان با معشوقه هايش بر پيكرهاي بي جان ايراني مي خندند.

سرانجام اسكندر دستور به آتش كشيدن پارسه را داد . پارسه در زبانه هاي آتش آن ناجوانمرد پليدكار مي سوخت وجز ويرانه اي از آن چيزي نماند . اما هنوز هم ويرانه هايش و ستون هاي سربه فلك كشيده اش گواه بزرگي و شكوه و فـر اين پايتخت افسانه اي و تمدن باشكوه ايران آن زمان دارد .

نام پارسه و نام سازندگان و كارهايي كه انجام داده اند و همچنين نام ويرانگر آن در تاريخ ثبت است .

آن كه از راستي وداد وبي زاري از دروغ مي گويد و آنكه مردمان را از دم تيغ مي گذراند و همه جا را به آتش مي كشد .

باشد كه اهورامزدا سرزمين ايران را از سپاه دشمن بپايد .

بارگذاری بیشتر در حکومت هخامنشیان

دیدگاه بگذارید

22 نظر on "حمله اسکندر به ایران"

avatar
  مشترک شوید  
جدیدترین‌ها قدیمی ترین‌ها بیشترین رای
اطلاع از
تاریخ
مهمان

اریو برزن یک پخمه بوده است و اسکندر سر او را کلاه گذاشت . او جلوی کوه , راه اسکندر را بسته بود و اسکندر با نصف لشکرش کوه را دور زد و ایران را گرفت . آریوبرزن اول باید آن راه صعب العبور میانکوه را می بست یا حداقل نگهبان میگذاشت که خبر بیاورد آنها از اینجا دارند می آیند لیکن کوچک شمردن دشمن و غرور و … و همین اتفاق در نیروگاه بوشهر تکرار شد . در حالیکه موشکهایشان را بسمت آسمان نشانه رفته بودند , دشمن از راه سیم تلفن داخل شد .

پوریا
مهمان

سلام..حمله الکساندر مگه دونی ب ایران یک دروغ محض است…یا همون اسکندرمقدونی دروغی..تاریخدانان پی بردن هیچکدام یک از مناطقی ک درتاریخ حمله خود نوشته شده جور در نمیاد چطور مگه دونی یا یونان کنونی بسیار کوچک و کم جمعیت بتواند فرمانروایان پارس را از پای دروارد..ب سایت انوش مراجعه فرماید تا بسیاری از مطالب دروغین دستگیرتون بشه..چو ایران نباشد تن من مباد..بدرود

دروغ گو
مهمان

چی میگی بابا همش الکیه اسکندر اصن وجود نداشته بی خوده

ندا
مهمان

اسکندر به ایران حمله کرد اما در انشان یا همان خوزستان با دلاوری سربازان آریو برزن و مردم هندیجان تیر خورد و سپس در عراق کشته شد

علی
مهمان

مطالب را زیاد کنید

مجتبی
مهمان

سلام

ناصر
مهمان

اسکندر کبیر نابغع ای بود که تا شانزده سالگی شاگردی ارسطو را میکرد و علوم ارشمیدس و افلاطون را یاد گرفته بود او بهترین سردار نظامی در تمام ادوار تاریخ است و ایرانیان و یهودیان ظالم بر ملل منطقه را ادب کرد تا با نام ذوالقرنین ماندگار شود. تاریخ جهان مرهون اسکندر کبیر است

شهرام
مهمان

ای دریغا وقتی شما اینگونه از یک جلاد خون آشام نام میبری از غربیان چه انتظاریست؟

امیر حسین
مهمان
اولا سلام و احترام خدمت حصرت عالی که احساسی عمل میکنی و احساسی جواب میدین ثانیا دوست عزیز ذولقرنین (صاحب دو شاخ؛وجود ۲ شاخ بالای خود جنگی)تنها به یه نفر (اسکندر)اشاره نشده صاحب خرد و انسان دوست و تصاحبِ بی کشتار و… قطعا نمیتونه اشاره ای به این شخص داشته باشه. شما اگه از خیر تخت جمشید بگذری،با قتل و کشتار و تجاوز میخای چه کار کنی؟؟؟؟ برای اینا چه جوابی داری؟؟؟ ترو خدا یاد بگیریم که اینقدر احساسی عمل نکنیم و احساسی زندگی نکنیم یا اگه میکنیم احساسمونو درست کنیم والسلام.
سوشیانت
مهمان
بسیار برای نویسنده این متن متاسفم که امثال این اقا خودشون رو چه راحت به پول می فروشند ویا از روی جهل اب به اسیاب دشمن می ریزند اقای پروفسور اگر دنبال تاریخی که دشمن ایرانیان یونانیها برات نوشتند نروی وبه دنبال تاریخ حقیقی بودی این اراجیف به اسم میهن پرستی به خورد مردم نمی دادی ایران هیچوقت توسط اسکندر اشغال نشده استباه مورخین ناشی از شباهت نام اسکندر پارتی با الکساندر یونانی است وگرنه الکساندر تنها تا هند رو تصرف کرد واین باعث شده همه فکر کنند پس ایران هم اشغال شده ولی مراد از هند کشور هندوستان نبوده… Read more »
fatemeh
مهمان

ممنون.
مطالب خوبی داشتید..کامل و جامع

fatemeh
مهمان

ممنون.
مطالب خوبی داشتید..

عرشیا
مهمان

دستت درد نکنه باعث شدی تحقیقم را کامل بنویسم

علی
مهمان

مرسی عالیه برا تحقیقم لازم داشتم مطالبتون مفید بود

hossein
کاربر
اقای خراسانی یه سری سوالات برای من در مورد اسکندر پیش اومده میخواستم بپرسم. به شکل عجیبی به یک سری دروغ بزرگ در مورد اسکندر پی بردم اصلا برام قابل قبول نیست اسکندر با 50تا80 هزار سرباز بتونه سه امپراطور بزرگ دوران خودش رو بگیره اونهم در عرض 15 تا 12 سال. حتی داشتن سپاهی بیشتر از 50هزار نفر در اون دوره برای اسکندر نمیتونسته مقدور باشه مگه مقدونیه چقدر جمعیت داشته که 50هزار سرباز ورزیده داشته باشه و از طرفی در اسکندر نامه ها دم از شکست سپاه چهارمیلیون نفره ایران به وسیله 40هزار نفر همراه اسکندر به میون… Read more »
عرشیا
مهمان

حسین عزیزم مهم تعداد نیست مهم تکنیک

حمیدرضا
مهمان

دوست عزیز،،تکنیک‌های حمله هخامنشیان کم نظیر بوده وهمچنین اسکندری که ایران،مصر واروپا روتسخیر کرد،ایرانی بوده الکساندر یونانی نبوده

میلاد آسن
مهمان

باتشکر خیلی به تحقیقم کمک کردید.ممنون

hossein
مهمان

ای کاش میتونستم برای یک ثانیه هم که شده تخت جمشید و پایتخت ایران و سرزمین های باشکوهش رو سالم میدیدم میدیدم. یا در دوران شکوه ایران زندگی میکردم و میتونستم از میهنم دفاع کنم و اگر میتونستم در اون دوران زندگی کنم دنیا رو بر اسکندر تیره میکردم.
لعنت بر اسکندر خونخوار

شم
مهمان

خوب بود