بخش ۳ ـ مهماننوازی لنبک آبکش از بهرام
که هرکس که از لنبک آبکشخرد آب خوردن نباشدش خوشخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
که هرکس که از لنبک آبکشخرد آب خوردن نباشدش خوشخواندن این بیت ←بیامد یکی بیخرد موبدیازان نامداران بیبر بدیخواندن این بیت ←یکی با خرد پیر کردم به پایسخنگوی و بادانش و رهنمایخواندن این بیت ←خرد شاه باید زبان پهلوانچو خواهی که بیرنج ماند روانخواندن این بیت ←بدو گفت شاه ای سر موبدانبه هر کار داناتر از بخردانخواندن این بیت ←چو روزی به شادی همی بگذردخردمند مردم چرا غم خوردخواندن این بیت ←خردمند پیری و برزین به نامدل او شد از شاه ناشادکامخواندن این بیت ←چو شد مست برزین بدان دخترانچنین گفت کای پرخرد مهترانخواندن این بیت ←همین بار از بهر فرزند رابباید جوان خردمند راخواندن این بیت ←ز دربان برآشفت و گفت این سخننگوید خردمند مرد کهنخواندن این بیت ←بسان همالان نشستم به خوانکه اندر تنم خرد باد استخوانخواندن این بیت ←که بردی به خروار تا خان خویشبر کودک خرد و مهمان خویشخواندن این بیت ←بدو گفت شاه ای خردمند پیرچه باشی به پیشم همی خیره خیرخواندن این بیت ←بدو گفت شاه ای خردمند پیربه شبگیر فردا من و گور و تیرخواندن این بیت ←چو آن زخم دیدند بر ماده گورخردمند گفت اینت شمشیر و زورخواندن این بیت ←برفتی خوشآواز گویندهایخردمند و درویش جویندهایخواندن این بیت ←وگر مایهداری توانگر بمردبدین مرز ازو کودکان ماند خردخواندن این بیت ←چنین داد پاسخ که ای بیخردنداری خرد کو روان پروردخواندن این بیت ←بدینگونه تا شاد و خرم شدندز خردک به جام دمادم شدندخواندن این بیت ←به شبگیر هرمزد خرداد ماهازان دشت سوی دهی رفتشاهخواندن این بیت ←به دشت اندرون گرگ مردم خوردخردمند بگریزد از بیخردخواندن این بیت ←که شاها بزرگا ردا بخرداجهاندار و بر موبدان موبداخواندن این بیت ←گزین کرد ز ایرانیان سیهزارخردمند و شایستهٔ کارزارخواندن این بیت ←خردمند نرسی آزاد چهرهمش فر و دین بود هم داد و مهرخواندن این بیت ←چو از پارس لشکر فراوان ببردچنین بود رای بزرگان و خردخواندن این بیت ←دل شاه بهرام زیشان بسوختبه دست خرد چشم خشمش بدوختخواندن این بیت ←به لشکر یکی مرد بد شمر نامخردمند و با گوهر و رای و کامخواندن این بیت ←بزرگی و خردی به پیمان اوستهمه بودنی زیر فرمان اوستخواندن این بیت ←شگفتیست این کز گمان بگذردهم از رای داننده مرد خردخواندن این بیت ←خرد بر دل خویش پیرایه کردبه رنج تن از مردمی مایه کردخواندن این بیت ←همه نیکویها ز یزدان شناختخرد جست و با مرد دانا بساختخواندن این بیت ←هم از گنج ما بینیازی دهیدخردمند را سرفرازی دهیدخواندن این بیت ←چه مردست و اندر خرد تا کجاستکه دارد روان از خرد پشت راستخواندن این بیت ←کسی کش فلاطون بُدست اوستادخردمند و بادانش و بانژادخواندن این بیت ←