فردوسی بزرگ در زبان ملک الشعرای بهار
ای حکیم نامی ای فردوسی سحر آفرین ای به هر فن در سخن چون مرد یک فن اوستاد شور احیاء وطن گر در دل پاکت نبود رفته بود از ترک و تازی هستی ایران به باد خلقی از نو زنده کردی، ملکی از نو ساختی عالمی آباد کردی خانهات آباد باد نیست غم گر حرمتت اهل زمان نشناختند هر هنرمندی به عصر خویش محروم اوفتاد روح و آوای تو درگفتار نیکت زنده است روح بدخواه تو در سرپنجهٔ جهل و عناد... "ملک الشعرای بهار"
مشاهده و مطالعه