ایران باستانیونان

وجود مورخین حقیقت گوی بسیار در ایران باستان به گواه مورخین یونانی

تاریخ نگاران
تاریخ نگاران

ایران ستیزان برای تخریب تاریخ ایران باستان ادعا میکنند تاریخِ ایران تنها بدست یونانیان نوشته شده و ایرانیان از خود مورخ و تاریخ نگار نداشته اند … و در نهایت نتیجه میگیرند ایرانیان در کل برای خواندن و نوشتن اهمیتی قائل نبوده اند !!!

در اینجا به ۳ مورد از نوشته های مورخین یونانی میپردازیم که به نگارش تاریخ توسط ایرانیان اشاره کرده اند .

 

۱) ایرانیان و یونانیان – پلوتارخ – ص ۴۸

چون روز شد خشايارشا به جاى بلندى درآمده به كشتيهاى خود نگاه میكرد كه چگونه صف میبندند.

فانوديموس مى گويد:

او بر روى دماغه كوهى كه بالاى پرستشگاه هركوليس نهاده و در آنجا كناره هاى آتيكا از جزيره با يك تنگه آبى جدا مى گردد نشسته بود ليكن آكستودوروس مى نويسد او در نزديكهاى ميگارا بر روى تپه هايى كه « شاخ » نام دارند جا گزيد و بر كرسى زرين نشسته دبيران بسيارى گرد او را فرا گرفته بودند كه هر آنچه در ميدان جنگ میرفت آنان به رشته نگارش مى كشيدند

اين عبارت میرساند كه نوشتن در ميان ايرانيان در آن زمان رواج بسيار داشته و مى توان گفت كه براى اين گونه نگارشها خط ديگرى جز از خط ميخى داشته اند. زيرا خط ميخى با سختى كه در نوشتن دارد خود كار دشواريست كه اين گونه نگارشهاى شتاب آميز با آن انجام گيرد.

***

۲) هرودوت – تاریخ هرودوت – ترجمه ی جرج راولین سن – وحید مازندرانی – ص ۷۶

در تاریخ هردوت , در بخشی با عنوان << داستان کوروش >> از دسته ای نویسنده ی ایرانی که حقیقت مطلق را بیان کرده اند , یاد شده است .

هرودوت مینویسد : در این باب من از آن دسته نویسندگان ایرانی پیروی خواهم کرد که نظرشان تجلیل فتوحات کوروش نبوده است بلکه حقیقت مطلق را بیان کرده اند .

 

این جملات هردوت به تنهایی سندیست برای وجود تاریخ نویسان فراوان ایرانی در دوره ی باستان با تعدد آرا .

نوشتن حقیقت مطلق , خود نشان دهنده ی آزادی بیان در آن دوران است .

***

۳) میراث ایران – فصل ۸ ( ادبیات ایران ) – پروفسور ا . ج . آربری – ترجمه ی عزیزالله حاتمی

به طوری که از نوشته های آگاثیاس بر می آید دربار ایران حتی در زمان هخامنشیان روزنامه ی رسمی داشت و سلسه های بعدی نیز این کار را ادامه دادند .
عموما چنین تصور میشد که بر اساس این روزنامه های رسمی بود که در اواخر سلطنت ساسانیان مولف ناشناسی کتاب خدای نامک را به وجود آورد که پس از ترجمه از پهلوی به عربی توسط ابن المقفع ایرانی ( وفات ۱۴۰ هـ . ۷۵۷ م . ) و دیگران بالاخره توسط نبوغ فردوسی شکل جدیدی به خود گرفت و به صورت شاهنامه در آمد که یکی از بزرگترین منظومه های حماسی جهان است .

 

حال اینکه بر سر نوشته های این مورخین چه آمده که چیز زیادی از آن آثار بدست ما نرسیده خود مبحث دیگریست که در آینده به آن خواهیم پرداخت .

قطعا اگر این آثار بر جای مانده بود ؛ بسیاری از مطالبی که به دست دشمنان باستانیمان و بر علیهمان نوشته شده است , دیگر اعتباری نداشت .

 

شمشاد امیری خراسانی

شناخت تاریخ و فرهنگ ایران به نمونه ورود به دنیایی است که جز عشق و افتخار و گاهی اندوه چیزی انتظار ما را نمی کشد ، شاید تاریخ ما در حافظه ژن های ما ذخیره شده است تا بتوانیم با آن آگاهی به خود و فرا خود را گسترش دهیم .

نوشته های مشابه

اشتراک در
اطلاع از
guest

8 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
بیژن

اگر هرودوت حقایق رابه استناد نوشته های
نویسندگان ایرانی دوران هخامنشی گفته باشد پس باید بی غرضانه و معتبر دانست . او در کتاب سوم خود درباره پادشاهی داریوش این طور نقل میکند : داریوش پس از کوروش بر سر اینکه حکومت بر پایه یک شاه باشد یا بصورت شورایی اداره گردد دونفر سرداران ایرانی به نام “اوتان” و ” مگابیز ” را که موافق شورایی بودند متقاعد کرد که بر همان روش کوروش سلطنت مطلقه فردی را بر قرا ر کنند ! کوروش و بطور کلی سلسله همخامنشیان با دموکراسی یونان مخالف بودند ( رجوع شود به کتاب تاریخ روزگاران زرین کوب ص ۲۸۱ نقل از کوروش درباره دموکراسی یونان ) و برای همین خشایار شاه بیرحمانه آتن را که مهد تمدن و دموکراسی آنزمان بود به آتش کشید .! بهرحال امپراطوری ایران بر پایه نظامی گری و سرکوب ملل دیگر ساخته شد و اگر کورش شاهی عادل و جوانمرد محسوب میشده این فقط خصلت شخصی او بوده و بعدی ها اینطور نبودند تا جایی که پسرش کمبوجیه برادرش بردیا را مخفیانه و نامردانه کشت تا شاه شود ! گذشته ایران مشکلی را از ما حل نمیکند . ما بخاطر خفت و خواری دوران معاصر و عقب ماندگی از سایرین که شایسته این فلاکت نیستیم با پرداختن به افتخارات گذشته میخواهیم خودرا تسلی روحی دهیم که فریبی بیش نیست . تنها راه کامیابی ما علم گرایی و کسب توانایی در صنعت و تکنولوژی است کاری که کشورهای پیشرفته کردند و بعضی مثل کره جنوبی هیچ تاریخی نداشتند که به آن مباهات کنند . توانا بود هر که دانا بود

علی رضا بوستانه

سلام و سپاس بابت مطالب بسیار مفیدتان
سوالی داشتم
که آیا حتی یک کتاب هم از دوران هخامنشیان بدست مانرسیده؟
یعنی کلا همه کتاب ها نابود شده یا احتمال دارد در آینده کشف شود؟
با سپاس

پیمان

با اجازه خواهشمندم از شماکه مطلبی برای رد نوشته های ایرانستیزان در مورد کشتار اوپیس به دست کوروش , کشتار لاده به دست داریوش , ماجرای به آتش کشیدن آتن توسط خشایارشا , برده داری در مزارع ایران باستان و … بنویسیدباسپاس

هوشنگ نوری

جهالتی بالاتر از این وجود ندارد که شما از نوشته های یونانیها اگاه می شوید که ایرانی ها نویسنده داشتند  تا به آنها افتخار کنید . حالا فرض کنیم که آنزمان گذشته است در زمان کنونی کدام ایرانی را پیدا می کنید که تاریخ علمی ما را کنکاش نماید . هنوز هم ما برای ترجمه خط میخی به دانشمندان خارجی متکی هستیم . لطفاً اگر زحمتی نیست به موزه های تخت جمشید ویا اصفهان سر بزنید همه اکتشافات تاریخی ایران توسط خارجی های مشکوک انجام گرفته و شناخت ما هم از تاریخمان بر اساس نوشته های آنها است . در آینده باز همین تفکر وجود خواهد داشت که ایرانیها به نوشتن علاقه نداشتند ولی خارجیهایی مانند پروفسور گریشمن اقدام به خواندن خط میخی ایرانی ها کردند . شما هم به عوض اینهمه افتخار کردن بروید مانند گریشمن که ۶ ماه تمام درشهر اهر آذربایجان با همسرش زیر آفتاب ساعتها روبروی لوح خطی میخی نشستند و ترجمه کردند و رفتند و هنوز هم ما نمیدانیم که دراین لوح چی نوشته شده است  . مطالعه کنید و ترجمه خط باستانی یاد بگیرید این است افتخار برای محققین تاریخ ایران.  

hossein

خوب طبیعیه که با حمله اسکندر و اعراب و مغولها (هر کدوم هم که از اون یکی خونخوار تر)و اتیش زدن تمام کتابخانه های ما و… معلومه که چیزی باقی نمیمونه حالا دوران بعد از اسلام و خشک مذهبیها هم که بماند سر هیچ و پوچ کلی از تاریخمون رو از دست دادیم.

مهسا

بله درست میفرمایید … اما عده ای قصد دارن حقایق رو وارونه جلوه بدن و بعد در راستای اهداف شوم خودشون نتیجه گیری کنن ! از جمله میتونم به یک پی دی اف نویسِ کم سواد اشاره کنم(محمودرضاقلی در کتاب تاریخ سیاسی ایران باستان می نویسد:
هخامنشیان، در عصری که تمدن یونانی دهها دانشمند و فیلسوف و ادیب به تاریخ بشر عرضه کرد، از ارائه حتی یک نویسنده برای نگارش تاریخ خودشان هم ناتوان بوده و هواداران امروزی خود را به گدایان درگه “مورخین بیگانه” تبدیل کرده اند؛ آنها جز جنگاور و سپاهی برای تصرف و غارت تمدنهای کهن و تسلط بر آنها تربیت نکردند و دوستداران خود را ناگزیر از تولید دروغ و افسانه ساختند )…
متاسفانه امثال این مهملات در فضای مجازی زیاد دیده میشه .

سعید

ما همین الانم داریم بخاطر وجود آدمای خشک مذهب و بی سواد تاریخمونو از دست میدیم.به عنوان مثال همین چند وقت پیش یکیشون به من گفت خدارو شکر که عمر به ایران حمله کرد و مارو از جهالت نجات داد،نکته جالب اینکه قبول داشت عمر آدم بدی بوده ولی این کارشو قبول داشت.

دکمه بازگشت به بالا