بازگشت به واژه‌نامه
دانشنامه و واژه‌نامهٔ پارسی سَره

برابر پارسی واژه : غربال

برابرهای پارسی

۲ برابر
  • سَرَند

    ابزار

  • بیزِش

    کنش به چم filtration

برابر مناسب را با توجه به معنی جمله و یادداشت هر پیشنهاد برگزینید.

دانشنامهٔ واژه

هنوز توضیح دانشنامه‌ای برای این مدخل منتشر نشده است. برابرهای واژگانی موجود در بالای صفحه در دسترس‌اند.

با هم، واژه‌نامه را پربارتر کنیم

برابر پارسی دیگری می‌شناسید؟

با پیشنهاد یک برابر دقیق برای «غربال» و آوردن بُن‌مایهٔ آن، به واژه‌گزینی خوانندگان کمک کنید. پیشنهاد شما پس از بررسی و تایید سردبیر، با نام شما در این مدخل نمایش داده می‌شود.

برای فرستادن برابر پیشنهادی، وارد حساب خود شوید یا به پارسیان دژ بپیوندید.

یادداشت واژگانی

متن ثبت‌شدهٔ برابرها و یادداشت‌های این مدخل:

سَرَند (ابزار)؛ بیزِش (کنش به چم filtration)

بُن‌مایه‌ها

بخشی از داده‌های واژگانی این پروژه برگرفته از پایگاه دادهٔ پاسبان و منتشرشده زیر پروانهٔ ODbL 1.0 است.