درود.
در این پرسش چند موضوع جدا از هم آمیخته شده که بهتر است تفکیک شوند.
نخست دربارهٔ عمار یاسر: اگر منظورتان روایت مشهور «بهشت مشتاق عمار است» باشد، چنین روایتی در منابع حدیثی وجود دارد، ولی نقلهای آن یکسان نیست. در سنن ترمذی روایتی با سه نفر، یعنی علی، عمار و سلمان، آمده و در برخی منابع صورت چهارنفری نیز نقل شده است. دربارهٔ اعتبار سند این روایت نیز میان محدثان اختلاف وجود دارد؛ بنابراین حتی خودِ تعبیر «چهار نفر بهشتی» نیازمند دقت است.
اما مهمتر از آن، این ادعاست که «عمار یاسر شمار بسیار زیادی از ایرانیان را شخصاً به بردگی گرفت».
برای این ادعا به این صورت، سند محکمی پیدا نمیکنیم.
عمار مدتی در زمان عمر فرماندار کوفه و مسئول بخشی از نیروهای آن بود. دربارهٔ نبرد نهاوند نیز گزارشهای منابع با هم اختلاف دارند: در یک روایت، نیروهای کوفه با عمار در پیروزی و تقسیم غنیمت حضور دارند؛ اما در روایتی دیگر که طبری نقل کرده، نبرد نهاوند پیش از آغاز فرمانداری عمار بر کوفه رخ داده است.
بنابراین حتی دربارهٔ نقش مستقیم عمار در خود نهاوند نیز روایتها یکدست نیستند؛ چه رسد به این ادعا که «او شخصاً ایرانیان زیادی را برده کرد».
این البته به معنای انکار بردهگیری در جریان فتوحات نیست. برده و اسیر گرفتن واقعاً در جنگهای سدهٔ هفتم وجود داشت و بخشی از اسیران جنگی در فتوحات مسلمانان نیز به بردگی درآمدند.
ولی وضعیت همهٔ مردم ایران چنین نبود. پژوهش دانشنامهٔ ایرانیکا دربارهٔ استقرار عربها در ایران تصریح میکند که در دورهٔ عمر، مردم سرزمینهای فتحشده عموماً به صورت اهل ذمه باقی میماندند و به بردگی گرفته نمیشدند؛ کشاورزان نیز بر زمینهایشان نگه داشته میشدند. در مقابل، در جنگها و یورشهای مرزی اسیر و برده نیز گرفته میشد.
پس میان این دو جمله فرق زیادی هست:
«در فتح ایران اسیران ایرانی نیز به بردگی گرفته شدند» ــ درست است.
«عمار یاسر شخصاً شمار عظیمی از مردم ایران را برده کرد» ــ برای این ادعای مشخص، مدرک کافی نداریم.
بنابراین این جمله که «اسلام از همان ابتدا بردهداری را ممنوع کرد» با تاریخ و متون فقهی سازگار نیست.
در عین حال این جمله هم سادهسازی است که «اسلام هر کسی را اجازه میداد برده کنند». برای بردهسازی در فقه سنتی قواعد و محدودیتهایی وجود داشت.
امروز وضعیت کاملاً متفاوت است. بردهداری از نظر حقوق بینالملل ممنوع است و کشورهای مسلمان نیز آن را ممنوع کردهاند. در اعلامیهٔ حقوق بشر اسلامی سازمان همکاری اسلامی نیز آمده است که انسان آزاد زاده میشود و هیچکس حق به بردگی کشیدن او را ندارد. در اندیشهٔ اسلامی معاصر نیز دیدگاههای گوناگونی دربارهٔ چگونگی رسیدن از فقه قدیم به ممنوعیت کامل بردهداری مطرح شده است.
اما دربارهٔ غزنویان و هند:
بله، این قسمت از نظر تاریخی اساس دارد.
محمود غزنوی و سپاهیانش در لشکرکشیهای هند علاوه بر طلا، نقره و دیگر غنایم، شمار زیادی اسیر نیز به دست میآوردند و بخشی از آنان به بردگی فروخته یا وارد سپاه و دستگاه غزنوی میشدند.
دانشنامهٔ ایرانیکا حتی گزارش میکند که در لشکرکشی محمود به قَنّوج در سال ۱۰۱۸ میلادی، بر پایهٔ منابع تاریخی، حدود ۵۳ هزار اسیر گرفته شد و ورود این تعداد برده باعث پایین آمدن قیمت بردگان در غزنه شد.
البته اعداد بسیار بزرگ منابع قرون وسطایی را همیشه باید با احتیاط پذیرفت؛ مورخان آن دوره گاهی در شمار سربازان، کشتهها و اسیران مبالغه میکردند. اما اصلِ بردهگیری گستردهٔ غزنویان در لشکرکشیهای هند مورد تردید جدی نیست.
فقط بهتر است نگوییم «ایرانیان هند را گرفتند و برده آوردند».
غزنویان از نظر منشأ دودمانی، خاندانی ترکتبار بودند که از غلامان نظامی سامانیان برخاستند، اما دولت آنان بهشدت فارسیشده بود؛ زبان دیوان و فرهنگ دربارشان فارسی بود و در قلمرو جهان ایرانی حکومت میکردند. سپاه آنان نیز چندقومیتی بود و ترک، عرب، دیلمی، کرد و هندی در آن حضور داشتند.
بنابراین بهتر است گفته شود:
«دولت غزنوی در لشکرکشیهایش به هند بردگان بسیاری گرفت»،
نه اینکه این کار را به صورت قومی به «ایرانیان» نسبت بدهیم.
در نهایت دربارهٔ پرسش اخلاقی شما:
اگر کسی امروز بردهداری را عملی نادرست و ضد کرامت انسانی بداند، این داوری با معیارهای اخلاقی و حقوقی امروز کاملاً قابل فهم است. برای بررسی تاریخ نیز نباید واقعیت بردهداری در جوامع یا دیگر تمدنها را پنهان کرد.
اما برای داوری دربارهٔ عمار یاسر، نخست باید ثابت شود عملی که به او نسبت میدهیم واقعاً از خود او سر زده است. در مورد ادعای «برده کردن شمار عظیمی از ایرانیان توسط عمار» چنین اثبات روشنی در دست نیست.
پس خلاصه:
ـ روایتهایی دربارهٔ فضیلت عمار وجود دارد، هرچند صورت و اعتبار آنها مورد اختلاف است.
ـ عمار مدتی فرماندار کوفه و درگیر ساختار نظامی فتوحات بود.
ـ غلام گیری از اسیران در جریان فتوحات اسلامی واقعاً وجود داشت.
ـ ولی ادعای مشخصِ «عمار شخصاً ایرانیان بسیاری را برده کرد» نیازمند سندی است که فعلاً دیده نمیشود.
ـ فقه کلاسیک اسلام بردهداری را بهطور کامل لغو نکرد و آن را در شرایط معینی مجاز میدانست، هرچند آزادی بردگان را بسیار تشویق میکرد.
ـ بردهگیری گسترده در لشکرکشیهای غزنویان به هند نیز یک واقعیت تاریخی است.
ـ امروزه بردهداری از نظر قانون و دیدگاه غالب جهان اسلام ممنوع است.
درود.
در این پرسش چند موضوع جدا از هم آمیخته شده که بهتر است تفکیک شوند.
نخست دربارهٔ عمار یاسر: اگر منظورتان روایت مشهور «بهشت مشتاق عمار است» باشد، چنین روایتی در منابع حدیثی وجود دارد، ولی نقلهای آن یکسان نیست. در سنن ترمذی روایتی با سه نفر، یعنی علی، عمار و سلمان، آمده و در برخی منابع صورت چهارنفری نیز نقل شده است. دربارهٔ اعتبار سند این روایت نیز میان محدثان اختلاف وجود دارد؛ بنابراین حتی خودِ تعبیر «چهار نفر بهشتی» نیازمند دقت است.
اما مهمتر از آن، این ادعاست که «عمار یاسر شمار بسیار زیادی از ایرانیان را شخصاً به بردگی گرفت».
برای این ادعا به این صورت، سند محکمی پیدا نمیکنیم.
عمار مدتی در زمان عمر فرماندار کوفه و مسئول بخشی از نیروهای آن بود. دربارهٔ نبرد نهاوند نیز گزارشهای منابع با هم اختلاف دارند: در یک روایت، نیروهای کوفه با عمار در پیروزی و تقسیم غنیمت حضور دارند؛ اما در روایتی دیگر که طبری نقل کرده، نبرد نهاوند پیش از آغاز فرمانداری عمار بر کوفه رخ داده است.
بنابراین حتی دربارهٔ نقش مستقیم عمار در خود نهاوند نیز روایتها یکدست نیستند؛ چه رسد به این ادعا که «او شخصاً ایرانیان زیادی را برده کرد».
این البته به معنای انکار بردهگیری در جریان فتوحات نیست. برده و اسیر گرفتن واقعاً در جنگهای سدهٔ هفتم وجود داشت و بخشی از اسیران جنگی در فتوحات مسلمانان نیز به بردگی درآمدند.
ولی وضعیت همهٔ مردم ایران چنین نبود. پژوهش دانشنامهٔ ایرانیکا دربارهٔ استقرار عربها در ایران تصریح میکند که در دورهٔ عمر، مردم سرزمینهای فتحشده عموماً به صورت اهل ذمه باقی میماندند و به بردگی گرفته نمیشدند؛ کشاورزان نیز بر زمینهایشان نگه داشته میشدند. در مقابل، در جنگها و یورشهای مرزی اسیر و برده نیز گرفته میشد.
پس میان این دو جمله فرق زیادی هست:
«در فتح ایران اسیران ایرانی نیز به بردگی گرفته شدند» ــ درست است.
«عمار یاسر شخصاً شمار عظیمی از مردم ایران را برده کرد» ــ برای این ادعای مشخص، مدرک کافی نداریم.
بنابراین این جمله که «اسلام از همان ابتدا بردهداری را ممنوع کرد» با تاریخ و متون فقهی سازگار نیست.
در عین حال این جمله هم سادهسازی است که «اسلام هر کسی را اجازه میداد برده کنند». برای بردهسازی در فقه سنتی قواعد و محدودیتهایی وجود داشت.
امروز وضعیت کاملاً متفاوت است. بردهداری از نظر حقوق بینالملل ممنوع است و کشورهای مسلمان نیز آن را ممنوع کردهاند. در اعلامیهٔ حقوق بشر اسلامی سازمان همکاری اسلامی نیز آمده است که انسان آزاد زاده میشود و هیچکس حق به بردگی کشیدن او را ندارد. در اندیشهٔ اسلامی معاصر نیز دیدگاههای گوناگونی دربارهٔ چگونگی رسیدن از فقه قدیم به ممنوعیت کامل بردهداری مطرح شده است.
اما دربارهٔ غزنویان و هند:
بله، این قسمت از نظر تاریخی اساس دارد.
محمود غزنوی و سپاهیانش در لشکرکشیهای هند علاوه بر طلا، نقره و دیگر غنایم، شمار زیادی اسیر نیز به دست میآوردند و بخشی از آنان به بردگی فروخته یا وارد سپاه و دستگاه غزنوی میشدند.
دانشنامهٔ ایرانیکا حتی گزارش میکند که در لشکرکشی محمود به قَنّوج در سال ۱۰۱۸ میلادی، بر پایهٔ منابع تاریخی، حدود ۵۳ هزار اسیر گرفته شد و ورود این تعداد برده باعث پایین آمدن قیمت بردگان در غزنه شد.
البته اعداد بسیار بزرگ منابع قرون وسطایی را همیشه باید با احتیاط پذیرفت؛ مورخان آن دوره گاهی در شمار سربازان، کشتهها و اسیران مبالغه میکردند. اما اصلِ بردهگیری گستردهٔ غزنویان در لشکرکشیهای هند مورد تردید جدی نیست.
فقط بهتر است نگوییم «ایرانیان هند را گرفتند و برده آوردند».
غزنویان از نظر منشأ دودمانی، خاندانی ترکتبار بودند که از غلامان نظامی سامانیان برخاستند، اما دولت آنان بهشدت فارسیشده بود؛ زبان دیوان و فرهنگ دربارشان فارسی بود و در قلمرو جهان ایرانی حکومت میکردند. سپاه آنان نیز چندقومیتی بود و ترک، عرب، دیلمی، کرد و هندی در آن حضور داشتند.
بنابراین بهتر است گفته شود:
«دولت غزنوی در لشکرکشیهایش به هند بردگان بسیاری گرفت»،
نه اینکه این کار را به صورت قومی به «ایرانیان» نسبت بدهیم.
در نهایت دربارهٔ پرسش اخلاقی شما:
اگر کسی امروز بردهداری را عملی نادرست و ضد کرامت انسانی بداند، این داوری با معیارهای اخلاقی و حقوقی امروز کاملاً قابل فهم است. برای بررسی تاریخ نیز نباید واقعیت بردهداری در جوامع یا دیگر تمدنها را پنهان کرد.
اما برای داوری دربارهٔ عمار یاسر، نخست باید ثابت شود عملی که به او نسبت میدهیم واقعاً از خود او سر زده است. در مورد ادعای «برده کردن شمار عظیمی از ایرانیان توسط عمار» چنین اثبات روشنی در دست نیست.
پس خلاصه:
ـ روایتهایی دربارهٔ فضیلت عمار وجود دارد، هرچند صورت و اعتبار آنها مورد اختلاف است.
ـ عمار مدتی فرماندار کوفه و درگیر ساختار نظامی فتوحات بود.
ـ غلام گیری از اسیران در جریان فتوحات اسلامی واقعاً وجود داشت.
ـ ولی ادعای مشخصِ «عمار شخصاً ایرانیان بسیاری را برده کرد» نیازمند سندی است که فعلاً دیده نمیشود.
ـ فقه کلاسیک اسلام بردهداری را بهطور کامل لغو نکرد و آن را در شرایط معینی مجاز میدانست، هرچند آزادی بردگان را بسیار تشویق میکرد.
ـ بردهگیری گسترده در لشکرکشیهای غزنویان به هند نیز یک واقعیت تاریخی است.
ـ امروزه بردهداری از نظر قانون و دیدگاه غالب جهان اسلام ممنوع است.