بخش ۵ - سخن دقیقی
غلامان فرستمت با خواستهنگاران با جعد آراستهخواندن این بیت ←عنوان بخشها و متن بیتها را در همهٔ شاهنامه یا یک فصل جستوجو کنید.
غلامان فرستمت با خواستهنگاران با جعد آراستهخواندن این بیت ←پس آزاده شیدسپ فرزند شاهچو رستم درآید به روی سپاهخواندن این بیت ←چگونه فرستم فرسته بدرچه گویم بدان پیر گشته پدرخواندن این بیت ←همه شب نخفتند زان خرمیکه پیروزی بودشان رستمیخواندن این بیت ←شه نیمروز آنک رستمش نامسوار جهاندیده همتای سامخواندن این بیت ←چو آوازِ رستم، شبِ تیره، ابربِدَرَّد دل و گوشِ غرانهژبرخواندن این بیت ←برهنه کنی تیغ و گوپال رابه بند آوری رستم زال راخواندن این بیت ←چو آنجا رسی دست رستم ببندبیارش به بازو فگنده کمندخواندن این بیت ←ترا نیست دستان و رستم به کارهمی راه جویی به اسفندیارخواندن این بیت ←ببندی همی رستم زال راخداوند شمشیر و گوپال راخواندن این بیت ←همانست رستم که دانی همیهنرهاش چون زند خوانی همیخواندن این بیت ←چو رستم بیاید به فرمان منز من نشنود سرد هرگز سخنخواندن این بیت ←مرا گفت بر کار رستم بسیچز بند و ز خواری میاسای هیچخواندن این بیت ←سواری که باشد ورا فر و زیبنگیرد ورا رستم اندر فریبخواندن این بیت ←هم از راه تا خان رستم برانمکن کار بر خویشتن بر گرانخواندن این بیت ←مرا گفت رستم ز بس خواستههم از کشور و گنج آراستهخواندن این بیت ←کنون رستم آید ز نخچیرگاهزواره فرامرز و چندی سپاهخواندن این بیت ←به دل گفت بهمن که این رستمستو گر آفتاب سپیده دمستخواندن این بیت ←نجنبید رستم نه بنهاد گورزواره همی کرد ازان گونه شورخواندن این بیت ←بدو گفت رستم که تا نام خویشنگویی نیابی ز من کام خویشخواندن این بیت ←چو بشنید رستم ز بهمن سخنپراندیشه شد مغز مرد کهنخواندن این بیت ←ز رستم چو بشنید بهمن سخنروان گشت با موبد پاکتنخواندن این بیت ←زواره بیامد به نزدیک زالوزان روی رستم برافراخت یالخواندن این بیت ←نخستین درودش ز رستم بدادپسانگاه گفتار او کرد یادخواندن این بیت ←بدو گفت رستم که ای پهلوانجهاندار و بیدار و روشنروانخواندن این بیت ←بدو گفت رستم که ای نامدارهمی جستم از داور کردگارخواندن این بیت ←بدو گفت رستم که ایدون کنمشوم جامهٔ راه بیرون کنمخواندن این بیت ←