در روح و جان من می مانی ای وطن - تورج نگهبان
تورج نگهبان در روح و جان من میمانی ای وطن به زیر پا فتد آن دلی، که بهر تو نلرزد شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیرزد ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران ، بد گهران ای عشق سوزان ، ای شیرینترین رویای من تو بمان ، در دل و جان ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان سبزی صد چمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، به پرچمت نشسته شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن بمان که تا ابد هستیم ، به هستی تو بسته