درود.
تا امروز هیچ آرامگاه یا قبرِ شاهان ساسانی ــ مانند اردشیر بابکان، شاپور یکم، خسرو انوشیروان یا خسرو پرویز ــ با اطمینان باستانشناختی شناسایی نشده است. این موضوع در نگاه نخست عجیب است، مخصوصاً چون آرامگاه شاهان هخامنشی در نقشرستم و تختجمشید هنوز پابرجاست؛ اما علت اصلی به تفاوت آیینهای تدفین مربوط میشود.
در دورهٔ ساسانی، آیین زرتشتی دربارهٔ جسد بسیار سختگیرانه بود. جسد پس از مرگ «ناپاک» شمرده میشد و نباید مستقیماً خاک، آب یا آتش را آلوده میکرد. از همین رو شیوهٔ رایج این بود که جسد در فضای باز قرار گیرد تا گوشت از استخوان جدا شود و سپس استخوانهای پاکشده در محفظهای به نام «اَستودان» یعنی استخواندان نگهداری شوند.
دانشنامهٔ ایرانیکا میگوید از دورهٔ ساسانی تعداد زیادی محل عرضهٔ جسد و استودان سنگی در ایران، بهویژه پیرامون استخر، تختجمشید و بیشاپور، پیدا شده است. حتی نزدیک نقش تاجگذاری اردشیر بابکان در نقشرستم یک استودان کوچک در سنگ کنده شده است.
اما دربارهٔ خاندان شاهی وضع اندکی متفاوت بوده است.
برخی منابع ادبی نشان میدهند که بزرگان و اعضای خاندان سلطنتی را گاهی با موادی مانند مشک، کافور و عنبر خوشبو و تا اندازهای مومیایی میکردند، سپس جسد را در تابوت قرار میدادند و تابوت را در یک اتاق یا دخمه میگذاشتند؛ بهگونهای که بدن مستقیماً با خاک تماس پیدا نکند.
بنابراین احتمالاً شاهان ساسانی نیز محلهای تدفین یا دخمههای ویژهٔ خود را داشتهاند؛ ولی تاکنون هیچکدام بهطور قطعی پیدا یا شناسایی نشدهاند. خود ایرانیکا صریحاً مینویسد:
«منابع ادبی نشان میدهند شاهان ساسانی در آرامگاههایی قرار داده میشدند، ولی تاکنون تأیید باستانشناختی برای آن وجود ندارد.»
یک نامزد مشهور، «غار شاپور» در نزدیکی بیشاپور است؛ همان غاری که پیکرهٔ غولآسای شاپور یکم در آن قرار دارد. برخی باستانشناسان قدیمی احتمال دادهاند این غار محل آرامگاه شاپور بوده باشد.
اما بررسی جدیدتر ایرانیکا نکتهٔ مهمی دارد: در غار شاپور تاکنون هیچ اثر مشخصی از قبر، استودان یا آرامگاه نمادین پیدا نشده است. بنابراین نمیتوان با اطمینان گفت شاپور یکم در آنجا دفن شده است. ممکن است غار بیشتر یک مکان آیینی و مرتبط با بزرگداشت شاه بوده باشد.
پس در حال حاضر نمیتوان گفت:
«آرامگاه شاپور یکم پیدا شده است.»
بلکه باید گفت:
«غار شاپور یکی از مکانهایی است که در گذشته احتمال داده شده آرامگاه او باشد، ولی این نظریه اثبات نشده است.»
اما چرا ساسانیان مانند هخامنشیان آرامگاههای عظیم نقشرستم نساختند؟
نخست اینکه این تصور که ساسانیان تمام رسوم هخامنشیان را عیناً ادامه میدادند درست نیست.
ساسانیان به گذشتهٔ شاهنشاهی ایران توجه زیادی داشتند و آگاهانه از مکانهایی مانند نقشرستم استفاده کردند. اردشیر، شاپور و دیگر شاهان ساسانی نقشبرجستههای خود را درست در کنار و زیر آرامگاههای هخامنشی ایجاد کردند. بنابراین ارزش سیاسی و شاهانهٔ این مکان را میشناختند.
ولی «استفاده از میراث شاهنشاهی پیشین» به معنای تقلید از همهٔ رسوم آن نبود.
دین رسمی و سازمان روحانیت زرتشتی در دورهٔ ساسانی بسیار نیرومندتر و منظمتر شده بود و مقررات مربوط به آلودگی جسد اهمیت فراوانی داشت. به همین دلیل معماری آرامگاهی عظیم مانند مصر یا حتی آرامگاههای هخامنشی، ویژگی شاخص معماری ساسانی نشد.
البته خود هخامنشیان نیز مسئلهٔ آلودگی جسد را میشناختند. هرودوت میگوید در میان پارسیان روشهایی مانند عرضهٔ جسد و نیز پوشاندن جسد با موم و سپس دفن آن وجود داشته است. آرامگاههای شاهی نقشرستم نیز دارای حفرهها و تابوتدانهای سنگیاند؛ یعنی جسد شاه مستقیماً در خاک گذاشته نمیشد.
از این دید حتی ممکن است میان شیوهٔ هخامنشی و ساسانی نوعی پیوستگی وجود داشته باشد:
جسد شاه باید با احترام نگهداری شود، ولی نباید زمین را آلوده کند.
تفاوت اصلی این است که هخامنشیان برای شاهان خود آرامگاههای صخرهای عظیم و آشکار ساختند، در حالی که از دورهٔ ساسانی چنین معماری تدفینیِ شاهانهای بهطور قطعی باقی نمانده است.
احتمالهای دیگری نیز وجود دارد: برخی آرامگاهها ممکن است در طول جنگها، فتح عربی، غارت، فرسایش یا تغییر کاربری از میان رفته باشند؛ یا هنوز بهدرستی شناسایی نشده باشند. همچنین اگر آرامگاه ساسانی بیشتر یک دخمه یا ساختمان ساده برای نگهداری تابوت و استخوان بوده باشد، احتمال باقیماندن آن بسیار کمتر از آرامگاه عظیمی است که داریوش در دل کوه تراشیده بود.
پس جمعبندی:
۱. تاکنون آرامگاه هیچ شاه ساسانی با قطعیت شناسایی نشده است.
۲. از دورهٔ ساسانی استودانها و مکانهای فراوان مربوط به آیین مرگ پیدا شده است.
۳. منابع ادبی نشان میدهند که شاهان و بزرگان احتمالاً با روش ویژهای، شامل خوشبو/مومیایی کردن جسد، تابوت و دخمه، نگهداری میشدند.
۴. غار شاپور گاهی آرامگاه شاپور یکم دانسته شده، ولی هیچ قبر یا استودان قطعی در آن پیدا نشده و این فرض اثبات نشده است.
۵. ساسانیان از میراث سیاسی هخامنشی بهره میگرفتند، ولی همهٔ رسوم آنان، از جمله معماری آرامگاهی، را عیناً تقلید نمیکردند.
بنابراین نبودن آرامگاههایی مانند نقشرستم برای شاهان ساسانی به احتمال زیاد بیش از هر چیز با آیینهای تدفین زرتشتی و نوع متفاوت معماری تدفینی آنان ارتباط دارد، نه اینکه شاهان ساسانی برای مردگان خود هیچ محل ویژهای نداشته باشند.
درود.
تا امروز هیچ آرامگاه یا قبرِ شاهان ساسانی ــ مانند اردشیر بابکان، شاپور یکم، خسرو انوشیروان یا خسرو پرویز ــ با اطمینان باستانشناختی شناسایی نشده است. این موضوع در نگاه نخست عجیب است، مخصوصاً چون آرامگاه شاهان هخامنشی در نقشرستم و تختجمشید هنوز پابرجاست؛ اما علت اصلی به تفاوت آیینهای تدفین مربوط میشود.
در دورهٔ ساسانی، آیین زرتشتی دربارهٔ جسد بسیار سختگیرانه بود. جسد پس از مرگ «ناپاک» شمرده میشد و نباید مستقیماً خاک، آب یا آتش را آلوده میکرد. از همین رو شیوهٔ رایج این بود که جسد در فضای باز قرار گیرد تا گوشت از استخوان جدا شود و سپس استخوانهای پاکشده در محفظهای به نام «اَستودان» یعنی استخواندان نگهداری شوند.
دانشنامهٔ ایرانیکا میگوید از دورهٔ ساسانی تعداد زیادی محل عرضهٔ جسد و استودان سنگی در ایران، بهویژه پیرامون استخر، تختجمشید و بیشاپور، پیدا شده است. حتی نزدیک نقش تاجگذاری اردشیر بابکان در نقشرستم یک استودان کوچک در سنگ کنده شده است.
اما دربارهٔ خاندان شاهی وضع اندکی متفاوت بوده است.
برخی منابع ادبی نشان میدهند که بزرگان و اعضای خاندان سلطنتی را گاهی با موادی مانند مشک، کافور و عنبر خوشبو و تا اندازهای مومیایی میکردند، سپس جسد را در تابوت قرار میدادند و تابوت را در یک اتاق یا دخمه میگذاشتند؛ بهگونهای که بدن مستقیماً با خاک تماس پیدا نکند.
بنابراین احتمالاً شاهان ساسانی نیز محلهای تدفین یا دخمههای ویژهٔ خود را داشتهاند؛ ولی تاکنون هیچکدام بهطور قطعی پیدا یا شناسایی نشدهاند. خود ایرانیکا صریحاً مینویسد:
«منابع ادبی نشان میدهند شاهان ساسانی در آرامگاههایی قرار داده میشدند، ولی تاکنون تأیید باستانشناختی برای آن وجود ندارد.»
یک نامزد مشهور، «غار شاپور» در نزدیکی بیشاپور است؛ همان غاری که پیکرهٔ غولآسای شاپور یکم در آن قرار دارد. برخی باستانشناسان قدیمی احتمال دادهاند این غار محل آرامگاه شاپور بوده باشد.
اما بررسی جدیدتر ایرانیکا نکتهٔ مهمی دارد: در غار شاپور تاکنون هیچ اثر مشخصی از قبر، استودان یا آرامگاه نمادین پیدا نشده است. بنابراین نمیتوان با اطمینان گفت شاپور یکم در آنجا دفن شده است. ممکن است غار بیشتر یک مکان آیینی و مرتبط با بزرگداشت شاه بوده باشد.
پس در حال حاضر نمیتوان گفت:
«آرامگاه شاپور یکم پیدا شده است.»
بلکه باید گفت:
«غار شاپور یکی از مکانهایی است که در گذشته احتمال داده شده آرامگاه او باشد، ولی این نظریه اثبات نشده است.»
اما چرا ساسانیان مانند هخامنشیان آرامگاههای عظیم نقشرستم نساختند؟
نخست اینکه این تصور که ساسانیان تمام رسوم هخامنشیان را عیناً ادامه میدادند درست نیست.
ساسانیان به گذشتهٔ شاهنشاهی ایران توجه زیادی داشتند و آگاهانه از مکانهایی مانند نقشرستم استفاده کردند. اردشیر، شاپور و دیگر شاهان ساسانی نقشبرجستههای خود را درست در کنار و زیر آرامگاههای هخامنشی ایجاد کردند. بنابراین ارزش سیاسی و شاهانهٔ این مکان را میشناختند.
ولی «استفاده از میراث شاهنشاهی پیشین» به معنای تقلید از همهٔ رسوم آن نبود.
دین رسمی و سازمان روحانیت زرتشتی در دورهٔ ساسانی بسیار نیرومندتر و منظمتر شده بود و مقررات مربوط به آلودگی جسد اهمیت فراوانی داشت. به همین دلیل معماری آرامگاهی عظیم مانند مصر یا حتی آرامگاههای هخامنشی، ویژگی شاخص معماری ساسانی نشد.
البته خود هخامنشیان نیز مسئلهٔ آلودگی جسد را میشناختند. هرودوت میگوید در میان پارسیان روشهایی مانند عرضهٔ جسد و نیز پوشاندن جسد با موم و سپس دفن آن وجود داشته است. آرامگاههای شاهی نقشرستم نیز دارای حفرهها و تابوتدانهای سنگیاند؛ یعنی جسد شاه مستقیماً در خاک گذاشته نمیشد.
از این دید حتی ممکن است میان شیوهٔ هخامنشی و ساسانی نوعی پیوستگی وجود داشته باشد:
جسد شاه باید با احترام نگهداری شود، ولی نباید زمین را آلوده کند.
تفاوت اصلی این است که هخامنشیان برای شاهان خود آرامگاههای صخرهای عظیم و آشکار ساختند، در حالی که از دورهٔ ساسانی چنین معماری تدفینیِ شاهانهای بهطور قطعی باقی نمانده است.
احتمالهای دیگری نیز وجود دارد: برخی آرامگاهها ممکن است در طول جنگها، فتح عربی، غارت، فرسایش یا تغییر کاربری از میان رفته باشند؛ یا هنوز بهدرستی شناسایی نشده باشند. همچنین اگر آرامگاه ساسانی بیشتر یک دخمه یا ساختمان ساده برای نگهداری تابوت و استخوان بوده باشد، احتمال باقیماندن آن بسیار کمتر از آرامگاه عظیمی است که داریوش در دل کوه تراشیده بود.
پس جمعبندی:
۱. تاکنون آرامگاه هیچ شاه ساسانی با قطعیت شناسایی نشده است.
۲. از دورهٔ ساسانی استودانها و مکانهای فراوان مربوط به آیین مرگ پیدا شده است.
۳. منابع ادبی نشان میدهند که شاهان و بزرگان احتمالاً با روش ویژهای، شامل خوشبو/مومیایی کردن جسد، تابوت و دخمه، نگهداری میشدند.
۴. غار شاپور گاهی آرامگاه شاپور یکم دانسته شده، ولی هیچ قبر یا استودان قطعی در آن پیدا نشده و این فرض اثبات نشده است.
۵. ساسانیان از میراث سیاسی هخامنشی بهره میگرفتند، ولی همهٔ رسوم آنان، از جمله معماری آرامگاهی، را عیناً تقلید نمیکردند.
بنابراین نبودن آرامگاههایی مانند نقشرستم برای شاهان ساسانی به احتمال زیاد بیش از هر چیز با آیینهای تدفین زرتشتی و نوع متفاوت معماری تدفینی آنان ارتباط دارد، نه اینکه شاهان ساسانی برای مردگان خود هیچ محل ویژهای نداشته باشند.