Home آثار باستانی و ارزش های تاریخی تاسیس شهر رم ماده گرگ و رموس و رومولوس

تاسیس شهر رم ماده گرگ و رموس و رومولوس

اسطوره رومی تاسیس شهر رم ماده گرگ و رموس و رومولوس
اسطوره رومی تاسیس شهر رم ماده گرگ و رموس و رومولوس

حتما تا به حال بار ها آثار خلق شده با مضمون ماده گرگی که به دو نوزاد شیر می دهد را دیده اید !
این آثار اشاره به اسطوره رومی ، افسانه ی خلق شهر رم، دارند .

برادرانی دو قلو پسران مارس و رئا سیلویا ، دختر باکره ی وستا نومیتور که عمویش آمولیوس او را واداشت به خدمت وستا در آید ، آمولیوس تخت آلبالونگا را از نومیتور غصب کرد .
در پی تولد دوقلوها آمولیوس ، رئا را زندانی نمود و فرمان داد بچه ها را غرق کنند اما خدمتگذاران پسران را در سبدی بر کنار رود ، در سایه درخت انجیر رها کردند ، ماده گرگی بچه ها را یافت و شیر داد که رفتار عجیبش توجه فائوستولوس شبان را جلب کرد . او بچه ها را یافت و به خانه برد و همسرش آ کالارنتیا از آن ها نگهداری کرد .

اسطوره روم

وقتی پسران بزرگ شدند به راهزنان یورش می بردند و اموال دزدی را می ربودند و میان شبانان تهی دست تقسیم می کردند . دزدان به هنگام جشنواره ی لوپرکال برای آن ها دام گذاشتند اما تنها توانستند رموس را بگیرند و او را نزد آمولیوس بردند و شکایت کردند که او و برادرش به زمین های نومیتور یورش می آورند .
آمولیوس رموس را نزد نومیتور فرستاد و او هویت دوقلوها را شناخت . برادران آنگاه ، آمولیوس را کشتند و نومیتور به مقام راستین خود دست یافت . چون جمعیت آلبالونگا زیاد شد ، دوقلوها تصمیم گرفتند جای تازه ای برای اسکان در نقطه ای بیابند که سکونت گاهشان باشد . اما نتوانستند تصمیم بگیرند نام شهر را چه بگذارند پس با پیشگویان رایزنی کردند .
رموس رومولوس
رومولوس برا تپه پالاتینه ایستاد و رموس بر تپه ی آونتینه . رموس شش کرکس و رومولوس دوازده کرکس دید اما نزاع میان آنها در گرفت که رموس در آن کشته شد .

مجموعه مطالعات اسطوره شناسی بهاره کریمی

photo_2016-03-25_00-32-06

مشاهده محتوا بیشتر
ادامه مطلب شمشاد امیری خراسانی
بارگذاری بیشتر در آثار باستانی و ارزش های تاریخی
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

همچنین ببینید

ناسیونالیسم (ملی گرایی) ایرانی : تبارگرا یا دموکراتیک

 ناسیونالیسم ایرانی: تبارگرا یا دموکراتیک بخشی از سرمقاله فصلنامه پویه، شماره ۳ و ۴، بهار …