شعر این فروغ بی زوال و جاودان من
این فروغ بی زوال و جاودان من قبله گاه و جان پناه نیکم این وطن این همیشه سبز- این همیشه پاک این همیشه روشن و بلند و تابناک این زلال تا همیشه جاری زمان این طلوع بیغروب و مهر بیکران این فلات پر شکوه ایمن از گزند ... در گذار نیک و بد همیشه سربلند آشیان دلفروز و خانه من است در زمانهای چنین تباه و سرد مهر او بهین بهانه من است زیر آسمان پر فروغ و روشنش از درون سینهٔ ستبر سنگها میجهد به خاک چشمههای نور وز پس غبار میکشد به دوش خاطرات دور سد دفینه عشق سد خزانه شور گوییا هنوز از پس قرون آن زمان که ما
مشاهده و مطالعه