خانه ایران باستان آثار و ارزش های تاریخی و باستانی آتشکده آذربرزین مهر؛ چشمه سبز گلمکان، سبزوار یا نیشابور؟؟ (قسمت دوم)

آتشکده آذربرزین مهر؛ چشمه سبز گلمکان، سبزوار یا نیشابور؟؟ (قسمت دوم)

1
0
1,080
فرضیه دوم روستای برزنون :
با توجه به اوستا و دیگر متون، ریوند ناحیه‌ای میان نیشابور و سبزوار بوده (که البته نیشابور را هم دربر می‌گرفته است) و چون اشاره به کوهستانی بودن محل قرار گرفتن آتشکده شده، در این منطقه می‌توانیم روستای «برزنون» را به عنوان جایگاه این نیایشگاه معرفی کنیم. گرچه شاید دلایل ما سست به نظر رسد اما برای تایید سخن خود لازم می‌دانیم تا به چند نکته اشاره کنیم:
نخست وضع اقلیمی و جغرافیایی این روستا را بررسی می‌کنیم، ناحیه‌ای کوهستانی و تپه‌های بلند و مشرف بر دشت‌های وسیع که می‌تواند جایگاهی مناسب برای بنای یک آتشکده باشد. دیگر آن‌که وجود آرامگاه امامزاده‌ای به‌نام «شاهزاده علی اصغر» (ع) را در نزدیک این روستا نباید نادیده گرفت که خود بیانگر اعتبار و اهمیت این روستا در گذشته می‌باشد. همسایگی نیایشگاه‌های ایرانی با آرامگاه‌ها موضوع جدیدی نیست. نکته‌ی درخور اشاره‌ی دیگر، نام این آبادی است که اهالی منطقه آن را «برزنون» تلفظ می‌کنند. شاید با گذشت زمان «برزین» به شکل «برزنون» درآمده باشد.

 برزنون از بخش سرولایت نیشابور و در مجاورت زیارتگاه شاهزاده حسین اصغر است.

فرضیه سوم، چشمه سبز گلمکان :
نشان دیگری که از برزین‌مهر داریم، دریاچه‌ی «سوور» است که آن را با «چشمه سبز» یا «سوز» در شمال شرقی نیشابور یکی میدانند: «پس دو چشمه –دریا بر زمین گشوده شدند که چنین خوانده شدند: «چیچست» دریاچه‌ی ژرف نمکین آب بی‌تازش و بی‌زندگی که بر ساحلش آذرگشنسب پیروزگر نشیند. دیگر «سوور» که هر بستری را به کرانه‌ها افکند و خویشتن را روشن و پاک دارد. زیرا به مانند چشمی است که هر گردی و هر ریمنی را به کنار افکند. به سبب ژرفایش آنچه اندر دریا شود به بن نرسد. به نزدیکی آن آذر مهر سودبخش برزین مهر نشیند.» از این دریا در اوستا یادی نشده اما با توجه به نزدیک بودن آن به برزین مهر می‌بایست در حوالی نیشابور بوده باشد.


اما قبل از او” فرنبغ” مولف کتاب مهم زردشتیان به نام “بندهش ” در سده سوم هجری با استفاده از متون زردشتی پیشین از چشمه سبز سخن گفته است .مولف بندهش کوهی را که چشمه سبز بر آن قرار گرفته ” کدروسپ”در میان ابر شهر ( نیشابور )و توس خوانده است و خود چشمه را هم “سوور” یا ” سوبر” نوشته است .وی چشمه سبز را “چشمه دریا “و جای مقدس دانسته است که نیکخواهی و بهی و برکت از او بیافریده شده است.در جایی نخستین کوه را البرز می داند که همه کوهها از او رسته اند به شمار ۲۲۴۴ کوه که یکی از آن ها را کدروسپ دانسته است .” کدروسپ کوه در شهر توس که در یای سوبر برآن است “.  چشمه سوبر را چنین معرفی می کند: ” سوبر نام دریاچه ای در ایرانویچ است در اوستا ذکری از آن به میان نیامده است . آتشکده آذربرزین مهر در کنار این دریاچه بوده است “.

به هر روی، تا زمانی که سندی نوشتاری یا نشانه‌ای از این نیایشگاه اساطیری و کهن یافت نشود، گفته‌ها از روی گمان بوده و هیچ یک، سخن آخر نخواهد بود.

 

 نویسنده: سالم،احمد رضا؛مجله: کتاب ماه هنر » آذر و دی ۱۳۸۳ – شماره ۷۵ و  ۷۶ ( از صفحه ۱۴۶ تا ۱۵۲)


 

سخنی کوتاه: « همان طور که خوانندگان محترم می دانند برخی از محققان محل آتشکده آذربرزین مهر را در محل چشمه مقدس زردشتیان یعنی چشمه سبز گلمکان می دانند. یکی از مهمترین منابعی که در آن نام چشمه سبز آمده و در دیگر مقالات وبلاگ شرح کامل آن آمده شاهنامه فردوسی می باشد که از این چشمه با نام چشمه سو یاد می کند .

یادکرد فردوسی از تقدس چشمه سبز و داستان آمدن یزدگرد اول ساسانی به نیت شفا یافتن به کنار این چشمه، مراسم هاونان و بازمانده های این مراسم در چشمه سبز، ذکر صفات بی نظیر در کتاب بندهش زرتشتیان درباره این چشمه و اهمیت آن و نیز سایر موارد ذکر شده در این باب، می توانند مدارک خوبی در این رابطه باشند. امید که پژوهش های جناب آقای حسن آبادی (میراث فرهنگی خراسان-مشهد) که حدود پنج سال است که مکرراً به چشمه سبز مراجعه و به پژوهش درباره این مکان اهورایی و کهن می پردازند، به زودی اسنادی متقن را در این باب ارائه نمایند.

cheshme-sabz-lake3

مشاهده محتوا بیشتر

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 موضوع دیدگاه
0 موضوع پاسخ
0 Seguidores
 
بیشترین پاسخ واکنش نشان داد
پرطرفدارترین نظر
1 نویسنده دیدگاه
علی نویسندگان نظرات اخیر
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
به من اطلاع بده
علی
مهمان
علی

با سلام با تشکر از جنابعالی ا ارائه مطالب جالب شما
بنده که از بچه های خود برزنون هستم ما در این منطقه مکانی به نام سوور داریم که بک دختی هم در هیمن محل است که به درخت صوبر معروف است و یک منطقه به نام چیچکستون

همچنین ببینید

ناسیونالیسم (ملی گرایی) ایرانی : تبارگرا یا دموکراتیک

 ناسیونالیسم ایرانی: تبارگرا یا دموکراتیک بخشی از سرمقاله فصلنامه پویه، شماره 3 و 4، بهار …