پادشاهی شاپور ذوالاکتاف
۱۶ بخش برای خواندن
بخش ۱ ـ دادگری شاپور و ساختن پل دوم دجله
داستان درباره یک شاه خردمند و شایسته است که پس از پنج سال حکومت، به مشکلات زیر دستانش توجه میکند.
بخش ۲ ـ تاراج طیسفون و نبرد شاپور با طایر
این متن درباره نبردی است که به رهبری شاه شاپور و علیه غسانیان و دیگر قبایل انجام میشود.
بخش ۳ ـ دلدادگی مالکه و پیام او به شاپور
در این متن، شاپور، پادشاه ساسانی، با کمان و زره به قصر میرود و در بین دیوارهای دژ با درفشها و نامداران روبرو میشود.
بخش ۴ ـ گشودن دژ طایر به یاری مالکه
این متن شعری از فردوسی است که به شرح رویدادهای تاریخی و افسانهای میپردازد.
بخش ۵ ـ سفر ناشناس شاپور به روم و گرفتاری او
در این داستان، شاپور پادشاه با ستارهشناس مشورت میکند تا بداند آیا بدبختیهایی که به او روی میآورد، پایان مییابد یا خیر.
بخش ۶ ـ یاری کنیزک برای رهایی شاپور از بند
به دنبال جنگی که در ایران درگرفت، شاپور در روم به تنهایی تحت فشار بود.
بخش ۷ ـ گریختن شاپور و مهمانی نزد پالیزبان
شعر درباره روزی است که شاپور در جستجوی پناهگاهی به باغ یکی از کشاورزان میرسد.
بخش ۸ ـ فرستادن مهر شاپور به نزد موبد
در این شعر زیبا، توصیف میشود که چگونه در شب میهمانی، شاپور با درویش گفتگو میکند و به مقام و مقام عالی خود در برابر درویش اشاره میکند.
بخش ۹ ـ بازشناختن شاپور و گرد آمدن سپاه ایران
در این بخش، موبد (منشی و راوی) به فرماندهی سپاه میگوید که شاپور شاه، مردی دلاور و بزرگ است و آنان باید نیروی خود را آماده کنند.
بخش ۱۰ ـ شبیخون شاپور به سپاه قیصر در طیسفون
در این متن، داستانی از نبردی میان شاپور و قیصر روایت شده است.
بخش ۱۱ ـ کیفر قیصر و نامههای پیروزی شاپور
در این شعر، شب به پایان میرسد و روز آغاز میشود.
بخش ۱۲ ـ نبرد شاپور با یانس و شکست رومیان
در این متن، نبردی بین سپاه ایران به رهبری شاپور و رومیان به رهبری قیصر روایت شده است.
بخش ۱۳ ـ درخواست آشتی برانوش از شاپور
در این داستان، مردی از نژاد سران به نام برانوش، حکمرانی میکند و فرماندهی لشکریانش را بر عهده دارد.
بخش ۱۴ ـ پیمان آشتی با روم و آبادانی شهرها
برانوش از دریافت نامه ای خوشحال شد و دست به اقداماتی زد.
بخش ۱۵ ـ آمدن مانی و مناظره با موبدان
پس از پنجاه سال، مردی از چین به نام مانی به دربار شاپور میآید و خود را پیغمبر میخواند.
بخش ۱۶ ـ اندرز شاپور به اردشیر و سپردن پادشاهی
در داستان شاپور، روزگار او به گونهای رقم میخورد که در باغی سرسبز و بدون خار به سر میبرد.