با سلام .در مورد حمله اعراب باید گفت که دو نظریه وجود دارد یکی ان است که اعراب با مشاهده بناهای بزرگ سنگی مثل تخت جمشید و پاسارگاد و ارامگاه کوروش و نقش رستم براین باور شدند که ساخت چنین ابنیه هایی از سوی انسان غیرممکن است پس تلاش بر ان شد که ان ابنیه ها را به پیامبران و معجزه هایشان نسبت دهند. پس به ارامگاه کوروش ارامگاه مادر حضرت سلیمان و به تخت جمشید ملک سلیمان میگفتند.
نظریه دوم ان بود که ایرانیان برای حفاظت از این ساختمان ها این شایعات را ایجاد کردند تا اسیبی به ان ها نرسد. در هر دو صورت خدا را شکر که به غیر از تخریب اسکندر و تخریب طبیعی بلای دیگری بر سر این ساختمان های گرانبها نیامده است.
در مورد چنگیز باید گفت خود چنگیز چندان در ایران نفوظ نکرد اگر ماجرای مبارزه های جلال الدین خوارزم شاه را خوانده باشید .میبینید که پس از برگشت جلال الدین از هند و بازگشت چنگیز به مناطق شمال چین جلال الدین میتواند با کمک حکم ران محلی سپاهی فراهم اورد و بربسیاری از مناطق جنوبی و شمالی و مرکزی ایران حکومت کند و حتی به عباسیان و گرجستان لشگر بکشد(البته این ها اشتباهات او بودند) . سپس در درگیری دوباره با اقوام مغول شکست میخورد . این ها را گفتم تا به این نتیجه برسیم که در حجوم های اولیه اقوام مغول عمدتا این مناطق از دسترس ان اقوام دور بوده است. در زمان تیمور لنگ نیز با نفوظ فرهنگ ایرانی در بینشان به گفتار عامیانه (اهلی ) شده بودند. و شاهد کار های علمی هم در این دوره هستیم.
از سویی شاید دور بودن و اصولا خرابه بودن این بنا ها باعث ان شده است که مغول ها به ان اهمیت ندهند.
البته نوشتار من درمورد دلایل چنگیز صرفا برپایه ارتباط برقرار کردن بین وقایع تاریخی بود اگر در جایی دیگر مطلبی دیگر را دیدید مطمعنا ان اعتبار بیشتری دارد.
۰ دیدگاه درباره پرسش
هنوز دیدگاهی درباره این پرسش ثبت نشده است.