مازندران : ناحیه مازندران در گذشته تَپورستان یا طَبَرستان نام داشت . در مازندران اقوام تپور و آماردی یا مردی《از آمل تا رودبار》و قبایل پارتی از جمله قبیله پارتی اِسپَهبُد زندگی می کردند . نژاد فعلی مردم مازندران نیز تَپوری یا طَبَری نامیده می شود. تپور ها سکایی و از نژاد آریایی بودند . آمارد ها هم چند دسته بودند شامل آماردهای جنوبی در فارس و آمارد های مازندران تا آمارد های مرو در آسیای میانه که طبق گفته هرودوت (پدر علم تاریخ) مردی ها یکی از قبایل پارسی و آریایی بودند ، از قبایل پارتی که در مازندران و گرگان زندگی می کردند قبیله اسپهبد بود که یکی از هفت خاندان ممتاز اشکانی بود و همچنین جزو هفت خاندان ممتاز ساسانی بود و اشک رئیس داهه ها و بنیان گذار اشکانیان به کمک خاندان پارتی اسپهبد که در مازندران و گرگان بودند یونانیان را شکست داد و به حکومت رسید . ..........................نژاد تپور ها : بطلمیوس (1900سال پیش) می گوید تپور ها ایرانی نژاد و از طوایف سکاها هستند{همه سکاها قبایلی آریایی نژاد بودند که به زبانهای ایرانی شمال غربی یا شمال شرقی صحبت می کردند زبان آسی های قفقاز یک زبان بازمانده و زنده سکایی است که یک زبان هندواروپایی هست و با زبانهای ایرانی مثل پارسی باستان ، پشتو ، پامیری ، و همچنین با گویش سیستانی 《و همچنین احتمالا با گویش طبری》 نزدیکی دارد }... ..........تپور به معنی تَبَر هست که با ان درخت را قطع میکرده اند زیرا سرزمین تپور ها جنگلی بوده است و در ایران به تپور ها تَبَری میگفتند و بعید نیست تَبَر یکی از صادرات تپور ها به جاهای دیگر بوده است هرچند انها کمانداران خوبی هم داشتند(و شاید معانی دیگر)...........پیشینه : به گفته آریان(۱۹۰۰ سال پیش) تپور ها از دوره هخامنشیان در طبرستان(مازندران) وهیرکانی (گرگان)ساکن بودند همچنین کوینت کورس (مورخ رومی ۱۹۰۰سال پیش) می گوید فرمانده تپور ها به نام فرادات (پیش داد) به همراه 1000 کماندار تپوری در جنگ گوگمل و در کنار داریوش سوم هخامنشی بود(هر چند شاید هم از هفت هزار سال پیش آریایی ها (شامل تپوری و ماد و گیل و پارسی و...)در ایران ساکن بوده اند)............گستره پراکندگی تپوری ها : تپور ها به گفته جغرافیدانان چون بطلمیوس، استرابون، آریان و... در آسیای میانه ، در کوه های ماد در کنار رود چَرینداس ، در بخشی از پارت (بین گرگان و هرات) و همچنین در جنوب خزر در تپورستان( مازندران) ساکن بودند.............. هرودوت (مورخ یونانی ۲۵۰۰سال پیش) در فهرست مالیات دهنده های هخامنشی از مردم تیبارین (البته اگر منظور از تیبار همان تپور باشد=تیپار ها در مازندران) در کنار مردم مارها(البته اگر منظور از مار ها همان آمارد ها در مازندران باشد= مرد ها در آمل تا رودبار) و مردم ماکروین (به گفته هرودوت ماکروین ها مردمی همسایه با کشور سوریه(سوری ها) بودند وسرزمینشان با سوریه مرز مشترک داشت که سوری ها نیز با فنیقی ها همسایه بودند) و مردم مُسکی ها ( یا موشی ها یا.....که احتمالا انها هم ساکن مناطقی دور در غرب بودند) نام میبرد 《البته هخامنشی ها چون این اقوام از لحاظ جغرافیایی در یک عرض جغرافیایی یا هم راستا بودند آنها را با انکه همسایه نبودند در یک گروه قرار دادند که مردمان دیگری هم با فاصله دور از هم ولی در یک گروه درون این فهرست مالیاتی هرودوت دیده میشود مثلا در این فهرست بلخ در کنار گیلک ها در یک گروه قرار دارد اما انها همسایه نیستند و دور از یکدیگر هستند که احتمالا مبلغ کل مالیات بین این اقوام تقسیم میشده است و هر کدام سهم خود را جداگانه می پرداخته اند》...............استرابون (2000سال پیش)میگوید تپور ها بین هیرکانی (گرگان) و هرات ساکن بودند اما در زمان اشکانیان فرهاد یکم نیز گروه های دیگری از تپور ها را از پارت به مازندران(به جای بعضی از امارد ها) مهاجرت داد《 البته باید توجه داشت که بنا به گفته آریان از زمان سلسله هخامنشی تپور ها در مازندران زندگی میکردند اما در زمان اشکانیان تنها گروه های دیگری از تپور ها به مازندران مهاجرت کرده اند که جای بعضی از آمرد ها را گرفته اند هر چند که دیگر آمرد ها همچنان در مازندران باقی مانده اند 》..... .. ............... نبردهای تپور ها : آریان می گوید اسکندر پس از تصرف پایتخت هیرکانی (زادراکِرت یا احتمالا گرگان) ، به نبردِ تپوری ها شتافت اما تپوری ها با تبر و تیر وکمان از میان درختان جنگل به نیرو های اسکندر حمله کردند و اسکندر از تپور ها شکست سختی خورد تا آنجا که نیروهایش بسیار کشته شدند و در حال هزیمت بودند اما سرانجام با چاره اندیشیِ اسکندر ، نماینده تپور ها که آرته باذ نام داشت با سه پسرش به نام های آریو ، سوفن و آرسام به سوی اسکندر آمد تا با اسکندر مصالحه کنند ،پس اسکندر فرستاده تپور ها را به گرمی پذیرفت و با تپور ها صلح کرد همچنین اسکندر به پاس این صلح فرمانده و پیشوای تپوری ها فرادات (پیشداد یا پرادات) را برکنار نکرد و تپورستان (شامل مازندران/ساری) و آمارد ( آمل ) را نیز به فرادات واگذار کرد..............خاندان اسپهبد یا خاندان اسپاهبذ پَهلَوْ یا خاندان اسپهپت پَهلَوْ، به معنای افسر جنگی ، یکی از خاندانهای پارتی در زمان اشکانیان و ساسانیان بودند. خاندان اسپاهبذ پَهلَو° در طبرستان (مازندران) و گرگان اقامت داشتند.خاندان اسپاهبذ از نژاد پارتی بودند که در ایجاد امپراتوری اشکانیان به فرماندهی اشک همکاری داشتند و لقب پهلو یعنی پارتی داشتند. در دوره ساسانی انتساب به سلسلهٔ اشکانی امتیاز دانسته میشد و آنها به عنوان یک خاندان تاثیر گذار شناخته می شدند. علاوه بر روحیهٔ جنگاوری مردمان سرزمین اسپهبد، محاصرهٔ این سرزمین توسط دریا و جنگلهای انبوه، قدرت دفاعی اسپهبدان در برابر دشمنانشان را افزایش چشمگیری داده بود. پس از ساسانیان نیز اسپهبدان در مازندران ، گیلان و آستارا جاهای دیگر حکومت هایی با نام های مختلف ایجاد کردند. در سال ۳۲۶ قمری، هنگامی که لشکری بن مردی رهبر شورشی گیلانی به جنگ با دیسم بن ابراهیم حاکم آذربایجان رفت، از کمکهای ابن دلوله اِسپهبُدِ اسپهبدان مغان بهره برده و پس از شکست دادن دیسم، اتحاد خود با ابن دلوله را حفظ کرد. خاندان اسپهبد همچنین با خاندان های پارتی دیگر چون خاندان پارتی سُورِن《سیستان و جنوب خراسان》 و خاندان پارسی یا پارتی داهه (تاجیکستان و شمال خراسان و ترکمنستان و حتی گرگان ،آریان مورخ یونانی بین پارسی ها و پارتی ها تفاوتی نمی گذاشت و آنها را یکی می دانست) و خاندان مهران( از ری تا بیرجند و همچنین سمنان ، گرمسار ، تالش و آستارا)و خاندان کارِن و..... دارای روابطی بودند.
۱ دیدگاه درباره پرسش
هنوز دیدگاهی درباره این پرسش ثبت نشده است.