درود.
بر پایهٔ منابعی که از آیین زرتشتی و ایران پیش از اسلام در دست داریم، هیچ گواه معتبری وجود ندارد که ایرانیان باستان مانند رسم اسلامیِ «اذان گفتن در گوش نوزاد»، جمله یا دعای مشخص و ثابتی را بلافاصله در گوش نوزاد میخواندهاند.
دانشنامهٔ ایرانیکا حتی دربارهٔ زرتشتیان ایران مینویسد که آنان «مراسم رسمی و مشخصی برای نامگذاری» نداشتهاند. نام کودک معمولاً از نامهای اوستایی، پهلوانان ایرانی یا نام یکی از افراد نیکنام خاندان برگزیده میشد.
البته در اوستا دعاهایی دربارهٔ زایش، تندرستی مادر و فرزند و بالندگی کودک وجود دارد. برای نمونه در بخش ۲۱ وندیداد دعایی آمده که مضمونی نزدیک به این دارد:
«برای تو، ای کودک، زایش و بالندگی را پاک و نیک میگردانم...»
این عبارت در متن سه بار و همراه با نیایش آب، خورشید، ماه و ستارگان آمده است و پژوهشگران آن را دعایی مربوط به زایش و سلامت مادر و فرزند میدانند. اما سندی نداریم که این دعا را پس از تولد «در گوش نوزاد» میخواندهاند.
در سنت زرتشتی، آبانیشت نیز با زایش ارتباط داشته است؛ آناهیتا در آن ستوده میشود که زایش را برای زنان آسان میکند و شیر مناسب برای مادر فراهم میآورد. بخشهایی از این نیایش تا دورههای جدید نیز برای زایمان آسان و سلامت کودک خوانده میشده است.
بنابراین پاسخ دقیق این است:
ایرانیان پیش از اسلام «معادل اذان در گوش نوزاد» به شکل یک رسم ثابت و مستند نداشتهاند، یا دستکم چنین رسمی در منابع باقیمانده ثبت نشده است. آنچه واقعاً داریم، نیایشهایی برای زایش، تندرستی، پاکی و بالندگی کودک است.
پس نوشتههایی در فضای مجازی که میگویند ایرانیان باستان هنگام تولد حتماً جملهای مانند «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» را سه بار در گوش نوزاد میخواندند، بدون ارائهٔ یک متن اوستایی یا پهلوی معتبر نباید بهعنوان رسم قطعی ایران باستان پذیرفته شوند.
اگر کسی امروز بخواهد یک آیین نامگذاری ایرانی برگزار کند، میتواند از نیایشهای اوستایی و آرزوی «خرد، راستی، تندرستی و نیکنامی» الهام بگیرد؛ ولی درستتر است آن را «آیین امروزی الهامگرفته از سنت ایران باستان» بنامد، نه رسمی که دقیقاً میدانیم هخامنشیان یا ساسانیان انجام میدادند.
درود.
بر پایهٔ منابعی که از آیین زرتشتی و ایران پیش از اسلام در دست داریم، هیچ گواه معتبری وجود ندارد که ایرانیان باستان مانند رسم اسلامیِ «اذان گفتن در گوش نوزاد»، جمله یا دعای مشخص و ثابتی را بلافاصله در گوش نوزاد میخواندهاند.
دانشنامهٔ ایرانیکا حتی دربارهٔ زرتشتیان ایران مینویسد که آنان «مراسم رسمی و مشخصی برای نامگذاری» نداشتهاند. نام کودک معمولاً از نامهای اوستایی، پهلوانان ایرانی یا نام یکی از افراد نیکنام خاندان برگزیده میشد.
البته در اوستا دعاهایی دربارهٔ زایش، تندرستی مادر و فرزند و بالندگی کودک وجود دارد. برای نمونه در بخش ۲۱ وندیداد دعایی آمده که مضمونی نزدیک به این دارد:
«برای تو، ای کودک، زایش و بالندگی را پاک و نیک میگردانم...»
این عبارت در متن سه بار و همراه با نیایش آب، خورشید، ماه و ستارگان آمده است و پژوهشگران آن را دعایی مربوط به زایش و سلامت مادر و فرزند میدانند. اما سندی نداریم که این دعا را پس از تولد «در گوش نوزاد» میخواندهاند.
در سنت زرتشتی، آبانیشت نیز با زایش ارتباط داشته است؛ آناهیتا در آن ستوده میشود که زایش را برای زنان آسان میکند و شیر مناسب برای مادر فراهم میآورد. بخشهایی از این نیایش تا دورههای جدید نیز برای زایمان آسان و سلامت کودک خوانده میشده است.
بنابراین پاسخ دقیق این است:
ایرانیان پیش از اسلام «معادل اذان در گوش نوزاد» به شکل یک رسم ثابت و مستند نداشتهاند، یا دستکم چنین رسمی در منابع باقیمانده ثبت نشده است. آنچه واقعاً داریم، نیایشهایی برای زایش، تندرستی، پاکی و بالندگی کودک است.
پس نوشتههایی در فضای مجازی که میگویند ایرانیان باستان هنگام تولد حتماً جملهای مانند «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» را سه بار در گوش نوزاد میخواندند، بدون ارائهٔ یک متن اوستایی یا پهلوی معتبر نباید بهعنوان رسم قطعی ایران باستان پذیرفته شوند.
اگر کسی امروز بخواهد یک آیین نامگذاری ایرانی برگزار کند، میتواند از نیایشهای اوستایی و آرزوی «خرد، راستی، تندرستی و نیکنامی» الهام بگیرد؛ ولی درستتر است آن را «آیین امروزی الهامگرفته از سنت ایران باستان» بنامد، نه رسمی که دقیقاً میدانیم هخامنشیان یا ساسانیان انجام میدادند.