درود بر شما.
خیر؛ بر پایهٔ متن خود «کوروشنامه» و پژوهشهای دانشگاهی، مدرکی نداریم که گزنفون «کوروشنامه» را از روی توماری به نام «قوانین پارسها و مادها» نوشته باشد یا چنین توماری به فرمان کوروش بزرگ تألیف شده باشد.
منشأ این ادعا احتمالاً یک برداشت نادرست از چند موضوع متفاوت است.
گزنفون در آغاز کوروشنامه، کتاب یکم، بخش ۲، دربارهٔ تربیت کوروش میگوید که او:
«بر پایهٔ قوانین پارسیان تربیت شد.»
و سپس دربارهٔ شیوهٔ آموزش، دادگستری و تربیت جوانان در میان پارسیان توضیح میدهد.
اما گزنفون در اینجا نمیگوید:
«من این مطالب را از کتاب یا توماری به نام قوانین پارسها و مادها برداشتم.»
اصلاً در این بخش چیزی به نام «تومار قوانین پارسها و مادها»، نویسندگی کوروش یا رونوشتبرداری گزنفون از آن وجود ندارد.
حتی در همان آغاز کتاب، گزنفون دربارهٔ اطلاعات مربوط به کوروش از «داستانها و سرودهایی که هنوز در میان مردمان نقل میشود» سخن میگوید. این بیشتر با استفاده از سنتهای شفاهی ایرانی سازگار است.
دانشنامهٔ معتبر ایرانیکا در مدخل تخصصی «Cyropaedia» نتیجهای بسیار روشنتر دارد و مینویسد:
«به نظر قطعی میرسد که گزنفون در تألیف کوروشنامه از منابع اسنادی استفاده نکرده است.»
پژوهشگران احتمال میدهند گزنفون بخشی از اطلاعات و فضای ایرانی کتاب را از تجربهٔ شخصی خود در شاهنشاهی هخامنشی و از داستانها و سنتهای شفاهی ایرانی که در سفرهایش شنیده بود گرفته باشد.
گزنفون در سال ۴۰۱ پیش از میلاد همراه سپاه کوروش کوچک وارد قلمرو هخامنشی شد و از نزدیک با ایرانیان، دربار، سپاه و برخی آداب آنان آشنا شد. بنابراین برای نوشتن کتاب خود منابع شفاهی و تجربهٔ شخصی در اختیار داشت؛ ولی بیش از صد سال پس از کوروش بزرگ زندگی میکرد.
نکتهٔ دیگری هم وجود دارد:
عبارت مشهور «قانون مادها و پارسها» واقعاً در متون باستانی دیده میشود، ولی نه به عنوان نام کتابی نوشتهٔ کوروش.
در کتابهای «دانیال» و «اِستر» در عهد عتیق از «قانون مادها و پارسها» سخن گفته شده، به این معنا که فرمان شاه طبق آن سنت تغییرناپذیر دانسته میشود. دانشنامهٔ ایرانیکا نیز این عبارت را در بررسی واژهٔ ایرانی باستان «داتَه / dāta» به معنای قانون و فرمان ذکر کرده است.
احتمالاً بعدها این عبارت با سخن گزنفون دربارهٔ «قوانین پارسیان» درآمیخته و نتیجهٔ نادرستی به وجود آمده که گویا کتابی رسمی با عنوان «قوانین پارسها و مادها» وجود داشته است.
جالب اینکه من منشأ فارسیِ رایجی برای همین ادعا پیدا کردم. در مقالهای اینترنتی منتشرشده در سال ۲۰۰۱ نوشته شده:
«به اقرار خود گزنفون، کوروشنامه بر اساس توماری به نام قوانین پارسها و مادها رونوشت شده است.»
برای این ادعا به کتاب George Cawkwell، The Persian Expedition، صفحهٔ ۱۲۲ ارجاع داده شده است.
اما «The Persian Expedition» اساساً ترجمهٔ کتاب دیگر گزنفون یعنی «آناباسیس» دربارهٔ لشکرکشی کوروش کوچک در سال ۴۰۱ پ.م. است، نه متن یا نسخهٔ انتقادی کوروشنامه. مهمتر اینکه در متن خود کوروشنامه هیچ «اقراری» از گزنفون دربارهٔ رونوشت کردن از چنین توماری وجود ندارد.
از خود کوروش بزرگ چه نوشتههایی واقعاً باقی مانده است؟
مهمترین سند، «استوانهٔ کوروش» از بابل است که به زبان اکدی نوشته شده و دربارهٔ فتح بابل، مشروعیت شاهی کوروش، بازسازی نیایشگاهها و بازگرداندن پیکرههای خدایان سخن میگوید.
چند سنگنبشتهٔ کوتاه نیز به نام کوروش در پاسارگاد و نقاط دیگر شناخته شدهاند.
ولی در میان اسناد شناختهشدهٔ هخامنشی هیچ اثری با نام:
«قوانین پارسها و مادها»
که نوشتهٔ کوروش بزرگ باشد، شناخته نشده است.
بنابراین جمعبندی دقیق چنین است:
کوروشنامهٔ گزنفون یک اثر بسیار مهم برای شناخت تصویری است که یونانیان سدهٔ چهارم پیش از میلاد از کوروش، رهبری و نظام سیاسی ایران داشتند و احتمالاً عناصر واقعیِ سنت ایرانی نیز در آن حفظ شده است.
اما کتاب یک «رونوشت یونانی از نوشتهٔ خود کوروش» نیست.
گزنفون هیچجا نمیگوید کتابش را از روی توماری با عنوان «قوانین پارسها و مادها» ترجمه یا رونوشت کرده است.
پژوهشهای جدید نیز برعکس، استفادهٔ مستقیم او از یک سند مکتوب هخامنشی دربارهٔ زندگی کوروش را تأیید نمیکنند.
پس اگر جایی نوشته شده:
«گزنفون خودش اقرار کرده کوروشنامه ترجمهٔ تومار قوانین پارسها و مادها نوشتهٔ کوروش است»
باید از نویسنده خواست شمارهٔ دقیق کتاب، فصل و بند کوروشنامه را ارائه کند؛ زیرا چنین عبارتی در متن موجود گزنفون وجود ندارد.
درود بر شما.
خیر؛ بر پایهٔ متن خود «کوروشنامه» و پژوهشهای دانشگاهی، مدرکی نداریم که گزنفون «کوروشنامه» را از روی توماری به نام «قوانین پارسها و مادها» نوشته باشد یا چنین توماری به فرمان کوروش بزرگ تألیف شده باشد.
منشأ این ادعا احتمالاً یک برداشت نادرست از چند موضوع متفاوت است.
گزنفون در آغاز کوروشنامه، کتاب یکم، بخش ۲، دربارهٔ تربیت کوروش میگوید که او:
«بر پایهٔ قوانین پارسیان تربیت شد.»
و سپس دربارهٔ شیوهٔ آموزش، دادگستری و تربیت جوانان در میان پارسیان توضیح میدهد.
اما گزنفون در اینجا نمیگوید:
«من این مطالب را از کتاب یا توماری به نام قوانین پارسها و مادها برداشتم.»
اصلاً در این بخش چیزی به نام «تومار قوانین پارسها و مادها»، نویسندگی کوروش یا رونوشتبرداری گزنفون از آن وجود ندارد.
حتی در همان آغاز کتاب، گزنفون دربارهٔ اطلاعات مربوط به کوروش از «داستانها و سرودهایی که هنوز در میان مردمان نقل میشود» سخن میگوید. این بیشتر با استفاده از سنتهای شفاهی ایرانی سازگار است.
دانشنامهٔ معتبر ایرانیکا در مدخل تخصصی «Cyropaedia» نتیجهای بسیار روشنتر دارد و مینویسد:
«به نظر قطعی میرسد که گزنفون در تألیف کوروشنامه از منابع اسنادی استفاده نکرده است.»
پژوهشگران احتمال میدهند گزنفون بخشی از اطلاعات و فضای ایرانی کتاب را از تجربهٔ شخصی خود در شاهنشاهی هخامنشی و از داستانها و سنتهای شفاهی ایرانی که در سفرهایش شنیده بود گرفته باشد.
گزنفون در سال ۴۰۱ پیش از میلاد همراه سپاه کوروش کوچک وارد قلمرو هخامنشی شد و از نزدیک با ایرانیان، دربار، سپاه و برخی آداب آنان آشنا شد. بنابراین برای نوشتن کتاب خود منابع شفاهی و تجربهٔ شخصی در اختیار داشت؛ ولی بیش از صد سال پس از کوروش بزرگ زندگی میکرد.
نکتهٔ دیگری هم وجود دارد:
عبارت مشهور «قانون مادها و پارسها» واقعاً در متون باستانی دیده میشود، ولی نه به عنوان نام کتابی نوشتهٔ کوروش.
در کتابهای «دانیال» و «اِستر» در عهد عتیق از «قانون مادها و پارسها» سخن گفته شده، به این معنا که فرمان شاه طبق آن سنت تغییرناپذیر دانسته میشود. دانشنامهٔ ایرانیکا نیز این عبارت را در بررسی واژهٔ ایرانی باستان «داتَه / dāta» به معنای قانون و فرمان ذکر کرده است.
احتمالاً بعدها این عبارت با سخن گزنفون دربارهٔ «قوانین پارسیان» درآمیخته و نتیجهٔ نادرستی به وجود آمده که گویا کتابی رسمی با عنوان «قوانین پارسها و مادها» وجود داشته است.
جالب اینکه من منشأ فارسیِ رایجی برای همین ادعا پیدا کردم. در مقالهای اینترنتی منتشرشده در سال ۲۰۰۱ نوشته شده:
«به اقرار خود گزنفون، کوروشنامه بر اساس توماری به نام قوانین پارسها و مادها رونوشت شده است.»
برای این ادعا به کتاب George Cawkwell، The Persian Expedition، صفحهٔ ۱۲۲ ارجاع داده شده است.
اما «The Persian Expedition» اساساً ترجمهٔ کتاب دیگر گزنفون یعنی «آناباسیس» دربارهٔ لشکرکشی کوروش کوچک در سال ۴۰۱ پ.م. است، نه متن یا نسخهٔ انتقادی کوروشنامه. مهمتر اینکه در متن خود کوروشنامه هیچ «اقراری» از گزنفون دربارهٔ رونوشت کردن از چنین توماری وجود ندارد.
از خود کوروش بزرگ چه نوشتههایی واقعاً باقی مانده است؟
مهمترین سند، «استوانهٔ کوروش» از بابل است که به زبان اکدی نوشته شده و دربارهٔ فتح بابل، مشروعیت شاهی کوروش، بازسازی نیایشگاهها و بازگرداندن پیکرههای خدایان سخن میگوید.
چند سنگنبشتهٔ کوتاه نیز به نام کوروش در پاسارگاد و نقاط دیگر شناخته شدهاند.
ولی در میان اسناد شناختهشدهٔ هخامنشی هیچ اثری با نام:
«قوانین پارسها و مادها»
که نوشتهٔ کوروش بزرگ باشد، شناخته نشده است.
بنابراین جمعبندی دقیق چنین است:
کوروشنامهٔ گزنفون یک اثر بسیار مهم برای شناخت تصویری است که یونانیان سدهٔ چهارم پیش از میلاد از کوروش، رهبری و نظام سیاسی ایران داشتند و احتمالاً عناصر واقعیِ سنت ایرانی نیز در آن حفظ شده است.
اما کتاب یک «رونوشت یونانی از نوشتهٔ خود کوروش» نیست.
گزنفون هیچجا نمیگوید کتابش را از روی توماری با عنوان «قوانین پارسها و مادها» ترجمه یا رونوشت کرده است.
پژوهشهای جدید نیز برعکس، استفادهٔ مستقیم او از یک سند مکتوب هخامنشی دربارهٔ زندگی کوروش را تأیید نمیکنند.
پس اگر جایی نوشته شده:
«گزنفون خودش اقرار کرده کوروشنامه ترجمهٔ تومار قوانین پارسها و مادها نوشتهٔ کوروش است»
باید از نویسنده خواست شمارهٔ دقیق کتاب، فصل و بند کوروشنامه را ارائه کند؛ زیرا چنین عبارتی در متن موجود گزنفون وجود ندارد.