ای حکیم نامی ای فردوسی سحر آفرین
ای به‌ هر فن در سخن چون‌ مرد یک‌ فن اوستاد
شور احیاء وطن گر در دل پاکت نبود
رفته بود از ترک و تازی هستی ایران به باد
خلقی از نو زنده کردی‌، ملکی از نو ساختی
عالمی آباد کردی خانه‌ات آباد باد
نیست غم گر حرمتت اهل زمان نشناختند
هر هنرمندی به عصر خویش محروم اوفتاد
روح و آوای تو درگفتار نیکت زنده است
روح بدخواه تو در سرپنجهٔ جهل و عناد…

“ملک الشعرای بهار”

ملک الشعرای بهار

مشاهده محتوا بیشتر

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 موضوع دیدگاه
0 موضوع پاسخ
0 Seguidores
 
بیشترین پاسخ واکنش نشان داد
پرطرفدارترین نظر
1 نویسنده دیدگاه
سورئالیسم نویسندگان نظرات اخیر
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
به من اطلاع بده
سورئالیسم
مهمان
سورئالیسم

دریا بنفش و مرز بنفش و هوا بنفش/ جنگل کبود و کوه کبود و افق کبود (بهار)