بازگشت به واژه‌نامه
دانشنامه و واژه‌نامهٔ پارسی سَره

برابر پارسی واژه : گیتاریست

برابرهای پارسی

۳ برابر
  • شِش‌تارنَواز

    =guitarist

  • شِش‌تاززَن
  • نوازندۀ شِش‌تار

برابر مناسب را با توجه به معنی جمله و یادداشت هر پیشنهاد برگزینید.

دانشنامهٔ واژه

هنوز توضیح دانشنامه‌ای برای این مدخل منتشر نشده است. برابرهای واژگانی موجود در بالای صفحه در دسترس‌اند.

با هم، واژه‌نامه را پربارتر کنیم

برابر پارسی دیگری می‌شناسید؟

با پیشنهاد یک برابر دقیق برای «گیتاریست» و آوردن بُن‌مایهٔ آن، به واژه‌گزینی خوانندگان کمک کنید. پیشنهاد شما پس از بررسی و تایید سردبیر، با نام شما در این مدخل نمایش داده می‌شود.

برای فرستادن برابر پیشنهادی، وارد حساب خود شوید یا به پارسیان دژ بپیوندید.

یادداشت واژگانی

متن ثبت‌شدهٔ برابرها و یادداشت‌های این مدخل:

(=guitarist) شِش‌تارنَواز، شِش‌تاززَن، نوازندۀ شِش‌تار

بُن‌مایه‌ها

بخشی از داده‌های واژگانی این پروژه برگرفته از پایگاه دادهٔ پاسبان و منتشرشده زیر پروانهٔ ODbL 1.0 است.