پیشگویی های زرتشت از آینده ایران
در گاتها از قول جناب زرتشت آمده است:ای اورمزد،این هر دو را از تو می پرسم:آنچه که تا کنون روی داده است و آنچه که پس از این روی خواهد داد.....
پژوهشگر تاریخ
این کاربر ۱ از ۴ بخش پروفایل پژوهشی را تکمیل کرده است؛ بخشهای باقیمانده: وابستگی علمی، زندگینامه پژوهشی، حوزههای پژوهشی.
در گاتها از قول جناب زرتشت آمده است:ای اورمزد،این هر دو را از تو می پرسم:آنچه که تا کنون روی داده است و آنچه که پس از این روی خواهد داد.....
مرادی غیاث آبادی جناب غیاث آبادی در یکی از نوشته هایشان با عنوانی درشت نوشته است: رنجهای بشری ۱۴۵: کورش بزرگ و نابودی همیشگی کادوسیان! وقتی آدمی این را میخواند و منابع معرفی شده را می بنید به این فکر می افتد که به راستی کوروش بزرگ همه ی کادوسیان را چنان کشته و خانه هایشان را چنان ویران کرده که دیگر نامی از آنها نیست!! در هیچ کدام از منابع معرفی شده خبری از نابودی تمدن کادوسی به دست کوروش نیست. حتی از جنگ کوروش با کادوسیان گزارشی نیامده است! عجیب آنکه منابع معرفی شده توسط آقای غیاث آبادی درباره
بهران چوبین ۲۸ نوامبر سال ۵۸۸ میلادی ، ارتش ایران در جنگ با خاقان «شابه Shabeh» در بلخ از سلاح تازه ای که در آن نفت خام بکار رفته بود استفاده کرد. در این جنگ فرماندهی ارتش ایران را ژنرال بهرام مهران معروف به بهرام چوبین برعهده داشت که در تاریخ نظامی جهان از او به عنوان یک نابغه نظامی نام برده اند. «هرمز» شاه وقت از دودمان ساسانیان، وقتی شنید که خاقان شمالغربی چین وارد اراضی ایران در شمالشرقی خراسان (تاجیکستان فعلی و شمال افغانستان) شده ، بلخ را مرکز خود قرار داده و عازم تصرف کابل و بادغیس است ژن
عمو نوروز عمو نوروز عمو نوروز یکی از نمادهای نوروز است که در شب عید نوروز یرای بچهها هدیه می آوردو به همراه حاجی فیروز سفر میکند. داستان عمو نوروز، داستانی عاشقانهاست عمو نوروز منتظر زنی است. آنها میخواهند با هم ازدواج کنند. براساس یک باور قدیمی، نامزد عمو نوروز از یک ماه به نوروز مانده، به دارکوبها و چرخریسکها میگوید که از برگ نورس درختان و گلهای نوشکفته، قبای زیبایی برای عمو نوروز که در سفر دوازدهماههاست ببافند.در سیستان به جای عمو نوروز مردم به بیبی نوروز اعتقاد دارند. نمونه داستان
ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﻴﺎﻥ ، ﺍﺷﻜﺎﻧﻴﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﺳﺎﻧﻴﺎﻥ ﻳﻚ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﺎﻟﺐ ﻭ ﺷﮕﻔﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﻴﻜﻰ ﻣﺮﺳﻮﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻬﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﻳﻰ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺸﺎﻥ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ . ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ ﺍﺯ ﻋﻬﺪ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﻯ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﻰ ﻣﻌﻨﻰ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﻳﺶ ﻧﻤﻰ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺧﺴﺎﻧﺘﻮﺱ ﻭ ﻫﺮﻭﺩﺕ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺑﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﻤﺪﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺎﺭﺳﻰ ﺳﺨﻦ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﭘﺎﺭﺳﻴﺎﻥ ﻳﻜﺴﺎﻥ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﺳﺖ ، ﻫﺮﻭﺩﻭﺕ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﻣﻴﻨﻮﻳﺴﺪ : " ﺗﺎ ﻛﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﺩﺍﺏ ﭘﺎﺭﺳﻴﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻡ
دارالشفاء نخستین بیمارستان تهران تهران قدیم شهر تهران بود و یک دارالشفاء . همه دارو ندار یک جمعیت پنجاه شصت هزار نفری پایتخت فتحعلی شاه برای مداوا، یک حکیم باشی بود با چند اتاق و چند دستیار که جمع بودند در ساختمانی در جنوب شرقی ارگ سلطنتی ،که دارالشفایش می خواندند. اگرچه کیفیت کار عاشقانه قدما را نمی توان با باری به هر جهت کار کردن پاره ای از پزشکان امروزی قیاس کرد، ولی به هر روی سختی اوضاع زندگی مردم در کمبود پزشک و بیمارستان در پایتخت که نمونه ای بود از همه کشور، کاملا آشکار میشود. بعد ها در د
سربازان با کلاه خود های پرنشان و لباس های دامن مانند خود ،گام های خود را محکم بر زمین می کوفتند! سوار آبی پوش با اسب می تاخت و فریاد میزد : داریم نزدیک شهر میشویم!!! گام هایتان را محکم بر زمین بکوبید تا جهانیان بدانند سربازان مقدونی فاتحند و حتی طوفان هم توان مقابله ندارند. سف سربازان پیاده و سواره نظام با یونی فرم های قرمز گویی تمام نداشت،مانند رودی که انگار پایانی نداشت! چند سردار با لباس ها آبی که از کل ارتش متمایز بودند در جلو حرکت می کردند! سرداران از آخرین گذرگاه که گذشتند ،خود را بر بلندی
داستان استر و اسطوره سازی ایران ستیزانه داستان «استر و مردخای» یکی از قصه های مشهور یهودیان است که در قلمروی یک پادشاه ایرانی به نام «اخشورش» رخ می دهد. این داستان در اصل تنها در منابع یهودی وجود دارد و از نظر تاریخی قابل اثبات نیست چرا که در تضاد جدی با منابع دیگر از جمله منابع معتبر قرار دارد. برخی از پژوهشگران، این داستان را تحت تأثیر اسطوره های بابلی و عیلامی می دانند. با توجه به این قصه، یهودیان سالانه جشنی به نام «پوریم» برگزار می کنند. اما این روز ها در ایران، داستان های تحریف شده ای از ا
استر و هامان باب اول در ایّام اََخشُورُش (این امور واقع شد) * این همان اخشورش است که از هند تا حبش بر صد و بیست و هفت ولایت سلطنت می کرد * در آن ایّام حینیکه اخشورش پادشاه بر کرسی سلطنت خویش در دارالسلطنه ی شُوشَن نشسته بود * در سال سوم از سلطنت خویش ضیافتی برای جمع سروران و خادمان خود بر پا نمود و حشمت فارس و مادی از امرا و سرورانِ ولایتها بحضور او بودند * پس مدت مدید صد و هشتاد روز توانگری جلال سلطنت خویش و حشمت مجد عظمت خود را جلوه می داد * پس بعد از انقضای آن روز ها پادشاه برای همه کسانیکه د
امروز سر کلاس تفریحی نقاشی توانستم معنی مشترک این نامها را در زبان اوستایی و سانسکریت به ترتیب به معنی سرزمین ارابه های درخشان (خونی-رثَ)٬ سرزمین ارابه های شریف و مقدس (ائیرینه-ویجَیه) و سرزمین [بزرگ] ارابه های با شکوه ([مها]-بها-رتَ) و سرزمین ارابه های شریف (آریا-ورته) دریابم و با توجه به توصیفات هرودوت از فرهنگ اسکیتان جای اصلی این سرزمین را در نواحی شمالی اوکراین جستجو نمایم. این نتیجه یادداشت نویسی چند روزه از لغات سانسکریتی اوپانیشادها است.
چرا انان که از رسم ورسوم هخامنشیان پیروی میکردند مانند انها مقبره برای خود نمیساختند
درود,بر شما,سربلند باشید,میخاستم بدونم که آیا کورش نامه گزنفون رونوشت برداری از توماری بنام قوانین پارسها و مادها ,نوشته کورش بزرگ است,سپاس از شما عزی...
درود خداوند بر شما، فکر کنم سال 76 بود یا بیشتر مقاله ای خوندم از همشهری که فکر کنم تز دکترا بود آقایی به نام جلالی. نوشته بود بر خلاف همه انچه تا کنو...
اگر پیامبر فرمود عمار یاسر یک نفر از چهار نفر خوب بهشتی است پس چرا عمار یاسر اون همه ایرانیو به بردگی گرفت؟ ایا برده داری تو اسلام حلال است اخه میگوی...
آیا زرتشتیان به جای دفن کردن اجساد آنها را بر بلندی قله ها رها میکردند تا خوراک حیوانات شوند ؟ یا این هم از تحریفات اخیر است