بخش ۸ ـ پیوند گشتاسپ و کتایون
یکی گوهری از میان برگزیدکه چشم خردمند زان سان ندیدخواندن این بیت ←همه هرچ بود از بزرگان و خردهم از راه نزدیک هیشوی بردخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
یکی گوهری از میان برگزیدکه چشم خردمند زان سان ندیدخواندن این بیت ←همه هرچ بود از بزرگان و خردهم از راه نزدیک هیشوی بردخواندن این بیت ←هنرها ز دیدار او بگذردهمان شرم و آزردگی و خردخواندن این بیت ←که گر بر من این اژدهای بزرگکه خواند ورا ناخردمند گرگخواندن این بیت ←بسی آفرین کرد فرزند رامران پاک دامن خردمند راخواندن این بیت ←چو گشتاسپ برخاست از بامدادسر پرخرد سوی قیصر نهادخواندن این بیت ←براندیش با این سخن با خردکه اندیشه اندر سخن به خوردخواندن این بیت ←یکی نامور بود قالوس نامخردمند و با دانش و رای و کامخواندن این بیت ←بخواند آن خردمند را نامدارکز ایدر برو تا در شهریارخواندن این بیت ←بپوشید جامهٔ پرستش پلاسخرد را چنان کرد باید سپاسخواندن این بیت ←همه برگ وی پند و بارش خردکسی کو خرد پرورد کی مردخواندن این بیت ←به شاه کیان گفت پیغمبرمسوی تو خرد رهنمون آورمخواندن این بیت ←نگر تا چه گوید بران کار کنخرد برگزین این جهان خوار کنخواندن این بیت ←بفرمودشان گفت بخرد بویدبه ایوان او با هم اندر شویدخواندن این بیت ←که میخواستم کایزد دادگرندادی مرا این خرد وین هنرخواندن این بیت ←مرا گر نبودی خرد شهریارنکردی زمن بودنی خواستارخواندن این بیت ←خردمند گفت ای گرانمایه شاههمیشه بتو تازه بادا کلاهخواندن این بیت ←دریغ آن نکو روی همرنگ ماهکه بازش ندید آن خردمند شاهخواندن این بیت ←دریغ آن نبرده سوار هژبرکه بازش ندید آن خردمند پیرخواندن این بیت ←چو شد جادوی زشت ناباکدارسوی آن خردمند گرد سوارخواندن این بیت ←بپرسید ازو راه فرزند خردسوی بابکش راه بنمود گردخواندن این بیت ←گُرَزم بد آهوش گفت از خردنباید جز آن چیز کاندر خوردخواندن این بیت ←خردمند شد نامهٔ شاه بردبه تازنده کوه و بیابان سپردخواندن این بیت ←خردمند گفتا درستست و شادبرش را ببوسید و نامه بدادخواندن این بیت ←خردمند را گفتش اسفندیارچه بینی مرا اندرین روی کارخواندن این بیت ←یکی چارهساز ای خردمند پیرنیابد چنین ماند بر خیره خیرخواندن این بیت ←